هشتاد و یكمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد كه از ٨ سپتامبر افتتاح شد، در روز سه شنبه ٢٢ سپتامبر با شروع مناظره های عمومی و سخنرانی سران كشورها مختلف در مقر این سازمان در نیویورك وارد مباحثات اساسی خود شد. سران تعداد قابل توجهی از كشورها از جمله امریكا، اسرائیل، ایران، تركیه، قطر، روسیه، چین، برزیل، فرانسه، انگلستان، آرژانتین و دهها كشور دیگر سخنرانی كرده اند. آنچه قابل توجه است سخنرانی ترامپ  و حضور و سخنرانی همتای اسرائیلی او نتانیاهو جنایتكار در این مجمع و اظهار نظرات جنجالی هر دو  چه در مورد ایران و جنگی كه  به مردم ایران تحمیل كردند و چه در مورد فلسطین و نسلی كشی كه مرتكب شدند است. همزمان انعكاس سخنرانی و تهدیدات ترامپ و كف چرانی های قصاب غزه  و سخنرانی پزشكیان و جواب مقامات جمهوری اسلامی و تأثیرات مخرب آن بر فضای سیاسی قابل توجه است.

بحث ایران و جنگ امریكا و اسرائیل با این كشور و موقعیت كنونی، عواقب بزرگ این جنگ از جمله بستن تنگه هرمز و محاصره دریای ایران توسط امریكا، تأثیرات آن بر اقصاد جهانی و مخاطرات آن برای مردم محروم در ایران، خاورمیانه و جهان، و سرانجام  آینده این جنگ و چگونگی پایان آن، همچنانكه انتظار میرفت، از مباحث مهم در این نشست و بخشی جدی از سخنان ترامپ، نتانیاهو و پزشكیان بود و روسای بسیاری از كشورهای دیگر بود.

عربده کشی های ترامپ و نتانیاهو، افتخار به کشتار و نسل کشی در فلسطین و تهدید به نابودی زندگی دهها میلیونه انسان در ایران در صورت تسلیم نشدن به شرایط تامپ، حتی به نزدیکترین محافل شان امکان توجیه، تطهیر و دفاع از این درجه از بیشرمی در دفاع از جنگ، کشتار، قلدری و فاشیسم را نداد. 

بی تردید ترامپ و نتانیاهو به عنوان روسای دو دولت امریكا و اسرائیل كه هم در نسل كشی مردم فسلطین و تبدیل غزه به ویرانه و كشتار حداقل ٨٠ هزار انسان بیگناه یكی از هولناك ترین جنایات تاریخ بشر را رقم زدند و هم در حمله به ایران و تحمیل جنگی جنایتكارانه به مردم ایران، كه هنوز سایه شوم آن بر منطقه كشیده شده، انتظار بیشتری نمیتوان داشت . اما اینكه با این وقاحت و از تریبون سازمان ملل از جنایت و كشتار دفاع و به آن افتخار كرد، اینكه ترامپ در مقام رئیس جمهور امریكا در سازمان ملل نه تنها از جنایات تا كنونی دفاع میكند كه به‌علاوه  ٩٠ میلیون انسان را به نام "مبارزه با جمهوری اسلامی" تهدید به نابودی میكند، بیان بی خاصیتی سازمان ملل و تبدیل آن به اتاق جنگ گانگسترهای نظامی و جنایتكاران شناخته شده جنگی در سطح جهان است. سازمان ملل چندین دهه است ابزار توجیه جنایت دولتهای بزرگ جهان و در راس آنان دولت امریكا و شركای او در جنگهای است كه برای منافع خود راه انداخته اند و چندین میلیون انسان را قربانی و چندین مملكت را ویران كرده اند. بی خاصیتی سازمان ملل و همه سازمان و نهادهای تابعه او، سازمانی كه در منشور خود و اهداف رسمی اعلام شده اش قرار است كارش اساسا "حفظ صلح و امنیت بین المللی و جلوگیری از جنگ و تجاوز" و دفاع از حقوق انسانها و "ملتها" باشد، امروز توجیه گر همه جنایتی است كه مستقیماً توسط دول غربی، توسط امریكا و شركایش در این دوره انجام گرفته است. غرولندهای گاه و بیگاه این سازمان و روسای آن، انتقادات نیم بند بعضی از دولتها از جمله چین و روسیه و…. از  ترامپ و جنگ طلبی او و اسرائیل در رابطه با ایران و منطقه و نسل كشی و جنایات در فلسطین، بیش از هر چیز تشریفاتی و نمایشی برای رفع تكلیف دیپلماتیك زیر فشار افكار عمومی و اعتراضات مردم آزادیخواه در سراسر جهان است.

بی تردید تهدایدات مكرر ترامپ برای نابودی ایران، مستقل از اینكه بیان بن بست و موقعیت ضعیف و رو به افول امریکا در جهان است ، عمیقاً نگران كننده است. ترامپ و دولتش از سر بن بست میتوانند دست به هر ماجراجویی نظامی و اعمال جنایتكارانه بزنند كه عواقب آن برای مردم ایران، مردم منطقه و جهان بسیار مخرب تر باشد. در این تردیدی نیست كه مسبب اصلی این وضع چه در حمله به ایران و چه در مورد فلسطین دو دولت جنایتكار اسرائیل و امریكا و متحدین و حامیان آنان است.

این تهدیدات و عربده كشی های ترامپ و نتانیاهو در سازمان ملل، امکانی برای جمهوری اسلامی بوجود آورد تا بعنوان "نماینده صلح و آرامش" در مقابل میلیتاریسم عریان امریکا و اسرائیل در این مجمع عرض اندام کند. همزمان با سخنرانی صلح طلبانه پزشکیان در این مجمع، سران دیگر جمهوری اسلامی به نام "دفاع از خود" در مقابل تعرض و حمله نظامی، به نام "مقاومت" در مقابل اسرائیل یکبار دیگر دست به تهدید گسترش جنگ در منطقه و گسترش جنگ اقتصادی علیه میلیونها انسان در سرتاسر جهان و علیه طبقه كارگر و مردم آزادیخواه ایران زدند. روز پنجشنبه ٢٤ سپتامبر، یعنی یك روز پس از سخنرانی پزشكیان در سازمان ملل، یحیی صفوی مشاور رهبر جمهوری اسلامی  و فرمانده پیشین سپاه پاسداران اعلام کرد: "اكنون جنگ در خلیج فارس و تنگه هرمز به دریای سرخ گسترش یافته و ممكن است در مرحله بعدی یك جنگ احتمالی با امریكا، این جبهه بیشتر گسترش پیدا كند و به اقیانوس هند و یا فراتر از آن بکشد."

اما و از آن مهمتر در تمام این دوره، جمهوری اسلامی با اتكا به تهدیدات جنگی امریكا و اسرائیل و خطر حمله به ایران و حتی خطر استفاده امریکا و اسرائیل از بمب اتم، برای جبران شكست خود، فضای جامعه ایران را تماما میلیتاریزه کرده است . در شرایطی كه فقر و گرسنگی از سر و كول جامعه بالا رفته است، بخش بزرگی از سرمایه جامعه صرف تأمین تسلیحات، هزینه های نظامی و تولیدات موشك و بسیج نیرو و آموزش نیروهای جدید برای جنگ احتمالی شده است. علیرغم اینكه اكثریتی بزرگ از مردم ایران و خصوصاً طبقه كارگر و اقشار محروم، زنان و نسل جوان از این حاكمیت دل خونی دارند، اما عربده كشی های نظامی ترامپ و دولت فاشیست اسرئیل، قلدری و جنگ طلبی و تهدیدات نظامی آنها، حتی در سازمان ملل، تهدید به اینكه یا تسلیم من میشوید یا نابودتان میكنم، عملاً مردم ایران را در مقابل جمهوری اسلامی خلع سلاح كرده است. این فضای تهدید و ارعاب كه گانگستر حاكم بر امریكا گستاخانه هر بار به آن متكی میشود، مستقل از اینكه بخش بزرگی از آن تبلیغات و پروپاگاند بی پایه است، اما دست جمهوری اسلامی را علیه مردم تماما باز میكند و مردم آزادیخواه و متنفر از حكومت ایران را در موقعیت كاملا دفاعی قرار میدهد. این تهدیدات به نابودی در اوج خونسردی و قساوت و بیشرمی، نه فقط موقعیت جمهوری اسلامی را در مقابل مردمی که قبل از حمله نظامی دست اندرکار تعیین تکلیف با حاکمیت بودند را تضعیف نکرده که برعکس این مردم را در موقعیتی ضعیفتر، با اتحادی شکننده تر در برابر توحش و جنایات جمهوری اسلامی، چه علیه خود و چه علیه مردم جهان، با اتکا به گرو گرفتن نان و معیشت آنان، قرار داده است.

تأثیرات این وضع بر زندگی مردم ایران عمیقاً نگران كنند و پر مخاطره است. بر اساس آمارهای دولتی و از جمله آمار رسانه های رسمی ایران و به نقل از بانك مركزی، رشد اقتصادی در ایران به منهای ١٠ درصد افت كرده است. سقوط كامل قیمت ریال به معنی كاهش وحشتناك درآمد خانواده كارگری و افزایش سرسام آور گرانی در ایران است. فقط برای  نمونه دلار ٥٩ هزار تومانی در اواخر شهریور ١٤٠٣ در  شهریور ١٤٠٤ به ١٠٥ هزار تومان و امروز به ٢٥٠ هزار تومان افزایش یافته است. بسیاری از نهادها و رسانه ها و نهادهای كارگری حكومت،  خط فقر در ایران را بالای ٥٠ میلیون  تومان و بعضاً ٩٠ میلیون تومان اعلام كرده اند، در حالیکه مزد پایه یا حداقل دستمزد در بهار امسال حدود ١٦ میلیون تومان تعیین شد. به این اعتبار بخش اعظم نه تنها طبقه كارگر كه كل مردم ایران زیر خط فقر زندگی میكنند. تعطیلی بعضی از مراكز به‌دلیل جنگ و بمباران، بسته شدن بخشی از كارخانه و مراكز صنعتی و بیكار سازی وسیع و اخراج  به نام "تعدیل نیروی كار" و افزایش چند میلیون كارگر به نیروی بیكار جامعه و گرسنگی مطلق یك جمعیت وسیع را حساب كنید كه با این گرانی بی سابقه در چه شرایط اسفباری زندگی میكنند. جنگ و تهدیدات هر روزه دولت امریكا و خطر حمله دوباره به ایران، تهدیدات جمهوری اسلامی به گسترش این جنگ در اشکال نظامی و اقتصادی آن، برای جمهوری اسلامی در خدمت تحمیل فقر و استبداد و فضای میلتاریستی "مشروعیت" ایجاد كرده است و زبان مردم از اعتراض را به بهانه خطر حمله دوباره و ضرورت دفاع از ایران، بسته است. به همین اعتبار هر تهدیدی از جانب دولت امریكا، هر تعرض نظامی و شلیك هر راكت و انداختن هر بمبی به هر نقطه از ایران تحت هر عنوانی، دودش به چشم مردم ایران و خصوصاً طبقه كارگر و اقشار محروم میرود.

طی روزهای گذشته و در دل فضای تهدید و ارعاب ترامپ و شركایش در سازمان ملل، جمهوری اسلامی پروژه بزرگی را با تبلیغات وسیع میهن پرستانه و ناسیونالیستی برای تسلیح عمومی علیه تجاوز و حمله احتمالی به ایران سازمان داده است. این بسیج كه به نام مقابله با تجاوز احتمالی امریكا و یا جنگ بعدی امریكا و اسرائیل علیه ایران پیش میرود، عملاً و مستقل از اینكه جنگ دیگری صورت بگیرد یا نگیرد، تعرضی همه جانبه به مردم ایران، به اعتراضات آنها و به فضای سیاسی جامعه است. این پروژه نظامی و پادگانی کردن محیط کار و زندگی مردم و جامعه است. اینها بخشی از پروژه های حكومت و بورژوازی ایران برای تقویت موقعیت خود در مقابل طبقه كارگر و مردم آزادیخواه و برابری طلب است كه بدون حمله نظامی و بدون تهدیدات و عربده كشی های ترامپ و همراهان او، قابل تحمیل به جامعه ایران نبود.

اما مستقل از جامعه ایران و جمهوری اسلامی، اجلاس امسال سازمان ملل و عربده كشی های ترامپ و همكار جنایت كارش نتانیاهو، افتخار به زورگویی و جنایت و آدم كشی و به رخ كشیدن قدرت تخریب دولتهای آنها آنهم از تریبون  سازمان ملل  نه تنها بیان اوج ابتذال و عادی شدن میلیتاریسم بعنوان تنها زبان حاکم در جهان، جنایت و تروریسم افسارگسیخته دولتی است، که بیان فروپاشی اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جهان ما و سیستم حاكم بر آن از جمله و به‌طور برجسته در غرب است.  تهدیدات ترامپ به كشتار وسیع یك جامعه و ویرانی و نابودی آن با ٩٠ میلیون جمعیت، تكرار عربده كشی های قبلی او در نابودی یك تمدن، سكوت و مماشات روسای دولتهای دیگر، چرتکه انداختن و استفاده از این عربده کشی برای حل و فصل معضلات خود با امریکا، گواه بن بست و همزمان تعفن  سیستم كاپیتالیستی حاكم بر جهان ما است.

این حقایق یك بار دیگر عملاً در دل هزاران جنایت جنگی علیه بشریت در سراسر جهان میگوید، این جهان وارونه باید زیر و رو شود و بر ویرانه های آن جهانی قابل زیستن بنا نهاد. دوره كنونی كه همراه است با زوال نظم حاكم برجهان و فروریزی جهان یك قطبی به رهبری امریكا، عمق بی رحمی و شقاوت نظام حاكم را بدون پرده به نمایش میگذارد، جهانی كه سراپا بوی خون و جنایت و تعفن میدهد. اینجا است یك بار دیگر این حكم پایه ای كمونیستها به روشنی ضرورت خود را نمایش میدهد و آنهم ضرورت انقلاب سوسیالیستی، ضرورت تحولی كه بشریت را از دست نظام كاپیتالیستی نجات دهد و آزادی، رفاه، امنیت، حرمت و كرامت انسانی را به انسانهای باز گرداند، امری كه كار جنبش سوسیالیستی و انترناسیونالیستی طبقه كارگر است. بی شك طبقه كارگر صنعتی و بزرگ ایران با كمونیسم اش و با تاریخی از مبارزه و تجربه گرانبهایش یك گردان جدی و استوار این تحول خواهد بود.

٢٨ سپتامبر ٢٠٢٦