بیش از ٢ سال است دولت اسرائیل و راست ترین و جنایتكارترین روسای این حكومت، در میان تحریكات و پروپاگاند جنگی خود به نام مقابله با جمهوری اسلامی و برای حمله نظامی به ایران، به پدیده "ستم بر كردها" و همسرنوشتی "كردها و مردم یهود" میپردازند و در كمال بی شرمی خود را "مدافع و دلسوز" مردم "كرد" معرفی میكنند.

ما همان دوره به چشم امید بستن اسرائیل و تلاش برای سربازگیری از احزاب ناسیونالیست كرد و تبدیل آنان به نیروهای نیابتی خود در جنگ با ایران، در سوریه، در جنگ با تركیه یا با دولت سوریه، و كلا استفاده از نیروهای ناسیونالیست كرد در خدمت اهداف استراتژیک خود در منطقه، پرداختیم.  اینجا نگاهی اجمالی به اتفاقات بعدی و پروژه های محتمل آینده  اسرائیل در ایران و جایگاه جریانات ناسیونالیست كرد و شواهدی كه موجودند و به توطئه ای كه به نام دفاع از مردم كردستان علیه طبقه كارگر و مردم محروم و متمدن در كردستان در جریان است خواهیم پرداخت.

در دوره اخیر و بدنبال حمله نظامی به ایران در ژوئن ٢٠٢٥ جنب و جوشهایی در میان محافل ناسیونالیستهای كرد راه افتاد كه سرانجام  در حمله دوم به ایران در فوریه ٢٠٢٦ كه به جنگ ٤٠ روزه مشهور شد، ٦ جریان ناسیونالیست كرد جبهه ای متحد تشكیل داده (حزب دمكرات، پژاك، دو سازمان زحمتكشان عبدالله مهتدی و رضا كعبی و حزب پاك و خبات) و رسما به عنوان بخشی از نیروی پیاده نظام جنگ اسرائیل و امریكا علیه ایران سازمان یافتند. قرار بر این بود بعد از بمباران وسیع كردستان توسط جنگنده ها و بمب افكنهای اسرائیل و آمریكا، نیروهای این جریانات بر زمین سوخته كردستان و بر خاكریزه ویرانه های آن، به جای سرباز اسرائیلی- امریكا از مرزها عبور و وارد كردستان ایران شوند و در آن مستقر شوند. این طرح قرار بود در جنوب ایران و بعضی از جزایر از جمله و برای نمونه جزیره خارك هم انجام بگیرد، که با روشن شدن ضربات احتمالی و جبران ناپدیر  به نیروهای مهاجم منتفی و از دستور خارج شد.  در كردستان هم این اتفاق علیرغم آمادگی ٦ جریان ناسیونالیست كرد برای ایفای چنین نقش كثیفی و علیرغم  بسیجی كه در میان هواداران و اعضا و دوستداران خود در خارج كشور برای بازگشت به اردوگاهها و پیوستن به نیروهای مسلح خود جهت اجرای این پروژه كرده بودند، شكست خورد و اجرا نشد. عدم اجرای این پروژه اساسا به‌دلیل تهدیدات جمهوری اسلامی علیه دولت اقلیم كردستان عراق و هراس بارزانی و اتحادیه میهنی از تاثیرات آن بر ادامه حاکمیت خود و به‌علاوه تهدیدات تركیه و پاره ای دلایل دیگر انجام نگرفت. معلوم شد دلسوزاندن های سران اسرائیل و اظهار "محبتهای" آنان به "كردها"، بیان معامله ای شنیع و ضد انسانی با سران جریانات و گروههای ناسیونالیست كرد است كه مدتهای مدیدی است برای چنین روزی و انجام چنین وظیفه ای علیه مردم ایران و علیه مردم كردستان، و  حقیقتاً جهت مزدوری رسمی آنان برای اسرائیل و امریكا است، آماده شده اند، حقیقتی كه ما مدتها قبل هشدار داده بودیم .

اما  درجه خوشباوری و اعتماد روسای این جریانات به ادعاهای سران اسرائیل و امریكا و اطمینان از  "آینده ای روشن" برای جریانشان و امید به نان و نوایی رسیدن در چنین سناریویی، با هیچ عقل سلیمی جور در نمی آمد. روسای  این جریانات چنان شیفته و سرمست از موفقیت حمله نظامی و بمباران ایران و قطعیت پیروزی اسرائیل و امریكا بودند، كه هیچ حقیقتی را نمیپذیرفتند و از شادی "پیروزی" اسرائیل و امریكا درست مانند فاشیستهای هوادار رضا پهلوی در پوست خود نمی گنجیدند. درست زمانی كه مردم محروم در ایران، در شهر و روستاهای كردستان در ترس بمباران و كشتار و ویرانی به سر میبردند، رهبران این جریانات ابن الوقت، تاج گذاری میكردند كه گویا در نتیجه توفیق اسرائیل و امریكا گوشه  لحافی از قدرت هم سهم آنان می شد. حقیقتاً اگر به گفته ها و ادعاها و تبلیغات این نیروها گوش میكردید، مشهود بود كه تقریباً تمام و كمال دستگاه فكری و عقل سلیم خود را از دست داده بودند، و هر چه ترامپ و نتانیاهو و مشتی جنایتكار جنگی در اسرائیل تحویلشان میدادند را به عنوان حقیقت پذیرفته و به نیروهای مستاصل و ناامید خود تحویل میدادند. تبلیغات آن مدت سران این جریانات، پیام های آنان به مردم كردستان، وعده برگشتن فوری و تسخیر شهرها و روستاها به كمك بمب افکنهای اسرائیل و امریكا، و فضای مملو از خود فریبی كامل، از رؤیا و سرمست در خوابی عجیب، هر آدم فهیمی را ازتعجب و از درجه پرتی و نامربوطی آنان به حقیقت، انگشت به دهان میكرد. این پروژه و تمام رویاهای شوم آنان كه اگر پیش میرفت، سراسر كردستان از خون مردم بیگناه رنگین میشد و حداقل صدها هزار انسان بی گناه قربانیان آن میشد و بی شك شهرها و روستاهای كردستان مانند لبنان و غزه توسط اربابانشان ویرانه میشد. اما هر چه بود این پدیده و پروژه امریكا و اسرائیل ناكام ماند و این جریانات تقریباً از همه بیشتر بازنده قماری شدند كه خود دست به آن زده بودند.

پس از شكست پروژه اسرائیل-آمریكا و ناكامی آنان در رسیدن به اهداف اعلام شده خود در حمله نظامی به ایران، ٦ جریان ناسیونالیست كرد با مشكلات بسیار بزرگتری از گذشته روبرو شده اند. آنها امروز بیش از همیشه بی آبرو و بی اعتبار شده اند. این جریانات در دوره ای بسیار حساس و ترسناك برای مردم ایران، رسما همكار اسرائیل و امریكا در حمله به ایران شدند و نقش پیاده نام آنها را در جنگ تقبل كردند. پس از اعلام اینکه امریکا برای مردم كردستان اسلحه فرستاده است اما به آنها نرسیده و روشن نیست "كردها" با این اسلحه ها چه کرده اند، از طرف ترامپ، بعضی از روسای این ٦ جریان همراه با سران اقلیم كردستان اعلام كردند كه هیچ اسلحه ای برای مردم ایران یا كردستان تحویل آنان داده نشده است. در این مدت انواع بحثها حول این مسئله پیش آمد و خصوصاً روسای حزب دمكرات رسما و به كرات ادعاهای ترامپ را رد كردند. حزب دمكرات تلاش كرد پشت اینكه "اسلحه ای به آنان نداده اند كه تحویل مردم دهند" سنگر ببندد، به این امید که اصل ماجرا و نقش مخرب آنها در همكاری با اسرائیل و امریكا در این دوره فراموش شود. واقعیت این است ارسال اسلحه های ادعایی ترامپ، مستقل از اینكه به نظر میرسد مبنایی واقعی نداشته و از جمله دروغهای روزانه ای است كه ترامپ میگوید، در اصل ماجرا و نقش مخرب این جریانات در این دوره كم نمیكند. 

این ٦ جریان در ردیف بازندگان اصلی این جنگ قرار گرفته اند . حزب دمكرات در میان این جریانات بازنده اصلی است و بیشترین زیان را خورده است. دلیل آن هم این است كه جز حزب دمكرات هیچیک از نیروهای دیگر كه به نام ٦ جریان متحد شده و آماده همكاری با اسرائیل شدند، نیروی جدی، اجتماعی و صاحب نفوذ در كردستان نبوده اند. عبدالله مهتدی و جریانش، حزب پاك و پژاك فرقه های باند سیاهی و بی اعتبار و مخرب اند كه هیچ نفوذ قابل اتكای اجتماعی ندارند. اجیر کردن افراد مستأصل، در شرایطی كه فقر و گرسنگی در جامعه بیداد میكند، را هر نیروی مخرب و هر باند تبهكاری كه پول داشته باشد، میتواند انجام دهد. حزب دمكرات اما تاریخی دارد، اعتباری دارد و درجه ای از نفوذ اجتماعی دارد. چرخش در سیاست حزب دمکرات و پیوستن این حزب به پروژه های قدرتهای ارتجاعی، از عربستان تا اسرائیل، به این نفوذ و اعتبار به‌شدت لطمه زده است. اعلام پروژه "راسان" و همكاری با عربستان، آغاز این چرخش در سیاست حزب دمکرات بود و لطمات جدی با اعتبار این حزب در پایه اجتماعی خود، بورژوازی کرد، و وجه اجتماعی آن زد.  پیوستن به پنج جریان بی ریشه، ضد اجتماعی و بی نفوذ و بی اعتبار و همراه با آنان اعلام آمادگی برای تبدیل به بخشی از پیاده نظام امریکا شدن آخرین بندهای مرتبط میان این حزب و جامعه کردستان را پاره کرده و آنرا از حزبی اجتماعی به یك جریان سناریوی سیاهی سوق داد.

واقعیت این است كه آینده این جریانات در كردستان عراق و اردوگاههای آنان در اقلیم كردستان تقریباً ناممكن است، مگر اتفاقات غیر مترقیه ای پیش بیاید. اتفاقات این مدت و حملات هر روز به پایگاهها و اردوگاههای این جریانات، تهدیدات رسمی جمهوری اسلامی و فشار بر نیروهای دولت اقلیم كردستان و احزاب کردی در کردستان عراق، توافقات ایران و حكومت عراق و وجود حشدالشعبی و نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق، راه هر نوع زندگی امن را بر این نیروها در كردستان عراق مسدود کرده است. این موقعیت با تهدیدات و فشارها و حملات ایران در دوره های دیگر متفاوت است، همراهی با اسرائیل و امریكا در حمله به ایران و تقبل تبدیل به پیاده نظام آنها، عملاً و از نظر روانی هم دفاع از آنان را در مقابل جمهوری اسلامی حتی برای مردم كرستان سخت و بخشا ناممكن كرده است.

اسرائیل و توطئه ای علیه مردم كردستان

با آتش بس شکننده کنونی پروژه اسرائیل و موساد در ایران تمام نشده است. اسرائیل کماکان خواهان ادامه جنگ است. امری كه بدون شركت مستقیم آمریكا نه توان و نه امكان آنرا دارد. اما اشكال دیگری از جنگ و كشمكش نظامی اسرائیل با ایران و استفاده ابزاری از عوامل خود و از جمله از نیروها و جریاناتی كه تا كنون با آنها همكاری كرده اند، از دستور اسرائیل خارج نشده است.

اسرائیل از بازندگان اصلی در جنگ اخیر و حمله به ایران است و از توافقات كنونی امریكا با ایران ناراضی است و این توافقات را به زیان خود میداند.  از اینرو ادامه پروژه های تروریستی، دامن زدن به ناامنی و جنگ از جانب اسرئیل در ایران نه تنها قابل تصور كه  رسما در دستور هیئت حاکمه اسرائیل است و علناً هم بیان میشود. بحث "استقلال اسرائیل از امریکا" و آمادگی برای "ایستادن روی پای خود" هم از نظر نظامی و تسلیحاتی و هم اقتصادی، مستقل از واقعی یا غیر واقعی بودن آن، بیان این حقیقت است كه اسرائیل مصمم است به جنگ با ایران ادامه دهد. مسلم است که این جنگ مستقیم و با اتكا به ارتش اسرائیل و در شكل جنگ ١٢ روزه یا ٤٠ روزه ممكن نیست. اما ادامه آن در اشكالی دیگر از جنگ و ایجاد ناامنی در ایران، انفجارات، ترور، عملیاتهای ایذایی خصوصاً در كردستان، بلوچستان و… امری است ممكن و ظاهرا در دستور.

بی تردید و در صورت در دستور بودن پروژه نا امن كردن ایران توسط اسرائیل و شكلی از جنگ غیر مستقیم، ٦ جریان كردستانی یکی از  ماتریال های آماده اند. اولاً آنها تا كنون رسما با دوست اسرائیل همكاری كرده اند، اسرائیل بیش از یك دهه است مشغول آموزش و آماده كردن نیرو از كردستان عراق برای كار در ایران است. اگر سالهای قبل اسرائیل و جریان بارزانی منکر این پدیده بودند، اكنون مدتها است كه گزارشات میدیای رسمی در غرب صحت آنرا تائید میکنند. بعلاوه موقعیت وخیم جریانات ناسیونالیست كرد در منطقه، بن بست كنونی آنها بعد از جنگ ٤٠ روزه، ظرفیت آنها در تبدیل شدن به ابزار دولتهای منطقه در تخاصمات با جمهوری اسلامی همگی دال بر یك حقیقت است كه اولاً این جریانات چنین ظرفیت سناریوی سیاهی را دارند و در عمل در چنین ظرفیتی كار كرده اند و بعلاوه از سر بن بست و استیصال، انتخاب هر كاری با اسرائیل و اتكا به امكانات مالی، نظامی و تسلیحاتی آنان یك راه برای ادامه حیات شان است.

اتكا اسرائیل به نیروهای ناسیونالیست كرد و سرمایه گذاری روی آنان، بخشی از پروژه "اسرائیل بزرگ" است که بیش از یک دهه است روی آن کار میکنند. از اینرو کار دولت اسرائیل با این احزاب تمام نشده است. عملیاتهای همزمان نظامی طی این مدت از پیرانشهر تا مهاباد و پاوه و چند حركت مشابه در بلوچستان، نشان میدهد که علیرغم آتش بس كنونی میان امریكا و ایران، اشكال دیگری از جنگ و تحركات نظامی و ترور و …  در مناطقی از ایران توسط دولت اسرائیل، در جریان است. این پدیده سر سوزنی به مبارزه مسلحانه دهه های قبلی در كردستان ربط ندارد. این پدیده كه در سالهای اخیر مشخصاً توسط اسرائیل و به كمك جریانات معینی دامن زده شده و دود آن مستقیم به چشم مردم ایران  میرود.

 پروژه اسرائیل در منطقه، و از جمله در ایران، راه انداختن جنگهای قومی و مذهبی و تبدیل مردم همسرنوشت به دشمن هم به نام مبازره با جمهوری اسلامی است. قاتلان مردم فسلطین و قصابان غزه برای پیش برد امر خود و سربازگیری از مردم كردستان با  اشاعه تعصبات قومی و نفاق ملی توسط باندهای تبهكاری است كه پیش برد چنین نقشه هایی تقبل کرده اند. این توطئه ای جدی علیه مردم كردستان و مبارزات آزادیخواهانه آنان علیه جمهوری اسلامی به عنوان یكی از سنگرهای مهم جنبش برابری طلبانه و آزادیخواهانه مردم ایران است.

بی تردید كردستان جولانگاه باندهای مافیایی و تبهكار و ضد تمدن كه رسما به عنوان عوامل اسرائیل یا هر دولتی و به نام "مبارزه با جمهوری اسلامی" و "احقاق حقوق مردم کرد" محل كار و زندگی كارگران و زحمتكشان را ناامن كنند، نیست. بی تردید از منظر طبقه كارگر و مردم عدالتخواه و برابری طلب در ایران، جمهوری اسلامی و اسرائیل و تمام قدرتهای ارتجاعی در منطقه، در یك ردیف قرار میگیرند. مبارزه طبقه كارگر و مردم محروم در ایران جایی برای موشدوانی دولتهای فاشیست و جنایتكاری چون اسرائیل نیست. همكاری با اسرائیل، پیشبرد نقشه های دولت اسرائیل در ایران از جمله در شكل مبارزه مسلحانه، ترور یا اهر اقدامی دیگر توسط عوامل یا همكاران اسرائیل، برای طبقه كارگر و اقشار محروم جامعه و برای مردم آزادیخواه و متمدن در كردستان در ردیف همكاری با وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، همكاری با سپاه پاسداران و بسیج و ارتش جمهوری اسلامی است.

كردستان تاریخی طولانی از مبارزه آزادیخواهانه و برابری طلبانه را در اشكال مختلف از مبارزات كارگری، مبارزه زنان علیه قوانین ضد زن و فرهنگ عقب مانده اسلامی و مرد سالارانه، مبازرات اقشار محروم مردم برای رفاه و آزادی و زندگی انسانی و یك دهه مبارزه مسلحانه و توده ای  در مقابل جمهوری اسلامی و … در تجربه خود دارد. كردستان یكی از سنگرهای جنبش سوسیالیستی طبقه كارگر در ایران است. جنبش آزادیخوهانه در این جامعه، جنبش سوسیالیستی طبقه كارگر در كردستان قوی تر و قدرتمند تر از آن است كه امكان موشدوانی عوامل اسرائیل و هر نیروی را بدهد كه به نام مبارزه با جمهوری اسلامی نقش نیابتی دولت فاشیست اسرائیل را اجرا كند. بی تردید كمونیستها در كردستان، آزادیخواهان در این جامعه، دهها هزار انسان متمدن و عدالتخواه و آگاه در این جامعه حساسیت شرایط را درك میكنند و برای دفاع از مردم كردستان در مقابل هر توطئه ای از جمله توطئه های دولتهای جنایتكار چه جمهوری اسلامی و چه اسرائیل و عوامل آن سد می بندند.