شکست جناح سناریو سیاهی اپوزیسیون راست، یعنی نئوپهلویست ها به رهبری رضا پهلوی و احزاب و سازمان های قوم پرست در کردستان ایران، که شاخه هایی از راست در اپوزیسیون ایران پشت شان به خط شد، در تحمیل "رژیم چینج" به جامعه ایران و تغییر حکومت با توسل به بمب ها و موشک ها، "نقطه زنی ها" و ترورهای سران حکومت توسط دولت ترامپ و نتانیاهو، ترکش های وسیع و چند وجهی در میان احزاب و سازمان های  اپوزیسیون، هم راست و هم چپ داشته است و هنوز دارد. این شکست بعلاوه خوراک تبلیغاتی عظیمی برای  دستگاههای پروپاگاند جمهوری اسلامی هم تولید کرده است.

اینجا و هدف از این نوشته، پرداختن به سیر طلوع و غروب ستاره اقبال "انقلاب ملی شیروخورشید" و بررسی "میدان داری" و سرانجام "شکست" آن، پرداختن به فازهای مختلف آن و شیفت از "کارزار ایران را پس میگیریم" به وعده بازپس گرفتن ایران تخریب شده و راه اندازی "کارزار ایران را دوباره خواهیم ساخت"،  نیست. بحث در مورد ترکش های آن در شقه شقه شدن صف نئوپهولیست ها و قوم پرستان کرد و میوه چینی های جمهوری اسلامی از سرنوشت آن "رژیم چینج" که فعلا و تا اطلاع ثانوی بر آن مهر باطل خورده است، هم نیست.  در این مورد، کم گفته و نوشته نشده است و هرچند که هنوز جا دارد که بیشتر گفته و نوشته شود.

اینجا صحبت بر سر یک "کارزار سیاسی" است که تلاش میکند در "سپهر سیاسی ایران" در مقابل آن اپوزیسیون شکست خورده، نوع دیگری از اپوزیسیون، و اساسا چپ، سوسیالیستی، کارگری و مردمی، که از  ابتدا علیه این سناریو و نویسندگان و بازیگران آن ایستاده بود، قد علم نکند! صحبت بر سر سمفونی گوش خراشی است، که بنام "اپوزیسیون ناکارا" توسط ارکسترهای وسیع و سراسری رسانه های بزرگ و کوچک، "پربیننده" یا "کم بیننده" که همزمان خود را زیر نورافکن بعنوان "رسانه های کارا" براق و "اتو خورده" نشان میدهند، نواخته میشود.

کارزار مشترک و سراسری  که پشت به طلوع و غروب ستاره اقبال نئوپهلویست ها و کور شدن شانس گروه های قوم پرست در کردستان ایران برای رسیدن به "مشروطه" شان در باتلاق عراقیزه شدن ایران دارد،  و با رجوع به "فرو نپاشیدن جمهوری اسلامی" و پیشروی نظام در عقب نشاندن مردم، توسط رسانه های راست و بدنبال آن بخشی از چپ، براه افتاده است.

امروز دستور اول روی میز اغلب رسانه های بستر اصلی، از برنامه های مختلف صدای آمریکا تا بی بی سی و ایران اینترنشنال و کانال های مختلف رادیویی و تلویزیونی" اپوزیسیون در خارج از کشور"، در برگزاری  هر میزگرد و سمینار و مصاحبه و گفتگویی در مورد تحولات اخیر در ایران، یک رکن مهم، بررسی پرونده "اپوزیسیون ناکارا" است که قرار است  توسط این رسانه های "کارا"، به خورد بینندگان و شنوندگان داده شود! 

در این "کارزار" قرار است "ناکاریی" سناریوی رژیم چینج و اپوزیسیون دنباله رو آن،  به "ناکارایی کل اپوزیسیون"، منجمله کمونیستها و سوسیالیستها، تعمیم داده شود.  تا  هم بار و فشار آوار شکست را  بر سر دوستان شان کاهش دهند و هم مهمتر میدان را بر حقانیت چپ و کمونیسم در مقابله با آن سناریو، تنگ کنند. اپوزیسیون چپ، کارگری و کمونیستی که پس از شکست آنها، در ایران در حال عروج است. 

هر کدام محکم تر بر سر شبح و روح سرگردانی بنام "اپوزیسیون ناکارا" زد، بیشتر می درخشد و فضا برای خودنمایی در مورد صحبت های مهم  بر سر مصائب مردم، نقد "شکست اپوزیسیون" و نشان دادن "بی آیندگی" دخالت مردم در سرنوشت شان، گشوده تر میشود! کاری که امروز بخصوص صدای آمریکا، تلاش میکند با کسب جایگاه رهبری در نواختن این سمفونی، بر متن غروب ستاره اقبال انقلاب شیروخورشید، جای رسانه تلویزیون ایران اینترناشنال که در عروج آن "انقلاب" به نحو بسیار "کارایی" درخشید، را پرکند. همان کاری که همزمان دستگاه پروپاگاند جمهوری اسلامی،  پرکار مشغول آن است تا "ناکارایی همگانی اپوزیسیون" را بعنوان "پایان اپوزیسیون" و  "کارایی" خود به جامعه تحمیل کند.  


اما پشت پرده این نمایش سرتاپا دروغین و ریاکارانه، چه واقعیاتی نهفته است؟ 

واقعیت این است که در بحران خطر جنگ و تخریب ایران و سناریو عراقیزه شدن ایران، یک اپوزیسیون معین بسیار "کارا"، اینبار "کارا تر" از تمام چهل یا پنجاه سال پیشتر تاریخ خود،  با تمام قوا در میدان بود و نقش مهمی ایفا کرد! اپوزیسیون راست سناریو سیاهی که رضا پهلوی را بعنوان "رهبر" خود به بالا پرتاب کرد و در کردستان ایران به رهبری عبدالله مهتدی پنج - شش سازمان و فرقه و باند قوم پرست را برای اجرای سناریو عراقیزه شدن ایران متحد و به میدان آورد! اپوزیسیونی که ریشه هایش نه در جامعه و در میان محافل مبارزاتی و کانون ها و گروه ها و احزاب و سازمان های سیاسی سنتی، راست یا چپ جامعه، که در دفاتر ترامپ و نتانیاهو و سازمان های اطلاعاتی و امنیتی و پلیسی آنها است.  

این بخش از "اپوزیسیون" شکست خورد! شکست آنها را نه "خیانت ترامپ" و "بی بی" و اقدامات جمهوری اسلامی،  که اساسا جامعه ایران موجب شد! شارلاتانیسم، دروغ و توطئه باند پهلوی و مهتدی و حواریون شان، و به قول مردم "رویافروشی" آنها، نه از نادانی بود و نه از فرصت طلبی! آنها بر تخریب ایران، و حتی تخریب اتمی حساب باز کرده بودند تا "وطن را پس بگیرند" و چون "ژاپن" پس از کشتار دهها میلیون نفر و به خطرانداختن سلامت نسل ها، آنرا "دوباره بسازند" و به قدرت برسند!  این لجنزار تعمیق نشده، ته نشین شد! بهای آن خون هزاران هزار جوان و نوجوان و پدران و مادرانی بود که نقش و مسئولیتی در جهنمی که بپا شد نداشتند و ندارند.

این اپوزیسیون بسیار "کارا" باخت! باخت و سوختن آن را، از جمهوری اسلامی ایران تا این رسانه های "کارا" بنام شکست و باخت "اپوزیسیون" بطور کلی، در بوق و کرنا میکنند.  تا اپوزیسیون واقعی جمهوری اسلامی ایران را، پشت آورای از این پروپاگاندها "دفن" کنند! اپوزیسیون مردمی که بیش از چهار دهه میدان دار بود و امثال پهلوی ها و مهتدی ها را به حاشیه "کم تاثیر" و "ناکارا" کشانده بود، اپوزیسیونی که یکی از خشن ترین و مستبد ترین حکومت های ضدبشری تاریخ معاصر جهان را به چنان عقب نشینی هایی کشاند که زمینه های خیزش "زن زندگی آزادی" را بوجود آورد و زنگ خطر سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی ایران را به صدا درآورده بود. 

صدایی که توسط میدان داری این باندهای "کارا" دست راستی سناریو سیاهی، موقتا خفه شد! این جامعه، این مردم، آن جنبش ها، کارگری، زنان، دانشجویان، معلمان، پرستاران، بازنشستگان  و .. شانس پیروزی رضا پهلوی و عبدالله مهتدی را سوزاندند! دست رد به دعوت هایشان زدند! اعتمادشان را از آنها دریغ کردند! و سرانجام مهمترین عامل در شکست و ناکامی شان بودند! 

تلاش برای تبدیل شکست آن باندها، به شکست همه اپوزیسیون، از جمله اپوزیسیون چپ، کارگری، کمونیستی و سوسیالیستی، با حمله به سازمان ها و احزاب چپ و کارگری و کمونیستی، رندی و ریاکاری خاصی است که تنها از رسانه های کارکشته ای چون بی بی سی و صدای آمریکا و تلویزیون ایران اینترنشنال ساخته است. 

این جنس بنجل، کمپین "اپوزیسیون ناکارا" را باید به صدای بلند به همگان معرفی کرد. نباید اجازه داد که ارکستر گوش خراش مشتی رسانه دست راستی،   که مغبون شدن جنبش سیاسی شان، ناکامی شان در "فروپاشاندن" جامعه ایران به بهانه "فروپاشی جمهوری اسلامی"  و شکست و سرافکندگی جمعی شان را، ریاکارانه با دروغ و فریبکاری پنهان کنند. 

نباید اجازه داد که اینها خود و آینده سیاهی که به آن امید بسته بودند  را  پشت مهر "ناکارا" به دهها و دهها کانون و سازمان و اتحادیه و کمپین و کارزار و حزب و .. که هم در ایران و هم در خارج از کشور، تاریخی از تقابل با جمهوری اسلامی دارند، پنهان کنند. 

اپوزیسیون سناریوی سفیدی جمهوری اسلامی، که امروز در حال بازسازی "سنگرهای از دست رفته" به دلیل میدان داری آن اپوزیسیون دست راستی "کارا" و همزمان مقابله با تعرضات جمهوری اسلامی است،  با ریشه های عمیق اجتماعی که مهر خود را بر جامعه و منجمله بر معنی شکست اپوزیسیون راست سناریوی سیاهی زده است، نه تنها زنده است که در میدان است.  در مقابل موج لجن زاری که اپوزیسیون راست براه انداخت، سد محکمی بسته است.  حمله به خود و به خصوص اپوزیسیون کمونیستی و کارگری که در مقابل حمله به ایران، در کنار مردم، در کنار جامعه، و همزمان در مقابل دشمن داخلی، چه در اپوزیسیون و چه در قدرت، ایستاد، را خوب می شناسد.  بی اعتبار، بی ارزش، غیرقابل قبول، و "ناکارا" اعلام کردن این نیرو و قدرت را ، به سادگی نمی توان به جامعه رشد کرده و آگاه شده ایران فروخت. اپوزیسیون انقلابی، مردمی، کارگری و کمونیستی جمهوری اسلامی ایران، چه در خارج از کشور و چه در داخل، این کمپین را ادامه تعرض به خود، به جنبش آزادیخواهانه مردم در ایران، میداند. "کارزار اپوزیسیون ناکارا" حمله به تلاش و دستاوردهای مبارزاتی میلیونها انسان برای خلاصی از جمهوری اسلامی است. حمله به تلاش و جنبشی است که در دل جدال خود با قدرت حاکم در ایران، دست اندرکار رهایی از مصائب جنگ و  خلاصی از منگنه جدال قدرتهای ارتجاع جهانی است. این جنبش  شکست آنها را سکویی برای پیشروی و پیروزی خود میداند. 

این تعرض "زیرکانه"  "یواشکی" و مزورانه دستگاههای تبلیغاتی جنبش راست،  سرنوشتی بهتری از سرنوشت تعرض ها و توطئه های قبلی این کمپ نخواهد داشت. این را ما و سوسیالیستهای طبقه کارگر تضمین میکنیم. 

 ٦  اوت ٢٠٢٦