سعید قاسمی نژاد، مشاور ارشد رضا پهلوی به طرز رقت‌آوری اعلام کرده است: "مسلح کردن مردم ایران ایده خوبی است" و در ادامه توصیه می‌کنند "پهپادهای آمریکایی در زمان اعتراضات برای حمایت از معترضان در شهرهای ایران به پرواز دربیایند. اگر واشنگتن تصمیم بگیرد چنین استراتژی‌ای را دنبال کند - یعنی برای آن به‌طور جدی برنامه‌ریزی کند، کارهای مقدماتی را انجام دهد و پیام‌رسانی مداوم را حفظ کند - بسیج مردم به خیابان‌ها و ایجاد انشعاب در دستگاه امنیتی رژیم کاملاً امکان‌پذیر می‌شود."

البته پرسش‌های زیادی در رابطه با جزام فکری ایشان موجود است که باید جای دیگری آنها را مطرح کرد. اما گویا جناب قاسمی نژاد بدون توجه به عقب‌نشینی ترامپ از استراتژی "عملیات خشم حماسی" به موضع "نه جنگ نه صلح"، با هیجانی رقت‌آور همچون یک "نئوکان" در مکتب لیندسی گراهام، هنوز از ادامه جنگ تحت حمایت "پهبادهای آمریکایی" سخن‌سرایی می‌کند و اوضاع پریشان‌شان را به روی مبارک نمی‌آورند. هیجانی که بیش از هر چیز ناشی از شکست مفتضحانه استراتژی سلطنت‌طلبان و اپوزیسیون راست جنگ‌طلب است که هست و نیستش را به بمب‌افکن‌های آمریکا – اسرائیل گره زده بود و امروز پشت‌شان خالی شده است. این‌ها با سیاست مخرب و ضد انسانی‌شان علیه جنبش آزادیخواهانه مردم، نه فقط از چشم حتی قشر "خوش‌باور" در ایران افتادند بلکه با به‌دوش کشیدن پرچم‌های اسرائیل که نامزد درجه یک نسلکشی در عالم به شمار می‌رود، از جانب افکار چپ و متمدن در همین جوامع غربی هم به سخره گرفته شدند. تا همین حالا، هزینه سرسام آوری که جنگ آمریکا – اسرائیل با حمایت آشکار سلطنت‌طلبان روی دوش مردم ایران و جهان انداخته است، غیر قابل تصور است. مردم ایران از سیاست سلطنت‌طلبان و اردوی نیروهای سناریو سیاه با علم و کتل "ایران را پس می‌گیریم"، تاکنون چیزی جز ادامه قتل‌عام زندانیان، تشدید فقر و بیکاری، قطع اینترنت و ارتباط ارگانیک با جهان بیرون، به علاوه تشدید سرکوب بیشتر با توسل به عرق ملی و ناسیونالیستی به بهانه "دفاع از میهن"، نصیب‌شان نشده است. این روزها، ناسیونالیست‌های "میهن پرست" نه گرد رضا پهلوی و تیم‌اش که گرد جمهوری اسلامی، ارتش و سپاه حلقه زده‌اند و پهلوی را بعنوان فردی "خائن به وطن"، منزوی و طرد کرده‌اند. امروز تداعی شدن با تیم فکری آقای پهلوی حتی در میان ناسیونالیست‌های ایرانی، ننگ محسوب می‌شود. در اروپا نیز بار بحران اقتصادی این جنگ با گرانتر شدن "انرژی" و سوخت، با کمبود کود و افزایش سرسام آور قیمت مواد غذایی به دوش طبقه کارگر و شهروندان عادی این جوامع افتاده است. از اینرو، دلقک‌های سلطنت‌طلب، حمایت افکار عمومی در جهان غرب از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران علیه جمهوری اسلامی را خدشه‌دار کردند. رضا پهلوی و تیم او در کنار نتانیاهو و ترامپ و بن گویرها، نه فقط عامل مستقیم جنایت جنگی و کشتار صدها نفر در ایران‌اند، که مهم‌تر از همه عامل تضعیف جنبش آزادیخواهانه مردم علیه جمهوری اسلامی و تفرقه در صفوف حامیان جهانی این جنبش‌اند.

معلوم و معرفه بود که بمباران و حمله نظامی به ایران، صفوف مبارزه آزادیخواهانه مردم در برابر جمهوری اسلامی را آشفته و سردرگم می‌کند. بخش‌های وسیعی از مردم به سبب فضای جنگی، ترس و ارعاب میلیتاریستی، به زیر پرچم جمهوری اسلامی به عنوان تنها راه نجات خود رانده شدند و انقلاب علیه جمهوری اسلامی به تعویق افتاد. همه می‌بینند که چگونه ماحصل شکست سناریوی "رژیم چینج" به انسجام جنبش ارتجاع اسلامی در منطقه و به زیان جنبش آزادیخواهانه و انقلابی مردم در ایران منجر شد؛ تا هم اکنون، جمهوری اسلامی از این "شکست"، بیشترین استفاده را در جهت تقویت موقعیت خود - ولو در کوتاه مدت - در مقابل جامعه و مردم آزادیخواه در ایران کرده است. 

در این شرایط دشوار، کمونیست‌ها، رهبران کارگری، فعالین اجتماعی رادیکال و انقلابی، کاری دارند کارستان. از یکسو باید در برابر یورش جمهوری اسلامی به دستاوردهای تاکنونی جامعه، دامن زدن به فضای سرکوب به بهانه "منافع ملی"، محاکمات پنهانی و اجرای احکام اعدام‌ها به بهانه "جاسوسی برای دشمن" و "دفاع از میهن"، مردم را سازمان داد و سد محکمی بست؛ و از سوی دیگر، باید تمام جریانات ماجراجو، سناریو سیاهی و جنگ‌طلب که با حمایت از کشتار و بمباران مردم به بهانه "ضدیت با جمهوری اسلامی" شریک در جنایت علیه بشریت در ایران بودند، رسوا و برملا کرد. این دو عرصه را باید همزمان و به طرز پیگیر و همه جانبه به پیش برد. نقطه قدرت جنبش ما، رادیکالیسم و بلوغ سیاسی آن است؛ تلاش برای سد بستن در مقابل تحرکات و ترفندهای جدید رژیم علیه مردم به بهانه‌های کاذب "پیروزی" بر "دشمن خارجی" و دمیدن در عرق "اتحاد ملی" و ناسیونالیستی به بهانه جنگ، همراه با کوبیدن و متواری کردن امثال سلطنت‌طلبان و اپوزیسیون سناریو سیاهی، وظیفه بی‌برو برگرد کمونیست‌هاست. خودآگاه کردن جامعه از این روند، نیاز اصلی پیشروی جنبش ما و رگه‌ی رادیکال و سوسیالیستی است. 

جناب قاسمی نژاد به چه زبانی بگوید که با بمب، دروغ فروشی و در یک کلام، "در جهت وزش باد" نمی‌توان انقلاب کرد.