فرودستی نیمی از جوامع انسانی که تصادفا با جنبست زن متولد می شوند، زن ستیزی، خشونت و تبعیض علیه آنها و آپارتاید جنسی، در صحنه جهانی که در آن بسر میبریم هولناک است. سیر عقبگرد بشریت گرفتار در چنگال مخرب ترین قدرت های حاکم که هزاران جامعه انسانی را به لبه پرتگاه سقوط به دامان بربریت قرون وسطایی کشانده اند که در آن از جمله زنان را بعنوان ساحره می سوزاندند، ترسناک است.
امروز، یک صد و پانزده سال پس از اولین هشت مارس، جنبش برای برابری زن و مرد، برای آزادی و عدالت اجتماعی که قطب نمای روشنی رو به آینده های بهتری را در مقابل داشت و دستآوردهای مهمی کسب کرده بود، در یکی از بحرانی ترین و سیاه ترین مقاطع تاریخ جوامع انسانی بسر می برد. دامنه و ابعاد و سرعت عقب گردهایی که به همه دستاوردهای تاریخ بشری مان، از جمله دستآوردهای برابری طلبانه و آزادیخواهانه جنبش برای رفع ستم بر زن تحمیل شده است، حیرت آور است.
این روزها، از جمله "پیش پا افتاده" ترین رویدادها، تداوم غیر قانونی بودن تحصیل پس از کلاس شش برای دختران در افغانستان است و وضعیت بدوی، وخیم و بی حقوقی قرون وسطایی که در افغانستان به زنان تحمیل شده است! از جمله خبرهای "معمولی" حمله و تعرض ترامپیسم در آمریکا است به دستآوردهای جنبش های مترقی در دفاع از زنان در آمریکا! از جمله خبرهای "معمولی" کشتار هزاران جوان و از جمله زنان در ایران است که به امید یک دنیای بهتر به جدال یک حکومت زن ستیز برخواستند! از جمله فاجعه های "عادی" شده جهان، هالوکاست غزه است و ماشین همچنان پرکار فاشیسم یهودی اسراٸیل و حمایت بزرگترین قدرت نظامی و اقتصادی جهان، آمریکا، در نسل کشی و پاک سازی قومی از فلسطینیان!
آنچه که "روتین" شده است، بالا نگاه داشتن خطر جنگ و تخریب و کشتار وانهدام های بیشتر برفراز سر جهانیان بویژه در خاورمیانه و این روزها بخصوص در ایران است به بهانه "هسته ای"! آنچه که "ترند" است ترس و هراس از گسترش فقر و بیکاری و فرارها و مهاجرت های اجباری و برجسته تر شدن چهره زمخت نژاد پرستی و فاشیسم و پرکار تر شدن ماشین میلیتاریسم آمریکا و به موازات آن همه قدرت های اصلی و غیراصلی جهان است!
بر این بستر تاریک، صحبت از شکاف جنسیتی در محیط کار و خانواده، خشونت علیه زنان، نابرابری، مردسالاری، قتل های "ناموسی" زنان، تحمیل حجاب و جداسازی زن و مرد و شکنجه جسمی و روانی نیمی از جمعیت کره خاکی به جرم "زن بودن" و انواع تبعیضات نهادینه شده نظام های سیاسی، فرهنگی و ایدیولوژیکی موجود در سراسر جهان علیه زنان، ممکن است بنظر حاشیه ای بیاید!
واقعیت این است که بی حقوقی و ستم بر زن، در همین شرایط، نه حاشیه که در بطن و مرکز این شرایط قرار گرفته است. به حاشیه راندن جنبش رهایی زن، و همه جنبش های اجتماعی و ترقیخوهانه در دفاع از دستآوردهای یک قرن گذشته که بسرعت در حال بازپس گیری است، از جمله آزادی عقیده و بیان و حق اعتصاب و حق تشکل و ممنوعیت بیکاری و مسٸولیت دولت ها در تامین اجتماعی و طب و بهداشت و مسکن و .. همه و همه، مهمترین ابزار اعمال همان سیاست های تاریکی است که امروز در جریان است و بر صدر اعمال آنها بزرگترین قدرت های نظامی، سیاسی و اقتصادی جهان، نشسته است.
هشت مارس میتواند و باید روز صحبت از همه ابعاد بی حقوقی و ستم بر زن، در جامعه، در قوانین، در خانواده و در محل های کار و زندگی باشد! باید بخصوص در مورد دلایل رسیدن جوامع انسانی به این وضعیت تاریک، صحبت و چاره اندیشی کرد! دلایل رسیدن آن افق روشن یکصدوپانزده سال گذشته، به شرایط تیره و تاریک امروز را به آگاهی جمعی تبدیل کرد! صحبت از آرمانخواهی، برابری زن و مرد، حق کارگر، امنیت شغلی، بیمه بیکاری و حق انسان کارکن و آزادی و برابری، صلح و امنیت را از کالاهایی "لوکس" و "نایاب" برای چیدن پشت "ویترین تاریخ"، به موضوع روز تبدیل کرد!
باید به همگان یادآور شد که آن افق روشن که بانی و منشا آن وجود جنبش های سوسیالیستی وسیع و گسترده بود، هنوز زنده است و احیا و گسترش آن ممکن!
نه برابری حقوقی قانونی زن و مرد در جوامع غربی، مرحمت دولت ها و جریانات راست بوده است و نه همه دستآوردهای آزادیخواهانه و برابری طلبانه قرن گذشته! آنچه که تحمیل شرایط تاریک و مخوف امروز را ممکن کرد، به پشت صحنه راندن جنبش های سوسیالیستی بود که برای حق زن، حق کارگر، حق انسان کارکن، رفاه و عدالت اجتماعی، آزادی و برابری می جنگید و در جغرافیاهای مختلف به درجات زیادی بخشی از حقوق ابتدایی انسان در جوامع متمدن را کسب کرده بود.
آنچه که حکومت های طلبان و جمهوری اسلامی و فاشیسم اسراٸیل و ترامپیسم و میلیتاریسم عنان گسیخته مخرب "جوامع بشری تخریب کن"، گرانی و فقر و فلاکت امروز، باطلاق عراق و لیبی و سوریه و دهها و دهها جنگ و تحریم را ممکن کرد، حمله وسیع و جهانی بورژوازی دست راستی به جنبش های سوسیالیستی بود که منشا مهمترین دستآوردهای جوامع متمدن جهان بود.
برگزاری هشت مارس و به میان آوردن همه کیفرخواست های جنبش برای رهایی زنان، بدون پرداختن به شرایط امروز و "چرایی" های آن، همانگونه که صاحبان قدرت میخواهند، "موضوعات" حاشیه ای خواهد شد.
نه در آستانه جنگ دوم، نه در جنگ ویتنام، نه در جنگ خلیج و حمله به عراق، نه در جنبش علیه نژادپرستی علیه سیاهان، نه در جنبش علیه آپارتاید نژادی در آفریقای جنوبی، جنبش رهایی زنان در مورد شرایطی که در آن سوخت و ساز میکرد ساکت بود و نه امروز میتواند در مقابل خطر حمله به ایران، سایه خطر جنگ برفراز خاورمیانه و جهان، و نه در مورد فاجعه غزه، بی اعتنا باشد.
هشت مارس امسال جنبش برای رهایی زن، جنبش برای برابری زن و مرد، جنبش برای آزادی و برابری، نمی تواند پرچم مقابله جهانی و کشوری علیه شرایط بحرانی که سراسر جهان را به لبه پرتگاه کشانده است، علیه نا امنی و فضای میلیتاریستی و جنگی، علیه تاثیرات مخرب این شرایط بر جنبشهای اجتماعی و بویژه جنبش برای رهایی زن صحبت نکند و متحد نشود!
این جنبش نمی تواند حمایت خود را از بشریت متمدنی که در همین شرایط در سراسر جهان در دفاع ازمردم فلسطین و غزه بیش از دو سال است هرروز در میدان هستند، دریغ کند و با آن متحد نشود! نمی توان در روز جهانی زن با بشریت متمدنی که علیه فقر و فلاکت و حمله به ایران و جنگ، و علیه جنبش های دست راستی و فاشیستی در سراسر جهان در میدان هستند، متحد و همبسته نشد.
در هشت مارس در دفاع از دستآوردهای تاکنونی جنبش برابری طلبانه زنان، که اساسا و تاریخا چپ و سوسیالیستی بوده است، باید گرد آرمانهای سوسیالیستی، متحد و همبسته شد! این تنها راه مقابله با شرایطی است که پیشروی مهندسین آن در هیٸت های حاکمه آمریکا و اسراٸیل و اروپا و به موازات آن بهره چینی رقبایشان در ایران و روسیه و چین، به بشریت تحمیل کرده اند. شرایطی که نه تنها دهها و دهها جامعه انسانی، با زن و مرد و کارگر و معلم و کودک و سالمند به زیر مخروبه هایی، که امروز نمونه های آن را در خاورمیانه شاهدیم، دفن خواهد کرد که قادر است جهانی را به بربریت قرون وسطی ببرد که در آن از جمله زنان را بعنوان ساحره می سوزاندند.
زنده باد جدال بشریت متمدن برای آزادی و برابری
زنده باد جدال بشریت متمدن برای برابری زن و مرد
زنده باد سوسیالیسم
حزب حکمتیست (خط رسمی)
٥ اسفند ١٤٠٤
٢٤ فوریه ٢٠٢٦
