جنگ و كشتار و جنایت اسرائیل علیه مردم درفلسطین علیرغم توافقات تا كنونی میان اسرائیل و حماس و اجرای مرحله اول از طرح ٢٠ ماده ای و ٣ مرحله ای ترامپ، ادامه دارد. طرح ترامپ در حقیقت تلاشی بود برای نجات اسرائیل و شركایش از بن بستی كه علیرغم نسل كشی همه جانبه از مردم فلسطین، در آن گیر كرده بودند. اجرای این طرح همانطور که پیش بینی میشد، پس از آزادی اسرای اسرائیلی با كار شكنی های رسمی دولت اسرائیل مختل شد. شرط جدید نتانیاهو برای خروج از نوار غزه خلع سلاح کامل حماس است.

شرایط امروز مردم فلسطین

از اكتبر ٢٠٢٥ كه به اصلاح آتش بس اعمال شد تا اكنون حتی یك روز هم اسرائیل دست از حملات هوایی، ترور و كشتار و جنایات علیه مردم فلسطین بر نداشته است. طی اینمدت بمباران و كشتار در نوار غزه و حملات هر روزه، چه توسط ارتش اسرائیل و چه توسط شهرك نشینان اسرئیلی، در بخش باختری در جریان بوده است.  مردم فلسطین بطور دائم و سیستماتك زیر حمله همه جانبه بوده و هستند. بر اساس گزارشهای رسانه های رسمی و سازمان ملل از زمان آتش بس در اكتبر ٢٠٢٥ تا كنون بیش از ١٢٥٠ فلسطینی كه اساسا غیر نظامی بوده اند، توسط اسرائیل كشته و تعداد زیادی هم زخمی شده اند. طبق گزارش دفتر هماهنگی امور بشر دوستانه سازمان ملل در ١٤ اوت ٢٠٢٦، "بیشتر مردم غزه همچنان آواره و در معرض حملات هوایی اسرائیل هستند و در شرایط بسیار دشواری زندگی میكنند". طبق این گزارش هنوز ٩٠ درصد مردم غزه با کمبود "متوسط تا جدی" آب مواجه اند. در کرانه باختری علاوه بر عملیات و حملات ارتش و تهدید و خانه گردی و دستگیری و بی حرمتی روزانه به مردم، حملات شهرک نشینان تشدید شده است. در حال حاضر و بر اساس گزارش های معتبر گسترش شهرکسازی ها، محاصره خانواده های فلسطینی، قطع آب و برق آنان و تصرف زمین فلسطینی ها، بیرون کردن و جابه جایی مردم فلسطین و الحاق سرزمینهای آنان به اسرائیل در بخش باختری ادامه دارد و علیرغم "توافق و صلح و آتش بس" هیچگاه قطع نشده است.

این هنوز تمام ماجرا نیست، حدود ٦٠ تا ٧٠ درصد سرزمینهای نوار غزه هنوز در اشغال اسرائیل است و مردمی كه در حال حاضر در غزه هستند، طبق آمار سازمان ملل  حدود ٢ میلیون و یك صدهزار نفر هستند، از ابتدایی ترین امكانات زندگی بی بهره اند. كمكها سازمان ملل به‌دلیل ممانعت های روزانه اسرئیل خیلی كم میرسد، غزه ویرانه است و بر اساس آمار رسانه های رسمی بیش از ٨٢ درصد تمام ساختمانهای آن ویران شده یا آسیب بسیار جدی دیده اند. سیستم درمانی مضمحل شده، تمام ٣٦ بیمارستان غزه اسیب جدی دیده  و بعضاً ویران شده اند. رویترز در ١٣ اوت گزارش داده كه ١٧ هزار بیمار سرطانی در غزه به‌دلیل تخریب بیمارستانها به درمان مناسب و امكان شیمی درمانی دسترسی ندارند. تصور كنید كه بر اساس آمار نهادهای سازمان ملل بیش از ٦٠ درصد مردم در نوار غزه ١٠ متری محل زندگیشان  در معرض فاضلاب و یا فضولات انسانی است. مردم غزه در ویرانه هایی زندگی میكنند كه زیر آن اجساد عزیزانشان قرار دارد كه هنوز از زیر آوار بیرون نیاورده اند و شاید هیچوقیت بیرون نیایند. نمونه روشن گزارش سازمان ملل در ٧ اوت ٢٠٢٦ است كه در غزه، در محله الصبره، جسد ١١٢ فلسطینی بیرو آورده شد كه مربوط به حملات و بمباران اسرائیل در ٢٠٢٣ است و گفته میشود در همان محل ١٥٧ نفر دیگر زیر آوارند.

تمام این حقایق كه تنها گوشه ای از جنایاتی است كه دولت اسرائیل به كمك و حمایت بخش بزرگی از دولتهای فخیمه غربی به مردم فلسطین تحمیل كرده و کماکان ادامه دارد. جنایاتی که علیرغم انزوا، بی آبرویی و نفرت جهانی از فاشیسم حاکم بر اسرائیل بطور بی شرمانه ای ادامه دارد.  طرح اخیر ایتامار بن گویر، وزیر امنیت ملی اسرائیل برای كندن خندق حاوی تمساح ها در دورتادور زندانی كه زندانیان فلسطینی در آن زندانی اند از این نمونه ها است. طرحی كه دست به اجرایی آن شدند و كندن خندق شروع شد و قرار شد ٦٠ تمساح را برای آن استفاده كنند كه نهایتا با شكایت یك نهاد مدافع حیونات در اسرائیل،  دادگاه منطقه ای اورشلیم در ٦ اوت ٢٠٢٦ دستور داد فعلاً مانع انتقال تمساح های نیل به زندان فوق شوند. در این زمینه دولت اسرائیل با همه جناح بندی های آن هر مرزی از توحش، آدم كشی، عشق به جنایت و خونخواری را طی كرده اند.

در این میان مسابقه تمامی احزاب و گروه های اسرائیل برای اثبات ظرفیت فاشیستی خود در جنایت علیه مردم فلسطین و علیه هر دولت و مردمی كه با جنایات و توحش اسرائیل مخالف است، تهوع آور است. مسابقه ای که با نزدیک شدن به انتخابات كنست اسرائیل، در ٢٧ اكتبر٢٠٢٦، شدت بیشتری گرفته است. بر خلاف تمام انتخابات جهان كه احزاب پارلمانی سعی میكنند چهره ای ملایم و حتی بخشا انسان دوستانه از خود نشان دهند، تلاش میكنند خود را مدافع حقوق مردم معرفی و بهبود زندگی را وعده میدهند، در اسرائیل سعی میكنند قدرت و ظرفیت توحش و بربریت خود علیه مردمان غیر اسرائیلی، غیر یهودی، علیه مردم فلسطین، علیه هر كشور منتقد یا مخالفی را به رخ بشریت بكشند. پلاتفرمها و محور اصلی کمپین های تبلیغاتی این احزاب، از "صهیونیستهای لیبرال" تا فاشیستهایی چون بن گویر و حزب "قدرت یهودی" او، چگونگی و نحوه کشتار مردم فسلطین، اشغال کامل نوار غزه و کرانه باختری و گسترش جنگ در منطقه است. اسرائیل هر چند فرزند خلف دولتهای غربی و بازوی مسلح امریكا در خاورمیانه است، اما در جهان و در تاریخ بشر در توحش و جنایت گوی سبقت را از فاشیسم هیتلری ربوده است.

عصر تاریك اسرائیل

امروز حتی متحدین اسرائیل از آینده ناروشن اسرائیل و معضلات ادامه حیات در منطقه را هشدار میدهند. اسرائیل از زمان تشكیل آن تا امروز هیچ دوره ای به اندازه امروز در تنگنا و بن بست نبوده است. هیچگاه به اندازه امروز فاشیسم اسرائیل در جهان منفور نبوده و سطح نفرت از حاكمین بر این كشور، نفرت از تمام احزاب پارلمانی آن با همه جناح بندی های موجود، روز به روز رو به افزایش است.

از زمان تشكیل اسرائیل در ٧٩ سال قبل تا امروز، تمامی دولتهای مختلف اسرائیل به‌دلیل نقش مخرب شان علیه مردم فلسطین، اشغال و نسل كشی آنها، بیش از پیش مورد نفرت قرار گرفته اند. اما دوره اخیر بسیار متفاوت بود. دوره اخیر با بیداری جهانی و شگل گرفتن جنبش دفاع از مردم فلسطین تصور جهانیان در مورد اسرائیل به شکل بیسابقه ای دگرگون شد. دوره اخیر مردم متمدن در سراسر جهان علیه اسرائیل و شركا و حامیانش دست به اعتراض زدند و سیمای جهان را تغییر دادند. دوستی دولتهای غربی با اسرائیل را هزینه بردار كردند و مهر عدم مشروعیت را بر تمام ساختار و نهادهای جهانی زدند و در مقابل سقوط ارزشهای انسانی بویژه در غرب مقاومت کردند. دفاع از مردم فلسطین مهر خود را بر فضای سیاسی در جهان زد. جنبش دفاع از مردم فلسطین در این دوره و عظمت آن مرزهای جهان را در هم شكست و به صفی انسانی به وسعت جهان در حمایت از مردم فلسطین شكل داد. این جنبش با خواست پایان اشغال، پایان جنگ و جنایت و نسل كشی مردم فلسطین توسط اسرائیل و پایان حمایت و همكاری دولتهای غربی با اسرائیل شروع شد و سرانجام بایكوت اسرائیل و قطع هر نوع نه تنها همكاری كه رابطه اقتصادی و سیاسی با اسرئیل به خواست این جنبش تبدیل شد.

طبقه كارگر در این جنبش نقشی قابل توجه و جدی داشت، بستن بنادر و بار نزدن یا خالی نكردن بار به اسرائیل و از اسرائیل، ممانعت از ارسال تسلیحات به اسرائیل، اعلام اعتصابات عمومی توسط اتحادیه های كارگری علیه اسرائیل،  فشار به كارخانه های اسلحه سازی برای قطع ارسال هر نوع تجهیزات نظامی به اسرائیل، تحریم و بایكوت شركت های مرتبط با اسرائیل و همزمان فشار به دولتهای مختلف نه تنها برای قطع همكاری با اسرائیل، بلكه و به‌علاوه برای برسمیت شناختن فلسطین، همگی گوشه هایی از این تلاشها بود که در نتیجه آن اسرائیل به منزوی ترین و منفور ترین دولت تاریخ بشر تبدیل شد.

حمله امریكا و اسرائیل به ایران و گسترش جنگ و فضای جنگی حاکم بر منطقه، مستمسکی شد تا دول غربی مسئله فلسطین و جنایات اسرائیل علیه مردم فلسطین را به حاشیه برده یا كمرنگ کنند. این پدیده و طرح صلح ترامپ و آتش بسی كه اعلام كردند، هر چند مانع ادامه جنایت و جنگ اسرائیل علیه مردم فلسطین نشد، اما مانع پیشروی های بیشتر جنبش جهانی دفاع از مردم فلسطین شد. با این وصف ناكامی اسرائیل و امریكا در حمله به ایران و شكست پروژه آنان، موقعیت اسراییل در كل منطقه را ضعیف تر و آینده او را تاریكتر كرد.

این دوره با تضعیف موقعیت هژمون امریكا و افول ریاست او بر جهان، با تضعیف موقعیت امریكا در خاورمیانه، بدتر شدن این موقعیت پس از حمله به ایران و شكست ائتلاف امریکا-اسرائیل در رسیدن به اهداف استراتژیک خود، حملات ایران به همه پایگاههای امریكا در منطقه، ناتوانی امریكا در دفاع از متحدین خود در جهان عرب و مشخصاً حوزه خلیج فارس، موقعیت اسرائیل را به‌شدت در خاورمیانه بدتر كرده است.

شکست امریکا و اسرائیل در حمله به ایران، حملات تلافی جویانه ایران به پایگاههای امریكا در كویت، بحرین، اردن، عمارات و قطر و عربستان، كشورهای این منطقه را به این نتیجه رساند كه دیگر امریكا نه میتواند امنیت آنها را تأمین كند و نه حاضر است ریسك بالا و هزینه زیادی به خاطر آنها بپردازد. این واقعیت بر متن ادامه نسل کشی اسرائیل در نوار غزه و جنایت در کرانه باختری، افسار گسیختگی اسرائیل در این جنایات، تلاش ترامپ برای آشتی دادن كشورهای عربی با اسرئیل و بدون حل مسئله فلسطین، با هدف بهبود موقعیت دولت اسرائیل در خاورمیانه، "پیمان ابراهیم"، را سوزاند.

شکل گرفتن یک پیمان نظامی،"پیمان مكه"، میان پاكستان، عربستان و تركیه تلاش قدرتهای منطقه برای تأمین امنیت خود و حاکی از بی اعتمادی به توان و خواست امریكا در دفاع از آنان، نه در مقابل ایران که اساسا در مقابل تعرض اسرائیل، مانند حمله به دوحه، و همزمان اتحادی علیه تعرض نظامی اسرائیل است. این بیان موقعیت جدید و بشدت تضعیف شده اسرائیل در این منطقه است. هیچ جنگی و هیچ جنگ طلبی ای اسرائیل را نجات نمیدهد.

در این میان مردم محروم فلسطین کماکان نه فقط زیر فشار اقتصادی اسرائیل اند که هر روزه قربانی جنایت و توحش ارتش رسمی و غیر رسمی اسرائیل، شهرک نشینان، میشوند. این پدیده نمیتواند نه ادامه دار باشد و نه ابزاری برای نجات اسرئیل. امروز دیگر نجات اسرائیل حتی برای هیئت حاکمه امریكا بیش از همیشه مشكل و هزینه بردار شده است. امریکا بر سر حمایت بی قید و شرط دولتهای تاکنونی و حمایت بی قید و شرط نظامی، اقتصادی، مالی، سیاسی و.....دو شقه شده است. مسئله اسرائیل و فاشیسم آن امروز و رابطه مردم امریکا با این پدیده مهر خود را بر فضای سیاسی امریکا زده است.  اسرائیل در "خانه پدری" خود، امریکا، هم منزوی و منفور است.

تشدید جنگ طلبی اسرائیل،  در حقیقت بیان استیصال و بی آیندگی او است. اشغال مناطقی در سوریه، لبنان و فلسطین، ادامه جنگ و بمباران در لبنان و فلسطین و اقدامات مخرب او در ایران و تلاش برای ناامن كردن این كشور با اتكا به گروهها و جریانات پرو اسرائیلی، بیان ضعف و استیصال كشوری است كه هیچ جنایت و جنگ طلبی دیگر نجاتش نمیدهد. 

مستقل از آینده مردم فلسطین كه قطعاً به فاكتورهای متعددی گره خورده است، خصوصاً به نقش جنبش دفاع از مردم فلسطین و نقش پیشرو طبقه كارگر در آن، اما عصر تاریك فاشیسم اسرائیل مدتها است شروع شده است. اسرائیل امروز برای ادامه حیات خود به تحولاتی بنیادین از پائین برای پایان دادن به حکومت قومی- مذهبی و حاكمیت احزاب الترا راست قومی و مذهبی  و حل مسئله فلسطین است. نجات جامعه اسرائیل نه در انتخاب فاشیستی "خفیف تر"، "لیبرال تر" که در به زیر کشیدن این حکومت فاشیستی و همزمان حل مسئله فلسطین است.