دولت در تعیین دستمزدها در فاز خریدن وقت و آزمایش چگونگی واکنش طبقه کارگر به سر میبرد. توقف مکرر و بلاتکلیفی در روند جلسات شورای عالی کار، اظهارات وزیر کار مبنی بر تعویق تعیین دستمزدها تا آخر فروردین ماه، و میدان دادن به داستان کارزار افزایش هفتاد درصد، همگی گویای وقت خریدن دولت در مقابل چگونگی آمادگی و واکنش صفوف کارگری علیه مصوبه دستمزدی تازه است. همه چیز گویای سال بحرانی در تامین معیشت است، ناتوانی دولت در تامین نیازمندیها از پیش آشکار است، و در این میان دستمزدها آن فاکتور تعیین کننده در چشم انداز بخش بزرگ جامعه در لایه های پایینی و مردم کارگر و زحمتکش پیش روی جامعه قرار میگیرد.
تصمیم از پیشی دولت در افزایش حدود بیست درصد به هیچ وجه باقواره دولت و ناتوانی آن در مقابله با گرانی و تورم و بعلاوه ساكت كردن جامعه كارگری معترض و حق طلب، سازگار نیست. بر عکس یک مصوبه دستمزد باندازه کافی کار نشده میتواند جامعه را با انفجاری که همه از آن میگویند مواجه سازد.
واقعیت این است که مصوبه دستمزدی در سطح پایین تر از هر انتظار عملا بکار گرفته شده است. با گرانی و تورم و قیمت دلار و قیمت دسترسی به مسکن و درمان افزایش بیست درصد بجای خود، حتی افزایش معادل دو یا سه برابر هم یک حمله گستاخانه به سطح توقعات یک خانواده کارگری خواهد بود. دولت، با همه دستگاه ها و با همه پشتوانه طبقاتی خود در تلاش برای مقابله با هر گونه احتمال مقاومت وقت میخرد و به شکاف و دلسردی در صفوف کارگری دل خوش کرده است.
اینکه پانزده میلیون کارگر و جمعیت پنجاه میلیون نفری طبقه کارگر هسته اصلی توده زحمتکش بسادگی و به آرامی قربانی بحران موجود حکومت سرمایه شوند زیادی بچگانه است که بتواند حتی خیال کارگزاران دون پایه را به کابوس نکشاند. جان مردم به لب رسیده است، یک تک جرقه، یک بهانه، کافی است تا مردم ناراضی به خیابانها بریزند، انبارها و فروشگاه ها را به کنترل خود درآورند. بورژوازی حاکم در گنداب خودساخته بیشتر فرو میرود و از بحران و بیکاری و عواقب ویرانگر آن فرصت تازه تری برای حمله میسازد تا فکر مقاومت و مقابله را از سرها بدر ببرد. بیکاری و فقر و درماندگی جمعیت کارکن را در آستین دارند، مزخرفات بیشتر و هارت و پورت بیشتر بهم میبافند؛ در تامین نان و سیب زمینی و شیر خشک وامانده اند، منت نظم و امنیت گذاشته و جبونانه در مقابله با شورش حق طلبانه مردم خط و نشان میکشند.
برای توده کارگر اما از همان تماس نزدیک و از پیشی این واقعیت در هیبت تلخ محرومیت روزمره؛ کابوس معنی ندارد. از سیاهی نکبت حاکم مگر رنگ دیگری هم هست؟ نه نمیگذاریم!
ما کارگران همه این کارگزاران در هم پوشیده در یراق و دراق سیاستمدار و وکیل و وزیر و ژنرال را خوب میشناسیم؛ آنها برای صفوف زحمتکشان جامعه تا مغز استخوان فقط "برهنه اند"! همه حکومت پرطمطراق آنها از کاخ تا پادگان، از وزارتخانه تا بانک و محلات اعیانی؛ از انبارها و اسکله ها تا حفره پناهگاه روز مبادا زیر تخت خواب آنها به وسعت شهرها در مشت محاصره صدها محلات کارگری است. تمام سنگ بنای امنیت و رفاه در سراسر جامعه از بیمارستانها تا فروشگاه ها و انبارها را خود ما خشت روی خشن ساخته ایم، فرزندان خود ما گردش روزانه آنرا در دست دارند. برای طبقه کارگر در ایران با همان اولین مجمع عمومی کارخانه، جمع حضوری همه و همه کارگران برای چاره جویی، کابوس جای خود را به اختیار و اراده خواهد داد. طبقه کارگر در ایران به اندازه یک اعتصاب، یک شبکه همکاری رهبران کارگری در مراکز اصلی کارگری برای کنار زدن کابوس فاصله دارند.
بورژوازی حاکم از ترس موج برگشت دریای خشم و نارضایتی توده های زحمتکش خواب و آرامش ندارد. خجالت نمیکشند، کنترل زیر چشمی پاسپورت و اقامت فرزندان یکدیگر در فلان کشور دوردست از هراس به جا ماندن روز مبادای سوت فرار، جزو مشق هر روزه آنها در مجلس تا هر روزنامه و هر رسانه را تشکیل میدهد. برای کارگران انتظار تا فرار این معماران فقر و تهیدستی ضروری نیست. زمین سفت و استوار تولید و سازندگی و کنترل جامعه از هم اکنون در دسترس و در اختیار کارگران است. آنها در صفوف بورژوازی چمدانها را بسته اند و برای فردای ما و فرزندان ما قازورات سیاست اقتصادی میبافند؛ دور دیگری از دستمزد خط فقر را در جیب دارند و به سمت ما فیل کالابرگ را هوا مبکنند.
کارگران!
هیچ وقت دستمزدها به اندازه امروز مهم نبوده است. به استقبال جنگی که علبه ما، علیه همه ما در صف بزرگ خانواده کارگری تدارک دیده اند برویم. ما کارگران چیزی نداریم از دست بدهیم، اما یک بار دیگر به دور و بر خود نگاهی بیاندازید، به همبستگی . به هم سرنوشتی و رفاقت و عرق کارگری صفوف خود مراجعه کنید، جمع شوید و همه دستمزد را فورا و یکجا مطالبه کنید! اگر متحد عمل كنیم، دنیا را فتح خواهیم کرد.
همه جا جمع شوید و انحلال مناسبت ارباب-رعیتی علیه طبقه كارگر، برای احترام به کرامت کارگری، انحلال شورای عالی کار؛ و تعیین دستمزدها با رای و دخالت نمایندگان مستقیم کارگران را فریاد بزنید.
همه جا اعلام كنید كه، برای جبران فوری دستمزدها باید وسایل حمل و نقل برای عموم مجانی شود، طب وآموزش و تحصیل رایگان شود و انواع سوبسید به سود سرمایه لغو گردد. اعلام كنید، آزادی سیاسی، آزادی اجتماع و تشکل، آزادی انتخاب نمایندگی مستقیم کارگران حق مسلم ماست.
باید تعرض بورژوازی و دولتش به سطح معیشت طبقه كارگر و مردم محروم را لگام زد. باید نمایش تحقیر آمیز حداقل دستمزد توسط شورای عالی كار را یک بار برای همیشه به گور سپرد.
کارگران! به حزب سیاسی خود بپیوندید!
حزب حكمتیست(خط رسمی)
۱۷ اسفند ۱۴۰۳- ۷ مارس ۲۰۲۴