رنسانس در ایران، جایگاه جنبش جوانان آزادیخواه و برابری طلب!
روز دانشجو در دوران معاصر ایران پس از جمهوری اسلامی، تاریخی بسیار فراتر از ریشه های خود در گذشته پیشاجمهوری اسلامی ایران دارد.
اگر روز دانشجو در دوران حکومت پیشین، نماد مخالفت جوانان روشنفکر با دیکتاتوری بطور کلی بود بدون آنکه تصویر روشنی از محتوا و مضمون آزادیخواهی و برابری طلبی داشته باشند! روز دانشجو در دوران جمهوری اسلامی اما، نماد دفاع و جدال یک جنبش وسیع اجتماعی جوانان در ایران، از آزادی بود که محتوا و مضمون آن بطور کلی روشن بود. آزادی و برابری، عدالت اجتماعی و ارزشهای انسانی، پرچم و محتوای جدال سه – چهار نسل از جوانان ایران بود که دانشگاهها سنگر آن بود و شانزده آذر، روز دانشجو نماد آن!
از بدو تولد ارتجاع اسلامی در ایران، دانشگاهها سنگر دفاع از دستآوردهای کسب شده مردم در سیر سرنگونی دیکتاتوری پهلوی، یعنی سنگر دفاع از آزادی تشکل های مردمی، دانشجویی و کارگری، آزادی اجتماع و اعتصاب، آزادی عقیده و بیان، برابری زن و مرد و همه آزادیهایی بود که مردم در انقلاب بدست آورده بودند.
از این رو همراه با سركوب جنبش كارگری، سرکوب و تسخیر دانشگاهها، اولین اولویت ارتجاع اسلامی در سیر شکل دادن به قدرت خود در ایران، برای بازپس گیری دستآوردهایی بود که مردم، کارگر و دانشجو و زن و مرد، به زور کسب کرده بودند!
از روز تولد و پیدایش جمهوری اسلامی، طی ده ها و تجربه چهار نسل، دانشگاهها همواره، گاه علنی و رو در رو و گاه مخفیانه و زیرزمینی، سنگر مقاومت در مقابل ارتجاع اسلامی در ایران بود که قربانیان بی شماری داد!
اسلامی کردن دانشگاهها، حذف دختران از بخش مهمی از رشته ها، تبدیل دانشگاهها به مساجد و پادگان و منبر آیت الله ها و نماز جمعه ها، برای "پرکار" نگاه داشتن ماشین پروپاگاندهای ارتجاع اسلامی، تصفیه کامل آنها از هرگونه حرکت و نماد متمدنانه و غیراسلامی، آزادیخواهانه و برابری طلبانه، مهمترین اولویت ارتجاع اسلامی تازه به قدرت رسیده در ایران بود. تعرضی که تنها با خون پاشاندن به دانشگاهها و ایجاد یک اختناق قرون وسطایی ممکن شد! پدیده ای که امروز عملا "تاریخی سپری شده" است.
بازگشت به منشا شانزده آذر پیشاجمهوری اسلامی، بعنوان اولین و آخرین آرمان جوانان انقلابی در ایران، هم برای جریان های پشت به حاکمیت و هم اپوزیسیون های درونی و بیرونی مرتجع آن، تنها و تنها برای پنهان نگاه داشتن جدالی است که در دانشگاههای سراسر ایران علیه حاکمیت "جدید" شکل گرفت. جدالی تاریخی، غنی، عمیق، اجتماعی و آگاه که گسستی تاریخی با منشا این روز کرده است. گسستی که به تحولات سیاسی عمیق جامعه ایران گره خورده است. تجربه "دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب (داب) (۱۳۸۸–۱۳۸۵) و مقابله خشن ارتجاع اسلامی حاکم با آن پس از تعرض خونین "انقلاب فرهنگی" دهه های قبل تر، نقطه عطف این گسست بود. نقطه عطفی که دست ارتجاع اسلامی در تحرکات دانشجویی و جوانان را عملا قطع کرد!
لازم است به مناسبت شانزده آذر به تاریخی که یکی از خشن ترین حکومت ها، طی چهار دهه جنگ و جدال جوانان در ایران، شکست خورد، پرداخت! به تجربه نسل هایی که با آرمان آزادی و برابری، ابزار های سیاسی و ایدیولوژیک حاکمیت را بی اثر کردند و بساط شان را از محیط های آموزشی و زندگی جوانان و نوجوانان جمع کردند، در جزییات پرداخت. جمع شدن بساط انجمن های اسلامی و شوراهای اسلامی و گشت ها و کنترل ها و تعرض به دختران و نوجوانان در مدارس و دانشگاهها و کارخانه ها و بیمارستانها و تمام محل های کار و زندگی، هرچند که به بهای سنگینی بدست آمده باشد، همه و همه بیان تحولاتی جدی در جامعه ایران، پشت راست كردن جنبش كارگری با پرچم برابری و رفاه و آزادی و پلاریزاسیون در جامعه بود و همزمان پیشروی های جنبش جوانان در ایران است که دانشگاهها یکی از مهمترین ارکان آن بوده است و برابری زن و مرد و حق کارگر، محوری ترین مطالبه آن!
لازم است به مناسبت روز دانشجو، سیر تغییرات به زور تحمیل شده جنبش جوانان در ایران، از انقلاب فرهنگی و حمله نظامی به دانشگاهها در دهه شصت و خون پاشاندن به دانشگاهها، تا کشیده شدن فضای دانشگاهها به سراسر جامعه و پیوند علنی و اجتماعی دانشگاهها و جنبش کارگری و جنبش حق زن، از "دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب (داب) دهه هشتاد، همبستگی جنبش رادیکال جوانان با جنبش"شورایی" در جنبش کارگری و بالاخره پاسخ این جنبش اجتماعی به "انقلاب فرهنگی" خونین جمهوری اسلامی در ایران با خیزشهای انقلابی و برابری طلبانه كه متاخرین آن خیزش انقلابی "زن زندگی آزادی" بود، یادآوری و مشاهده شود. تا در مقابل فشار ارتجاع اسلامی در قدرت و جریانات ضد كارگری در اپوزیسیون برای دادن تصویری شکست خورده از "بی حاصلی" تلاش های نسل های متعدد مردم آزادیخواه و برابری طلب، چپ و سوسیالیست در ایران، واقعیات ابژکتیو و غیرقابل انکار را به همگان یآداور شد و تصویری واقعی از قدرت مردمی، قدرت جوانان، قدرت زنان و قدرت کارگری را، به مناسبت و بهانه سالگرد شانزده آذر، بدست داد. تا بر سکوی قدرتمندی که جنبش رادیکال، چپ و سوسیالیستی، که دانشگاه ها همواره یك سنگر مهم آن و روز دانشجو نماد آن بود، ایستاد و امکان پیشروی های بیشتر در راه آرمانهای انسانی، آزادی و برابری را باز کرد.
جنبش برابری طلبانه در میان نسل جوان از نسل های پیشین خود دریافت کرد، آموخت و راه خود را باز کرد و تحویل نسل بعدی داد. این واقعیت مکانیزم سوخت و ساز در جنبش های اجتماعی، غیر سکتی و غیرمذهبی است که نه به ایدیولوژی و نه تاریخ های فردی و شخصی پرسوناژهایش، که به رویدادهای مادی گره خورده است که قابل تغییر نیست.
میگویند که در ایران امروز پس از "جنبش زن زندگی آزادی"، که بساط حجاب و تعرض رسمی و علنی افسار گسیخته به زنان و جوانان و نوجوانان عملا جمع شده است! علیرغم فشار فقر و بیکاری و گرانی و بی آبی و دستگیری ها و اعدام ها و احضارهای از "لاعلاجی" حاکمیت، شادی و قرار دادن شور زندگی در مقابل مرگ و جنگ و نیستی و .. فضای شهرهای اصلی ایران و محیط های جوانان را اشغال کرده است! گفته میشود در ایران شاهد رنسانس فرهنگی هستیم که عملا به حاکیمت تحمیل شده است! رنسانسی که نه حاصل "رفرم" های نیم پز و "ناموجود" از بالا که حاصل تغییرات به زور و با جنگ و جدال و شورش و .. از پایین به ارتجاع حاکم تحمیل شده است.
این تغییرات مهم و تاریخی، به آن رنسانس گفت یا نه، در دوره ای اتفاق می افتد كه در کانون "تمدن" آن، غرب، یکی پس از دیگری دستآوردهای بشریت متمدن، دستآوردهای جنبش های مترقی، کارگری، زنان، امنیت شغلی و حق اعتصاب و اعتراض و آزادی بیان و اجتماعات و تشکل های مردمی، حق زندگی و ممنوعیت تبعیض و نسل کشی و ..، زیر لگد قدرت های مرتجع حاکم، از کشورهای اروپایی تا آمریکا، وحشیانه مورد تعرض قرار گرفته است. دوره ای كه این لگام گسیختگی در خود غرب با واكنش و مقابله ای همه جانبه روبرو شده و پایین جامعه، طبقه كارگر و نسل جوان آزادیخواه در این كشورها را به بازبینی جدی در باورهای رایج تا كنونی، به فاصله گرفتن از سیستم پارلمانی و احزاب سنتی و دمكراسی نیم بند غربی واداشته است و چگونگی نجات بشریت از سیستم كاپیتالیستی كنونی در خود غرب را به سؤال اصلی در مقابل جامعه بشری تبدیل كرده است. بر متن چنین اوضاعی در جامعه ای كه تحولات رادیكالی را از سر گزرانده است و جنبش سوسیالیستی و برابری طلبانه طبقه كارگر رنگ خود را بر سیمای سیاسی جامعه كوبیده است و دانشگاه یكی از سنگرهای مهم آن بوده است، روز دانشجو، قدرت مردمی در ایران، پیشروی های جنبش كارگری و رادیكال در ایران و دستآوردهای تلاش ها و جدال های دهه های خود را، باید گرامی داشت! باید آن ها را مرور کرد، ضعف دشمن و قدرت خود را یادآور شد و راه پیشروی های بیشتر خود را باز کرد!
گرامی باد تلاش چهار نسل از جوانان و دانشجویان برابری طلب در ایران
زنده باد آزادی و برابری
حزب حكمتیست (خط رسمی)
۶ آذر ۱۴۰۴- ۲۷ نوامبر ۲۰۲۵
