در حاکمیت بحران زده ی جمهوری اسلامی معیشت در تمام وجوه آن از نان سفره و فقر غذایی و گرانی سرسام آور مسکن تا قطعی برق و تاریکی و قطعی آب و تشنگی دامن مردم را گرفته است. خطر فلاکت و تنگنای معیشت اکثریت جامعه را در معرض بیماری های حاد و مزمن و بخشا افسردگی و ناامیدی قرار میدهد.

مخاطرات ناشی از هوای آلوده و ناامنی های ناشی از تعرض به حریم شخصی و دخالت در نحوه  زندگی و بگیر و ببند به بهانه های مختلف از جمله شرایط جنگی کنونی را به شرایط فلاکتبار جامعه اضافه کنید. اینجا جهنم واقعی موعود حکومت اسلامی اما روی همین کره خاکی است. 

جمهوری اسلامی در طول حیات ننگینش علاوه بر اعتصابات مکرر کارگری، بارها خیزش های اجتماعی و جنبش های آزادیخواهانه با شراكت اقشار محروم جامعه، زنان، دانشجویان و نسل جوان، فرهنگیان، و... را تجربه کرده است. اما حکومتی که تمام ارگان های دولتی و مجلسی و قضایی و نظامیش درگیر حفظ خود و کنترل و مجازات مردم با  ابزارهای  تعقیب و بازداشت و زندان و اعدام است، هیچ مسئوولیتی درقبال زندگی فلاکتبار مردم و معیشت و رفاه جامعه را برعهده ندارد. چرخ زندگی مردم به امان خدایشان رها شده است. میگویند، کم بخورید چرا که در دنیای دیگر نعمات فراوانی منتظر شما است. و امروز هم باید کم بنوشند چرا که در بهشت موعود نهرهای شراب جاری است. به تاریکی عادت کنید، چرا که جمهوری اسلامی اساسا دشمن روشنایی و شادی و نشاط و امنیت در جامعه است. دولت پزشکیان تقصیر را گردن مردم می اندازد و میگوید  اگر صرفه جویی نکنید، وضع بدتر می شود!

جمهوری اسلامی در یک کلام تاریکخانه ی زندگی اكثریت بسیاری بالایی از جمعیت ۹۰ میلیون ایرانی است. بحران قطعی مکرر برق و گاز و کمبود آب بعلاوه ی اختلال در حمل و نقل، گرانی نیازمندیهای حیاتی مردم از جمله گرانی نان را تشدید کرده است.  

قطعی برق علاوه بر تاریکی شب های مردم، تخریب لوازم برقی خانگی و عرق ریختن در هوای ۴۰ تا ۵۰ درجه گرم شهرهای ایران بویژه تهران، صنایع و تولیدات را هم دچار آسیب کرده است که دودش به چشم طبقه کارگر می رود. این شرایط کارگران را با کاهش شیفت کاری، تعدیل نیرو، مرخصی اجباری، دستمزدها پایین و عدم امنیت شغلی مواجه کرده است. گزارشگران کارگری میگویند کارگرانی که دستمزد ماهانه‌شان حتی کفاف نیمی از هزینه‌های خانوار را نمی‌دهد، در برابر اختلالات پیاپی اقتصادی، تاب‌ نمی آورند. هر ساعت تعطیلی کارخانه، می‌تواند معادل یک وعده غذای حذف‌شده، یک قسط عقب‌افتاده یا یک امید بربادرفته باشد.

کارگران میگویند، از زمانی که  قطعی برق شروع شده است، علاوه بر مصارف خانگی، برق صنایع هم قطع و در نتیجه کارگران زیادی بیکار شدند، حقوق ها نصف شد، امنیت شغلی به خطر افتاد، حتی دیگر قراردادهای کوتاه مدت هم بی ارزش شدند. 

وزارت صمت به صاحبان واحدهای صنعتی و تولیدی بخش خصوصی در مقابل ۱۶ ساعت بی برقی و تعطیلی ۳ روز در هفته وعده پرداخت نقدینگی و جبران خسارات وارده به تولیدات را داده است. اما دولت و نهادهایش از پرداخت خسارت یا بیمه ی بیکاری به کارگرانی که شغل و دستمزدشان به خطر افتاده ساکت و لال است. در شرایط امروز بحران انرژی، بیشترین فشار نه بر صاحبان صنایع و مدیران و سهامدارانشان بلکه  بر کارگرانی وارد می‌شود که با قراردادهای کوتاه‌مدت، بیمه ناکامل و امنیت شغلی شکننده، کار می کنند. نیرویی که ستون اصلی اقتصاد و تولید است، اما قربانیان اصلی بحران های متنوع نظام سرمایه است. 

کارگران، مردم زحمتکش!

جمهوری اسلامی آوار نکبت باری است که بر سر جامعه فرو ریخته است. حدود نیم قرن است شرایط فلاکتباری را به بهانه جنگ و تحریم و پرورش نیروهای نیابتی به نام محور مقاومت، به جامعه ما تحمیل کرده است. پاسخ مطالبات اولیه مردم از جمله رفاه و آزادی را با سرکوب خونین پاسخ داده است. نان نیست، برق نیست، آب نیست...، اما ماشین اعدام رژیم بیوقفه در کار است. دولت و مجلس مشغول کنترل فضای مجازی و ارتباطات اجتماعی و تهدید مردم اند. 

ادامه حیات ننگین این نظام ورشکسته تنها به دلیل ضعف و کمبودهای ما در زمینه تشکل یابی، سازمان های توده ای و تامین رهبری جنبش های اجتماعی است. 

طبقه کارگر برای برپایی مجامع عمومی نباید تاخیر کند. جنبش مجمع عمومی کارگری ضامن دفاع از شغل و مزد و معیشت  و ابزار دخالت مستقیم طبقه کارگر در حیات جامعه است. امروز زمان ایجاد تشکل های توده ای و مستقل و همبستگی طبقاتی تمام بخش های کارگری است. زمان تشکیل انجمن های زنان سوسیالیست ،‌ جوانان انقلابی و ...‌ است.  

برای پاسخ به این وضعیت فلاکتبار باید طبقه کارگر جنبش مجمع عمومی  خود را برپا کند و پایه های تحزب کمونیستی اش را بگذارد. جنبش آزادی زن صاحب رهبری و برنامه و نقشه خود شود. جوانان آزادیخواه و نسل جوان در دانشگاهها و مراكز تحصیلی و فرهنگیان صفوف خود را سازمانیافته و منسجم کند. با چنین آمادگی است که میتوان یقه حکام مستاصل را چسپید و اعلام کرد که جامعه نمی تواند بیشتر از این به فلاکت تحمیل شده ی شما تمکین کند. نمیتواند تعرض افسار گسیخته ی شما به نان سفره و ابتدایی ترین نیازهای زندگی انسان مثل آب و برق و بهداشت را تحمل کند. جمهوری اسلامی  با نگاه و فرهنگ و الگوی قرون وسطایی و دوران متحجر امامان به جامعه ی امروز نگاه می کند. این رژیم وصله ناجوری بر پیکر جامعه ی ما است. این دمل سرطانی را باید از ریشه کند. دولتی که ناتوان از تامین ابتدایی ترین نیازهای جامعه است باید استعفا دهد و كنار مرود. نظامی که  بر تحجر مذهبی بنا گذاشته شده، باید گورش را گم کند. جمهوری اسلامی عامل فروپاشی شیرازه ی مدنیت، امنیت زندگی مردم و معیشت و حیات جامعه است.  

تنها با یک  فشار اجتماعی و توده ای عظیم جنبش کارگری و تشکل و نهادهای اجتماعی و توده ای میتوان رژیم را به تامین فوری نیازهای معیشتی و امنیت و آزادی جامعه مجبور کرد. نباید جامعه به توقعات نازل از زندگی و رفاه و معیشت تن بدهد. نظام جمهوری اسلامی رژیم ریاضت و مروج  و تقدیس فقر است. رژیم ضد زندگی آزاد و مرفه است. باید متحد شد، باید متشكل شد، باید حول مطالبات اساسی از تامین آب و برق و نان شب و بهداشت و درمان و امنیت عمومی جامعه، حول آزادی های سیاسی و پایان زندان و اعدام،‌متحد شد. رارضایتی عمومی تا زمانی كه به نیروی متحد و متشل تبدیل نشود، توان تغیر و تحول در زندانی ما را فراهم نمیكند و امروز برای نجات جان خود و زندگی خود، باید متشكل و متحد شد.

حزب حكمتیست(خط رسمی)

۵ مرداد ۱۴۰۴- ۲۷ ژوئیه ۲۰۲۵