اعتراضات توده ای علیه فقر و فلاکت وارد یازدهمین روز خود شد. یازده روز مردمی که سالها است زیر خط فقر زندگی میکنند، جوانان و نوجوانانی که هیچ چشم اندازی جز پیوستن به صف میلیونی بیکاران و فقرا و زندگی حقیرانه در مقابل خود ندارند، علیه حاکمیتی که بانی این فلاکت است به خیابانها آمدند. اعتراضاتی که به روال همیشگی با سرکوب معترضین، با پادگانی کردن شهرها و محل کار و زندگی مردم، با حمله به بیمارستانها، با منتسب کردن مردم معترض به دولتهای ارتجاعی اسرائیل و امریکا، با دستگیری های وسیع توسط دستگاه سرکوب روبرو شد. اما هر روز بر دامنه آن افزوده میشود. 

امروز برای میلیونها انسان در این جامعه زندگی زیر خط فقر خطری در آینده نزدیک نیست. فقر و فلاکت زندگی امروز میلیونها نفر، از بخش شاغل طبقه کارگر تا سیل عظیم بیكاران و اقشار محروم، از پرستار و فرهنگی و بازنشسته تا جوان فارغ التحصیل شده و بیکار را رقم زده است. مردم معترض خشم و نفرت خود از حاکمیتی که برای حفظ منافع اقلیتی مفتخور، زندگی اکثریت مردم را به تباهی کشیده است، اعتراض خود به شرایط زندگی غیر انسانی، به گرانی سرسام آور ابتدایی ترین مواد خوراکی، به کمبود دارو، به گرانی و تورم، به استبداد حاکم، به نابرابری و تبعیض را با شعارهای ״مرگ بر جمهوری اسلامی״، ״زن زندگی آزادی״ و ״آزادی، آزادی״ به گوش ارتجاع حاکم رساندند. 

اعتراضات، خشم و نفرتی که نه وعده های توخالی و نه حمله به معترضین، چه در خیابان چه در بیمارستانها، و دستگیری های وسیع قادر به خاموش کردن آن نیست. حکومتی که از رودرویی با طبقه کارگری که سازمان یافته علیه این وضعیت فلاکتبار به میدان آمده عاجز است، از طرفی جبونانه دست به دستگیری وسیع فرزندان این طبقه، نوجوانانی که برای یک دنیای بهتر، مرفه، آزاد و برابر به خیابانها آمده اند، میزند و از طرف دیگر با وعده برآورده کردن مطالبات کارگران معترض، تلاش میکند مانع بهم پیوستن اعتراض سازمانیافته طبقه کارگر با مردم معترض در خیابانها شود. 

ایران بشکه باروتی آماده انفجار است. سال ۹۶ اعتراض به گرانی، سال ۹۸ با بالا رفتن قیمت بنزین و اعتراض به فقر و شورش گرسنگان،‌ سال ۱۴۰۱ قتل مهسا و سال ۱۴۰۴ اعتراض به گرانی، تورم و فقر میلیونی، جرقه هایی بر این بشکه باروت اند. جامعه ایران تشنه آزادی و رفاه و برابری میرود تا نظام و حاکمیتی که مسبب این زندگی جهنمی است را از بنیاد ریشه کن کند.  

حمایت نهادهای مستقل کارگری، فرهنگیان، پرستاران و فعالین و شخصیتهای رادیكال و خوشنام جامعه، از این اعتراضات نه فقط در مقابل تعرض جمهوری اسلامی، که در مقابل تلاش دولتهای ارتجاعی و نیروهای باند سیاهی، از اسرائیل و امریکا تا پادوهایی چون مجاهد و پهلوی و...، برای هایجک کردن آن و تبدیل مردم معترض به سیاهی لشکر خود، عمق آزادیخواهی و برابری طلبی در تاروپود جامعه را نشان میدهد. 

آزادیخواهی ای که طبقه کارگر و کمونیستها با پرچم حکومت شورایی آنرا نمایندگی میکنند و بورژوازی، چه در قدرت و چه در اپوزیسیون، برای به شکست کشاندن آن کمر همت بسته است. یکی با دستگاه سرکوب و دیگری با توطئه های ارتجاعی!

جنبشی که برای به زیر کشیدن جمهوری اسلامی سالها است در جریان است، در هر تند پیچی قدرتمندتر، توده ای تر، روشن تر، چپ تر و رادیکالتر میشود. این جنبش برای پیروزی راهی جز متحدتر کردن، سازمان یافته تر کردن بیشتر خود و بدست گرفتن یک پرچم واحد و رادیکال، پرچم سرنگونی انقلابی و حکومت شورایی، را ندارد. 

حزب حکمتیست (خط رسمی) همه جانبه برای متحد كردن صفوف كارگران،‌ مردم محروم در محلات، اقشار محروم در میان پرستار، معلم و بازنشسته و… و برای متحد كردن و به میدان آوردن نیروی عظیم كارگران و محرومان زیر پرچم آزادی و برابری میكوشد. حزب حكمتیست (خط رسمی) تمام توان و نیروی خود را برای مقابله با دستگاه سرکوب و تحمیق رژیم و همزمان برای مقابله با توطئه های نیروهای ارتجاعی و برای پیشروی و پیروزی این جنبش حول پرچم حکومت شورایی، به کار خواهد گرفت و همه آزادیخواهان، سوسیالیستها و کمونیستها را جهت پیوستن به این تلاش دعوت میکند. 

حزب حکمتیست (خط رسمی)

۱۷ دیماه ۱۴۰۴- ۷ ژانویه ۲۰۲۶