ویدیوی بن گویر، وزیر امنیت ملی اسرائیل، در حالی که اسرای کاروان امداد “فورتیلا” به غزه را مورد ضرب و شتم قرار می داد، بار دیگر نمونه ای از آپارتاید حاکم توسط دولت فاشیستی اسرائیل را به نمایش گذاشت. ب

یش از ۴۲۰ شهروند از کشورهای مختلف در ۵۰ قایق برای رساندن کمک های انسانی تلاش کردند تا محاصره غزه را بشکنند، و همچون بارهای قبلی،‌ در آبهای بین المللی توسط نیروی دریایی اسرائیل قبل از رسیدن به سواحل غزه، به جرم "تصمیم به ورود غیر قانونی به اسرائیل" بازداشت شدند. نیروهای اسرائیل در حرکتی نظامی به سوی قایق ها حمله ور شدند و به آزار و اذیت این امداد گران و بویژه تعرض جنسی حداقل ۱۵ نفر از آنها پرداختند. 

با پخش این ویدیو، "محکومیت کردن ها" از جانب تعدادی از دولت های این شهروندان در مورد برخورد های بن گویر منتشر شد. دولت هایی که نه به دستگیری در آب های بین المللی و نه ادعای اسرائیل در قرار دادن سواحل غزه به مثابه خاک اسرائیل مشکلی داشته و یا دارند، یکی پس از دیگری، این عمل بن گویر را "غیر قابل توجیه" نامیدند و بعضا سفرای اسرائیل را فرا خواندند تا رسما خواستار رسیدگی به آن شدند! این شرایط به جایی رسید که نتانیاهو شخصا مجبور شد تا این برخورد را اتفاقی "غیر شایسته" نسبت به وضعیت برخورد به بازداشت شدگان و زندانیان در اسرائیل معرفی کند!

اینکه بن گویر با افتخار از اعمال طرح خود در "انقلاب" در زندان ها و بازداشتگاه های اسرائیل پرداخته است، اینکه تنها در عرض سه سال اخیر، آمار رسمی از جان باختن نزدیک به صد نفر در زندان های اسرائیل را با نام و نشان معرفی کرده اند، اینکه حتی دادگاه های اسرائیل مملو از پرونده هایی حاکی از وخامت شرایط بازداشتگاه ها، بازجویی ها و شکنجه، گرسنگی دادن و عدم امکانات بهداشتی و درمانی است، ... همه و همه برای فلسطینی ها، و برای بشریت آگاه در سراسر دنیا "اتفاقی" نبوده و بخشی از اعمالی است که دولت مذهبی و فاشیستی اسرائیل در طول حیات خود برای چندین دهه است که بدون وقفه به پیش برده است. اما اینها تاثیری در میان حکومت های "معترض" نداشته و ندارد. اعلام "محکومیت های" صادر شده در ایتالیا، بریتانیا و دیگر حامیان فاشیسم حاکم در اسرائیل متاثر از واقعیت سیستم قضایی و وضعیت زندانیان و اسرای حبس شده در اسرائیل نیست. 

در واقع، آنچه که این موج محکومیت از جانب این دولت ها را براه انداخته، نه نسل کشی در غزه، نه حتی دستگیری و بازداشت شهروندان آنان،  بلکه انتشار رسمی و مفتخر آمیز بن گویر و شرکا در حال حاضر است. شکی نیست که انتشار علنی این ویدیو برای بن گویر و حزب ضد – عرب او، همچون دیگر سران فاشیست این کشور امروز برای جلب پشتیبانی و اقدامی برای گرفتن رای اعتماد در بازی های انتخاباتی پیش رو در خود اسرائیل است. اقدامی که با انتشار چنین ویدیویی تنها نمونه ای از صدها نمونه دیگر است که انتظار می رود در رقابت های انتخاباتی میان این فاشیست ها تا زمان برگزاری انتخابات تکرار و رو به افزایش داشته باشد.

به عبارتی دیگر، این "محکومیت ها" نه از موضع مردم متنفر و منزجر از فاشیسم حاکم در اسرائیل، بلکه تذکری است از جانب دولت های حامی اسرائیل که گسترش این اعمال در طی این مبارزه انتخاباتی، تنها محدود به منزوی شدن بیشتر اسرائیل، بصورت عمومی، نیانجامد. تذکری است بر اساس شرایط امروز. زمانیکه نه ناکامی در دستیابی به اهداف اعلام شده در جنگ با ایران، بلکه شکست در آن، علاوه بر موقعیت آمریکا و غرب، موقعیت اسرائیل در منطقه را بشدت تغییر داده است. این جنگ نمونه ای از صف بندی ها در شکل گیری دنیای چند قطبی امروز است. دنیای که در آن بخصوص اروپا،‌ از جایگاه مطمئن و تضمین شده ای برخوردار نیست. البته این پروسه ای است که دیگر علائمی از خود را علنا در جنگ با ایران نشان داده است، و گرچه تصویر همه جانبه و نتیجه قطعی بویژه در سیر اوضاع متغیر فعلی کاملا مشخص نیست، ولی مسلما انتظار بازگشت به گذشته توهمی بیش نیست.  در این شرایط، این تذکری است از جانب اروپا به اسرائیل، هر چند در حرف و تبلیغات و بدون اعلام هیچگونه تغییر موضع رسمی در روابط اروپا و اسرائیل، اما بهرحال حاکی از این است که ارائه "مصونیت های" اسرائیل و یا پشتیبانی ها بلامنازع همچون سابق، برای این دولت های غربی بغرنج تر و یا حداقل می تواند هزینه دار باشد. 

اما و مهم تر اینکه شدت گرفتن و افزایش عملکرد این فاشیست ها و تشدید بیشتر آپارتاید حاکم در داخل اسرائیل، دولت های غربی را در موقعیت متزلزل تری در مقابل نیروی عظیم جنبش جهانی انسان دوستانه قرار میدهد. جنبشی که هم اکنون گریبان این دولت ها، و دفاع و شراکت مستقیم شان در جنایتی که اسرائیل به اجرا درآورده است را هدف قرار داده است. جنبشی که دیگر وقعی به ادعاهای "حق دفاع از خود" اسرائیل و اعمال محدودیت هایی که دولت های غربی در مقابل معترضین به فاشیسم حاکم در اسرائیل قرار داده اند را نپذیرد. این جنبشی است که با تمام پیشروی های تا به امروز خود نشان داده است که هیچ نفعی در ادامه این نسل کشی ندارد. جنبشی که علیرغم قوانین امنیتی و پلیسی و "ضد تروریستی" وضع شده در غرب،  در مهد دمکراسی، همچنان بدون هیچ نشانی از عقب نشینی و کاهش خواست های خود، در مقابل احزاب سنتی حاکم، چه لیبر و چه میانه رو، یا افراطی و سوسیال دمکرات و غیره ‌ که همگی با عدم مقبولیت عمومی مواجهند، ندارد.