این اواخر علی زیدی به عنوان قهرمان مبارزه با فساد وارد میدان سیاست عراق شد؛ کمپینی کوچک اما با جنجالی بزرگ به راه انداخت، با این ادعا که ریشه فساد را برمی‌کند و با زور اسلحه، درآمدهای به غارت‌رفته این جامعه را به مردم بازمی‌گرداند. بی‌گمان منشأ تمامی درآمدهای سرمایه‌داران، استثمار و غارت نیروی کار است، اما منظور این کمپین، آن درآمدی است که حتی طبق قوانین بورژوازی نیز غارت و چپاول محسوب می‌شود.

متأسفانه این کمپین خوش‌باوریِ بسیار زیادی را در میان مردم ایجاد کرد و حتی حمایت بسیاری از جریان‌های سیاسی را به دست آورد. این خوش‌باوری تا بدان‌جا پیش رفت که گویی این قهرمان می‌خواهد و می‌تواند آن تریلیون‌ها دلارِ غارت‌شده را از غارتگران پس بگیرد و با این کار، کمی از بار دوش توده‌های کارگر و زحمت‌کش و رنج‌های بی‌پایانشان بکاهد.

از همان ابتدا، این اقدامِ زیدی هیچ جای شکی باقی نمی‌گذاشت؛ این تنها خوراکِ تبلیغاتی بود برای جلوگیری از خشم و ناامیدی مردم در برابر این سیستمِ تا مغز استخوان مرتجع، فاسد و ستمگر و کابینه‌های پیاپی آن. خشم و ناامیدی مردم به نقطه‌ای رسیده بود که باید آرام می‌شد. زیدی آمد و دست روی یکی از برجسته‌ترین و رسواترین ابعاد قبیح این سیستم گذاشت که خشم مردم را به اوج رسانده بود، یعنی همان «فساد». چنان وانمود کرد که جلوی این اقیانوسِ چپاول و غارت را می‌گیرد.

اکنون که مدتی از این کمپین گذشته، كمپین فروکش کرده و می‌توان گفت به پایان خود نزدیک می‌شود، کاملاً آشکار است که زیدی دقیقاً برعکسِ ادعاهای خود عمل کرد. آنچه زیدی انجام داد، قربانی کردنِ جمعی از فاسدانِ بسیار کوچک و نوپا بود برای روسفید کردنِ فاسدانِ غول‌پیکر. او جمعی از نمایندگان پارلمان و مسئولان درجه دوم، سوم و پایین‌ترِ قدرت را قربانی کرد تا مردم تصور کنند دزدان و غارتگرانِ بزرگ و غول‌پیکر از پروسه بررسی فساد، پاک و بی‌گناه بیرون آمده‌اند.

یعنی اکنون مردم باید خود را سرزنش کنند که بارزانی‌ها، طالبانی‌ها، مالکی‌ها، عبادی‌ها، علاوی‌ها، حکیم‌ها و امثال آنان را دزد و فاسدِ غول‌پیکر می‌پنداشتند؟! چرا که اینک کمپین بازخواست به راه افتاد، بازجویی‌ها انجام شد و کسی به آنان نگفت بالای چشمتان ابروست! در حالی که روشن و آشکار است که اینان و هم‌پیمانانشان تمامی درآمدهای زیرزمین، روی زمین و آسمانِ این جامعه را به غارت برده‌اند.

درآمد نفت، گمرک و سایر بخش‌ها به جای خود؛ هیچ شرکت، پروژه سرمایه‌گذاری، مسکن، کارخانه، بیمارستان خصوصی و تجارتی وجود ندارد که اگر مستقیماً متعلق به این افراد و احزابشان نباشد، دست‌کم ۵۰ درصد آن متعلق به آنان است. اخیراً حتی پروژه «روشنایی» (برق)، آب خانه‌ها، سوخت، "هه‌ژماری من" ("حساب من"-یک سیستم بانکی است کە بە زور بر مردم تحمیل کردند و در مقابل ماهانە مبلغی از حقوقشان کسر می کنند) و همه خدمات را از حالت خدمات‌رسانی خارج کرده و به بیزینس و غارت مستقیم برای خود بدل ساخته‌اند. با این حال، آن را به عنوان فضل و خدمت به مردم می‌فروشند! ظاهراً این‌ها را فساد به شمار نمی‌آورند.

این را فساد به حساب نمی‌آورند که بدون برگزاری مناقصه(فروش رقابتی) برای نازل‌ترین قیمت، یک کیلومتر جاده را با قیمتی ۱۰ برابرِ نرخ واقعی از سوی حکومت به شرکت‌های خود احزاب حاکم واگذار می‌کنند. آب، برق، سوخت، غذا، دارو، بیمه سلامت، آموزش و پرورش و... همه و همه دقیقاً به همین شکل است. آخر کمپین ضدفساد اگر دست به سوی دزدان غول‌پیکر کە قبلا نام بردیم، و کاظمی، سودانی، وزرا و رؤسای جمهوری که غرق در دلار هستند دراز نکند، چگونه می‌توان نام مبارزه با فساد بر آن نهاد؟!

در این کمپین که ظاهراً زیدی سوراخ به سوراخ به دنبال میلیون‌ها دینار و دلار می‌گردد، پس چرا به دنبال میلیاردها و حتی ده‌ها و صدها میلیارد و بلکه تریلیون‌ها دلاری نمی‌گردد که دقیقاً همین چپاول، مردم را در سیه‌روزی غرق کرده است؟ فاسدان بزرگ کسانی هستند که میلیاردها دلار را به غارت برده‌اند. آیا هیچ شکی در این هست که طالبانی‌ها و بارزانی‌ها، مالکی‌ها و عبادی‌ها، علاوی‌ها و حکیم‌ها، کاظمی‌ها و سودانی‌ها و رؤسای جمهور، هیچ‌کدام حتی طبق نورم و استاندارد غارتگرانه بورژوازی نیز صاحب این همه صدها میلیارد و بلکه تریلیون‌ها دلار نشده‌اند؟!

همه این‌ها به جای خود، اما سودِ آن چند قطره دلار و دیناری که از فاسدان کوچک پس گرفته شده برای مردم چه بود؟! اگر بازگرداندن پول‌های دزدیده‌ شده منجر به هیچ‌گونه افزایشی در دستمزد کارگران، حقوق کارمندان، بیمه‌ها، خدمات عمومی و بهبود زندگی مردم نشود، چه سودی دارد؟! اگر زیدی نتواند از این طریق هیچ بهبودی در زندگی مردم ایجاد کند ، که ایجاد نکرده است ، پس این چیزی نیست جز تلاشی برای تحمیق مردم. این درآمد تنها میان غارتگران دست به دست می‌شود.

در واقع، در کنار این هیاهو و بلوف‌ها، برای کابینه زیدی دستور کار اصلی دیگری تعریف شده است. قرار است زیدی به قهرمان پیشبرد یک سیاست نئولیبرالیستی تبدیل شود. آنچه در پشت کمپین فریبکارانه ضدفسادِ او کمین کرده، علاوه بر خاک پاشیدن به چشم مردم و تبرئه فاسدان غول‌پیکر، زمینه‌سازی برای شانه خالی کردنِ دولت از زیر هرگونه مسئولیتی در قبال زندگی، معیشت و سرنوشت مردم است. این است دستور کار اصلی کابینه زیدی.

آن ده‌ها قراردادی که در کنار این کمپین فریبکارانه با شرکت‌های آمریکایی امضا کرده، پایه و اساس یک غارت بسیار بزرگ توسط شرکت‌ها برای سود سرمایه‌هایشان، آن هم به قیمت سیه‌روزی و نکبتِ بی‌حدوحصر مردم عراق است. این سیاستی است که می‌خواهد تمام هست و نیست مردم را به بازار طمع‌کارِ سرمایه واگذار کند.

در سایه این وضعیت، مردم کارگر و زحمت‌کش باید چندین برابر گذشته بدوند و عرق بریزند تا از عهده پرداخت هزینه‌های خوراک، برق، آب، سوخت، نیازهای بسیار اولیه زندگی و این همه مالیاتی برآیند که دولت بر آنان تحمیل کرده است. اگر عضوی از خانواده‌شان بیمار شود، باید آن سرپناهی را که با سال‌ها رنج و محنت به دست آورده‌اند بفروشند و به دست بیمارستان‌های خصوصیِ همین فاسدان غول‌پیکر بسپارند. اگر چنین نکنند، حتی نمی‌توانند پیکر بیماران فوت‌شده خود را تحویل بگیرند.

به‌راستی این نمایشی بسیار فریبکارانه است که تمامی فاسدانِ بزرگِ حاکم از طریق کابینه علی زیدی آن را کارگردانی می‌کنند. در کنار هیاهوی ضدفساد، مردم عراق در حال رانده شدن به سمت روندی هستند که زندگی‌شان را بسیار دشوارتر و فاجعه‌بارتر می‌کند و آنان را در درماندگی و سیه‌روزی غرق می‌سازد. دزدان کوچک را می‌گیرند تا دزدان غول‌پیکر محفوظ بمانند و به کار خود ادامه دهند.

اما پروژه اصلی این کابینه که در حال شیرین جلوه دادن آن در چشمان مردم هستند، این است که دولت خود را از هرگونه مسئولیتی که در گذشته در قبال مردم داشته، کنار بکشد. دیگر خودِ مردم مسئول همه‌چیزِ خود هستند؛ دولت، دولتِ شرکت‌هاست و تنها در فکر فراهم کردن فرصت‌های بزرگ‌تر برای انباشت سرمایه و سودِ آن‌ها به قیمت درماندگیِ بیشتر برای توده‌های کارگر و زحمت‌کش است. یک ذره زندگی، معیشت و سلامت مردم برایش اهمیت ندارد. اگر اوضاع به همین منوال پیش برود، ضبط  جنازه مردگان به دلیل عدم توانایی بستگان در پرداخت بدهی بیمارستان‌های خصوصیِ خودِ این حاکمان، از چند حالت استثنایی به یک پدیده همه‌گیر تبدیل خواهد شد.

متوقف کردن و ناکام گذاشتن این روند ظالمانه سرمایه، کشاندن فاسدان غول‌پیکر به پای بازخواست، ریشه‌کن کردن فساد و بازگرداندن تریلیون‌ها دلار دزدیده‌شده، آن هم به این شرط که صرف هزینه‌های زندگی، معیشت، بهداشت و خدمات کامل برای کارگران، کارمندان و توده‌های زحمت‌کش شود، نه تنها نیازمند یک مبارزه گسترده توده‌ای و قاطعانه، بلکه مستلزم یک انقلاب ضروری است.

میدان نبرد طبقه کارگر و مردم زحمت‌کش، سازماندهی این مبارزه و انقلاب است، نه گول خوردن با قهرمان‌بازی‌های علی زیدی و امثال او که چیزی نیستند جز کارمندِ یک سیستمِ تا مغز استخوان فاسدِ سرمایه‌داری.

اواخر ژوئیه ۲۰۲۶