مصاحبه نینا با خالد حاج محمدی
مقدمه: مدتی پیش یكسری از برنامه های آموزشی پژاك، در میدیای اجتماعی منتشر شد، در این برنامه ها سرهم بندیهای عجیب و بی پایه به نام "تاریخ كردستان" تا احزاب سیاسی و "ارزیابی" از آنها و از جمله "شكل گیری كومه له" و پاره ای پرونده سازی های متناقض بیان شده است. بدنبال احزاب و شخصیتهای مختلفی در این مورد و علیه پژاك و اتهامات آنها، علیه سیاست و ادعاهای آنها اظهار نظر كردند و اكثرا اتهامات پژاك به احزاب سیاسی كردستان و از جمله كومه له را محكوم كردند. دفتر كردستان حزب حكمتیست (خط رسمی) در این زمینه دو اطلاعیه منتشر کرده است و رادیو نینا نیز با خالد حاج محمدی، دبیر كمیته رهبری، مصاحبه ای انجام داده است. در مورد این پدیده و از جمله موضع ما و دیگر احزاب سیاسی و آینده پژاك و سوالاتی كه از ما شده است، مصاحبه ای با خالد حاج محمدی ترتیب دادیم.
نینا: اجازه بدهید از اینجا شروع كنیم، پخش برنامه های آموزشی پژاك با عكس العمل بسیاری از احزاب و شخصیهای سیاسی و از جمله حزب ما روبرو شد. بخصوص ادعای پژاك در مورد اینكه احزاب سیاسی، چه احزاب ناسیونالیست كرد و چه جریان چپی كه قبل از تشكیل حزب كمونیست ایران به اسم كومه له فعالیت میكرد، همگی با دولتها و مراكز اطلاعاتی آنها همكاری داشته اند. سوال این است چرا پژاك وارد این میدان شده و هدف و دلیل این اتهامات و تاریخ سازی جعلی چیست؟
خالد حاج محمدی: من قبلا، در مه ۲۰۲۳، در مطلبی تحت عنوان "یك گونه در حال انقراض(مردم كردستان و معضلات "پژاك")״*، به بخشی از برنامه های آموزشی پژاك در مورد ״تاریخ كردستان و كردها״ و گله این جریان از مردم كردستان ایران كه گویا فرهنگشان عوض شده و....، به این تاریخ سازی جعلی و ریشه این گلایه ها جواب دادم. اما در مورد بقیه برنامه ها كه چند ماه قبل پخش شد و ادعاها و پرونده های اطلاعاتی و امنیتی كه ناشیانه سرهمبندی كرده اند و چرایی آن و سوال شما، چند نكته را بیان میكنم.
ابتدا تاكید كنم كه پژاك جریانی مستقل و "سازمانی" با اهدافی روشن و متكی به خود نیست. پژاك ابزاری است كه در یك مقطع زمانی معین توسط یک نیروهای سیاسی درست شده و بر اساس شرایط و اهداف سازنده آن و كسانی كه از نطر مالی و... تامینش میکنند، هر روز سیاستی را اعلام میكند. به همین دلیل تاریخ پژاك از روز شكل گیری تا امروز مجموعه ای از پدیده های متناقض را شامل میشود كه به یك نیروی سیاسی شباهت ندارد.
برای پی بردن به دلایل شکل دادن به پژاک باید کمی به عقب برگردیم. پس از ربودن عبدالله اوجلان، پ ک ک وارد مناسبات حسنه ای با جمهوری اسلامی شد و ایران عملا به پشت جبهه این جریان تبدیل شد، امری كه تا امروز ادامه دارد. پ ك ك از آن مقطع و بالطبع پژاك از روز "تولدش" تا امروز، پرونده ای قطور در دفاع از جمهوری اسلامی، از اسلام، از مذهب شیعه و تاسوعا و عاشورا و از حسین و عدالتخواهی او و … دارند. جمهوری اسلامی در این دوره در تقابل با رشد و اعتبار كمونیسها و علیه چپ گرایی در كردستان، حتی در تقابل با احزاب ناسیونالیست كرد در اپوزیسیون، فضا را برای پ ك ك و یك ناسیونالیسم كنترل شده و حامی خود و حتی برای گروههای سلفی باز كرد. در سال ۲۰۰۴ پ ك ك جریان پژاك را در ایران سرهم بندی كرد و از آن زمان به نام "حزب حیات آزاد كردستان" فعالیت میكند. اینجا جای بررسی تاریخ پژاك نیست، اما تمام سیاست و اهدافی كه پژاك دنبال كرده است، بر اساس سیاست و نیاز حزب مادر بوده است. بنا به مصلحت پ ک ک به كرات از جمهوری اسلامی دفاع كرده است، زمانی اعلام كرده است با جمهوری اسلامی جنگ ندارد و زمانی دیگر ادعا كرد در جنگ با جمهوری اسلامی است، دوره ای خود را حامی امریكا دانسته و از دولت امریكا درخواست حمایت كرد و دوره دیگری سیاست دیگری در پیش گرفت. میتوان رابطه این تغییر سیاستهای پژاک را به منافع کوتاه یا بلند مدت پ ک ک در دوره های مختلف مشاهده کرد.
سیاست پژاك سیاست سازمانی كه اهدافی مستقل دنبال میكند، استراتژی خود را دارد، اپوزیسیون جمهوری اسلامی است یا حامی او و هر چیز دیگری، نیست و بعلاوه به تحولات و افت وخیزهای جامعه كردستان ایران، به فرهنگ و تاریخ و … آن مربوط نیست، و به همین دلیل پژاك مطلقا هیچ شانسی برای تبدیل شدن به یك نیروی اجتماعی حتی از نوع ناسیونالیست افراطی را در كردستان ایران ندارد. اما این نه در مورد این جریان و نه در مورد هیچ گروه و فرقه باند سیاهی و عقب مانده مذهبی، قومی و شبه فاشیستی به این معنا نیست كه نتوان از آنها با توجه به ظرفیت ضد انسانی و ارتجاعی آنها، به عنوان ابزار مورد استفاده قرار داد.
زمانی كه پژاك رابطه ای نزدیك با جمهوری اسلامی داشت، علیه اپوزیسیون جمهوری اسلامی دست به پرونده سازی امنیتی و دروغ های عجیب و بی شرمانه ای زد كه شاهد بخشی از آن در این ״برنامه های آموزشی״ هستیم. اینها چیزی جز تكرار طوطی وار تبلیغات وزارات اطلاعت و حواشی آن مانند "آكام نیوز" نیست.
پژاك اعلام كرده است همه احزاب ناسیونالیسم كرد از عراق تا ایران با مراكز اطلاعاتی دولتهای حاكم رابطه دارند، اعلام كرده حزب دمكرات ادامه حزب دمكرات دوره مثلا قاضی محمد نیست، اعلام كرده ״ساختن كومه له در سال ۵۶ پروژه ساواك بوده است״ و در همان سال با تركیب اتحادیه دهقانان و "كنفدراسیون دانشجویان" تشكیل شده است و در نهایت بی شرمی و بی شعوری گفته اند فواد مصطفی سلطانی را خود كومه له كشته است. در این میان هم كلی اتهام و پرت و پلاگویی علیه منصور حكمت زده اند. در این برنامه ها اعمال بخشی از فئودالهای بوكان و مشخصا خانواده مهتدی و ایلخانی زاده علیه مردم زحمتكش را به پای كومه له گذاشته است. این نوع از پرونده سازی را پژاك از وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به عاریه گرفته است و در خدمت آنها هم این چرندیات را به عنوان حقیقت و "برنامه آموزشی" تحویل هواداران ساده و بی اطلاع از دنیای خود داده است. اینها ارزش جواب دادن ندارد و بیان انجام وظیفه پژاك در قبال جریانی است كه از او این اراجیف را خواسته اند و این جز وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی نمیتواند باشد. پژاك و مدرس او اگر در جامعه كردستان جایی داشت، نمیتوانست اینها را بگوید. مدرس پژاك اگر به جای غارهایی كه برایشان درست كرده اند در شهر محل تولدشان اینها را میگفت مردم با لگد از محله بیرونش میكرند. در نتیجه این ادعاها چیزی در مورد احزاب سیاسی در منطقه و در ایران و چیزی مطلقا در مورد كومه له بیان نمیكند و اساسا ابزاری بودن پژاك و ظرفیت مزدوری و باند سیاهی خود او را به نمایش میگذارد.
بر كسی پوشیده نیست كه رابطه احزاب ناسیونالیست كرد در منطقه با دولتها، جنگ و مذاكرده و آشتی آنها همگی تلاش برای قبول شدن از جانب این دولتها و شركت دادن آنها در قدرت است. این شامل پ ك ك هم میشود و همچنانكه گفتم هم در سوریه و هم در ایران ما شاهد نه تنها ارتباط بلكه رابطه حسنه آنها با این دولتها بوده ایم و در این راه در همین چند دهه پ ك ك رسما از جمهوری اسلامی دفاع كرده است. شخص عبدالله اوجلان به عنوان رهبر بلامنازع این جریان و كسی كه حرف اول و آخر را میزند، بر اساس نیاز سازمانش كلی از اسلام و البته نوع "اصیل و دمكرات" آن دفاع كرده است. در تركیه بیش از ۲۰ سال است پ ك ك در تلاش برای توفق با دولت حاكم است. پ ك ك سالها است استراتژی ״كردستان بزرگ״ را كنار گذاشته و تمركز بر تركیه و تلاش برای توافق با دولت تركیه را انتخاب كرده است. پ ك ك در این راه و برای حسن نیت به دولت تركیه، اعلام كرد مبارزه مسلحانه را پایان میدهد و بطور نمادین مراسم اسلحه سوزانی راه انداخت و در کنگره رسمی خود، سازمان خود را(پ ك ك )، برای جلب توجه دولت تركیه، منحل اعلام كرد و نیروهایشان را از خاك تركیه بیرون بردند و با دولت تركیه شروع به مذاكره كرده اند.
این تغییر سیاست پ ك ك، اگر ادامه یابد و به جایی برسد، بی نیازی احتمالی آن به رابطه با ایران پژاك را بیش از گذشته سرگردان و بی افق کرده است. پژاك هیچوقت نیرویی که بتواند بعنوان جریانی مستقل سیاستی مستقل و برای تامین منافع مثلا بخشی از بورژوازی کرد یا ناسیونالیستهای کرد سیاست تعیین کند، نبوده است و اگر وزنی درمیان احزاب کرد در ایران هم داشته اساسا ناشی از اعتبار و وزن حزب مادر بوده است كه خصوصا در جنگ كوبانی علیه داعش اعتبار بیشتری پیدا كرد. با تغییر استراتژی حزب مادر، این وزن و موقعیت هم برای شاخه ایرانی او به تدریج محو میشود. بنا به همه این دلایل تاریخ سازی جعلی پژاک در دنیای واقعی بی ارزش و بی اعتبار است و نفرت از این جریان را بیشتر میكند.
در مورد دلیل وارد شدن این جریان به این میدان، پرونده سازی علیه نیروهای سیاسی، باید بگویم این اولین بار نیست که پژاک دست به تاریخ سازی جعلی میزند. تاریخ تشکیل پژاک را از رهبری این جریان بپرسید مشتی دروغ و تاریخ جعلی تحویل شما میدهند. حتی درجه عقب ماندگی، قومی بودن و شبه فاشیستی بودن این جریان امروز و با علنی شدن این برنامه ها فاش نشده است. مخاطب این تاریخ جعلی هم مردم آگاه در کردستان نیستند. مخاطب عده ای جوان و احتمالا ازعقب مانده ترین بخشهای جامعه است که به هر دلیلی به صفوف این جریان پیوسته اند. این شستشوی مغزی نیروی خودشان با هدف تبدیل آنها با جان برکف هایی است که جز عرق ملی و ״کورد״ بودن هیچ هویت دیگری ندارند و آماده هر جنایتی هستند. این آموزش ها شبیه آموزش ״جوانان اس اس״ توسط فاشیستهای آلمانی است. این جریان و رهبری آن چنان به جامعه و تاریخ آن بیربط اند که تصور نمیکردند پخش علنی این خزعبلات با چنین عکس العملی روبرو میشود.
نینا: مستقل از ماهیت پژاك و تاریخ سازی و ادعاهای پوچی كه طرح كرده، اما هواداری از پ ك ك چرا به معنی نامربوطی به جامعه كردستان است كه شما به عنوان جریانی بی ریشه و ابزاری از آن اسم میبرید؟
خالد حاج محمدی: مشكل پژاك نفس هواداری از پ ك ك و یا عبدالله اوجلان نیست. من كسی را منع نكرده ام كه خودش را به هر دلیل هوادار پ ك ك یا هر نیروی سیاسی دیگری بداند. مشكل این است كه پژاك در كردستان ایران هیچ پدیده اجتماعی را نمایندگی نمیكند، به فرهنگ و سیاست آن جامعه مربوط نیست و سیاست و استراتژی و تاكتیك او بر اساس اهداف تعریف شده در جامعه كردستان ایران نیست. بگذارید نمونه ای بیاورم، ما جنبش دفاع از محیط زیست را داریم كه خود را مدافع طبیعت و… میداند و بر این اساس خواستها و مطالباتی را بیان میكند. یا مثلا جنبش ناسیونالیسم كرد در ایران را داریم كه خواهان سهم بیشتر بورژوازی كرد است و این سهم خواهی را به نام "حقوق مردم كردستان ایران" بیان میكند و برای آن روزی میجنگد و روزی میكوشد با جمهوری اسلامی مذاكره و آشتی كند. اما من بخواهم یا نخواهم این جنبش و نیروی سیاسی آن در جامعه ریشه اجتماعی دارد و به یك پدیده سیاسی و ملموس یعنی ستمگری ملی وصل است یا خود را به آن آویزان كرده است. پژاك درست است جریانی قومی و ناسیونالیسم افراطی است اما ناسیونالیسم او با "حقوق كردها" جهت و سیاست او را تعیین نمیكند، بلكه نیازهای هر دوره حزب مادر تعیین میكند پژاك چه بگوید و چه نگوید. پژاك جریانی تقلیدی است كه بر اساس رابطه پ ك ك با دولت تركیه سیاست تعیین میكند، ضد "ترك" بودن و نفرت از ترك زبانان در این جریان قوی است به این دلیل كه حزب مادر هم جریانی عمیقا متعصب ناسیونالیستی كرد و ضد "ترك زبان" است همچنانكه دولت تركیه عمیقا متعصب و ضد كرد زبان است. اما در این دوره و با بحث اوجلان در مورد ضرورت توافق با دولت تركیه و اعلام برادری "كرد و ترك"، تعدادی از هواداران یا فعالین پژاك بحث ضرورت اتحاد "كردها" با آذری ها یا ترك زبانان" در ایران را طرح كردند. حالا كه اوجلان و حزبش با تركیه و به قول پ ك ك "دولت ترك" آشتی میكند، هوادران او باید با ترك زبانان در ایران پیوندی محكم ایجاد كنند!!! در نتیجه این جریان افق مستقلی برای خود ندارد و به همین دلیل و بر اساس سیاست پ ك ك و نیازهای او و بدون توجه به تحولات جامعه ایران، بدون توجه به مبارزات و موقعیت جنبشهای سیاسی در این ایران یا در كردستان، هر روز چیزی میگوید كه به تحولات آن جامعه نامربوط است. این جریان به همین دلیل تقلیدی است و بحث من جرم انگاری هواداری از اوجلان یا پ ك ك نیست، بحث این است به هیچ جنبش سیاسی در جامعه كردستان وصل نیست و با تحولات آن بیگانه و نا مربوط است.
مشكل دیگر پژاك در ایران، فضای جامعه ایران، تمدن شهری، مدرن بودن، سیاسی بودن مردم و تحولاتی است كه این جامعه به خود دیده است. كردستان ایران به هزار دلیل جامعه ای متمدن و شهری است كه پژاك را نمی پذ یرد. بحث من ناسیونالیسم افراطی و قومی پژاك فقط نیست، پژاك جریانی بشدت عقب مانده، گذشته پرست است كه در جامعه شهری و مدرن امروزی حتی در روستاهای كردستان ایران قابل پذیرش نیست. فضای این جریان و تصورات و فرهنگ آن ممكن است به فضای مناطق روستایی و عقب مانده كردستان تركیه بخورد، به ایران نمیخورد و جامعه او را پس میزند. من در نوشته قبلی خودم به این پدیده و تاریخ سازی پژاك اشاره كرده ام، نمیتوان كردستان ایران را صد سال عقب برد تا پژاك و فرهنگ حاكم بر این جریان تحمل شود و این مشكل پژاك است و به همین دلیل مردم كردستان ایران را تحقیر میكنند كه فرهنگ نیاكان خود را فراموش كرده اند.
نینا: رهبری پژاك در جواب به اعتراضات و نقدهایی كه به برنامه های آموزشی آنها و مشخصا پرونده سازی هایی كه علیه حزب دمكرات و خصوصا كومه له و.. شد، ادعا كرده برنامه های فوق قدیمی هستند و به شرایط خاصی مربوط است كه زیر فشار بوده اند،"شهید" داده اند و… و گفته كه آنها برای حفط همبستگی كردها و احزاب آن میكوشند. نظر شما در این مورد چیست؟
خالد حاج محمدی: اینها واقعا توجیهاتی بی شرمانه است و كسی آنها را نمی خرد. زیر فشار كی بوده اند و چرا زیر "فشار" رهبری پژاك باید به بلندگوی وزارت اطلاعات ایران تبدیل شود؟ چرا زیر فشار به جعل و دروغگویی های شاخدارعلیه كمونیستها و مخالفین خود، به اتهام زدنهای عجیب و غریب روی میاورد و هذیان میگوید؟ پژاك حواسش نیست كه سطح شعور جامعه چندین برابر رهبری پژاك است و اینها به كت كسی نمی رود. چرا "شهید" دادن و ندادن پژاك توجیهی برای اتهام زنی و دروغ پردازی و اهانت و توهین به دیگران است؟
اینكه پژاك به عنوان صاحب این اراجیف، امروز پرچم اتحاد و همبستگی نیروهای ناسیونالیست را برداشته است و خود را از گذشته نه چندان دور تبرئه میكند، مصلحت و نیزا امروز پژاك است و بیان ماهیت این جریان و عدم وجود یك سرسوزن پایبندی به حقیقت و پرنسیب سیاسی او مربوط است. دیروز لابد برای رضایت عده ای اتهام می زد و امروز بدلیل نیاز به كسب صندلی در میان نیروهای ناسیونالیست كرد، پرچم اتحاد "كردها" و نیروهای "جنبش كردستان" را برداشته است و فردا هم ممكن است بدلیل دیگری كاری دیگر بكند.
هیچ انسان فهیمی نیرویی که برای توجیه اتهام زدن به دیگران میگوید ״زیر فشار بودیم در نتیجه به شانتاژ علیه سایر نیروهای سیاسی دست زدیم و علیه شان دست به پرونده سازی های امنیتی زدیم״ سر سوزنی احترام و ارزش قائل نخواهد بود.این توجیهات ممکن است در مذاکره و مناسبات میان نیروهای ناسیونالیست کرد کارآیی داشته باشد اما در میان مردم آگاه صرفا بی بنیه ای و بی پرنسیبی و غیر اجتماعی بودن یک نیروی سیاسی را نشان میدهد.
نینا: پخش فایلهای برنامه آموزشی پژاك و صحبتهای امیر كریمی مروج و كادر رهبری پژاك اعتراضات زیادی به همراه داشت. ابراهیم علیزاده در این زمینه با تلویزیون سازمان خود مصاحبه كرده است. خلاصه ای از صحبتهای ایشان این است كه، فایل مورد اعتراض نظر یك نفراست اما با توجه به پخش آن و تاثیراتش باید رهبری پژاك خصوصا در این شرایط حساس روشنگری كند. میگوید هر كس پخش كرده است با هدف دشمنی با جنبش بر حق كردستان و به هم زدن روابط احزاب و تفرقه در میان مردم كرده است. و میگوید نباید به دامی افتاد كه دشمنان و مشخصا جمهوری اسلامی پهن كرده است. همزمان و در مورد چرایی موضع رسمی نگرفتن سازمانش میگوید، منتظراند و توقع دارند پژاك در مركز "دیالوگ" سر آن روشنگری كند و ابهامات را رفع كند.
خالد حاج محمدی: ابهاماتی موجود نیست و معلوم نیست ابراهیم علیزاده توقعش از پژاك چیست. اظهارات ابراهیم علیزاده تلاشی نامشروع و غیر مسئولانه با هدف رفع اتهام از پژاك و بخشش از جیب كمونیستها است. میگویم نامشروع به این دلیل كه فایلها برنامه رسمی آموزشی پژاك است و نه اظهارات شخصی كریمی به عنوان عضو رهبری این جریان. اینكه دشمنان "جنبش كردستان" برای ابراهیم علیزاده و متحدین او در "جنبش كردستان" دام پهن كرده اند و نگرانی ابراهیم علیزاده از اینكه نباید به آن گرفتار شد، تشابه این توجیهات به توجیهات پژاک در اطلاعیه رسمی شان، بیان موقعیت و ماهیت خود جریان علیزاده است. انگار اینها را وزارت اطلاعات ایران و جمهوری اسلامی گفته اند. فرض كنیم این فایلها را جمهوری اسلامی رونمایی كرده باشد، اما ابراهیم علیزاده نمیگوید چرا وزارت اطلاعات برای اتهام زدن به نیروهای سیاسی و مشخصا كومه له آن دوره به آرشیو پژاك مراجعه میكند؟ اینكه پرونده سازی های پژاك مورد بهره برداری جمهوری اسلامی قرار میگیرد یك حقیقت است، اما سوءاستفاده جمهوری اسلامی نیمتواند توجیهی برای لاپوشانی کردن اصل مسئله یعنی پرونده سازی امنیتی رهبری پژاک علیه نیروهای سیاسی شود. این وسط چرا صاحب و مسئول این اتهامات توسط ابراهیم علیزاده تبرئه میشود و منتقدین به آرامش و درایت دعوت میشوند؟ کدام درایت؟ كدام منفعت حقیرانه علیزاده را به توصیه های "حكیمانه" برای تبرئه پژاك و حفظ "اتحاد" سازمان او و همكارانش واداشته است؟ این لاپوشانی دیگر عذر بدتر از گناه است!
باید تاكید كنم كه جنبش ناسیولیست كرد در منطقه احزاب مختلفی را از خود بیرون داده است. این احزاب در تاریخ خود بارها با هم جنگیده اند و نیروهای همدیگر را قتل عام كرده اند و در این زمینه دولتهای مرتجع منطقه را علیه همدیگر حمایت كرده اند و تاریخی خونین با هم دارند. در دوره هایی هم بر اساس منافع خود با هم آشتی كرده اند. حزب دمكرات بارزانی در این تاریخ رابطه ای نزدیك با حزب دمكرات كردستان ایران داشته است و با جریان پ ك ك همیشه در مقابل هم بوده اند. ابراهیم علیزاده در تاریخ بیش از دو دهه اخیر وارد اتحاد عمل هایی زیر عنوان ״مركز همكاری״ و …با احزاب ناسیونالیست كردستان ایران شده است. امروز به گفته خود علیزاده ״مركز دیالوگ״ را دارند و ظاهرا پژاك هم اكنون عضو این مركز است. ورود پژاك به این مركز در سالهای اخیر بخشا نتیجه تلاش ابراهیم علیزاده بوده است. حزب دمكرات بدلیل هواداری پژاك از پ ك ك به آمدن پژاك تن نمیداد. بهر صورت برای ابراهیم علیزاده بودن پژاك در توازن میان احزاب در این مركز به نفع او است. این فاكتور و نیاز به حفظ پژاك در مركز دیالوگ در برخورد علیزاده برای تبرئه پژاك بی تاثیر نیست. سیاست در میان این جریانات و دوستی و نزدیكی به هم مصلحتی است و یك معامله است. مانند همه دوستی و دشمنی هایی كه دولتها با هم دارند. امروز بودن پژاك در توازن احزاب در "مركز دیالوگ" از نظر ابراهیم علیزاده به نفع جریان او است، از آن دفاع میكند و این پدیده ای قدیمی و آشنا در این جنبش است.
ابراهیم علیزاده سازمان خود و همه احزاب و گروههای ناسیونالیستی را "جنبش كردستان" نام میگذارد. ایشان و سازمانش چندین دهه است این انتخاب را آگاهانه كرده اند و ما هم بارها این را گفته و نوشته ایم و با این نمی توان كاری كرد. اما اینكه كردستان صاحب یك جنبش واحد است و ابراهیم علیزاده تاریخ فعالیت كارگر و كمونیستهای این جامعه را به جنبش ناسیونالیستی كرد هدیه میدهد، دیگر خاك پاشیدن به چشم كارگران و مردم محروم در كردستان است.
ما همیشه تاكید كرده ایم كه هیچ جنبش واحدی نه در ایران موجود است و نه در كردستان. سرنگونی طلبی و احزاب و سازمان و نیروهایی كه خود را مخالف جمهوری اسلامی میدانند، دال بر یكی بودن آنها نیست. آنها یك هدف وافق و استراتژی واحد را دنبال نمیكنند. بعضی از این نیروها در ضدیت با كارگر، با مردم محروم، با زنان و… ازجمهوری اسلامی دست كمی ندارند. تلاش ابراهیم علیزاده و بقیه برای قلمداد كردن یك جنبش واحد در كردستان، در حقیقت تلاش برای حذف احزاب و سازمان های كمونیستی و حذف كمونیسم در این جامعه است. این تلاش نامیمون كه ابرهیم علیزاده هم چند دهه است به آن پیوسته، امری جدید نیست و به قدمت عروج سرمایه داری و عروج كارگر و جنبش كمونیستی این طبقه در جریان است.
نینا: به پژاك برگردیم. با توضیحاتی كه شما دادید، سرنوشت پژاك چه خواهد شد؟
خالد حاج محمدی: من قبلا هم گفته ام كه پژاك به عنوان یك جریان ربطی به تحولات جامعه كردستان و ایران ندارد، پدیده ای نچسب به تحولات ایران است و جریانی تقلیدی در خدمت اهداف پ ك ك است. آینده او به درجه ای به آینده پ ك ك بستگی دارد و سیری كه پ ك ك در این سالها طی كرده است و خصوصا در صورت توافق با تركیه، به باور من پژاك در قالب كنونی اصلا ماندگار نیست. به این اعتبار نیروهایی كه در این سالها به هر دلیلی به این جریان پیوسته اند، تصور نمیكنم با او بمانند، چون خود این جریان به عنوان نیرویی با ادعاهایی كه تا امروز داشته است، موضوعیتی نخواهد داشت. بن بست پژاك به عقیده من یك واقعیت است و اینكه رهبری این جریان برای نجات از این سرنوشت چه تصمیمی خواهد گرفت قابل پیش بینی نیست. حدس اینکه آیا پژاك هم تماما مانند حزب مادر اعلام میكند كه به جمهوری اسلامی میپیوندد و به شكل دیگری كار میكند، اینكه با دولتی مانند اسرائیل یا هر دولت دیگری وارد همكاری خواهد شد و خرجش را در می آورد و یا اینكه از درون چند شقه خواهد شد و هر جمعی به یكی از احزاب موجود می پیوندد، سخت است. اما هرچه باشد این جریان هیچ آینده روشنی ندارد و سطح عقب ماندگی، ناسیونالیسم افراطی او و همزمان ابزاری بودنش برای پ ك ك، میگوید در كردستان ایران جایی برای پژاك به عنوان یك جریان سیاسی نیست.
اما باید باید تاكید كنم امروز در منطقه كم نیستند جریانات و گروههای بی ریشه قومی و مذهبی عقب مانده و متعصب كه به كمك دولتهای مرتجع و در جدال آنها با همدیگر به شكل نیابتی سازمان یافته اند و ابزار دست آنها هستند. همه دولتهای منطقه از تركیه و ایران تا اسرائیل، عربستان، قطر و…در چند دهه گذشته دست به سازمان دادن و درست كردن چنین گروههای زده اند. حتی در سطح جهانی امروز دولتهای بزرگ از جمله دولتهای غربی جنگها و رقابتهای خود را با اتكا به نیروهای نیابتی پیش میبرند و داعش و النصر، القاعده و طالبان و دهها گروه دیگر را سازمان داده اند. به همین دلیل و در چنین وضعیتی امكان ادامه زندگی چنین گروههایی به عنوان ابزار موجود است. اینكه رهبری پژاك چه راهی انتخاب میكند را باید دید اما بن بست این گروه واقعی است.
۲۰ دسامبر ۲۰۲۵
* لینك مطلب قدیمی تر، "یك گونه در حال انقراض(مردم كردستان و معضلات "پژاك")”:
