آمریکا افزایش تحریم های اقتصادی علیه ایران، و هر فرد یا نهادی را که در دور زدن تحریم ها علیه ایران سهم داشته باشد، اعلام داشت. این تحریم ها، بنا بر سخنرانی اسکات بسنت، فراتر از آنچه تا بحال تصویب شده است، قرار است که امکانات و توان اقتصادی ایران را به حدی کاهش دهد که مقامات جمهوری اسلامی تمامی خواسته های اعلام شده ترامپ را در مذاکرات بپذیرند. دولت امریکا مدعی است که این سیاست  در مورد ونزوئلا و کوبا موثر بوده است و امروز نیز با اعمال آن در مورد ایران، نتیجه خواهد داد. 

ترامپ مدعی است که امریکا از چنان قدرتی برخوردار است که این تحریم ها را اجرا کند و دسترسی جمهوری اسلامی به منابع و امکانات اقتصادی خود را، متوقف سازد. به عبارتی دیگر، تهدیدها چنان برنامه ریزی شده اند که هرگونه تجارت با ایران غیر ممکن خواهد بود. اما، این ادعا، در دنیای چند قطبی امروز نه آسان است و نه به فوریت قابل اجرا. مستقل از توان نظامی و اقتصادی آمریکای امروز، اجرای همه جانبه چنین سیاستی در دنیای چند قطبی کنونی، با در نظر داشتن گستردگی تجارت جهانی، تنها حاکی از این واقعیت است که سیاست جنگی و نظامی آمریکا و اسرائیل شکست خورده است. این شکست نه در رابطه با ایران، بلکه شکست قابل تاملی در سیاست به مراتب وسیعتر امریکا، و بر متن رقابت های منطقه ای و جهانی است  که با این جنگ در ایران کلیک خورد. همانطور که بازتاب تا به امروز چنین شکستی در شکلگیری های جدید سیاسی، نظیر پیمان نظامی عربستان، ترکیه و پاکستان، به وضوح قابل مشاهده است. 

در عین حال، مقامات جمهوری اسلامی نیز، هر کشوری را که به این تحریم ها تن دهد، "دشمن ایران" معرفی کردند و برای آنان خط و نشان کشیدند. این تهدیدها، با تکیه به جایگاهی است که جمهوری اسلامی در سطح منطقه و فراتر از آن، به یمن این جنگ، نصیب خود کرده است. موقعیتی که جمهوری اسلامی تلاش دارد تا از آن بیشترین استفاده را در قبال دشمن اصلی خود،‌ یعنی مردم و جنبش اعتراضی در ایران، به کار گیرد. 

بر خلاف ادعاهای اسکات بسنت، تحریم همان محاصره اقتصادی است که مستقیما مردم را از دسترسی به امکانات انرژی، غذا، و ... هدف قرار می دهد و به همین اعتبار جنایت جنگی علیه کل مردم به شمار می آید. همان جنایتی که در طول تاریخ مدون انسان، همواره علیه شهروندان توسط این یا آن حاکم متخاصم وقت، به کار گرفته شده است. اکنون هم، گرچه اتکا به نیروهای نظامی در پشت صحنه است، اما در دنیای جهانی شده سرمایه، مجریان حاضر در صحنه در قامت نهادهای قانونی بین المللی، بانک ها و شبکه های کامپیوتری و دیجیتال نقش بازی می کنند. جنایتی که مردم از کوبا تا غزه، از ایران تا ونزوئلا، و در بسیاری از کشورهای آفریقایی و آسیایی، همه جا قربانیان این سیاست هستند. 

اگر تا قبل از این جنگ اخیر، اعمال تحریم ها تحت لوای "هدیه ای به مردم" ایران کادو پیچی می شد، اکنون دیگر حتی ترامپ هم اذعان دارد که تحریم های اقتصادی اعلام شده، در ادامه تحریم های گذشته، بخشی از همان جنگ است. جنگی که در آن مردم شاهد فرود موشک و بمباران نیستند، بلکه فلاکت، ویرانی و مرگ را نه یکباره بلکه در زندگی خود و همه جانبه تجربه می کنند.

امروز، با حتی اعلام تحریم ها، مردم در ایران نه تنها متحمل ویرانی حاصل از این جنگ، بلکه متحمل بیکاری گسترده و گسترش فقر هستند. جنگی که امریکا و اسرائیل آغاز کردند، تا همین جا موهبتی را در دامان جمهوری اسلامی در تقابل خود با مردمی که با اعتراضات خود، قدم به قدم حکومت را به عقب نشینی وادار می کردند، انداخت. گسترش تحریم هاَ، مستقل از میزان قابل اجرا بودن آنها توسط آمریکا، ، بهانه ای دیگر به حکومت در قبال اوضاع وخیم زندگی مردم می دهد. بهانه ای که جمهوری اسلامی تلاش دارد تا از آن برای تحمیل بار سنگین تری بر دوش مردم استفاده کند. 

اما این شرایط  جنگی، چه نظامی، چه در "صلح" و با اقدامات اقتصادی، علیرغم تبلیغات جاری جمهوری اسلامی، قادر به زیر فرش کردن مشکل اصلی حکومت،  در مقابل مردمی که برای سرنگونی آن ثانیه شماری می کنند، نیست. همه می دانند که مخاطب اصلی تمامی خط و نشان کشیدن های جمهوری اسلامی و ابراز قدرت خود در پس این جنگ، همین مردم هستند. مردمی که چندین دهه با انواع تحریم های گوناگون مواجه بوده اند، و همواره علیه آن و همچنین در مقابل تحمیل بار محاصره ها به خود، مقاومت و اعتراض کرده اند.

هفته گذشته، محسن زنگنه، رئیس کمیسیون ویژه حمایت از تولید مجلس، از افزایش درآمدهای نفتی اخیر و وصول پول آن گزارش داد، به طوریکه طبق گزارش خبرگزاری فارس، علاوه بر درآمدهای غیر نفتی، درآمد نفتی چهار ماه اول سال کفاف همه مخارج ارزی دولت از تیر تا دیماه امسال را میدهد. به عبارتی دیگر، در طی این مدت، امکانات معینی را جمهوری اسلامی در اختیار گرفته است. این امکانات نباید تنها برای حکومتی ها و فقر گسترده و بی امان برای مردم، تحت لوای تحریم ها، قرار گیرد. این خواسته عمومی مردمی است که از همان ابتدا علیه جنگ و علیه انداختن بار آن بر دوش خود بودند. 

تحریم های فراگیر تر توسط آمریکا امروز، مستقل از میزان توان آمریکا و شرکا در به اجرا درآوردن آن، اقدامی علیه مردم در ایران و جنایتی جنگی است. جنایتی که جمهوری اسلامی نیز به بهانه آن، تلاش می کند تا مزد و زندگی مردم در ایران، را گرو بگیرد. باید به این جنایت جنگی پایان داد.