آموزش و پرورش در تمام جوامع سرمایه داری ، ابزاری است که دولتها در خدمت طبقه حاکم  و منافع خود به کار می برند و دارای انحصار برآموزش و پرورش اند. میكوشند نظام اموزشی را به ابزاری در خدمت موقعیت برتر طبقه سرمایه دار و موقعیت پست طبقه کارگر، تثبیت و دایمی كنند. حاکمیت سرمایه در ایران  دین و خرافات را هم چاشنی آموزش کرده تا کودکان و نوجوانان و جوانان طبقه کارگر و زحمتکشان جامعه را به قبول وضع موجود قانع کند. 

در چند دهه گذشته در مراكز تحصیلی و زیر سایه یك حكومت بورژوا-اسلامی و مستبد، شاهدیم كه سالانه دهها هزار طلبه و آخوند، مداح و مبلغ منبر و مفتخور را روانه مدارس کرده است.  انگل هایی که از پیکر زخمی جامعه تغذیه می کنند! آموزش فقر، به معنای قناعت و ریاضت، عزا، مرگ وشهادت و سینه زنی و تحقیر رفاه و عدالت و برابری وجه دیگر تعلیم و تربیت در نظام جمهوری اسلامی است.  تقدیس فقر، ابزار مسخ کودکان و نوجوانان در مدارس است تا  اختلاف طبقاتی، رابطه ی فقر و ثروت، عدالت و برابری را نبینند و نشناسند و از تساوی نیازهای بشر صرفنظر از سن، جنسیت، ملیت، مذهب از نعمات و رفاه و خوشبختی، محروم بمانند. 

در ایران با کالایی شدن آموزش، علاوه بر مدارس دولتی بیش از ۲۰ نوع مدارس از دبستان و دبیرستان تا دانشگاه غیر انتفاعی وجود دارد. در این مدارس همه چیز خریدنی است، معلم خریدنی است، آموختن و دانش خریدنی است، آینده خریدنی است، خوشبختی خریدنی است، نمره و رتبه خریدنی است. محمد رهبر از روسای پیشین دانشگاه  اذعان کرده که هر ساله ۸ هزار میلیارد تومان خرج مافیای کنکور میشود. محصلین مدارس دولتی از اقشار محروم جامعه نه تنها این قدرت خرید را ندارند، بلکه تامین معیشت و نان سفره، نهایت توانشان را تشکیل میدهد. 

فاجعه آموزش بعلاوه یعنی بازماندن چهار میلیون کودک در سراسر ایران از تحصیل. یعنی ۵۳ هزار کودک بدون شناسنامه در بلوچستان که مدرسه نمیتوانند بروند. یعنی کشتن استعدادها، یعنی  پول دارها برنده شدن را میخرند و استعداد و لیاقت جایی ندارد. یعنی ۷۰ درصد از۶۰۰ هزارداوطلب کنکور از رتبه برتر محروم اند. یعنی فارغ التحصیل های لیسانسیه ها و فوق لیسانس، در مرزهای کردستان و بلوچستان کولبری و سوخت بری میكنند و در تهران و شهرهای دیگر در صف كارگران بیكار بدنبال لقمه نانی میگردند. یعنی ۱۵ میلیون دانش آموز از حداقل کیفیت آموزش محرومند، یعنی در یازده استان کشور، کودکان کثیری از چادر بعنوان کلاس های درس استفاده می کنند. یعنی ریزش سقف و دیوار مدارس فرسوده بر سر دانش آموزان و نبود آب آشامیدنی و سوخت لازم برای گرم کردن کلاس ها. یعنی حجاب اجباری بر سر کودکان دختر از همان کلای اول دبستان و تلاش برای مسموم کردن دختران خردسال مدارس بخاطر بر سر نکردن مقنعه و حجاب اجباری، یعنی گیر دادن به لاک ناخن و موی سر دختران. یعنی ترک تحصیل بخاطر فقر و کار کودکان، یعنی تحمیل نابرابر ترین سیستم آموزشی جهان در ایران بعد از افغانستان. و یعنی محروم کردن صدها هزار كودك به جرم پیشینه "افغانستانی" از تحصیل و...

در این سیستم بعلاوه معلمان با حقوق زیر خط فقر و اخراج و زندانی کردن معلمان معترض به نظام آموزشی پولی و ورود دین و خرافات به سیستم آموزش رو برو هستند. در ایران بعلاوه محیتهای آموزشی به پادگان تبدیل و فضای امنیتی بر آنها از دبستان تا دانشگاه حاكم است. 

در بیرون از حصار مدارس و مراكز تحصیلی بر اساس آمارهای رسمی دو میلیون كودك و طبقه آمرهای غیر رسمی ۷ میلیون كودك از خاواده های كارگری و اقشار محروم بدلیل فقر از تحصیل محروم و آنها جزو كودكان كارند. تنها در تهران بیش از پنج هزار کودک زیر ۱۶ سال برای امرار معاش در مخازن زباله کار می کنند. بعلاوه اکثر فارغ التحصیلان دبیرستان و دانشگاه ها هم به لشکر بیکاران می پیوندند. 

خانواده های کارگران و زحمتکشان و بینوایان با فشار بر کودکان و نوجوانان و جوانان خود به امید این که بعد از پایان تحصیل به شغل و نان و نوایی برسند و نمیرسند، بهای سنگین ویرانی بیشتر معیشت خانواده را می پذیرند... اما در دل  تاریکی فقر آموزش و آموزش فقر در ایران، روزنه های  امید هیچ وقت بسته نشده اند.

اول مهر هر سال آغاز ديگری از رويارويي علم با جهل، تمدن با خرافه و مدرنیسم با ارتجاع اسلامی درايران است.
تفکیک و آپارتاید جنسیتی در مدارس، تبدیل کردن مدارس و دانشگاهها به پادگان و محل فعالیتهای جاسوسی و دخالتهای مذهبي  و سركوبگرانه عليه جوانان و فرهنگیان...، عرصه های  يك کشمکش دائمی بين دانشگاه ها، مدارس و جوانان و فرهنگيان با  دولت بورژوا- اسلامی است. 

در این سالها، دانشجویان مبارز با شعار دانشگاه پادگان نیست، نه به تقسیمات جنسیتی و آزادی و برابر،  پاسخ دندان شکنی به حکام و مزدوران نظامی و غیرنظامی اش دادند. دختران جوان با سوزاندن حجاب اجباری و رقص شادی و پیروزی ، آتش بر خرمن کرم خورده ی آپارتاید و تبعیض جنسیتی زدند. خیزش ها و جنبش های انقلابی و آزادیخواهانه و اجتماعی، پایه های پوسیده ی نظام استثمارگرانه را به لرزه در آورده است. 

دانشجویان و دانش اموزان سراسرکشور با همراهی استادان و معلمان شرافتمند و خانواده های خود در مقابل تعرض بیشرمانه به حریم آموزش و پرورش و آزار و آسیب رساندن به دختران خردسال و نوجوان ایستادگی کردند. دانشگاه ها،  تجارب دانشجویان ازادیخواه و برابری طلب را با شعار "آزادی و برابری، دانشگاه پادگان نیست" پشت سر دارند. 

فرهنگیان شریف و مبارز و انساندوست به وزیر آموزش و پرورش این سرباز حقیر و سرسپرده ی رادان، اخطار کردند که، وظیفه شان دفاع از آموزش رایگان، حرمت معلمان و امنیت روانی دانش‌آموزان است، نه فرمانبری از نهادهای نظامی. فرهنگیان سراسر کشور اجازه نخواهند داد به حریم آموزش و مدارس تعرض شود. 

مبارزه و تلاش معلمان و فرهنگیان، هم برای حقوق مکفی و رفاه که به دغدغه معیشت و نان شان خاتمه دهد و هم مطالبات مربوط به عرصه آموزش و پرورش از جمله تغییر محتوای کتاب های درسی از خرافه به علم،  جدایی مذهب از آموزش و پرورش، علیه کالایی شدن آموزش و پرورش،  علیه جدایی جنسیتی و حجاب کودکان...، به پاخاسته اند. 

همه  ی این تلاش های انسانی و آزادیخواهانه ازجمله جدایی مذهب از آموزش و پرورش و آموزش رایگان در همه ی سطوح آموزشی از دبستان تا دانشگاه، اجزای يك جنبش عظيم اجتماعی برای رهايی به رهبری طبقه كارگر اند.

حزب حكمتيست(خط رسمی)  در آغاز سال تحصیلی جدید، جوانان ، دانشجویان و دانش آموزان را فراميخواند كه پرچم و شعار آزادی و برابری  دانشجویان آزاديخواه و برابری طلب را محكم در دستان خود بگيرند و آنرا شعار محوری مبارزات خود در دانشگاه ها و مدارس قرار دهند و سدی از اتحاد از كارخانه تا مدرسه و دانشگاه و محلات زندگی مردم و بوسعت جامعه، حول آزادی و برابری تشكيل دهيم!

پیام ما کمونیست ها و طبقه کارگر آگاه به جامعه و به کودکان و دانش آموزان این است که به شما یک زندگی شاد و مرفه و خوشبخت بدهکاریم. ما بر ویرانه های نظام سرمایه و جهل و سرکوب و جنایت، جامعه ای می سازیم که علم بر خرافات غلبه کرده و آموزش و پرورش از جهالت و پلیدی های نظام بورژوایی، مذهبی و کالایی پاک می شود. جامعه ای که نه تنها کار کودکان ممنوع است بلکه کار مزدی و تولید سود برای سرمایه داران پایان می یابد. جامعه ای كه در آن کسی برای دیگری کار نمی کند،تولید برای نیاز جامعه است نه انباشت کردن سود سرمایه داران. کمونیست ها، سوسیالیست ها و طبقه کارگر اگاه ایران و زنان و مردان اسیر تبعیض و ستم و نابرابری، پرچم سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی را بعنوان اصلی ترین مانع بر سر راه زندگی وخوشبختی و سعادت جامعه بر افراشته  و زنگ  نظام شورایی، اداره جمعی و رهایی بردگان از زنجیر نظام سرمایه داری را به صدا در آورده اند. ما بر ویرانه های نظام بردگی مزدی و حاکمیت ارتجاعی گندیده و فاسد جمهوری اسلامی ضد علم و ضد کودک و ضد زن، کنگره سراسری شوراهای مردمی را برپا می کنیم. 

حزب حکمتیست (خط رسمی)

دوم مهر ماه ۱۴۰۴- ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۵