آسو سهامی: اول مه امسال در شرایط متفاوتی نسبت به سال های قبل فرا میرسد.  جنگ و تجاوز امریکا و اسراییل به ایران فضای سختی را به جامعه تحمیل کرده است. شما ویژگی این شرایط و تاثیرات آن را چگونه می بینید؟

مظفر محمدی: درسته شرایط سخت و آزار دهنده ای است. جنگ و تجاوز خارجی میشه گفت همه چیو بهم ریخته. هیچی مثل سابق سر جایش نیست. این جنگ جنایتکارانه علاوه بر این که جان صدها نفر از جمله کودکان مدارس ابتدایی را گرفته، خانه های مسکونی را بر سر مردم خراب کرده، میلیون ها نفر را از خانه و کاشانه شان آواره کرده، آسیب های سنگینی به مراکز کارگری از جمله پتروشیمی ها، گاز، فلز، ماشین سازی و شرکت های تولیدی و خدماتی و حمل و نقل زده است. این باعث شده صدها هزار کارگر بیکار و تعدیل بشوند.

تازه این یک طرف قضیه است. چرا که، جامعه ما در واقع در منگنه ی دو جنگ، یکی تجاوز خارجی و دیگری جنگ و سرکوب جمهوری اسلامی با مردم قرار گرفته است. همزمان با جنگ و بمباران،  ماشین سرکوب رژیم به کار افتاده، شبانه روز مردم را به بهانه های مختلف مثل جاسوسی و غیره بازداشت و زندانی میکنند. ده ها نفر از معترضین دی ماه را اعدام کرده اند. ده ها هزار زندانی بدون امکانات اولیه در زندان های مخوف نگه داری میشوند. اینترنت و وسایل ارتباط جمعی قطع شده. خیابان ها و محلات شهرها به قرق گروه های مزدور و مسلح در آمده. برنامه سرکوب سراسری با "طرح امنیت محله محور"،  کنترل و بازرسی های گسترده در محلات، خیابان ها و جاده ها، بازداشت و محاکمه ی متهمین به همکاری با اسرائیل در دادگاه های صحرایی... همگی استفاده از شرایط جنگی علیه امنیت و سلامت و حرمت مردم  و برای  تخریب روحیه جامعه  و به حاشیه راندن اعتراضات کارگران و مطالبات معیشت و ازادی و رفاه است

در چنین شرایطی بزرگداشت اول مه و بعد از آن هم با موانع تبعات این جنگ مواجه است . 

آسو سهامی: خوب طبقه کارگر برای تغییر این شرایط چه نقشی می تواند داشته باشد. چه اتفاقی باید بیفتد؟ آیا وظایف معینی در دستور کار کارگران قرار گرفته است؟ 

مظفر محمدی: اولین و فوری ترین اتفاقی که باید بیفتد این است که این جنگ فورا تمام بشود. پایان جنگ و تجاوز خارجی به یک ضرورت حیاتی جامعه ما تبدیل شده است. مقاومت در برابر نظامی کردن محیط کار و زندگی، بازرسی ها و مزاحمت ها و تهدید و بازداشت و اعدام های صحرایی جمهوری اسلامی، اولویت اول جامعه ی آگاه ما است.

هر چند ظاهرا آتش بس شده، اما فضای جنگی و تهدید و کشمکش های بر سر مطالبات جنگ از هر دو طرف و بویژه اهدافی که امریکا و اسراییل تعقیب می کنند به قوت خودش باقی است. من در باره چند و چون این جنگ و نتایج و برنده یا بازنده آن حرف نمیزنم. قبلا گفتم این جنگ برنده ندارد اما بازندگانش مردم ایران و منطقه هستند. 

در واقع، ختم جنگ هم در توان طبقه کارگر و مردم ایران نیست. نیرویی عظیم طبقاتی و اجتماعی در جهان لازم است تا افسار متجاوزین و جنگ طلبان را بکشد. تصور کنید اگر در همین آستانه ی اول مه طبقه کارگر جهانی بویژه در امریکا اعتصابات قدرتمند سراسری علیه جنگ سازمان دهند و خیابان های پایتخت های کشورها را به لرزه در بیاورند، تاثیر تعیین کننده ای در خاتمه دادن به این جنگ و جنایت خواهند گذاشت. 

اعتراض علیه جنگ در بیشتر کشورها وجود دارد. اما موقعیت طبقه کارگر در تولید و خدمات اجتماعی این قدرت را بهش داده که هر رژیمی را از پایه فلج کند. این قدرتمند ترین نیرو و اقدام برای ختم فوری جنگ است. 

اما تا آنجا که به طبقه کارگر ایران برمیگردد، اگر چه ختم جنگ دست او نیست، اما در کاهش مصائب آن و دفاع از آزادی و امنیت و معیشت میتواند وظایف مهمی را برعهده بگیرد.

گفتم بزرگداشت اول مه امسال با موانع جدی عوارض و تبعات جنگ از طرفی و استفاده ی رژیم از فضای جنگی برای این که آزادیهای سیاسی و اجتماعی را محدود کند روبرو است. فضای امنیتی ابزاری است که رژیم تلاش میکند از طریق آن  مطالبات فوری طبقه کارگر و جامعه و اعتراضات حول آن را به حاشیه ببرد. 

از نظر من بدوا و مقدمتا  فعالین و رهبران کارگران بخش های مختلف کار از طریق ارتباطات و شبکه هایشان یک بیانیه سراسری تهیه کنند. امیدوارم تا حالا این کار شده باشد و به اطلاع عموم برسانند. 

آسو سهامی: این بیانیه از نظر شما شامل چه مسائلی است؟ چه موضوعاتی در دستور طبقه کارگر میتواند قرار بگیرد؟ 

مظفر محمدی: به نظر من بیانیه امسال اول مه طبقه کارگر ایران، 3 محور اصلی دارد. 

یکی، طبق سنت روز جهانی طبقه کارگر، ادعانامه علیه نظام نکبت بار و استثمارگر سرمایه داری و تاکید بر همبستگی بین المللی طبقه کارگر است.

دوم، خواست فوری خاتمه جنگ است.

و محور سوم،  تعیین وظایفی در رابطه با شرایط کنونی حاکم بر جامعه در نتیجه جنگ و به بهانه جنگ است.

این وظایف مطالبات فوری و معینی هستند که کارگران در دستور خود و جامعه میگذارند و برای آن مبارزه میکنند. به بخشی از این مطالبات که در شرایط کنونی فوری ترین و ضروری ترین شان استت، اشاره میکنم:

۱- دستمزد سال جاری کارگران متناسب با گرانی و تورم و نیاز خانوارهای کارگری افزایش یابد. 

۲- طرح تعدیل و اخراج کارگران در کارخانه ها به بهانه ی آسیب دیدن ماشین ها و یا کمبود مواد اولیه، متوقف شود. تا ترمیم بخش های خسارت دیده و بازگشت به کار، به کارگران بیمه بیکاری معادل دستمزد پرداخت شود.

۳- به بازماندگان و خانواده های کارگران کشته شده در محل کار غرامت کامل و  مستمری مکفی پرداخت شود. خسارت وارده به خانه های مردم تمام و کمال توسط دولت جبران شود. 

۴- به قطع اینترنت فورا خاتمه داده شود. هر گونه کنترل روابط اجتماعی مردم و خدشه در آن جرم و ممنوع است. 

۵- لغو مجازات اعدام.  و به بازداشت و تعقیب معترضین و اتهام جاسوسی به مردم خاتمه داده شود. بازداشت و محاکمه ی متهمین به جاسوسی در دادگاه های صحرایی برای ارعاب مردم و جنایت علیه بشریت است. 

۶- گروه های فالانژ حزب اللهی و بسیج از محلات و خیابان ها برچیده شوند.  کنترل و بازرسی های  خیابانی و در جاده ها و محل های کار و زندگی برداشته شود.  

۷- کلیه زندانیان سیاسی قدیمی و بازداشتی های دی ماه تا کنون فورا آزاد شوند. 

این ها حداقل هایی هستند که در شرایط کنونی موضوع مبارزه و تلاش جدی طبقه کارگر و فعالین و رهبران اجتماعی بخش های مختلف جامعه است.

ببینید! ۱۱ اردیبهشت روز کارگر در قانون کار جمهوری اسلامی تعطیل اعلام شده. اما بخش زیادی از کارگران تحت فشار کارفرما با پرداخت درصدی اضافه مزد سر کار حاضر میشوند. در هر حال آن بخش کارگران که از سر اجبار یا نیاز در محل کار حاضرند، امکان تجمعی ولو کوتاه مدت در محل کار برای بزرگداشت اول مه و قرائت بیانیه ای که از پیش تهیه شده را دارند. بقیه کارگران در تعطیل با توجه به فضای جنگی و امنیتی کنونی اگر امکان تجمعات و حضور خیابانی نداشته باشند، میتوانند در محافل بزرگ و کوچک حاضر شده و بویژه بیانیه سراسری اول مه کارگران ایران و وظایف و مطالباتش را مورد بحث قرار داده و برای آن برنامه ریزی کنند.  

آسو سهامی: علاوه بر نقش  طبقه کارگر در شرایط و فضای جنگی کنونی که گفتید، اما در پایان این جنگ بالاخره جامعه به حالت عادی بر میگردد. آیا پایان جنگ به معنای از سر گیری اعتصابات کارگری و اعتراضات اجتماعی است؟ یا تبعات جنگ و سرکوبگری جمهوری اسلامی میتواند برای مدت طولانی طبقه کارگر و جامعه را ساکت کند!

مظفر محمدی: بدون شک تبعات این جنگ، دراز مدت است. جمهوری اسلامی همینکه بقای خود را تامین شده ببیند، به مقابله با جامعه ای بر میگردد که او را نمیخواهد. اما جمهوری اسلامی بعد از جنگ همان نظام قبل از جنگ نیست. منظورم شکست یا پیروزی در جنگ نیست. اولا انسجام حاکمیت و رهبری بهم خورده است. دوما، فقر و فلاکت و گرانی و گرسنگی تشدید شده است. جمهوری اسلامی نمیتواند پاسخ خواستهای مردم را با سرکوب بدهد. باید جوابگوی مطالبات معیشتی و آزادیخواهانه را بدهد. فشارها، اعتصابات  کارگری و اعتراضات اجتماعی تشدید و گسترده تر میشود. جمهوری اسلامی در مقابل مردم ضعیف تر و محتاط تر خواهد بود. 

ما نباید بگذاریم تبعات جنگ و فضای امنیتی، صدای آزادیخواهی و حق طلبی جامعه  را  به حاشیه ببرد. نباید بگذاریم جمهوری اسلامی با ادعای پیروزی "ملت ایران" توسط سپاهیانش که امروزه ورد زبان حکام است، برای خود مشروعیت بخرد.

میهن پرستی محصول دیگر جنگ ارتجاعی است. بورژوازی چه در حاکمیت و چه اپوزیسیون داخل و خارج، زیر پرچم میهن پرستی و ایران دوستی صف میکشند. در شرایط نفرت عمومی از اسلامیت و مذهب و شریعت نظام، میهن پرستی ابزاری فریبنده تر است. از این ببعد سرودهای ملی و شعارها و پرچم زنده باد ایران،  جای سینه زنی یا حسین در خیابان های تهران را میگیرد. در این شرایط ، لاشخورهایی کمین کرده اند تا از قبل جنگ و تباهی جامعه کلاهی برای خود بدوزند. در زمین عفونت جنایات جنگی، تنها کرم هایی مثل پهلویست ها، فرقه ی رجوی، قوم پرستان و جنگ طلبان رشد میکنند. 

دشمنان رنگارنگ مردم از ترامپ و نتنیاهو تا فرقه های تبهکار اپوزیسیون بورژوایی بار دیگر تحریکات و پروپاگاند، "به خیابان برگردید" را تکرار و فرمان های قیام صادر می کنند.  

وظیفه ما مقابله با این شرایط و بازسازی نیروی طبقاتی و اجتماعی سازمانیافته و هدفمند است. در این وضعیت نقش طبقه کارگر و فعالین و رهبران و بویژه کارگران کمونیست و سوسیالیست تعیین کننده است. تجربه خیزش های اجتماعی و از جمله دی ماه خونین، ما را به این ضرورت حیاتی رسانده است که طبقه کارگر و کمونیسم اش باید سکان کشتی اعتراضات توده ای را در دست بگیرد و با چشمان باز نقش هدایت کننده اش را ایفا کند. باید جلو دخالت خائنانه ی دشمنان طبقه کارگر و مردم را گرفت! 

من بارها گفته ام که خیابان آخرین سنگری است که میتواند به قیام منجر شود. این درست که ما نمیتوانیم  جلو خیزش و شورش و عصیان مردم خشمگین و متنفر از جمهوری اسلامی را بگیریم. اما بخش آگاه جامعه باید هشیار باشد که نباید بیگدار به آب زد. نمیشود با قیام بازی کرد. تا رسیدن به روزهای قیام کارهای زیادی باید کرد. اتفاقات دیگری باید بیفتد. بدون آمادگی، سازمان، نقشه  و رهبری، هزینه ی مبارزات مردم بسیار بالا است. جامعه ما باید با کم ترین درد و دردسر و تلفات به پیروزی برسد! 

باید برای انقلاب سازمانیافته خود و از پایین آماده شد.  اتحادیه های کارگری، جنبش مجامع عمومی و شوراهای کارگری، انجمن های مردمی، شبکه های اجتماعی زنان و دانشجویان و جوانان انقلابی  ابزارهای مبارزه ی آزادیخواهانه و برابری طلبانه اند. ما با این ابزارها میتوانیم  حقوق خود را از حلقوم حکام سرمایه و نظام پلید جمهوری اسلامی بیرون بکشیم و گلوی دشمن را تا خلع ید از قدرت و ثروت بفشاریم.

سوسیالیست های متشکل درون طبقه کارگر و شبکه های سازمانیافته ی درون جامعه باید توده عظیم کارگران وزحمتکشان را برای یک تغییر و تحول اساسی به آگاهی و نقشه ی خود مسلح و آماده  کنند. 

رهبران و اداره کنندگان جامعه از دل اعتراض و مبارزه توده ای سازمانیافته بیرون می آیند. از میان طبقه کارگر انقلابی، زحمتکشان و زنان و جوانان و انجمن های و شبکه های اجتماعی. آنهم نه در صندوق انتخابات بلکه در شوراها و مجامع عمومی و عمل مستقیم بخش های گسترده و سراسری کارگری و محله ای شهرهای ایران. تحولی انقلابی که از دل آن شوراهای کارگری و مردمی محلات کار و زندگی و در نهایت  کنگره سراسری نمایندگان شوراها بیرون می آید. شوراهایی که خود قانون می نویسند و خود قوانین را در محل های کار و زندگی اجرا می کنند. 

طبقه کارگر ایران تنها با آگاهی از موقعیت طبقاتی و اجتماعی قدرتمند خود می تواند با فضای جنگی و سرکوب و سرشکن کردن خسارات جنگ بر سفره ی مردم مقابله کند. دستمزدها و  شرایط کار و زندگی اش را بهبود بخشد. می تواند پیشرو رهبر جامعه برای رسیدن به رفاه و آزادی و حرمت انسانی، برابری زن و مرد، ازادی زندانیان سیاسی، لغو اعدام و دیگر مطالبات حیاتی باشد و افق دنیای بهتری را به روی جامعه باز کند. 

وقتی طبقه کارگر به آگاهی طبقاتی برسد و خود را مثل یک طبقه واحد ببیند، یعنی: 

- ضرورت همبستگی و هماهنگی برای اعتراضات سراسری را درک کرده است.

- فوریت  تشکل توده ای و اتحاد سراسری را امری فوری و عاجل خود می داند.

- سازماندهی حزب سیاسی خود را بعنوان امری عاجل در دستور قرار داده است.

این ها اجزای در هم طنیده مبارزه طبقاتی هستند. 

اول مه یادآور قدرت طبقه کارگر و کمونیسم اش بعنوان صاحب جامعه و پرچمدار رهایی بشر است. روز جهانی کارگر را به طبقه کارگر ایران تبریک میگویم!