حکمتیست: حملات موشکی جمهوری اسلامی به مقرهای ۶ جریان ناسیونالیست كرد در اقلیم کردستان عراق به نقاط حساسی رسیده است؛ روز جمعه گذشته، شاهد حمله موشکی جمهوری اسلامی به مقرهای سازمان زحمتکشان کردستان بودیم که ۹ تن از اعضای این گروه در جریان این حمله کشته و تعدادی مجروح شدند؛ در ادامه نیز روز یکشنبه، اردوگاه "حزب آزادی کردستان" موسوم به "پاک" مورد حمله پهپادی ایران قرار گرفت و ۸ عضو این سازمان مجروح شده اند. از ما میپرسند که چرا حزب حکمتیست (خط رسمی) تاکنون این اتفاق را محکوم نکرده و در این مورد اظهار نظر رسمی نکرده است. بخصوص که سنتا حزب حکمتیست (خط رسمی) همیشه مستقل از دوری و نزدیکی سیاسی با نیروهای اپوزیسیون هر نوع تعرض جمهوری اسلامی به این نیروها را محکوم کرده و آن را تعرضی به کل اپوزیسیون و مبارزه آزادی خواهانه مردم در ایران ارزیابی کرده است. آیا حزب در این سیاست خود تغییری داده است؟
آذر مدرسی: سیاست حزب در این رابطه تغییری نکرده است. ما کماکان هر تعرضی از طرف هر نیروی ارتجاعی و بویژه جمهوری اسلامی، به نیروهای اپوزیسیون را محکوم میکنیم، ما به كرات و در گذشته حمله و بمباران اردوگاههای این نیروها یا ترور فعالین آنها را توسط جمهوری اسلامی محكوم كرده ایم.
اما امروز شرایط تغییر کرده است. در دل یک جنگ جنایتکارانه علیه مردم ایران این نیروها دخالت کرده و ایفای نقشی را به عهده گرفتند كه دفاع از آنها را برای هر نیروی سیاسی جدی و مسئول كه علیه این جنگ است را سخت و ناممكن میكند. این وضعیت دفاع از نیروهایی که برای شرکت در این جنگ به عنوان سرباز جنگی یك طرف، چه ایران و چه اسرائیل و امریکا، اعلام آمادگی کرده اند را نامشروع می کند.
دلیل عدم محکوم کردن این موشک بارانها، به تغییر سیاست و نقش این نیروها در این جنگ، پیوستن به یكی از جبهه های جنگ و از این زاویه به موقعیت امروز آنها در جدال سیاسی- طبقاتی موجود در ایران و رابطه آنها با مبارزه مردم ایران برای آزادی، برابری، امنیت و رفاه برمیگردد، نه دوری این نیروها از کمونیسم یا حزب حکمتیست (خط رسمی).
پیش از آغاز جنگ ما گفتیم و نشان دادیم که صف بندی نیروهای سیاسی در ایران دستخوش تغییرات جدی شده است. پیش بینی کردیم و هشدار دادیم که طیفی از نیروهای سیاسی بورژوازی مسیر خطرناکی را در پیش گرفته اند. با آغاز جنگ گفتیم که جنگ تاثیرات تعیین کننده ای در تسریع این روند و در موقعیت احزاب و نیروهای سیاسی مختلف داشته است. نشان دادیم که طی یکسال گذشته چگونه بخش قابل ملاحظه ای از نیروهای بورژوایی، چپ تا راست، که سنتا پرو - ناتو، پرو - امریکا یا پرو- اسرائیل بودند، سیاستی که مجاهد سالها است در پیش گرفته است را در پیش گرفته و میتوانند به بخشی از سناریوهای ارتجاعی و ویرانگر قدرتهای منطقه ای یا جهانی علیه مردم ایران و زندگی و امنیت آنان، به بهانه "مبارزه با جمهوری اسلامی"، تبدیل شوند. تاثیرات مخرب این سیاست و این تغییر موقعیت اجتماعی، این کنده شدن کامل از پایه اجتماعی خود اساسا در رابطه با حزب دمکرات کردستان، را گوشزد کردیم. گفتیم مردم آزادیخواه در کردستان پیوستن این نیروها به یک بلوک ارتجاعی و تبدیل شدن به پیاده نظام این جنگ، به بهانه "ضدیت با جمهوری اسلامی" و "آزادی کردستان و مردم کرد" و سوءاستفاده از تاریخ مبارزات توده ای و بویژه مبارزه مسلحانه توده ای در کردستان و اعتبار "نیروی پیشمرگ" ... را قبول نخواهند کرد و آن را به عنوان بخشی از سوخت و ساز مبارزاتی خود هضم نخواهند کرد و دست رد به سینه این نیروها خواهند زد. این دست رد زدن در جنگ چهل روزه اتفاق افتاد.
ناسیونالیسم کرد سنتا در شکاف قدرتهای منطقه زندگی کرده است و هر یک از این نیروها در دوره های مختلف خود را در کنار یکی از قدرتهای منطقه قرار داده است تا از حکومت مرکزی خود امتیازاتی بگیرد یا در بازی قدرت در منطقه ادامه حیات بدهد. امروز اینکه بارزانی به عنوان متحد دولت ترکیه و طالبانی به عنوان متحد جمهوری اسلامی عمل میکنند را کسی نمیتواند انکار کند. نمونه دیگر تلاش حزب دمکرات کردستان ایران برای استفاده از شکاف میان ایران و عربستان با اعلام سیاست "راسان"، که به گفته مصطفی هجری با هدف "ناامن کردن کردستان ایران" در پیش گرفته شد، است. البته این حزب هیچگاه در مذاکره و امتیازگیری از جمهوری اسلامی را نبست. تاریخ احزاب ناسیونالیست کرد مملو از بندبازی های سیاسی و تاکتیکی برای کسب امتیازات به نام "احقاق حقوق مردم کردستان" است.
طی چند سال اخیر و در دل این جنگ نقش بخشی از احزاب ناسیونالیست كرد، تغییر شده است، اینبار مسئله از زندگی میان شکافهای منطقه ای برای امتیاز گیری فراتر رفته است. برخلاف استفاده تاکتیکی احزاب ناسیونالیست کرد از شکاف میان دولت های ایران و عراق برای امتیازگیری و مثلا خودمختاری و ....، اینبار مسئله صرفا استفاده تاکتیکی از این شکافها نیست. اینبار پیوستن این نیروها به یک قطب ارتجاعی در منطقه، اسرائیل، علیه یک قطب ارتجاعی دیگر، جمهوری اسلامی، است. این ورود به بازی استراتژیکی دیگری است و تغییر موقعیت استراتژیک این نیروها را بدنبال دارد. تغییر موقعیتی که به تبع جایگاه این نیروها در جامعه، در جدال موجود بر سر آزادی، را تغییر داده است. این نیروها داوطلبانه در جدال دو قطب ارتجاعی به یکی از این دو قطب پیوستند و به عنوان نیروی فعال، تا جایی که به آنها امکان داده شد، وارد این جنگ شدند. این مسئله بازگشت به سیاست مذاکره برای کسب امتیاز را، برای نیرویی مانند حزب دمکرات، اگر نه غیر ممکن که بسیار دشوار میکند.
زمانیکه نیرویی رسما اعلام میکند که آماده است زیر بمباران جت های امریکا و اسرائیل به عنوان بخشی از پیاده نظام آمریکا- اسرائیل عمل کند، خواهان اعلام "منطقه پرواز ممنوع" می شود تا بعنوان نیروی زمینی بتواند عملیتهای خود را انجام دهد، نیرویی که با علم به سناریوی ارتجاعی برای نابودی مدنیت یک جامعه، با کشتار مردم بیگناه و نابودی زیرساختهای اجتماعی، اقتصادی یک جامعه لبیک میگوید، خواهان تکرار تجربه ژاپن و بمباران اتمی ایران است و خود را عنصر فعاله عراقیزه و سوریه ای کردن ایران، به نام "آزاد کردن کردستان"، معرفی می کند دیگر صرفا نیرویی پرو امریکایی نیست. بخشی از ارتش امریکا است. ماهیت ارتجاعی ارتش امریكا و اسرائیل تفاوتی با سپاه پاسداران و بسیج و ارتش ایران ندارد، ما همانقدر با سپاه و ارتش در جنگیم که با ارتش اسرائیل و آمریکا!
هیچ نیرویی نمی تواند اعلام کند به عنوان بخشی از ارتش امریکا وارد جنگ میشود و انتظار داشته باشد اردوگاه نظامی اش به عنوان یکی از پایگاههای امریکا-اسرائیل مورد حمله قرار نگیرد. به همین دلیل است که جمهوری اسلامی اساسا به اردوگاههای نظامی شش نیرویی که اعلام کردند آماده ایفای نقش پیاده نظام امریکا اند، حمله میکند.
مسئله ما پرو - غربی یا پرو - آمریکایی یا اسرائیلی بودن این نیروها نیست. بخش جدی از اپوزیسیون جمهوری اسلامی پر امریکایی و پرو غربی اند اما مخالف نابودی زیرساختهای اقتصادی و اجتماعی، پزشکی و... بودند و هستند. حاضر به ایفای نقش در سناریوی نابودی جامعه نشدند. پرو امریکا یا اسرائیل بودن با تبدیل شدن به نیروی هر سناریوی ارتجاعی، منجمله عراقیزه کردن ایران، تفاوت ماهوی دارد.
نمی توان زیر سایه بمب افکنهای آمریکایی و اسرائیلی وارد کردستان شد و انتظار داشت مردم کردستان شما را بعنوان ناجیان و آزاد کنندگان خود، مانند سالهای ٥٨ تا ٦٠ نیروهای شما را بعنوان نیروی پیشمرگ در آغوش گرم خود بگیرند. نمیتوان "فعالیتهای نظامی" ایندوره خود که بخشی از سناریوی ارتجاعی علیه مردم ایران است را عملیاتهای نظامی پیشمرگان در سالهای ٥٨ تا ٦٠ به خورد مردم داد. این اتفاق نخواهد افتاد. اکثریت مردم كردستان آگاه تر و هوشیارتر از آنند كه پیاده نظام جنگ امریكا و اسرائیل را به عنوان نیروی مدافع خود علیه جمهوری اسلامی یكی بگیرد. مردم چهره کریه جنگ، از بمباران و ویرانی تا فضای خفه کننده میهن پرستی و "اتحاد حول یک پرچم" جمهوری اسلامی، را تجربه کرده و دیده اند. مردم ایران، وضعیت عراق و سوریه و لیبی و تاثیرات "دخالت بشر دوستانه" آمریکا و دولتهای ارتجاعی دیگر را دیده اند. این سناریوی ویرانگر را نمیتوان روی تجربه درخشان تاریخی مقاومت توده ای این جامعه، به رهبری کمونیستها، سوار کرد و انتظار داشت مردم این جنس بنجل و گندیده را به عنوان آزادی بخرند!
متاسفانه اولین قربانیان این سیاست ارتجاعی افرادی اند که با توهم به "آزادی مردم کرد و کردستان" به این نیروها پیوسته اند. متاسفانه خانواده هایی که به امید امنیت در اردوگاههای نظامی اسکان داده شده اند با جان خود بهای سنگین این سیاست ارتجاعی را می پردازند. خارج کردن خانواده ها از اردوگاههای نظامی، حداقل وظیفه ای است که رهبری این نیروها در قبال غیر نظامیان مستقر در اردوگاههای خود دارند.
همانطور که اشاره کردم سیاست و موضع ما ناشی از فاصله سیاسی ما با این نیروها نیست. برعکس ناشی از تعلق به دو بلوک کاملا متفاوت در دل یک جنگ جنایتکارانه علیه مردم ایران و منطقه هستیم است. ما هیچگاه اینکه باید در این کشمکش میان دو بلوک و قطب ارتجاعی یکی را انتخاب کرد، یا جمهوری اسلامی یا آمریکا و اسرائیل، را قبول نکردیم. ما همیشه در بلوک دفاع از زندگی و امنیت مردم ایران، در بلوک تلاش برای دستیابی به آزادی، برابری، سعادت همگانی و عدالت اجتماعی قرار گرفته ایم و کمترین تردیدی در اینکه هیچ قدرت و نیروی ارتجاعی مدافع این مردم و آزادی و امنیت آنها نیست، تردیدی نداشته ایم.
ما هیچگاه زیر فشار نیروهای این دو بلوک، چه نیروهایی که از مقاومت ده ساله مردم کردستان و در راس آن کمونیستها علیه حاکمیت ارتجاعی جمهوری اسلامی، سوءاستفاده میکنند و با تحریک احساسات و مخفی شدن پشت تصویر"پیشمرگه قهرمان"، "کردستان گورستان فاشیستها است"، "ضرورت دفاع از اپوزیسیون" به هر قیمتی را در بوق و کرنا میکنند، یا اپوزیسیون پرو رژیمی که به بهانه جنگ با پرچم "اولویت امنیت به آزادی" فراخوان به آَشتی با جمهوری اسلامی میدهد، از این سیاست مستقل، انسانی، رادیکال و کارگری خود کوتاه نیامده ایم.
از نظر ما اپوزیسیون جمهوری اسلامی یا حتی سرنگونی طلب بودن، خودبخود هیچ حقانیت یا امتیازی به نیرویی نمیدهد. امروز از نتانیاهو و ترامپ تا رضا پهلوی و مهتدی و هجری و تقوایی و .... همگی اپوزیسیون جمهوری اسلامی اند و این ذره ای از ماهیت ارتجاعی خود این افراد کم نمیکند. از منظر ما و میلیونها انسان در ایران همه اینها در صف دشمنان آزادی و رفاه و امنیت بشریت قرار گرفته اند. ما در جنگ دو قطب ارتجاعی حامی هیچ کدام نیستیم. امر ما کم کردن تاثیرات مخرب این جنگ بر زندگی مردم است.
سرنگونی جمهوری اسلامی و نجات از این بختک سیاه و همزمان تضمین آزادی و برابری، تضمین رفاه و امنیت کار یک جنبش رادیکال، انقلابی و کارگری است که بتواند توده وسیع مردم را حول پرچم رادیکال و انسانی خود متحد کند و راه یک آینده سعادتمند را فراهم کند. حمله نظامی، جنگ، بمباران و کشتار مردم بیگناه نه فقط خدمتی به این آینده آزاد و برابر نمی کند که تجربه نشان داده است کار را سخت تر و راه را ناهموار تر میکند. سناریوی سیاه که به نام "پروژه فروپاشی رژیم" توسط اسرائیل و طیفی از اپوزیسیون در بوق و کرنا می شود سلاخی کردن این جنبش و این آینده است و ما علیه این سلاخی کردن توسط جمهوری اسلامی یا امریکا و اسرائیل ایستاده ایم.
از اینرو مردم را به متحد شدن حول پرچم آزادیخواهانه خود و مقابله با هر نیروی ارتجاعی، که تصمیم دارد به زندگی و جدالشان خون بپاشد، فراخوان داده ایم. نسبت به سوءاستفاده جمهوری اسلامی از نقش ارتجاعی این اپوزیسیون سناریوی سیاهی، چه ورژن پهلویست، مجاهد یا چپ آن و چه ورژن کردستانی آن، علیه کل اپوزیسیون بخصوص اپوزیسیون رادیکال، کمونیست و بی اعتبار کردن آن هشدار داده ایم و بر شفافیت سیاسی و فاصله سیاسی- اجتماعی نیروهای اپوزیسیون تاکید کرده ایم و علیه "اپوزیسیون همه با هم علیه جمهوری اسلامی" ایستاده ایم.
دفاع از زندگی و امنیت مردم در این شرایط جنگی، دفاع از یک زندگی انسانی و مقابله با توطئه های هر نیروی ارتجاعی از جمهوری اسلامی تا سایر بازیگران ارتجاعی این جنگ، دغدغه اصلی ما است نه جدال میان قطبهای ارتجاعی که هریک برای رسیدن به اهداف خود زندگی و امنیت مردم را گروگان گرفته اند.
٢٠ جولای ٢٠٢٦
