جنگ و فضای جنگی تا كنون بزرگترین لطمه را به طبقه كارگر چه در ایران و چه منطقه و فراتر از آن در جهان زده است. این جنگ كه دو دولت جنایتكار امریكا و اسرائیل، هر یک از سر نیازهای خود وارد آن شدند، طبقه كارگر و مردم محروم در ایران و منطقه را وارد دوره ای سیاه و ترسناك كرده است.
شكست امریكا-اسراییل در اهداف اعلام شده خود در جنگ، زیانهای سیاسی و مالی تا كنون جنگ برای این دو دولت، منزوی شدن بیش از پیش دولت اسرائیل و باخت بزرگ او از هر زاویه ای، شرایط بسیار نامطلوبی را برای هر دو هیئت حاكم ایجاد كرده است. امروز برای دولت ترامپ بیرون آمدن فوری از این باتلاق یك ضرورت فوری است و میكوشد عقب نشینی خود را آبرومند انجام دهد و از لطمات سیاسی شكست بكاهد. اما پایان آبرومند جنگ با گذشت زمان هر روز دور از دسترس تر میشود و همین واقعیت دوره ای پر از ابهام را برای دولت امریكا و همزمان جمهوری اسلامی و پر از مشقات را برای طبقه كارگر و اقشار محروم مردم ایران به ارمغان آورده است.
حمله اول به ایران و جنگ ١٢ روزه و حمله دوم و جنگ چهل روزه، علاوه بر لطمات سنگین جنگ به مردم ایران، ویرانی های جنگ، آوارگی و لطمات انسانی آن و هزاران قربانی كه از مردم بیگناه گرفت، فقری همه جانبه را به مردم ایران و در راس آن طبقه كارگر تحمیل كرده است. جنگ توازن قوا را به نفع بورژوازی ایران و حكومت آن عوض كرد. با شروع جنگ اعتراضات وسیع كارگری، اعتراضات همه جانبه زنان و اقشار محروم مردم به حاشیه رانده شد و امنیت و حفظ جان و فرار از مرگ به صدر مطالبات مردم رانده شد. همین حقیقت و نفس جنگ و حمله نظامی، تجاوز دو دولت جنایتكار و قلدری و زورگویی و تهدیدات هر روز به نابودی و كشتار بیشتر، شرایطی را فراهم كرد كه جامعه درجه ای بالا از نابسامانی اقتصادی و فقر و گرانی و حتی اخراج از كار و فضای پادگانی و اعدام و زندان، علیرغم علم به فساد اقتصادی در حاکمیت و سیاست تحمیل سرکوب به بهانه جنگ، را تحمل كند. در حقیقت جنگ و حمله نظامی به ایران، بهترین شرایط را برای جمهوری اسلامی فراهم كرد كه جامعه و فضای اعتراضی آنرا پس بزند و موقعیت خود در مقابل پایین جامعه و مشخصاً در مقابل طبقه كارگر را تحكیم كند.
دولت امریكا و شركایش در كنار بمباران و جنگ، کشتار و ویرانی، به بهانه مقابله با جمهوری اسلامی، دامنه تحریمهای اقتصادی را گسترش دادند. افزایش تحریمهای اقتصادی، محاصره اقتصادی ایران و بستن راه هر نوع مراوده و صادرات و واردات با ایران، به ابزار فشار امریكا به جمهوری اسلامی و ابزاری برای جبران ناکامی های خود در جنگ چهل روزه تبدیل شده است. این جنگ اقتصادی كه به نام "مقابله با جمهوری اسلامی"، "تلاش برای رام کردن آن" و .... انجام میگیرد، بزرگترین جنایت علیه طبقه كارگر و مردم محروم ایران، علیه دهها میلیون انسانی است كه قبل از جنگ هم با فقر دست و پنجه نرم میكردند. قربانیان این جنگ بی تردید محروم ترین اقشار جامعه اند.
امروز در حقیقت طبقه كارگر و اقشار محروم مردم در ایران، زیر فشار دو جبهه ارتجاعی و در منگنه دوقدرت گرفتاراند و گویی میان دو سنگ آسیاب قرار گرفته اند، هم قدرت دولتهای جنایتكار و جنگ طلب امریكا و اسرائیل و هم جمهوری اسلامی. تحریمهای اقتصادی امریكا و دول غربی و تلاش برای قطع هر نوع داد و ستد اقتصادی با ایران از یکطرف و تعرضات جمهوری اسلامی و بورژوازی ایران به بهانه جنگ و برای انداختن بار فشار اقتصادی جنگ بر دوش طبقه كارگر در ایران، فشاری مضاعف و غیر قابل تحمل را به طبقه کارگر و اکثریت محروم مردم تحمیل کرده است.
علیرغم تمام این معضلات و علیرغم نفرت عمیق و همه جانبه و بر حق اكثریت بزرگی از مردم ایران و خصوصاً طبقه كارگر از جنگ و جنگ طلبی امریكا و اسرائیل و از تجاوزگری و جنایات آنها، طبقه كارگر و مردم آزادیخواه در ایران تسلیم جمهوری اسلامی نشده اند. علیرغم شرایط وخیم اقتصادی، بیكاری وسیع، تورم سرسام آور و گرانی و فقر مطلق و همه جانبه، طبقه كارگر و اقشار محروم تن به شرایطی نداده اند كه بورژوازی ایران و حكومتش دنبال آن اند. در تمام این دوره بورژوازی حاكم در ایران و دولتمردان ضد كارگر آن، همه جانبه كوشیدند که به نام "مقابله با تجاوز خارجی" و "ضرورت دفاع از وطن"، به "نام دفاع از ایران و مقابله با دشمنان آن"، جامعه را با خود آشتی دهند و مردم را زیر پرچم جمهوری اسلامی جمع كند. تلاش كردند همسرنوشتی طبقه كارگر و اتحاد و مبارزه ضد كاپیتالیستی آنرا زیر پرچم "تقدس وطن"، سلاخی کنند و استیصال را به این طبقه تحمیل كنند.
اما علیرغم شرایط سخت جنگی و مشقات همه جانبه آن، علیرغم تعرضات وسیع بورژوازی ایران و حكومتش به طبقه كارگر و تحمیل عقب نشینی های معین به این طبقه، با اتكا به شرایط جنگی، بورژوازی و حكومتش نتوانستند استیصال را تحمیل و طبقه كارگر را تسلیم كنند. جامعه ایران در این دوره سیاه علیرغم لطماتی كه خورد، كم كم پشت راست میكند. با کم شدن فضای جنگی و خطر حملات نظامی صدای اعتراض طبقه کارگر را میشود شنید. طبقه كارگر و اقشار محروم جامعه این دوره سیاه را پشت سرمیگذارند و نمیگذارند به نام جنگ و "دفاع از وطن"، دهها میلیون خانواده كارگری زیر چرخ نظام ظالمانه حاكم بیش از این استخوان خرد كند.
امروز در گوشه و كنار این جامعه علیرغم جنگ و مخاطرات ادامه آن و فضای تهدید و ارعاب و میلیتاریستی كه بر منطقه حاكم است، صدای اعتراض و نه گفتن كارگران و خانواده های آنان، نه گفتن زحمتكشان و تهیدستان به شرایط موجود، به استثمار همه جانبه، به فقر و فضای پادگانی، به زندان و اعدام شنیده میشود. اعتراضات این دوره كارگران رسمی و غیر رسمی در مراكز نفتی خصوصاً در پارس جنوبی و عسلویه و دهها تجمع كوچك و بزرگ آنها، كارگران پتروشیمی ها، كارگران مراكز فولاد، معادن ، ماشین سازی ها، شهرداری ها و… تنها بخشی از آن است. مطالبات كارگران در تمام این اعتراضات حول بهبود و معیشت، برای افزایش دستمزد، علیه فقر و گرانی و اخراج از كار، علیه حقوق معوقه، علیه پیمانكاری ها و… بوده است. بهعلاوه ما در همین مدت و در یكی دو ماه اخیر شاهد اعتراضات گسترده ای در میان پرستاران، بازنشستگان تأمین اجتماعی، بازنشستگان فولاد و مخابرات و …. بوده ایم. علاوه بر اینها اعتراضات و اعتصابات وسیع در زندانها، اعتراض خانواده زندانیان و مردم به اعدام و جنایات افسارگسیخه ای كه زیر سایه جنگ و برای ارعاب جامعه پیش میبرند، از جمله بیان این حقیقت است كه جامعه و خصوصاً طبقه كارگر و بخش محروم جامعه تسلیم نشده و تسلیم نخواهد شد.
اعتراضات این دوره بیان نفرت عمیق و همه جانبه ای است كه زیر پوست این جامعه در حال جوشیدن است. جنگ جنایتكارانه ای كه به مردم ایران تحمیل كردند، بی تردید شرایط مبارزه طبقه كارگر و كلا پایین جامعه را از هر نظر سخت كرد. اما تلاش جمهوری اسلامی برای استفاده از این جنگ به عنوان فرصت علیه دشمن اصلی خود، علیه طبقه كارگر و جنبش برابری طلبانه این طبقه با هدف تحمیل استیصال، موفق نشده و نخواهد شد. طبقه كارگر در این جامعه با تاریخی طولانی از مبارزه برای رفاه و آزادی و عدالت اجتماعی، با تجارب گرانبهایی كه كسب كرده و با دستاوردهایی كه داشته است، علیرغم شرایط به شدت نامناسب، تن به شرایط بورژوازی حاكم و حكومتش نمیدهد.
در دل فضای جنگی و ترسناكی كه تحمیل كرده اند، بی تردید بیش از هر زمانی طبقه كارگر به اتحاد صفوف خود در دفاع از معیشت و دستاوردهای تا كنون خود نیاز دارد. بورژوازی ایران و حكومتش با هیچ ترفندی نمیتواند مانع اعتراض كارگری به فقر و گرانی و گرسنگی باشد. طبقه كارگر و رهبران و فعالین رادیكال این طبقه، بدهكار هیچ دولت و جنبش بورژوایی و ارتجاعی نیست. این طبقه و رهبران و فعالین آن و جنبش برابری طلبانه آن سنتا و تاریخا مخالف حمله نظامی، جنگ و میلیتاریسم و قلدری دولت امریكا و متحدان و مدافعانش بوده است. این جنبش با اتکا به فعالین سوسیالیست خود، برای رفاه و آزادی و برابری، برای جامعه ای انسانی و مرفه و آزاد، كوشیده است و امروز نیز در همین مسیر و با همان پرچم نه تنها خواهان پایان فوری جنگ و میلتاریسم حاكم بر ایران و منطقه است، خواهان پایان تعرض بورژوازی ایران و حكومتش به زندگی خود، به زندگی اقشار محروم جامعه است و برای آن كارخانه به كارخانه، از جنوب تا شمال و از شرق تا غرب، دست كارگران را در دست هم میگذارد. پایان جنگ و میلیتارسیم، پایان فقر و محرومیت، پایان زندان و اعدام و استبداد خواست این جنبش است و آزادی و برابری بر پرچم آن حك شده است.
