وزیر امنیت رژیم صهیونیستی ایتامار بن گویر این موجود ضد بشر در جشن تولد پنجاه سالگی خود با تصویری از حلقه داری بر کیک تولد اش که برای گردن فلسطینی‌ها به تازگی در رژیم اشغالگر اسرائیل قانون مند شده است عکس یادگاری میگیرد و بوسه ایی عاشقانه به پیشانی همسر اش که این هدیه را به او داده است تقدیم میکند. 

اینجا دیگر یک فرد مطرح نیست بلکه آن چیزی که مسئله را بغرنج تر میکند رویاروی ما با یک نظام فاشیستی سیستماتیک است که پنجه های خود را بر گلوی خاورمیانه نهاده است.  برای جستجوی بازوی قدرت این رژِیم خونخوار باید به سیاست های امپریالیستی واشنگتن نگاه کرد که  خشونتی عریان، توحش ، قتل عام صدها هزاران انسان و تجاوز و کودک کشی چهره ایی که در کفه ترازوی تاریخ تنها با نازیسم در قرن بیستم قابل مقایسه است را مسلح میکند.  امریكا میلیارد ها دلار سوبسید سالانه به رژیم اشغالگر صهیونیستی پرداخت میکند و میلیارد ها دلار کمک های نظامی و همه این ها همراه است با لابی های بسیار قوی که سیاست خارجی ایالات متحده را با بلند پروازی های ویران گر ژئوپولتیکی خود همسو میکنند.

نادیده گرفتن این فاجعه که در دیدگان جهانیان است و کشتاری به این وسعت چنین عیان باید محکوم شود و ان هم نه در دادگاه هایی که خود بخشی از بحران اند و نقش بازوی قدرت را برای امپریالیسم دارند بنابراین تنها از  سر غرض ورزی می توان ادعا کرد که میان نازیسم و رژیم فاشیستی صهیونیستی با وجود تفاوت های مشهود هیچ انطباقی وجود ندارند.  اما برای درک و فهم چگونگی چنین پدیده پلیدی باید به ریشه ها برگشت.

این مسئله عمیق و بحرانی که در فلسطین در جریان است هرچه بیشتر پیش می‌رود ما را بیشتر از پیش به بازبینی و درک این بحران هولناک فرا می خواند. در ساده ترین بیان باید گفت که این مسئله ریشه در پروژه سیاسی و استعمارگرایانه ایی دارد که سرآغاز آن از اواخر قرن نوزدهم با شکل گیری صهیونیسم آغاز شد. اما خود این پروژه از آغاز بر این واقعیت اساسی رو به رو بود که فلسطین سرزمینی خالی از سکنه نیست و جمعیتی غالب بر دو میلیون و پانصد هزار نفر دارد(در سال ۱۹۴۸). از این رو بسیاری از رهبران و نظریه پردازان صهیونیست به صراحت از ضرورت غلبه بر جمعیت بومی و استفاده از نیروی نظامی برای پیشبرد مقاصد خود سخن گفته اند و هرگز از ان عبایی نداشته اند 

تئودور هرتزل بنیانگذار و نظریه پرداز قرن نوزدهمی کسی که ایده بازگشت یهودیان به سرزمینی که خداوند به بنی اسرائیل وعده داده بود را متصور شد و برای آن برنامه ریزی کرد. وی از ضرورت ایجاد دولتی یهودی سخن گفت دولتی که بایستی با کمک و حمایت قدرت های استعماری شکل گیرد در جلد اول خاطرات کامل اثر هرتزل که یادداشت های شخصی او هستند اشاره مستقیمی دارد که انتقال جمعیت عرب نشین باید به صورت آرام و محتاطانه ولی مداوم انجام شود بدین ترتیب باید گفت که این امر بر رهبران صهیونیست روشن بوده است که در آن سرزمین مردمی بومی زندگی می کنند پس ایده حذف و جابجایی بخشی جدا ناپذیر از تفکر سیاسی ان دوره را تشکیل داده است.  تصور هرتسل از توانمندى بيشتر نژاد يهود تا حدى منطبق بر طرح هيتلر است كه میخواست در دنياى عقب مانده و بدوى پنداشته شده اسلاو، براى آلمانیهای لايق و مدرن فضايى حياتى تصرف كند. این نژادپرستی و فاشیسم جزء لاینفک ایدئولوژی صهیونیست است که آن را تغذیه میکند. 

در دهه ۱۹۳۰ جنبش صهیونیستی برای سرعت بخشیدن به مهاجرت یهودیان اروپا به فلسطین  وارد توافقی با آلمان نازی شد تا از این طریق بتوانند امکانی را فراهم کنند که انتقال بخشی از دارایی یهودیان آلمانی به فلسطین را فراهم کنند.  قرارداد هاوارا به آلمان نازی کمکی رساند تا از این طریق بتواند تحریم های اقتصادی خود را دور بزند نتیجتا صهیونیست ها عمر المان نازی را بیشتر کردن و به آن یاری رساندن در نتیجه این توافق صهیونیست ها موفق شدند شصت هزار یهودی آلمانی را به فلسطین منتقل کنند. 

یکی از مهم ترین و تاثیرگذارترین چهره های صهیونیسم تجدیدنظرطلب ولادیمیر ژابوتینسکی بود که آشکارا ماهیت استعمار گرایانه پروژه صهیونیستی را توضیح میدهد در این خصوص می توان به مقاله ایی به نام دیوار آهنین که در سال ۱۹۹۲ توسط او منتشر شده است اشاره کرد که هر ملتی در برابر استعمار مقاومت میکند و فلسطینیان نیز از این قاعده مستثنا نیستند او همچنین تاکید میکند که صهیونیسم تنها زمانی میتواند ادامه یابد پشت دیوار آهنینی که بومیان را از ما جدا کرده است قدرت نظامی قرار گیرد دیواری که فلسطینیان هرگز قادر به شکستن آن نباشند. ژابوتینسکی کسی که نتانیاهو او را الگویی برای رژیمش میداند و پدر او منشی ژابوتینسکی بوده است این فاشیست ضد انسان جریان تجدیدنظر طلبی در ایدئولوژی صهیونیستی را به راه انداخت و بر این نژادپرستی صحه گذاشت. 


ژابوتینسکی و گروهش "اعراب" را دیکتاتور، بدوی، افراط‌گرا، خشونت‌طلب و دارای رفتار‌های غیرانسانی می‌دانستند و معتقد بودند آن‌ها هیچگاه آداب تمدن را فرا نخواهند گرفت. این سخنان از زبان گروهی بیرون می‌آمد که خود یکی از نمونه‌های بارز توحش، نژادپرستی و شرارت در تاریخ بشر بودند.

 با چنین پیشینه ایی آیا میتوان از قانونی کردن اعدام فلسطینیان تعجب کرد قطعا خیر  پس از آنچه که در فاجعه نکبت در سال ۱۹۴۸ رخداد که صد ها هزار فلسطینی از خانه ها و روستا هایشان اخراج و مجبور به فرار گشتند و یا بعد از جنگ 1967 و اشغال کرانه باختری،غزه و قدس شرقی بازداشت ها و تیرباران ها بدون محاکمه توسعه شهرک های یهودی نشین در زمین های اشغال شده.

 گسترش فاشیسم اما اکنون کانون بحث است همانگونه که نظام سرمایه داری می تواند درون مرز های خود بماند چرا که باید برای رفع بحران های خود به کشور های دیگر دست درازی کند که در جهان قرن بیست و یکم سعی میشود که این استعمار پنهانی و ازطریق تحریم های اقتصادی ایجاد شود اما فاشیسم که چهره ایی عیان و بی پرده نظام سرمایه در دل بحران است این دست درازی بی پرده میشود و با تمام وقاحت از دستگاههای ارتباط جمعی خود آن را فریاد میزنند. این گسترش را میتوان در سندی که در سال ۱۹۹۶ به نام گسست قطعی توسط دفتر بنیامین نتانیاهو نوشته شده است را مشاهد کرد و بر این ادعا که اسرائیل به دنبال گسترش مرز های خود و به دنبال ایجاد اسرائیل بزرگ است را صحه گذاشت در این سند به صراحت آمده است که ارتش اسرائیل باید کشورهای عراق، سوریه. لبنان و اردن را از پا در بیاورد  تا بتواند نفوذ خود را در منطقه گسترش دهد. نقطه عطف در تحول و گسترش این ایده را باید از پیامدهایی که پس از جنگ شش‌روزه به وجود آمد دید. جنگ شش‌روزه که در سال ۱۹۶۷ رخ داد، باعث شد اسرائیل کنترل کرانه باختری، غزه، جولان و شرق اورشلیم را به دست گیرد. این تغییر بزرگ ژئوپولیتیکی سبب شد برخی از جریان‌های سیاسی و مذهبی در داخل اسرائیل، ایده و طرح اسرائیل بزرگ را نه فقط به‌عنوان مفهومی نظری، بلکه به‌عنوان یک هدف سیاسی مطرح کنند. 

انگار که اکنون رژیم اسرائیل مقاله دیوار آهنین ژابوتنسکی را الگوی برای اهداف اش قرار داده است و خود را در برابر مقاومت هایی که ملت ها از خود در برابر این رژیم خونخوار نشان میدهند آماده میکند برای کسانی که در دم دستشان اند طناب دار و برای کسانی که دور تر اند  F35  بنابراین دور از تصور نیست که این ضد بشر ها با تباری فاشیستی اکنون مرگ را قانونمند کنند. این فاشیست ها اکنون سرمست و خوشحال اند که چرا که لازم نیست هزینه ای پرداخت کنند تا گلوله ایی سینه یک فلسطینی‌ را شکاف دهد یا جمجمه کودکی معصوم را سوراخ کند، کافیست تا با طناب داری او را حلق آویز کنند.  این آدم خواران ابایی ندارند تا  با حلقه داری که بر گردن فلسطینی‌ها قرار می‌گیرد عکس یادگاری بگیرند و با بوسه های عاشقانه آن را تزیین کنند.