بیش از ده کارگر پتروپارس هویزه، کارگرانی که سالها در پروژههای نفتی کار کردهاند، پس از اخراج و محروم شدن از کار و معاش، به جرم اعتراض به بیکاری و مطالبه بازگشت به کار، حكم شلاق گرفته اند! کارگرانی که برای دفاع از ابتداییترین حق خود، حق کار و تأمین زندگی، دست به اعتراض زدند، با بازداشت، پروندهسازی، جریمه وحكم شلاق روبهرو شدند. این حكم مدتی پیش از طرف شعبه ١٠١ دادگاه كیفری ٢ در شهرستان هویزه و توسط «قاضی» ملك تبار فیروز جانی صادر شده است و اخیراً آنرا علنی و میدیایی كرده اند. بر اساس حكم فوق برای هر كارگر ٧٤ ضربه شلاق و جریمه نقدی تعیین شده است.
صادر كردن احكام شلاق، تعرضی افسار گسیخته و شنیع به حرمت كل طبقه کارگر است! این اقدام جنایت علیه طبقه كارگر و هر كسی است كه خود را انسان حساب میكند. این دهن كجی عریان به ٩٠ میلیون انسان در این كشور است و نباید از كنار آن گذشت. این اقدام را نمیتوان به یک پرونده قضایی یا برخورد با چند کارگر معترض تقلیل داد. مسئله، تلاش برای مرعوب کردن طبقه كارگر و گسترش ترس و وحشت از كانال صادر كردن احكام شلاق برای ده كارگر حق طلب است. پیام چنین مجازاتی تنها متوجه کارگران پتروپارس نیست؛ هر کارگری که علیه قراردادهای ناامن، دستمزدهای ناکافی، اخراج و گرسنگی و فلاکت و سیاهی اعتراض میکند، مخاطب این تهدید است.
صادر كردن این احکام در شرایطی صورت گرفته که فشار فقر، گرانی، بیکاری و ناامنی اقتصادی، زندگی بخش بزرگی از جامعه را در تنگنا قرار داده است. در چنین وضعیتی، صادر كردن حكم شلاق علیه کارگر معترض، نه پاسخی به بحران معیشت، بلکه تشدید همان مناسبات سرکوبگرانهای است که اعتراض و حق طلبی كارگر را زیر سایه جنگ به مسئلهای امنیتی تبدیل میکند.
احكام قضایی و جلادانی كه این حكم را صادر كرده اند، پا را از گلیم خود درازتر كرده اند و باید سر جایشان گذاشت. آنها با استفاده از فضای تهدید و جنگ و میلیتاریسم حاكم بر ایران و منطقه، میكوشند طبقه كارگر را به یك قرن قبل به عصر تحجر و عصر برده داری برگردانند، آما كور خوانده اند. جامعه ایران و طبقه كارگر و میلیونها كارگر صنعتی ایران این توحش و دهن كجی را تحمل نمیكند.
نباید گذاشته این جنایت و توحش افسار گسیخته به تاریخ سپرده شود و صاحبان و صادركنندگان حكم شلاق نفس راحت بكشند! باید علیه این جنایت به هر شكل ممكن صدای اعتراض و نه گفتن و محكوم كردن آن بلند شود. باید خواست محاكمه قضات جنایتكاری كه جسارت كرده اند این احكام را صادر كنند از طرف جامعه و خصوصاً از طرف طبقه كارگر و هر نهاد و جمع و تشكل و مركز كاری با صدای رسا اعلام شود. قوّه قضائیه باید رسما احكام فوق را پس بگیرد و نسبت به این اهانت بزرگ جوابگو شود!
خطر آن است که حکومت، زیر پوشش فضای جنگی و با اتکا به دستگاه قضایی و انتظامی و ماشین سرکوب و دستگاه کشتار، دامنه تعرض به حقوق کارگران و اقشار محروم را گسترش دهد. حكم شلاق دادن به کارگران معترض را میتوان نشانهای هشداردهنده از آزمودن واکنش جامعه در برابر سرکوبهای بعدی دانست؛ آزمونی که پیامد آن میتواند عادی كردن چنین احكام قرون وسطایی و برخوردهای خشنتر با اعتراضات اجتماعی، واکنش حاکمیت به فقر و امنیت و گرانی و بیکاری و فلاکت اقتصادی و معیشتی باشد. باید كاری كرد آرزوی آنها به گور سپرده شود.
این همان نقطهای است که مسئله پتروپارس از محدوده یک شرکت و چند حکم قضایی فراتر میرود. مسئله بر سر حق اعتراض دهها میلیون انسانی است که برای ادامه زندگی به فروش نیروی کار خود وابستهاند و زیر سایه جنگ به فقر مطلق كشیده شده اند. مسئله بر سر این است که آیا کارگر میتواند در برابر اخراج و گرسنگی اعتراض کند، یا باید زیر تهدید به زندان و شلاق سکوت کند؟
هیچ بحران سیاسی، هیچ شرایط جنگی و هیچ ادعای امنیتی نمیتواند حكم شلاق دادن به کارگران و تعرض به حرمت انسان به دلیل مطالبه کار و معیشت و احقاق حق خود را توجیه کند. حرمت انسان امتیازی اعطایی از سوی حکومت جنایتكار و ضد كارگر حاكم نیست، بلکه حقی غیرقابل سلب است. کارگر برای مطالبه دستمزد، امنیت شغلی و زندگی انسانی نیازمند اجازه از هیچ مقام و نهادی نیست.
حكم شلاق علیه كارگران صادر كردن، نشانه قدرت نیست؛ نمایش خشونت دستگاهی مستأصل است که به جای پاسخگویی به مطالبات اجتماعی، ابزار مجازات را به میدان آورده است! دفاع از کارگران پتروپارس، دفاع از حرمت و كرامت انسانی در این جامعه و دفاع از حق تشکل، حق اعتصاب، تجمع و اعتراض تمام کارگران است.
رهبران و فعالین دلسوز و هوشیارکارگری، كمونیستها و همه آزادیخواهان و مدافعان آزادی و برابری در برابر این واقعه با مسئلهای اساسی روبهرو هستند. ضرورت حیاتی دفاع از حرمت کارگر و جلوگیری از تبدیل فضای بحران و جنگ به ابزاری برای خاموش کردن صدای حق طلبی یك طبقه و مانع شدن از تبدیل فضای جامعه به میدان قمه چراخانی و شلاق و جنایات بیشتر علیه یك جامعه و علیه بشریت.
زنده باد آزادی، برابری، زنده با اتحاد كارگری!
حزب کمونیست کارگری ایران - حکمتیست (خط رسمی)
٢٢ مهر ١٤٠٥- ١٤ اكتبر ٢٠٢٦
