"در پی تداوم اعتراضات صنفی کارکنان شرکت ماشینسازی هپکو، دستهای از کارگران این واحد تولیدی صبح امروز پس از تجمع در محوطه محل کار خود، مسیر خیابان منتهی به میدان حافظیه تا ساختمان استانداری را پیاده طی کردند" (صفحه اخبار کارگری از سایت ایلنا هفتم مهر ماه ۱۴۰۵)
خبر فوق در متن کاملتر خود مندرج در سایت خبرگزاری کار ایران- ایلنا، گویای دور تازه اعتراض از کارگران مرکز صنعتی هپکو در صحنه سیاسی اراک و ایران است. شهریور سال ۱۳۹۸ در اوج اعتراضات خیابانی و سلسله اعتصابات کارگران به تعویق دستمزدها، بلاتکلیفی مالکیت و کاهش شدید فعالیت کارخانه به بستن چندساعته خط راهآهن اراک انجامید. تصاویر حمله گردان ویژه در شکار سبعانه و سرکوب گروه های کوچک کارگران با انتشار گزارشهایی نیز از بازداشت شماری از معترضان رسوایی بزرگی دامن جمهوری اسلامی گرفت. بر متن لشکر بزرگی از واحدهای گروه ضربت، قوه قضائیه، مقامات ریز و درشت دولت و استانداری و شخص فرماندار بالاخره متخصصان خدمات اسلامی در شورای اسلامی و خانه کارگر در اراک جای سوزن انداختن نبود. راهپیمایی کفن پوشان و سینه زنی رعب آمیز، گرو کشی و تهدید از طرف استانداری و ماموران امنیتی تحت نام مذاکرات هیچ کدام جلودار یک رسوایی تمام عیار نشدند. حکم شلاق برای کارگران اعتصابی نوک کوه ملانصرالدین بازی علیه هپکو بود که قاضی احمق می بایست خود قورت دهد. دولت عقب نشست، و با تعهد وزیر کار دال بر آزادی کارگران دستگیر شده عملیات نجات هپکو مغلوبه اعلام گردید.
در آبان همان سال، پس از ناکامی مالکان خصوصی در اجرای تعهدات، سهام عمده هپکو به سازمان خصوصیسازی بازگشت. حتی اگر تنها یک حرکت نمایشی، یک راه حل موقت، اما بدون شک یک پیروزی پر سر و صدا برای اعتراضات کارگری بشمار میرفت.
هپکو سال ۱۳۹۹ در قالب بخشی از بدهی دولت به سازمان تامین اجتماعی منتقل گردید. فقدان هرگونه برنامه روشن برای تولید و بازار آن هم برای غول تولید ماشین آلات مادر در هپکو اراک، قابل لاپوشانی نبود. پرداخت های افتان و خیزان دستمزدها آنهم از طریق وام های پی در پی کارخانه؛ اعتراض رسمی و روشن کارگران برای افزایش سرمایه تولیدی و سفارشات منظم را را بدنبال داشت. اعتراض مرداد ۱۴۰۱ نشان داد که مطالبه کارگران فقط دریافت مزد نیست و سیاست صنعتی، حمایت از تولید داخلی و تأمین بازار نیز در مرکز توجه آنان قرار دارد.
سال ۱۴۰۲ هر چند هنوز هپکو خود را با گامهای بلند از پرونده مشترک با همزاد خود - هفت تپه – (بر محور خصوصیسازی ناموفق، مالک فاقد اهلیت و حقوق معوق و بجای همگی خواست اعمال کنترل کارگری بر کارخانه) جدا میکرد اما مسایل تازه تر نقش هپکو را در مصافهای دیگری از کل طبقه سنگین کرده است. همانطور که در خبر ایلنا در ابتدای نوشته دیده میشود، در دور تازه، هپکو، دیگر خواست کارگران تنها تعیین یک سرپرست موقت نیست؛ مطالبه به دستمزدهای معوقه محدود نمیشود. آنان بر حضور مدیر عاملی متخصص، پاسخگو و دارای برنامه صنعتی تأکید دارند. آنها بر حل بحران تاکید دارند و راه انداختن تولید خواست آنها را منعکس میکند.
مطالبات ذکر شده مشخصات بحران گریبانگیر تولیدی سرمایه در ایران است و دست هپکو را در دست صنایع فولاد و پتروشیمی و نفت گذاشته است. همه زیبایی تجربه هپکو در طنین سوالات اساسی نهفته است که کدام تولید، بحران کدام طبقه؟ حل بحران به چه قیمت؟ امروز در همهمه اعتراضات تازه در حاشیه همان مطالبات قدیمی تر اما همه از پیروزی و موفقیت های هپکو در گذشته سال 98 می گویند، چرا؟
هپکو و اراک در تاریخ هفت ساله از همان سال ۹۸ تا ۱۴۰۴ همه چیز را داشت، هپکو بر یک هسته سازمان یافته و منسجم که در تمام دشواریها زیر بار اهداف سنگین کمر خم نکند؛ متکی بود؛
هپکو با سرسختی پر آوازه خود حصار جنون آمیز ضد کارگری اداری و قانونی را شکست؛ شاخ سرکوب حکومت را در چنگ گرفت، با گردان وِیژه مقابله کرد، به ریش حکم شلاق دادستانی خندید، شانه بالا انداخت و راه خود را رفت؛
هپکو اما افزون بر سرسختی چه میتوانست باشد که دریای بزرگ همبستگی را دامن بزند و در تمام آن افت و خیزها وعده ها و قرطاس بازی خانه کارگر و شوراهای اسلامی همچنان تنور داغ اعتراض بماند، تجربه و مطالبه حفظ گردد و هر روز در مقابل قالتاق های ارسالی از پایتخت کار به صفر سقوط نکند؟
هپکو در خروج اعتراض از حصار کارخانه، مساله را به مساله شهر اراک و به مسئله ملی تبدیل کرد؛
هپکو در وقار شایسته یک مرکز مملو از تجربه مبارزاتی، نه فقط دستمزدها بلکه با تاکید بر پیوند دستمزدها با سازمان تولید کارخانه به اعتراض خود یک افق و مشروعیت اجتماعی بخشید؛
هپکو همزمان آنقدر عقل و صبر و شبکه سازمان یابی میان کارگران را در چنته داشت تا مطالبه را از پرداخت یک ماه حقوق فراتر ببرد و مالکیت و مدیریت و تولید را به هدف افشاگری رسوایی در کارخانه و خیابانها تبدیل کند؛
امروز کیست که بتواند به کمبود میلیتانتیسم کارگران هپکو ایراد بگیرد همانقدر که صحنه های درگیری خونین آنها کمتر نشان از انفجار بی سازمان و خودبخودی را با خود حمل کرده است؛ و در خبر مندرج در ایلنا هفتم مهرماه هر یک از این مولفه ها است که جان میگیرد و دنیایی از کنجکاوی و اشتیاق حول یک سطر خبر بازگشت هپکو را زنده میکند. در حالیکه اراک و هپکو بر سر در بسیاری از مکانها سر جای خود باقی است، اعتراض کارگران خیز برداشته و باز میگردند.
بازگشت هپکو زمانی معنای واقعی دارد که صفوف پیشرو کارگری در ایران هشت سال گذشته تاریخ اراک خود را یک موفقیت بزرگ برای نجات هپکو ببینند و تجربه این هشت سال را متریال آمادگی و آموزش و آزمون صفوف طبقه برای رهایی از زنجیرهایی که بر دست و پای آن سنگینی میکند، قرار دهند. اما فقط نجات هپکو به شرط و شروط کارگران و نه مطابق نقشه افتضاح دولتی و در ساختار نکبت خصوصی سازی و غیره.
هپکو در بازگشت خود آنجایی بخصوص لازم است که طبقه کارگر ابزارهای پایه ای در راه کوتاه کردن دست طبقه حاکم را بهتر بشناسد و بکار بگیرد؛ اما همزمان هپکو در بازگشت خود از آن جهت لازم است که مهر تاریخ معین و عرصه های نبرد بر پیشانی هپکو را تشخیص دهد و به رسمیت بشناسد. این تفاوت فاصله میان زمین تا آسمان است. باز هم نجات هپکو؛ و باز هم مطابق نقشه ۱۴۰۵ کارگران هپکو.
هفت سال پیش اعتراض کارگری دور سه محور در گردش بود، هپکو بماند، هپکو تولید کند و دولت باید مالک و مدیر مناسبی برای آن پیدا کند.
این سوالات همان موقع نیز مهر باطل طبقاتی کارگری را بر پیشانی خود داشت، شکست بود که در آرایش جادویی از ناتوانی و ناآمادگی کارگری بزک میشد. این بزک دیگر مسخره است. امروز دیگر با دو هپکو طرف هستیم. اراک دو هپکو را در دل خود جای میدهد. هپکو در مالکیت سرمایه، همه آنچه برای تولید و سود همچنان در انتظار دست و نیروی تولید و خلاقیت کارگران بخود می پیچد. تولید هپکو امروز مرده است. جنازه آن در مقابل جهانیان به لعنت خدا نمی ارزد. بدون تولید و بدون کارگران هپکو پشیزی نمی ارزد و بقایای اوراق و آهن پاره ها زمانی ارزش می یابند که از زمین های مرغوب دور شده باشند.
هفت سال بعد، امروز هپکو آن آینه تمام قدی است که هر کارگر و هر مرکز تولیدی در مقابل آن و در بحران و باتلاق ساخته و پرداخته بورژوازی و طبقه حاکم نقطه عزیمت خود را بر دو مولفه کاملا متفاوت قرار دهد
هپکو ممکن است بمیرد
اما نباید کارگر همراه آن سقوط کند.
هپکو با زمین و دستگاه ها و همه ارزش دارایی نقد شده کناری آن مورد منازعه است. با شرط بندی روی انواع بی خقوقی و تحقیر و بازی نفرت انگیز که تحمیل آن با زندگی و توقعات کارگری قابل فکر به نظر میرسد؛ هر روز فیل دیگری را در باب وطن و ذات کار و تحمل و نژاد ایرانیان هوا میشود. طرح تولید ماشین هفتاد تنی ساخت مهندسان داخلی و بی رونقی پس از آن هم به جایی نرسید. در بحبوحه یک جمعه بازار مسخره که مبارزه کارگر، دستمزد و مسکن و آسایش و سلامتی و اموزش و کل نیازهای پایه خانواده کارگری به هفت آسمان حواله می شود؛ "بازگشت هپکو" واقعی است، منطبق با روح هگلی زمانه است، و هر کس باید در سبقت از دیگری پیشی بگیرد و پای بفشارد: هپکو مال شما بود، اگر میخواهید هپکو را هر چه زودتر از دامن شهر پاک کنید؛ کارگران برای آن قطره اشکی را به هدر نخواهند داد؛ اما هپکو، یک هپکو کارگری، به معنای سازندگی و خلاقیت در روح و تاریخ شهر اراک به قوت خود به جای خود باقیست. و دقیقا همین هپکو است که از زبان فولاد و نفت و پتروشیمی در جهنم دره اسلامی سرمایه غرق در بحران هایش قبل هر چیز بر تضمین انتقال بی چون و چرا امن و با کرامت زندگی کارگران، از محل ذارایی ها سهام داران و دولت پای می فشارد: کارگر وثیقه ادامه یک بنگاه بی برنامه نخواهد شد.
ثروت و تضمین سازندگی و آینده نسل های آتی در اراک و سنل های ۀینده در گرو آنست که چه چیزی تولید شود، چگونه تولید شود و کل ثروت آن به برای سود بیشتر و بیشتر و در خدمت توحش طبقه بورژوا بکار گرفته نشود. این راهی است که طبقه کارگر ایران هرچه روشن تر از این مرکز تولیدی تا آن دیگری جلوی روی میلیونها کارگر دیگر هم سرنوشت خود قرار میدهند که دوران بازی با هست و نیست آینده کارگران جامعه بر اساس جنون استثمار و بهره کشی سرمایه گذشته است.
اتحاد سراسری حلقه پیوند و پیگیری سازمان یافته بدور مبارزه جویی اراک طبقه کارگر بر دوش پیشروان آن در ابعاد سراسری سنگینی میکند.
