روز شنبه گذشته در لندن، تجمعی با فراخوان "تامی رابینسون"، یکی از دلقکهای نژادپرست و بنیانگذار "لیگ دفاع انگلیس" که در ضدیت با تمدن، رفاه، مهاجران و آدم بیسرپناه تاسیس شده است، برگزار شد و صحنه کاملی از عقیم ماندن پارلمانتاریسم و دمکراسی بورژوایی در انگلستان را دوباره به نمایش گذاشت. تعدادی از سلطنت طلبان مفلوک هم با علم و کتل "شیر و خورشید" در دفاع از بمباران و ادامه جنگ با ایران در این تجمع فاشیستی و تهوعآور حضور بههم رساندند.
۱- دلقک اول: مسئله بورژوازی در انگلستان، فقط بحران مشروعیت احزاب اصلی آن (حزب "لیبر" و حزب محافظهکار) نیست که گویا منجر به "صعود" سیاسی دلقکی چون "تامی رابینسون" بر شانههای آنها شده است. مشکل در گندیدگی و توخالی بودن سرشت دمکراسی غربی است؛ سرشتی که سه دهه در پشت میلیتاریسم، جنگ و تخریب خاورمیانه از یک سو قایم شده بود و از سوی دیگر، با تحمیل ریاضت اقتصادی کمرشکن و تعرض به سطح رفاه و امنیت شهروندان در انگلستان، عجین شده است. از اینرو، شکست دمکراسی غربی در "کیس" خاورمیانه، بویژه در مورد مسئله فلسطین و به موازات آن، حمله به سطح رفاه و استانداردهای زندگی طبقه کارگر در جوامع غربی، دو فاکتور اساسی است که از دید شهروندان، تنگناهها و بنبستهای هویتی بورژوازی در جهان غرب را آشکار کرده است. پارلمان و ساختار سیاسی در بریتانیا، مدتهاست که فاقد جناح "راست" و "چپ" است. حزب "لیبر" و حزب محافظهکار، بیش از دو دهه است که شبیه به "تامی رابینسون" و "نایجل فاراژ" شدهاند و تعرض به حقوق شهروندان با چماق راست افراطی را بر پیشانیشان خالکوبی کردهاند. بیش از دو دهه است که گندیدگی دمکراسی بورژوایی، خود را پشت جنگ با دشمن خارجی و مهاجرستیزی، پنهان کرده است. بنابراین، نمایش دلقکهایی چون "رابینسون"، ماحصل یکدست شدن کامل ساختار سیاسی حاکمیت بورژوازی در "بالا" و تک قطبی شدن احزاب اصلی آن در سیاست است. این نمایش راست افراطی مدتهاست در اشکال رسمی آن و از جانب احزاب اصلی نمایندگی میشود و اکنون از پارلمان و دولت و قوه قضاییه به خیابانها سرازیر شده است. درست مانند دوره عروج فاشیسم در اروپا، در غیاب کمونیسم ابعاد مخرب سقوط دمکراسی پارلمانی، میتواند جامعه را به عقبگردی قرون وسطایی بکشاند. رسانههای اصلی بورژوازی در انگلستان تلاش زیادی میکنند تا شهروندان را از "عروج" این دلقکهای فاشیست و نژادپرست بترسانند و مشروعیت برباد رفته دمکراسی پارلمانی را رفو کنند؛ اما مردم متمدن و افکار عمومی آزادیخواه در انگلستان حاضر نیستند تا طوق "بریتانیایی بیمخ و عقبمانده" را به گردن کنند؛ تظاهرات گسترده روز شنبه در دفاع از مردم فلسطین و علیه جنگ، پاسخ محکمی به ساختار سیاسی حاکمیت و تجمع باند "تامی رابینسون" بود؛ نیم میلیون انسان متمدن در همان روز شنبه، نه فقط علیه نژادپرستی در لندن به میدان آمدند که بار دیگر بر ضد سیاست نسلکشی دولت اسرائیل، حمایت هیئت حاکمه انگلستان از این نسلکشی، خاتمه دادن به جنگ و لشکرکشی نظامی در خاورمیانه و برای یک زندگی عاری از جنگ، فقر، بیکاری، تبعیض و ناامنی اقتصادی اعلام حضور کردند. این آن جدال واقعی است که سرنوشت تحولات آتی در انگلستان را رقم خواهد زد. بریتانیا، همچون همه جوامع غربی، به چپ، سوسیالیسم و كمونیسم طبقه كارگر نیازمند است. چپ و كمونیسمی كه با اعتماد علیه قوانین كور سرمایه و علیه نیروهای سیاسی و طبقاتی آن عمل میكند. هیچ نیرویی به اندازه طبقه کارگر در بریتانیا قادر نیست که افسار این "لمپن پرولتاریا" به رهبری راست افراطی را بکشد و از میدان به در کند.
۲- دلقک دوم؛ سلطنت طلباناند. مغزنخودیهایی که تا دیروز در فکر "پس گرفتن ایران" با بمب افکنهای آمریکا - اسرائیل بودند و امروز که پیشانیشان به سنگ خورده است، خیال میکنند با قدکشیدن زیر پرچم فاشیسم، عربدههای مهاجرستیزی و هر آنچه بویی از مدنیت و شهرنشینی نبرده است، به منزلت سیاسی میرسند. وظیفه این دلقکها چیزی جز تولید کینه و نفرت جهانیان از مردم ایران نیست؛ اینها در رکاب "اعلیحسرت"شان، نمایندگان بخش انگلی و گذشته پرست و عقبمانده در اپوزیسیون راست ایراناند؛ جماعتی که به رهبری رضا پهلوی، چشم امید به تخریب جامعه ایران توسط ترامپ و نتانیاهو دوخته بودند و باختند؛ اینها "فعالین سیاسی" نیستند؛ کارمندان وزارت خارجه آمریکا – اسرائیلاند. پرچمشان، شعارها و نمادهایی که به دوش میکشند با شعارها و نمادهای فاشیسم و نژادپرستی، با تحرکات ضد مردمی و با جریانات باند سیاهی و هولیگانهایی از جنس "تامی رابینسون"، یکی است. تحرک اینها را باید خنثی کرد؛ دست دشمنان مردم ایران در اپوزیسیون راست، دست "اعلیحسرت" و اوباش او را از اعتراضات مردمی در ایران باید کوتاه کرد. صف جنبشهای مردمی، صف دوستان مردم ایران و فلسطین از صف دلقکهای نژادپرست، باند سیاهی و پهلویچی جداست.
تحرک اخیر باند "تامی رابینسون" در لندن با حضور "فعال" سلطنت طلبان در آن بار دیگر نشان داد که تکاپوی این رگهی سیاه جنگ طلب، نژادپرست و گذشتهپرست در سیاست، تف سربالایی بود که مانند بقیه موارد مشابه بر سیمای خودشان فرود آمد.
