قطعنامه مصوب پلنوم ۵۹ كمیته مركزی

 ۱- جهان بر متن تناقضات تاریخی نظام كاپیتالیستی، امروز بیش از هر زمانی دوره ای مملو از كشمكش عریان، بی پرده و خونین را طی میكند. دوره ای كه میلیتاریسم و جنگ و جنایت، تخریب و ارعاب و نسل كشی، مسابقات تسلیحاتی و تجاری، سانسور و پروپاگاند جنگی، همراه با تشدید فقر و تعرض همه جانبه به حقوق سیاسی و اجتماعی شهروندان و دستاوردهای تاریخی طبقه كارگر از مشخصات بارز آن است. جهانی كه به یمن فروریزی دیوار تحمیق و سانسور، عمق تعفن نظام كاپیتالیستی در همه اشكال آن، از "دمكراتیك" و پارلمانی تا "دیكتاتوری" و "توتالیتر" ، به همراه با قوانین و موازین "جهان آزاد" و سازمان ملل و نهادهای تابعه آن، نقش مخرب كل این سیستم علیه اكثریت عظیم مردم جهان و در راس آن طبقه كارگر را، بشكل زمخت و عریان نمایان كرده است. 

واقعیتی كه طبقه كارگر و اقشار محروم و بشریت متمدن را در جهان در دفاع از آزادی بیان، حق زندگی، حقوق شهروندی، رفاه و عدالت اجتماعی، علیه تبعیض نژادی، جنگ، کشتار و نسل كشی به مقابله كشانده است. مقابله ای كه پیروزی بشریت در آن برای پایان دادن به توحش این نظام و نجات بشریت، ضروت فوری انقلاب سوسیالیستی را  به جلو صحنه آورده است.

۲- ایران به عنوان كشوری مهم در خاورمیانه، با طبقه كارگر عظیم و انقلاب دیده معترض آن كه در دل كشمكشهای روزانه خود با نظام كاپیتالیستی حاكم، با پرچم آزادی و برابری و حكومت شورایی،انقلاب سوسیالیستی را به آلترناتیوی جدی تبدیل کرده است، یكی از كانونهای مهم تحولات رهایی بخش در منطقه و جهان است. جامعه ای كه یك دهه است با اعتراض و اعتصابات وسیع كارگری، با اعتراضات وسیع زنان و دختران جوان و اقشار محروم جامعه، علیه نابرابری، فقر، استبداد، اعدام، آپارتاید جنسی و برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی در جدال است. جنبشی كه در شهریور ۱۴۰۱ حول آزادی زن و برابری، مردم آزادیخواه را متحد كرد، مرزهای ملی، قومی، مذهبی و... را كنار گذاشت و جمهوری اسلامی را به مصاف طلبید، سیمای جامعه ایران را دگرگون و رابطه طبقه كارگر و پایین جامعه با جمهوری اسلامی را به نفع پایین تغییر داد. این تحولات پولاریزاسیون سیاسی در جامعه را تشدید کرده و به صفبندی های طبقاتی عریان شكل داده است.

۳- کشمکش جنبش آزادیخواهانه مردم در ایران، كه مهر چپ و عدالتخواهی كارگری بر آن عیان است، نه فقط با جمهوری اسلامی که با تمامی حامیان و مدافعین نظام كاپیتالیستی، در هر شكل و شمایلی در پوزیسیون و اپوزیسیون، به شكل عریانی در جریان است. خطر این جنبش و سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و رهایی سوسیالیستی جامعه به رهبری طبقه كارگر و كمونیسم آن، ارتجاع كاپیتالیستی را در هر دو جبهه حاكم و اپوزیسیون به تكاپو انداخته است و علیه طبقه كارگر و جنبش برابری طلبی در ایران آگاهانه شمشیر از رو بسته اند.

۴- جمهوری اسلامی زیر فشار جنبش آزادیخواهانه در جامعه، وادار به عقب نشینی شده و در تلاش وفق دادن  خود با توازن قوا و شرایط تحمیل شده به خود است. تلاش میکند بر هر عقب نشینی خود رنگ تعامل، وفاق و قابلیت اصلاح پذیری خود را بزند. جمهوری اسلامی میكوشد از فضای جنگی خاورمیانه، از جنایات و نسل كشی اسرائیل در فلسطین، از تهدیدهای نظامی اسرائیل و فشارهای دولت ترامپ و پروپاگاند جنگی طرفین، به عنوان فرصتی علیه طبقه كارگر و زنان و مردم معترض و برای عقب راندن آنها، نهایت استفاده را بكند.  تبلیغات جمهوری اسلامی حول خطر جنگ و حمله نظامی به ایران، دامن زدن به احساسات ناسیونالیستی و ״وطن پرستانه״ در کنار به رخ كشیدن قدرت نظامی خود، گسترش فضای میلیتاریستی خصوصا در مراكز مهم كارگری، گسترش اعدامها، دستگیری و فشار بر فعالین اجتماعی، خصوصا فعالین كارگری و كمونیستها، تلاشی برای مرعوب كردن طبقه كارگر، برای عقب راندن جنبش رهایی و آزادی زن و مستاصل كردن مردم آزادیخواه در ایران و خریدن فرصت برای خود است. 

۵- پس از خیزش ۱۴۰۱ جمهوری اسلامی و ״دولت وفاق ملی״ آن، در هراس از گسترش اعتراضات كارگری و ورود قدرتمند تر این طبقه، هراس از خطر بسیج جامعه حول مطالبات رادیكال و چپ آن و هژمون شدن آن در جامعه، سیاست ״تبعیض مثبت״ در قبال زنان و ״اقلیتها״، سهمیه دادن به  زنان و "اقلیتها"ی قومی و مذهبی در دولت، را در پیش گرفته است. همزمان تلاش میکند با بازكردن درجه ای از فضای فرهنگی و "توجه ویژه" به "اقلیتها"، سازمان دادن مراسم فرهنگی و جشن به مناسبتهای مختلف و نمایش لباس و ״زبان مادری״ و...، اولا خطر چپ و كمونیسم و هژمون شدن آن در جامعه را كاهش دهد و بعلاوه طیفی از مردم و بورژوازی ناراضی ״اقلیتها״ را زیر چتر جمهوری اسلامی بكشاند و همزمان پایه اجتماعی اپوزیسیون راست و ناسیونالیست را بكند.

۶- بخش مهمی از اپوزیسیون راست و بورژاویی، در دل كشمكشهای جهانی و منطقه ای و فضای جنگی خاورمیانه و خصوصا کشمکش اسرائیل و جمهوری اسلامی، به نام ضدیت با جمهوری اسلامی، حامی علنی اسرائیل-آمریكا، جنایات و نسل کشی آشکار آنان در فلسطین شده و بر طبل حمله نظامی به ایران میکوبند. این اپوزیسیون بورژایی علیه هر نوع تحول انقلابی از پایین، عمیقا ضد كمونیست و كارگر، خواهان انقلابات مخملی، تحریمهای اقتصادی، خارج كردن مردم آزادیخواه از صحنه و دست بدست شدن قدرت از بالا هستند. نیروهایی که چه به نام راست یا چپ، قومی یا مذهبی، همگی در كنار جنگ طلب ترین جناح های دولتهای غربی قرار گرفته اند. 

۷- علیرغم تلاش جمهوری اسلامی، از دامن زدن به فضای جنگی تا تلاش در ایجاد فضای رعب و وحشت، جنبش آزادیخواهانه و برابری طلبانه در جامعه ایران با محوریت طبقه كارگر و همراهی اقشار محروم جامعه، جنبش رهایی زن و نسل جوان آزادیخواه و...، کماکان با پرچم رادیكال خود در مقابل جمهوری اسلامی ایستاده است. این جنبش از هر عقب نشینی جمهوری اسلامی برای پیشروی و متحد كردن صفوف خود، تقویت همبستگی سراسری و ایجاد آمادگی در صفوف خود برای پیشروی ها و پیروزهای بیشتر، بهره برده است. این جنبش بعلاوه دست رد به سینه دولتهای مرتجع غربی و اپوزیسیون بورژاویی، راست و چپ آن، به طرح ها و آلترناتیوهای ارتجاعی آنان، از قومی کردن جنبش آزادیخواهانه خود تا تبدیل آن به انقلابات مخملی، زده است. 

حزب حكمتیست (خط رسمی) همراه صف وسیعی از فعالین و رهبران كمونیست در طبقه كارگر، در جنبش آزادی زن، در میان نسل جوان و اقشار محروم جامعه، برای پیروزی جنبش انقلابی كنونی و سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی به عنوان اولین قدم در خدمت استقرار جامعه ای سوسیالیستی میكوشد. 

در این راستا حزب حكمتیست (خط رسمی) یکبار دیگر بر وظایف مهم خود برای به پیروزی رساندن جنبش آزادیخواهانه مردم در ایران تاكید میكند:

۱- تلاش برای تبدیل طبقه كارگر آگاه به ستون فقرات و اتوریته بلامنازع جنبش سرنگونی مهمترین وظیفه حزب و كمونیستها در جامعه ایران است. حزب از هر امكانی جهت تسهیل فوری امر انقلاب كارگری، ایجاد آمادگی در صفوف جنبش كارگری، رفع موانع ذهنی و عملی چنین انقلابی و تقویت صفوف خود برای انقلاب سوسیالیستی تلاش میکند.

٢- مقابله با سیاستهای جمهوری اسلامی علیه مردم، به بهانه فضای جنگی و پروپاگاند ارتجاعی اسرائیل- آمریكا، پخش سموم ناسیونالیستی و ״وطن پرستانه״، گسترش استبداد سیاسی و فقر به بهانه خطر حمله خارجی و تحریمها علیه ایران و متحد كردن اقشار محروم جامعه زیر رهبری این طبقه، از وظایف جدی و مهم ما كمونیستها در این دوره است.

٣- دخالت فعال و موثر در مبارزه همه جانبه علیه فقر، گرانی، مقابله با تعرض هر روزه بورژوازی ایران و حكومت آن به سطح معیشت طبقه كارگر و تلاش در سازماندهی اتحادی سراسری در این طبقه با پرچم رفاه عمومی جامعه و جلب حمایت اقشار محروم، از اولویتهای این دوره كمونیستها ی طبقه كارگر و در راس آن حزب ما است.

٤- نقد همه جانبه و مستمر اپوزیسیون بورژوایی پروغرب ایران كه امروز حول پروژه های اسرائیل-آمریكا فعالیت میكنند از طرفداران پادشاهی و مجاهد و احزاب و نیروهای ناسیونالیست كرد و جریانات قوم پرست، تا نیروهایی که به نام چپ و کارگر همین اهداف و سیاستهای ارتجاعی را نمانیدگی میکنند  و افشا نقش مخرب آنها امر مهم ما است. همزمان نقد و افشای جناح دیگر آن كه با پرچم ״دفاع از وطن״ عملا در كنار جمهوری اسلامی قرار دارند، افشای ماهیت ضد كارگری و ارتجاعی آنها و منزوی كردن آنها یكی از عرصه های جدی كار ما است.

۵- رادیکالیسم موجود در جامعه ایران، پولاریزاسیون سیاسی و شفاف تر شدن تمایز جنبشها و احزاب سیاسی، به ما كمونیستها امكان میدهد كه نه تنها نوع سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی را و آلترناتیو حكومتی خود پس از سرنگونی، كه بعلاوه سوسیالیسم و رهایی سوسیالیستی جامعه را به عنوان امر فوری و تنها راه رهایی واقعی جامعه را در مقابل طبقه كارگر و اقشار محروم  و مردم آزادیخواه قرار دهیم. 

۶- قدرت گیری طبقه کارگر و به ثمر رساندن انقلاب سوسیالیستی در غیاب حزب كمونیستی با نفوذ، علیرغم پیشرویهای تا کنونی آن ممکن نیست. از اینرو ایجاد آمادگی كمونیستهای جامعه ایران، در طبقه كارگر و رهبران و فعالین كمونیست آن و در جنبشهای اجتماعی و رادیكال كنونی چون جنبش حق زن، متحد و سازمان یافتن كمونیستها در این جنبشها به اشكال مختلف، هم تصویر و هم نظر كردن آنها حول افق و نقشه مشترك و پراتیك و دخالتگری آگاهانه در تحولات این دوره، ارتقا تحزب یافتگی كمونیستها و تقویت و آمادگی در حزب حكمتیست(خط رسمی) یكی از مهمترین وظایف این دوره ما است.

پلنوم ٥٩ كمیته مركزی حزب حكمتیست (خط رسمی)، همه رهبران و فعالین كمونیست طبقه كارگر، زنان و جوانان كمونیست و همه كمونیستها در میدانهای مختلف مبارزه طبقاتی را به تلاش مشترك برای تسهیل سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی به عنوان قدم اول و ایجاد امكان و آمادگی برای انقلاب سوسیالیستی فرامیخواند. 

۲۶ اسفند ۱۴۰۳
۱۶ مارس ۲۰۲۵