روزهای شنبه و یکشنبه ٨ و ٩ فروردین ١٤٠٥ (٢٨ و ٢٩ مارس) تجمعی در لندن تحت عنوان «کنگره آزادی ایران» برگزار شد. بر اساس گزارشاتی که از این گردهمایی منتشر شده است، برگزار کنندگان هدف اصلی کنگره را «گرد آوردن طیف متنوعی از نیروهای مدنی و سیاسی برای گفت و گو در باره مسیر گذار ایران» اعلام کرده اند. بر اساس این گزارشات  محور مباحثات در روز اول جنسیت و دمکراسی و تبعیض قومی و پیوند تبعیض جنسی و قومی و ساختاری بوده و روز دوم نیز سخنرانان بر تکثر گرایی و پرهیز از حذف و تمرکز بر همگرایی و اشتراکات حداقلی در مسیر گذار تأکید کرده اند.

اما و مستقل از دلیل و چگونگی شکل گیری این نشست و اشخاص و مراکز شناخته شده ای که به عنوان لابی اسرائیل پشت این تلاشند و امروز در رسانه ها از جمله "میدل ایست آی" گزارشات آن درج شده است، صف شرکت کنند گان و اهداف اعلام شده « کنگره»، مباحثات و دستورات و بحثهای سخنرانان آن به ما میگوید که این نشست، سازمان دهندگان و برگزار کنندگان آن، کجای تحولات ایران قرار گرفته اند و چه اهدافی را دنبال میکند.

بیش از یک ماه است مردم ایران زیر بمباران وسیع و همه جانبه دو دولت جنگ طلب آمریکا و اسرائیل هستند. دو دولت جنایتکاری که  برای اهداف شنیع خود، با قلدری جنگی را تحمیل کرده اند که  اکنون عملا کل خاورمیانه را به آتش کشیده و از خاتمه آن خبری نیست.  صدها شهر بزرگ و کوچک ایران بمباران شده اند، هزاران نفر از جمله صدها کودک کشته و میلیونها نفر آواره و بی خانمان شده اند، صدها بیمارستان، درمانگاه، مدرسه و دانشگاه و کارخانه ها، و دهها هزار خانه مسکونی  ویران شده است. اکنون دیگر حمله به زیر ساختهای اقتصادی، به مراکز نفتی، صنعتی و برق و حتی مراکز هسته ای علیرغم خطرات ماندگار آن برای مردم ایران و منطقه، بمباران شده است. 

روز شنبه ٢٨ مارس همزمان با روز اول برگزاری "کنگره آزادی ایران"، در همان شهر (لندن – انگلستان) یکی از بزرگترین اجتماعات و تظاهرات های مردمی علیه جنگ و حمله به ایران و علیه راست افراطی جنگ طلب، با شرکت حدود یک میلیون نفر برگزار شد. همان روز میلیونها انسان در سراسر جهان باز علیه جنگ و حمله به ایران و برای قطع فوری آن، دست به اعتراض زده اند. در دهها شهر آمریکا و سه هزار خیابان،  بالغ بر ٨ میلیون نفر تظاهرات کردند. اما در سالن این «کنگره » و در میان خانمها و آقایان شرکت کننده  در آن، که بعنوان "رهبران فردای جامعه ایران" هریک به نام و به شکلی مدال دمکراسی خواهی را به گردن آویزان کرده اند و برای "آینده ایران" و «گذار به دمکراسی»  مشغول بحث و فحص و "تمرین دمکراسی" بودند، بحث این جنگ، که آینده زندگی نود میلیون نفر در ایران را تحت تاثیرات تاریخی و تعیین کننده ای قرار داده است،  موضوعیت نداشت و حتی به عنوان یکی از مباحث نشست در دستور قرار نگرفت! 

دور از واقعیت نیست که دلیل "غیبت" موضوعیت "جنگ" در این نشست را تنها و تنها نگنجیدن آن  در "مخیله" هایی یافت که در آنها قرار است این جنگ "به زودی" و با بمب های "بشردوستانه" با سرانجام خوش "آزادی مردم ایران" یعنی همان پروپاگاندهای ترامپ و نتانیاهو، به پایان برسد! مسئله اصلی و محوری این صف، "ایران" پس از "آزادی با این جنگ" است و خلا قدرتی است که منتظر پرشدن توسط آنها یا رقبایشان در کلوپ های دیگر سلطنت طلبان، مجاهد و قوم پرستان است! 

دور از واقعیت نیست اگر به صراحت اعلام کرد که نشست "کنگره آزادی ایران"،  مستقل از داعیه های شرکت کنندگان در آن، جلسه ای مربوط به راست افراطی جنگ طلب و سیاست های آن بود. "اپوزیسیون راست" که "عقربه" های ساعت های آن با عقربه های ساعت های ترامپ و نتانیاهو "کوک میشود"! تظاهرات های علیه جنگ در لندن و دهها شهر آمریکا و هزاران خیابان کشورهای جهان، قطب مخالف این جمعیت جنگ طلب است که بخشی "خجالتی" و بخشی "وقیح" اهداف سیاسی شان را اعلام میکنند! 

همین حقیقت و بعلاوه نامربوطی این نشست به معضلات همه جانبه مردم ایران، تحت بمبارانها و ویرانی و ترس، مستقل از درافشانی سخنرانان و شرکت کنندگان و بر گزار کنندگان این نشست و کوبیدن آنها به طبل «همگرایی» برای رسیدن به «دمکراسی»، برای مهر باطل زدن به این کنگره و صاحبان آن کافی است. 

شرکت کنندگان این نمایش که صفی از اپوزیسیون بورژوایی ایران از راست تا چپ، از جمهوری خواه، مشروطه طلب، گروههای مختلف قومی و ناسیونالیستی، عناصری از اصلاح طلبان حکومتی از قدرت رانده شده تا جناح چپ آنها و… را شامل میشوند، همگی منتظر چیدن میوه این جنگ خانمان برانداز بعد از ویرانی ایران اند. بی دلیل نیست که زمانی که مردم جهان علیه این جنگ و بمباران دست به اعتراض زده اند، شرکت کنندگان این کنگره بدون اینکه به خود جنگ و عاملین آن بپردازند حتی به خود زحمت نداده اند، برای "مردم داری" و "ظاهرسازی" هم که شده است خواهان پایان این توحش افسارگسیخته شوند.  چرا که جنبش علیه جنگ، سد راه پیشروی آنها است! 


اما و مستقل از هیاهوی این صف، مردم آزادیخواه ایران علیرغم جنگی که به آنها تحمیل شده است، علیرغم روزهای تلخ و سیاهی که زیر بمباران و جنگ سپری میکنند، دوستان و دشمنان خود را می شناسند. دوستان صدها میلیونی خود در دفاع از "ماندگاری ایران"، در جنبش ضدجنگ، در آمریکا و اروپا و آسیا و سراسر جهان، را متحد، در کنار خود و قدرت خود می بینند و این بالماسکه های "آلترناتیو" سازی ها را در مقابل خود و جامعه شان! 

مردم آزادیخواه ایران، دهها میلیون کارگر و خانواده کارگری، زنان و نسل جوان آزادیخواه در ایران، میلیونها انسان محروم و مخالف جمهوری اسلامی، این روزها جایگاه احزاب و شخصیتهای سیاسی و صف بندیهایی که شکل گرفته است را نه از دریچه ادعاها و شعارهای پرزرق و برق آنها، بلکه از دل واقعیات تلخ این دوره و جنایات و جنگی نگاه میکنند که به آنها، به مردم منطقه و جهان تحمیل شده است.  

امروز این جنگ جنایتکارانه زندگی مردم ایران را به تباهی کشانده است و بزرگترین لطمه را به جنبش آزادیخواهانه و برابری طلبانه آنان علیه جمهوری اسلامی زده است. اما صدای عدالتخواهی این مردم خاموش نمیشود. متحدین میلیونی این مردم، هم اکنون در سراسر جهان در میدان هستند! در دل همین شرایط صدای حق طلبی این جنبش، صدای دفاع آنان از برابری و عدالت و علیه جمهوری اسلامی، خواست فوری این مردم برای پایان فوری و بی قید و شرط این جنگ، در سراسر جهان به گوش میرسد. 

امروز بر خلاف شرکت کنندگان «کنگره آزادی ایران» و مدافعان جنگ و حمله نظامی و هوادارن آمریکا و اسرائیل، صدا و خواست مردم ایران توسط دهها میلیون از بشریت متمدن در غرب، در آمریکا و انگلستان و دهها کشور دیگر، علیه جنگ و جنگ طلبان همه جا زبانه میکشد.

مردم آزادیخواه ایران چشم امید به این جنبش بسته اند و این مردم را متحد و حامی خود میدانند. بی تردید جایگاه اپوزیسیون راست و دشمنی و قصاوت آنها علیه مردم آزادیخواه در ایران و دفاع آنان از حمله و بمباران ایران، تبدیل آنان به بلند گوی ماشین جنگی امریكا و اسرائیل و شراكت مستقیم آنها در این جنگ علیه مردم ایران، چون لكه ننگی برای همیشه بر پیشانی آنها خواهد ماند.


حزب حكمتیست(خط رسمی)
١١ فروردین ١٤٠٥- ٣١ مارس ٢٠٢٦