مرگ لیندسی گراهام یکی از جنگ طلب ترین عناصر حزب جمهوری خواه آمریكا، یکی از مهمترین اهرمهای لابیسم اسرائیل در هیئت حاکمه امریکا، حامی سرسخت سیاست اتكا به میلیتاریسم و جنگ علیه مخالفان امریكا و اسرائیل، انعکاس وسیع و متنافضی در جهان داشت. یاران او، از نتانیاهو تا زلنسکی، از این چهره جنگ طلب بعنوان سمبل انساندوستی یاد کردند و به حق به سوگ یکی از مدافعان سرسخت خود نشستند و بشریت متمدن، میلیونها انسانی که طی چند ده سال گذشته علیه جنگ و سیاستهای جنگ طلبانه لیندسی گراهام ها، ایستادند و اعتراض کردند، شانس محاکمه او به جرم جنایت علیه بشریت را از دست دادند.
در این میان انعکاس این خبر در اپوزیسیون راست و پرو جنگ ایران، قابل توجه است. با مرگ او طیفی از رهبران جریانات اپوزیسیون جمهوری اسلامی، جریانات جنگ طلب و طرفدار حمله نظامی به ایران، سیاه پوش شدند، اشك ریختند و به عزا نشستند، در وصف لیندسی گراهام فاشیست، قلمفرسایی كردند و از او "قهرمان آزادی و انسانیت" ساختند. سطح ریاكاری و چاپلوسی تهوع آور این طیف، میزان دروغگویی و تاریخ سازی آنها برای سناتور جنگ طلب آمریكا، هر مرزی از ضدیت با ابتدایی ترین پرنسیب های سیاسی و حقیقت گویی را پشت سر گذاشت. كوشیدند به مناسبت مرگ او خودی نشان دهند و گوش به فرمانی خود و جریانشان را در بارگاه دولت امریكا و ترامپ، گانگستر كاخ سفید، آنهم به عنوان دوست و رفیق و هم خط سناتور، به اطلاع برسانند.
رضا پهلوی لیندسی گراهام را "دوست ثابت قدم مردم ایران و مدافع سربلند آزادی" معرفی كرده و از مرگش اعلام تأثر كرده است.
مصطفی هجری در پیام تسلیت از طرف حزب دمكرات به دفتر او نوشته است:
"نام و یاد سناتور گراهام، به پاس پایبندی همیشگیاش به خدمت عمومی، اهتمام به امنیت ایالات متحده آمریکا و متحدان آن، و همچنین حمایت مستمر از کسانی که در سراسر جهان برای آزادی، دموکراسی و کرامت انسانی مبارزه کردهاند، همواره زنده خواهد ماند. برای بسیاری از نیروهای کوردستان و نیروهای دموکراسیخواه ایران، سناتور گراهام صدایی مورد احترام بود که درکی عمیق از ظلم و سرکوب حکومتهای دیکتاتوری داشت و با دیده احترام به مبارزان راه آزادی و عدالت مینگریست. پایبندی راسخ او به اصول و ارزشهایی که به آنها باور داشت، جایگاه ویژهای برای وی در میان آزادیخواهان رقم زده بود".
عبدالله مهتدی در پیام تسلیت خود نوشته است:
"سناتور گراهام مدافعی بزرگ برای آزادی، دوستی استوار برای مردم کُرد و حامی شجاع حقوق آنان بود. ما همواره قدردان دوستی، حمایت و تعهد تزلزلناپذیر او خواهیم بود. …. او در طول دوران خدمت برجسته خود به جامعه، صدایش را برای دفاع از ستمدیدگان و رساندن پیام کسانی که اغلب خاموش نگه داشته میشدند، به کار گرفت. شجاعت، پایبندی به اصول و تعهد او به آزادی، میراثی ماندگار بر جای خواهد گذاشت."
اما قبل از پرداختن به چرایی این همه تعریف و تمجید ریاكارانه این آقایان از شخصیت گراهام، نگاهی كوتاه به مواضع و سیاست این شخصیت نئوکان در حساسترین دوران و مقاطع مهم كه او را به عنوان یك جنگ طلب و فاشیست قسی القلب شناسانده است خواهیم كرد.
لیندسی گراهام در طول بیش از سه دهه فعالیتش در دو مجلس نمایندگان و سنا آمریكا همواره بهدلیل تلاش برای مداخله نظامی و حمایت از جنگهای امریكا و قلدری های نظامی دولتهای مختلف این كشور، شهرتی در كرده است. لیندسی گراهام مدافع سرسخت حملات نظامی به افغانستان و اشغال این كشور، مدافع جدی حمله به عراق و اشغال این كشور و مدافع حمله به لیبی و سوریه و بمباران این دو كشو بوده است. او رسما خواهان كشتار و نابودی مردم فلسطین بوده و حق اسرائیل در استفاده از اسلحه اتمی برای قتل عام مردم فلسطین را قابل دفاع دانسته است. گراهام کسی است که کماکان از جنایت امریكا در هیروشیما و ناكازاكی دفاع میكرد و كشتار و جنایات وسیع امریكا در همه جنگها از جمله ویرانی برلین در جنگ دوم با همه تلفات انسانی و نابودی یك شهر را كار درستی میدانست. گراهام خواهان حمله نظامی به لبنان به نام "مقابله با حزب الله" بوده و بهعلاوه خواهان حمله نظامی در سالهای قبل به كره شمالی هم بوده است. در رابطه با ایران وی به كرات خواهان نه تنها تحریم اقتصادی ایران كه بهعلاوه حمله نظامی و بمباران ایران بوده است. او از مدافعان سرسخت دولت اسرائیل و یكی از مهمترین لابی نتانیاهو و فاشیست ترین جناح هیئت حاکمه اسرائیل بود.
اما این همه واقعیت در مورد این "سمبل انسانیت" و "ارزشهای انسانی" و "دوست ثابت قدم مردم ایران" نیست. لیندسی گراهام تاریخا یكی از ضد كارگری ترین چهره های دولت امریكا و دو مجلس این كشور بوده است. او كسی است كه مخالف هر نوع هزینه رفاه عمومی به اقشار پایین جامعه، مخالف تأمین بیمه های اولیه درمانی، طرحی كه به "اوباما كر" مشهور شد، بود. او در طبقه کارگر امریکا به عنوان مدافع كاهش مالیات از ثروتمندان و مخالف افزایش حقوق و مزد كارگران شناخته شده است. او در حقیقت هم به نماد "فرهنگ جنگ طلبی" و هم نماد تعرض بی مرز به حقوق طبقه كارگر امریكا و اقشار محروم جامعه شناخته شده است. یک نئوکان جنگ طلب به معنای تمام!
اما مشكل این طیف ناآشنایی با لیندسی گراهام و تاریخ او نیست. این طیف، علیرغم هر فاصله ای از هم، در ارتجاعی بودن، در ماهیت مشترک آنان در جنگ طلبی، در اتكا به بمب افكنهای امریكا- اسرائیل و ویرانی جامعه ایران، جهت رسیدن به نان و نوایی است، امری كه لیندسی گراهام تمام عیار آنرا نمایندگی میكرد، از یك جنس هستند. این مجموعه از پهلوی تا رهبری حزب دمكرات و عبدالله مهتدی در ضدیت با كارگر و مردم محروم، در ضدیت با هر نوع امنیت و آزادی مردم پایین جامعه و حق زندگی برای آنها، خود از شاگردان لیندسی گراهام هستند.
رضا پهلوی، که ظاهرا از نزدیکی گراهام به مجاهدین دلخور است، به نام بردن از او بعنوان "دوست ثابت قدم مردم ایران و مدافع سربلند آزادی"، اکتفا میکند. اما نیروهای بورژوایی و جنگ طلب کرد از این شخصیت منفور و جنگ طلب و دست راستی بعنوان مدافع "كرد" و دوست "كردها" یاد میکنند. به سوگ نشستن اینها تظاهر نیست. اینها یکی از رهبران خود را از دست دادند.
گراهام نه دوست كردها بود و نه متحد و مدافع اپوزیسیون كرد و جریانات و كسانی كه در مرگ او عزا گرفته و اشك میریزند. گراهام سیاستمداری جنگ طلب بود که به این نیروها بعنوان یکی از ابزارهای متحقق کردن سناریوی "فروپاشی ایران" و نابودی بنیادهای اجتماعی و اقتصادی ایران و تبدیل ایران به عراق و سوریه نیاز داشت. نام بردن از گراهام به نام "دلسوز كردها" توسط این جریانات پرچم نیروهایی است كه خود را برای ایفای چنین نقشی و چنین ماموریتی در خدمت گراهام های امریكا- اسرائیل آماده كرده اند.
تمجیدات مهتدی و هجری از این شخصیت جنگ طلب و فاشیست، او را آزادیخواه و مدافع محرومان و مردم كردستان نمیكند، این لباس مردم پسندی است كه اینها تلاش میکنند برای خود بعنوان پیاده نظام برای امریكا و اسرائیل، به نام "مبارزه با جمهوری اسلامی"، به تن کنند. این تمجیدات لینسی گراهام را به انقلابی و آزادیخواه تبدیل نمیكند، بلكه سطح «آزادیخواهی» هجری ها، مهتدی ها و پهلوی ها و مجاهد ها را به نمایش میگذارد. نیروهایی كه قبله گاه رهایی آنان ارتش امریكا و اسرائیل است و رهبران و اربابان آنها ترامپ و گراهام و نتانیاهو … اند!
مردم ایران از دریچه این پیامها ظرفیت ارتجاعی و باند سیاهی این جریانات را میبینند. جریاناتی كه ریاكارانه هر روز به نام آنها در بارگاه یك دولت جنایتكار گدایی میكنند و هر بار سرشان به سنگ میخورد. جریاناتی كه عمری در بارگاه جمهوری اسلامی دوندگی كردند و امروز برای همان اهداف مرید ترامپ و سوگوار گراهام هستند.
