اخیرا‌ احتراز پرچم های انگلیس، سفید با علامت صلیب قرمز رنگ آن، در تعدادی از محلات و شهرهای انگلستان به طرز محسوسی دیده می شوند. این خبری بود که خبرگزاری رویترز با یک علامت تعجب در تیتر خود در مورد تعدد این پرچم ها انتشار داد. بنا به این گزارش، این وضعیت اخیر بدنبال دستگیری یک جوان "مهاجر غیر قانونی" به اتهام تعرض جنسی به چند دختر انگلیسی، و سپس فراخوان دستجات راستگرا میباشد که از طرفداران خود خواسته اند تا پرچم انگلیس را، بمثابه سمبل دفاع از افتخارات و فرهنگ انگلیسی برای مقباله با "هجوم خارجی ها"، در مراکز و اماکن عمومی آویزان کنند. گزارشگر بی بی سی نیز ضمن تایید همین ادعا، تاکید دارد که مردم در محلاتی که دولت این مهاجرین را در آنها اسکان داده است، احساس ناامنی می کنند، و به همین دلیل در مقابل ساختمان های سکونت مهاجرین تجمعاتی را براه انداخته اند و خواهان اخراج، بسته شدن این ساختمان های مسکونی که دولت برای "مهاجرین غیر قانونی" تامین کرده است، شده اند.

در حالیکه این تجمعات عموما با شرکت حدود ۱۰۰ نفر با خشونت برگزار شده اند، دولت اعلام کرده است که طرح های جدید و ضرب العجل خود را برای انتقال "مهاجرین غیر قانونی" به محلات دوردست تر و خارج از محدوده شهرها را براه انداخته است. علاوه بر این دولت تصمیم دارد تا با رسیدگی دو فوریتی به پرونده های آنها، و بعضا نفی حق متقاضی برای بررسی مجدد به حکم های "اخراج"، را در دستور  کار خود قرار دهد. دولت لیبر،‌ همچنین اجرای این طرح ها را ناشی از "فشار عمومی مردم" و خواست آنها برای کنترل مرزهای کشور، همچنین محدود ساختن امکانات عمومی برای "مهاجرین غیر قانونی" معرفی کرده است.

البته جایگزینی "مهاجر غیر قانونی" بجای "متقاضی پناهندگی" با تاکید بر جنبه "غیر قانونی" آن و از همان ابتدا مجرم معرفی کردن آنها، در کنار سانسور اخبار تظاهرات های گوناگون علیه نیروهای راسیستی، نه محدود به دولت لیبر و نه میدیا رسمی در بریتانیا، بلکه سیاست عمومی است که توسط دولت ها در اروپا و آمریکا دیگر کشورهای  غربی به پیش برده می شود. سیاستی که علاوه بر تحمیل شرایط سخت تر بر متقاضیان پناهندگی، همواره فراتر از آنها، علیه عموم مهاجرین و "خارجی ها"، آن بخشی که عموما در رده های پایین تر عرضه کنندگان نیروی کار در این جوامع هستند، دنبال می شود. سیاستی که با دامن زدن به تفرقه و رقابت میان صفوف طبقه کارگر، با حمله به این ضعیف ترین بخش طبقه کارگر، سازمان داده شده است. اما امروز، این تبلیغات راسیستی فراتر از ادامه سیاست با سابقه تر بورژوازی در "مقصر" جلوه دادن پناهندگان، مهاجرین و خارجی ها برای توجیه کمبودهای خدمات عمومی دولتی، بیکاری و ... و تحمیل ریاضت اقتصادی، است که دولت فعلی لیبر در دستور خود دارد.

بر خلاف ادعاهای دولت، حزب لیبر حاکم خود به این شرایط دامن زده و می زند و بیش از همه این دولت است که در کنار همان راست افراطی بر "اهمیت" گسترش فرهنگ بریتانیایی و مشخصا انگلیسی تاکید می کند. فرهنگی که تلاش میشود تا لیبرالیسم گسترده و خواست های نهادینه شده شهروندی در این کشور را به چالش کشد و به "وطن دوستی" و "ابراز احترام به پرچم" را گسترش دهد. این نیاز این دوره دولت لیبر،  بخصوص در زمانی است که بریتانیا و دیگر کشورهای اصلی اروپا، برای حفظ موقعیت خویش در دنیای چند قطبی امروز، و رشد میلیتاریسم همه جانبه، نیازمند افزایش دادن ارتش و نیروهای نظامی خود هستند. طبق آمار ارائه شده توسط بسیاری از موسسات نظر سنجی، درصد ناچیزی از بخصوص جوانان، علاقه ای به سربازی و حضور در نیروهای نظامی، ندارند و "احترام" به پرچم، و حس "میهن پرستی" به مثابه پیش شرط جلب نیرو در نیروهای نظامی و سربازگیری ، نسبت به اواخر قرن بیستم بشدت کاهش داشته است. امری که خلا بزرگی در پیشبرد سیاست حاکمیت در بریتانیا و اروپا، آنهم با در نظر گرفتن خط مشی فعلی ترامپ  در آمریکا و موقعیت ناتو در اروپا، مواجه کرده است. در عین حال در اروپای امروز با اوضاع اقتصادی وخیم آن، خارج کردن نیرو جوان آماده به کار از بازار کار بعلاوه تامین هزینه های ارتش های وسیعتر، منوط به یورش همه جانبه دیگری به طبقه کارگر این کشورها، تحمیل ریاضت اقتصادی طولانی مدت تر و بعضا سربازگیری اجباری، نظیر آنچه در پارلمان آلمان در حال بررسی است.

آنچه پیشبرد چنین سیاستی را بمراتب با مشکل مواجه می سازد، شرایط موجود در همین اروپاست. بر خلاف ادعاهای دروغین دولت لیبر و تبلیغات گوشخراش میدیای رسمی، امروز کی‌یر استارمر در نظر سنجی ها کمترین میزان محبوبیت در میان عموم مردم را دارد و نارضایتی نه محدود به این حزب، بلکه در مورد تمامی احزاب سنتی صدق می کند. حزب دست راستی رفرم با توجه به همین نارضایتی به تبلیغات راسیستی اتکا کرده است، تبلیغاتی که در حال حاضر تنها به اعمال فشار بر احزاب سنتی متکی است تا ارائه بهبودی در شرایط طبقه کارگر و مردم در این کشور. در بطن جامعه، اما، جنبش های اجتماعی و پایه دارتری در کشمکش های موجود نقش بازی می کنند. برای نمونه، در همین ماه اخیر، با اعلام حزب جدید چپ جرمی کربین و زارا سلطانا، حزبی که هنوز اسم آن هم تعیین نشده است، بیش از ۶۰۰ هزار نفر، یعنی بیش از هر حزب دیگر، برای عضویت در آن ثبت نام کرده اند. حزبی که محورهای اصلی سیاست های خود را در "تقسیم عادلانه ثروت"، "ملی کردن های وسیع"، "احترام به حرمت های انسان دوستانه" و "دفاع از فلسطین" را اعلام کرده است و مدعی است که "در حالیکه شرکت ها از وضعیت وخیم مردم سود های سرسام آور به جیب می زنند و دولت می گوید که پولی در خزانه دارد، بودجه های نظامی و جنگ طلبانه افزایش چشم گیری داشته اند". مستقل از توان و امکان موفقیت، حزب پارلمانی و یا مستقل و طبقاتی، پیشروی و یا عدم پیشروی این حزب، تنها تعداد داوطلبان عضویت در این حزب بیش از همه، نشانگر درجه انزجار عمومی از اوضاع وخیم امروز، بی اعتباری احزاب سنتی و تشنگی جامعه برای تغییر است که در اینجا برجسته است. 

در مبارزه طبقاتی جاری،‌ در دوره بی اعتباری دولت ها، و پاسخ به خواست جامعه برای تغییر را می توان به وضوح در بریتانیا و اروپا و نقشه های هم چپ و هم راست مشاهده کرد. شکی نیست که راست با معضلات جدی سیاست گزاری، و مهمترین آن در عدم توانایی اش در ارائه شرایط بهبود اقتصادی و اجتماعی است. تکرار شعارهای خارجی ستیزی، آنهم در دوره پسا برگزیت و  وعده های داده شده از جانب همان رهبران ناسیونالیست دو آتشه، نظیر مایکل فراژ و حزب رفرم وی، بیش از همه نشانگر فشار برای امتیاز و سهم خواهی این حزب از احزاب سنتی روز به روز مسجل تر شده و می شود. 

در حالیکه موقعیت وخیم  حزب لیبر در میان افکار عمومی، حزبی که بر علیه لیبرالیسم و استانداردهای عدالت اجتماعی نهادینه شده در بریتانیا با شعار "پناهنده خوش آمدی" به احتراز پرچم انگلیس و فرهنگ نژاد پرستانه روی آورده است، حزبی که بخصوص بدنبال اعتراضات وسیع همگانی علیه نسل کشی در فلسطین به شراکت با دولت اسرائیل متکی است، ....  بیانگر ریزش توهم به هرگونه ادعای "انسان دوستی" و یا امکان هر گونه بهبودی  در اوضاع طبقه کارگر و مردم در بریتانیا توسط این بازمانده سوسیال دمکراسی در حکومت را نشان می دهد. در شرایطی که احزاب و جریانات راست، چه سنتی و چه افراطی، نیز ناتوان از ارائه هر گونه افق بهبود در زندگی مردم هستند، گشایش قابل توجهی امروز برای چپ فراهم شده است. اعلام اینکه "تاسیس حزب جدید چپ بدون هیچ عذرخواهی سوسیالیستی است" و می تواند برای فضای سیاسی بریتانیا بمراتب مشکل ساز باشد توسط خبرگزاری دست راستی اسکای نیوز، گویای این فضای جدید است. فضایی که در آن کمونیسم می تواند نه فقط علیه احزاب سنتی حاکم، بلکه در مقابل چپ سنتی، چپ مبهوت به دمکراسی پارلمانی و سیستم انتخاباتی آن، بار دیگر قد علم کند.