امروز تمام بحث جنگ طلبان این است که مردم تلاش خود را کرده اند اما هر بار جواب رژیم سرکوب بوده است. در نتیجه مردم مایوس و خسته اند و دنبال کمک و ناجی هستند و این ناجی امروز رسیده است! این استدلال فریبکارانه بر دو فرضیه گمراه کننده استوار است.
یکی، این که اگر مردم خسته اند و عاصی و گاها مایوس نه به این خاطر است که فکر می کنند دیگر نمیتوانند کاری بکنند، نمیتوانند تغییری بوجود بیاورند. تجارب جنبش های اجتماعی تا کنون اثبات میکند که تمام تلاش جامعه این بوده و هست که آزادی و رفاه و معیشت تامین شود. این میدان مبارزه دایمی مردم با دولت و سرتاپای نظام بوده است.
جنبش ازادی زن در شهریور۱۴٠۱ شاهدی غیر قابل انکار است که اعتراض به حجاب اجباری که یکی از ارکان رژیم اسلامی است توانست یک عقب نشینی مرگبار را به دشمن خود تحمیل کند، گشت ارشادش را برچیند و لایحه حجاب و عفافش را به آشغالدانی بفرستد. این یک پیروزی بزرگ بود. شعار زن، زندگی ازادی هم سراسر ایران را در برگرفت و هم مرزها را در نوردید و با استقبال جهانی بخصوص درمیان زنان آزادیخواه و برابری طلب روبرو شد. این گامی به سمت یک انقلاب اجتماعی است.
این جنبش تنها مقاومت زنان در برابر قوانین تبعیضآمیز حجاب اجباری نبود، بلکه ساختار مردسالاری و شریعت اسلامی و نظام سرکوبگر را به چالش کشید. حقانیت و قدرت این جنبش نه تنها رژیم تا دندان مسلح را به تمکین و عقب نشینی کشاند بلکه راست ارتجاعی در اپوزیسیون بویژه شاه پرستان را بشدت خشمگین و مایوس و مخالفت هیستریک آن ها را برانگیخته است.
استدلال خائنانه و گمراه کننده دوم، این است که میگویند مردم مایوس و خسته به دنبال کمک و ناجی هستند. اپوزیسیون بورژوایی تبهکار، با سازماندهی یک پروپاگاند عظیم شبانه روز به جامعه تلقین کردند که شما نمی توانید به تنهایی رژیم را سرنگون کنید. مگر نمی بینید چگونه شما را قتل عام میکنند. راه نجات شما دخالت خارجی وجنگ است. پس منتظر باشید ترامپ گفته است "کمک در راه است" و "کمک رسید"!
پروپاگاند وتحریکات و وعده های شرم آور اپوزیسیون راست ارتجاعی بویژه سلطنت طلبان مردم را در میانه یک اعتراض اجتماعی با دستان خالی به جنگ رژیم تا دندان مسلح فرستاد. سرنوشت این خیانت تبهکارانه نتیجه اش کشتار جمعی در یک جنگ نابرابر و به شدت گمراه کننده بود.
ما قبل از آغاز حمله نظامی به ایران گفتیم این جنگ ما مردم ایران نیست. دود این جنگ نهایتا به چشم مردم میرود. گفتیم دشمنان مردم اهداف دیگری زیر پوشش وعده های فریبکارانه دارند. گفتیم نتیجه این جنگ جز کشتار و ویرانی و آوارگی و تخریب زندگی و امنیت و سلامت جامعه نیست. گفتیم هدف ترامپ جنایتکار، رام کردن جمهوری اسلامی و کشاندنش به کمپ غرب و منافع سیاسی واقتصادی در رقابت با بلوک چین و روسیه است. تلاش کردیم تا گرایشات سیاسی مخالف جنگ یک قطب و بلوک ضد جنگ سازمان دهند. بلکه به کمک همه ی انساندوستان و آزادیخواهان ایرانی در تبعید و آفکار عمومی جهانی جنبشی برای جلوگیری از این جنگ راه اندازی شود. این اتفاق نیفتاد چرا که متوجه شدیم کل اپوزیسیون حتی آن بخشی که در حرف با جنگ مخالف بودند، مشغول ائتلاف ها واتحاد های خود و نوشتن پلاتفرم های رهبری و اداره جامعه پس از سرنگونی جمهوری اسلامی اند. اقدامات و رقابت هایی که با مخاطره ی جنگ و مصیبت های ناشی از آن و اساسا سرنوشت جامعه در نتیجه ی این جنگ و عواقب آن کاملا نامربوط است. بخشی هم مثل پهلویست ها و مجاهدین از قبل رهبری و حاکمیت شاهی و دولت موقت مجاهدینی تشکیل داده بودند.
این تحرکات و یارگیری ها و رقابت و خیالپردازی بر سر حاکمیت فرضی آتی این و آن فرقه به اسامی مختلف شاه پرستی و جمهوریخواهی و فدرال و دمکراسی در حالی که خطر جنگ وجود داشت و سرنوشت جامعه را مخاطره ی فروپاشی و سناریوی سیاه و جنگ داخلی تهدید میکرد، تحرکاتی کاملا بیربط و بیخاصیت بود.
اکنون و بیش از دو هفته از جنگ خانمانسوز میگذرد، هنوز این خیل بی درد و پرت از واقعیات، به تبلیغ پلاتفرم های خود مشغول اند و تلاش بیدریغ و معناداری برای پایان دادن به این جنگ ویرانگر و کاستن از مصائب آن و کمک مردمانی که زیر آتش بمب و موشک های دشمن جان و مال و زندگیشان در خطر مرگ و نابودی است، دیده نمیشود.
امروز دغدغه جامعه ٩٠ میلیونی ایران پایان این جنگ ویرانگر است. جنگی که نه تنها جمهوری اسلامی را سرنگون نمی کند، بلکه به طول عمر ننگینش میافزاید و سرکوب جامعه را تشدید می کند.
فرقه ی فاشیست پهلوی و مجاهدین حپروتی به جای خود که باید گفت شما به خیالپردازی حکومت شاهی و دولت موقت مجاهدینی مشغول باشید، اما با صراحت کامل به کل اپوزیسیون چپ وراست جامعه میگویم، مهم ترین وظیفه هر حزب و گروه و سازمان و هر انسانی در شرایط جنگ و کشتار و آوارگی و بی پناهی مردم، تلاش برای پایان دادن به این جنایات جنگی است. بگذار این مصیبت از سر جامعه برداشته شود. بگذار جامعه به زندگی عادی و نرمال و بدون ترس مرگ و ویرانی و هراس شبانه روز کودکان زیر غرش بمب ها، برگردد و نفسی بکشد. بگذار مردم جنگ زده و زخمی کمر راست کند، آن زمان جامعه بلد است چگونه از حق و حقوق و معیشت و آزادی و حرمت و کرامت انسانیش دفاع کند. چگونه کارگران و زنان و زحمتکشان و جوانان و کل زحمتکشان گرسنه، به ادامه ی چهار دهه مبارزه خود برمیگردند و همانند جنبش آزادی زن پشت دشمن را به دیوار میکوبند. طبقه کارگر در تلاش است متحدتر و سازمانیافته تر و همبسته وسراسری به مبارزه برای رفاه و معیشت و ازادی تشکل و اعتراض و تحزب بپردازد. زنان مبارزه برای حقوق برابر کامل با مردان و رفع هر گونه تبعیض جنسیتی را ادامه دهند. جوانان و بویژه دانشجویان به تجارب دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب و شعار دانشگاه پادگان نیست برگردند و پیشروی کنند. جامعه ای که کمر راست کند راه مبارزه خود را شناخته و ادامه خواهد داد.
این اعتراض است، جنگ نیست!
امروز به دلیل فشار اقتصادی، درماندگی رژیم از تامین معیشت و سلامت و امنیت جامعه و سرکوب عریان، این فرضیه وجود دارد که مبارزات اقتصادی و معیشتی و آزادیخواهانه دیگر کارساز نیست و موضوع اصلی قیام و جنگ برای سرنگونی است. این فرضیه ای از بن باطل است و اساسا مغایر روند مبارزه و جنبش های اجتماعی برای هرگونه تغییر ودستاورد مبارزاتی است. قیام و انقلاب موضوعی دلبخواهی نیست که هر وقت خواستی فرمانش را صادر کنی. قیام و انقلاب از دل مبارزات اقتصادی و سیاسی برای رفاه و معیشت و امنیت و در انتهای کشمکش های طبقاتی و اجتماعی رخ میدهد. زمانی که این مبارزات به درجه بالایی از سازماندهی و تامین رهبری درونی و افق روشن و اتحاد قدرتمند برسد، توازن قوا به نفع جامعه و دولت تغییر میکند.
این پروسه را جنگ نامیدن نشان بلاهت گرایشاتی است که امروز تحت نام رهبری خودخوانده سلطنت طلبان، دولت موقت مجاهدینی و پلاتفرم های گوناگون تشکل های بورژوایی، بوفور به جامعه تزریق می شود. این ضد سیاست و ضد تحرکات اجتماعی برای تغییر و دستاوردهای ملموس مبارزاتی جامعه است. این روند ضد اجتماعی حتی تغییرات بنیادی جوامع امروز را بر دوش نسلی به نام z، میگذارد تا عامدانه مبارزات و جنبش های انقلابی را ا ز محتوای طبقاتی تهی کنند. درحالی که به شهادت تاریخ، مبارزه طبقاتی کارگران و زحمتکشان علیه سرمایه داران و دولت عامل اصلی و اساسی تغییرات بنیادی به نفع آزادی و برابری و رفاه و خوشبختی جوامع بشری است ولاغیر!
فراخوان ها وادعاها و تحریکات و تشویق به ماجراجویی و هل دادن جامعه به جنگ زودرسی که آمادگی برایش وجود ندارد، سم جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی و مانع جدی بر سر راه جنبش سرنگونی جمهوری اسلامی است. به این دلیل روشن، جامعه و پیشروانش در شبکه های اجتماعی، جنبش های طبقاتی کارگران و جنبش های اجتماعی زحمتکشان تهیدست و زنان و جوانان و دانشجویان و فرهنگیان...، باید دخالت از بالای سر مردم و به نیابت از مردم و ادعای رهبری خودخوانده یک "نه" بزرگ بگویند.
فرمان های قیام و جنگ نهایی، ساده انگاری احمقانه و ابلهانه و مغرضانه در شرایطی که جامعه با رژیمی که شمشیر را از رو بسته رودر رو است و در شرایطی که جامعه با یک جنگ ویرانگر و تحمیلی مواجه است، عاملی به شدت مخرب و سیاستی کاملا گمراه کننده و فریبکارانه است.
در چنین شرایطی مخالفت جامعه با جنگ و کشتار و ویرانی وخطر فروپاشی و سناریوی سیاه و جنگ داخلی و مخالفت قاطع با اپوزیسیون ارتجاعی ضد مردم که جنگ و دخالت خارجی را ناجی مردم مینامند، اولویت کنونی و سرنوشت ساز است. جامعه باید با دست رد زدن بر سینه ی دشمنان خود در لباس دوست به نام حامی و ناجی، بدوا از این باتلاق عبور کند.
برای این که جامعه بتواند سرنوشت خود را با دستان خود تعیین کند باید از از این موانع عبور کند، سرپای خود بایستد، مستقل و متشکل و یکپارچه و متحد در یک مبارزه همه جانبه ی اقتصادی و سیاسی و اجتماعی پشت نظام سرکوبگر سرمایه داران را به خاک بمالد.
جریانات تبهکاری که ترامپ و نتنیاهوی خبیث را حامی و ناجی مردم معرفی میکنند جنایتی هولناک مرتکب میشوند.
مردم ایران امروز این خیانت و خباثت را با گوشت و پوست و استخوان لمس کرده است. به نفرت یک زن آزادیخواه از ایران گوش کنید که علیه موجود خبیثی به نام پهلوی که گفت "جنگ تلفات دارد"، از تریبون همین تبهکاران با چشمان خیس فریاد میزند: "ما برای اعتراض به فقر و فلاکت و سرکوب برخاستیم، این جنگ نیست. این اعتراض است، اعتصاب است، جنبشی برای آزادی و رفاه و خوشبختی است. حمله نظامی شما و بمباران شهرها و اماکن عمومی و زیرساخت های اقتصادی جامعه، جنگ است و این جنگ ما نیست. شرمتان باد."
این تنها فریاد یک نفر نیست، این فریاد در گلو خفته ده ها میلیون انسان جامعه ما است. ننگ بر شما دخالتگران تبهکار خارجی و ننگ بر شما که جنگ طلبی و حامی و وکیل و وصی و رهبر خودخوانده تراشیدن برای مردم را به نام سیاست به جامعه می فروشید. شما نه سیاست بلکه یک معامله گر کثیف و خائن هستید که برای فریب تعدادی جوان عاصی و ناآگاه به منافع خود و جامعه، شعار کثیف "جاوید شاه" را به مزایده میگذارید. شما اعتراض ما را جنگ مینامید تا بگویید جنگ تلفات دارد. تا ما را سربازان جنگ فرض کنید و خود را فرمانده و رهبر جنگ! ننگ بر رهبران خودخوانده ای که الفبای سیاست را نفهمیده اند. نمونه ی دلقک و ابلهی چون رضا پهلوی که به مردم میگوید به فرمان من در چهارشنبه سوری آتش روشن کنید! انگار برای اولین بار است مردم در چهارشنبه سوری آتش روشن میکنند!
شبکه های اجتماعی پایدار و ماندگار
بعنوان یک وظیفه ی فوری و حیاتی باید شبکه های اجتماعی از پیشروان و فعالین بخش های مختلف جامعه تشکیل گردد. از جمله شبکه کارگران سوسیالیست، شبکه زنان برابری طلب، شبکه جوانان محلات، شبکه دانشجویان پیشرو، شبکه پرستاران و پزشکان شرافتمند و انساندوست...
این شبکه ها اگر بهم پیوند بخورند و همبستگی و هماهنگی ایجاد کنند، تاثیر قدرتمندی در تحولات سیاسی و اجتماعی جاری خواهند داشت. این شبکه ها امروز برای مقابله با مصائب جنگ و تامین همیاری در صفوف مردم بر میخیزند. بطوری که مصیبت دیدگان مستقیم جنگ تنها نشوند. کسی گرسنه نماند، آن بخش مردم که اماکن زندگیشان تخریب شده بدون سرپناه نمانند، زخمی ها رایگان مداوا شوند، راه ها و جاهای امن برای حفاظت از جان مردم پیدا شوند و از جمله صدای رسای ضد جنگ و ضد سرکوب از هر طریق ممکن بلند شود.
بعلاوه اهمیت شبکه های اجتماعی در این است که پایداری و ماندگاری خود را حفظ کنند. شبکه های اجتماعی یک بار مصرف نیستند. از آنجا که این جنگ ازلی و ابدی نیست و بالاخره به پایان میرسد، خصوصیت شبکه های پایدار و ماندگار در این است که یک همبستگی و هماهنگی سراسری علیه تبعات جنگ که عبارتند از تشدید سرکوب و تحمیل فقر و فلاکت بیشتر به بهانه این که کشور جنگ زده و اقتصاد فروپاشیده است، بوجود بیاید. همچنین شبکه های اجتماعی عامل اتحاد و سازمانیابی درون صفوف جامعه از طبقه کارگر تا دیگر بخش های توده ی مردم زحمتکش هستند.
کارگران، زنان، جوانان، دانشجویان، فرهنگیان، پرستاران، زحمتکشان تهیدست محلات شهرها!
جنگ طلبان تبهکار ما را مستاصل و نا امید و بیچاره فرض می کنند که توان سرنگونی جمهوری اسلامی و اعاده حقوق خود را نداریم، تا دست جنایتکارانی چون ترامپ و نتنیاهو را برای تخریب و فروپاشی شیرازه ی جامعه به نام حامی و ناجی ما باز کنند. تا درتخیل بیمارگونه ی خود سوار بر بمب افکن های آن ها در کاخ نیاوران فرود آیند و تاج بر سر بگذارند. تا دولت موقت مجاهدینی در ایران برپا کنند. تا نظام سرمایه و سود را از جمهوری اسلامی گرفته و به یک نظام پادشاهی یا جمهوری دیگر بسپارند و حفظ کنند.
جامعه ما در تداوم جنبش های اجتماعی و آزادیخواهانه و برابری طلبانه خود در دی ماه ۱۴٠۴ بپا خاست. اما دشمنان ما در میانه ی این خیزش، اعتراض مردم را قیچی کرده و با فراخوان "بزنید و بگیرید" خیانتکارانی چون رضا پهلوی، تحریکات مغرضانه و فریبکارانه ی نتنیاهو که "نیروهای ما در میان مردم است" و شعار "کمک در راه است" دیوانه ی کاخ سفید، جوانان ما را با دستان خالی به جنگ رژیم تا دندان مسلح فرستادند تا از کشته پشته بسازند. و امروز با جنگ ویرانگرشان جنبش ما را چنان به بیراهه برده که کمر راست کردن ما را سخت و دردناک کرده است.
با وجود این ما با صدای بلند و اعتماد بنفس و اتکا به نیروی مستقل خود اعلام می کنیم:
- جامعه ما طبقه کارگر چند ده میلیونی دارد که گلوگاه اقتصادی و حیاتی رژیم را در دست دارد. طبقه ای که با کمونیسم اش نیروی اصلی رهبری و برای رهایی جامعه است.
- جامعه ما جنبش آزادی زن دارد که در یک مبارزه اجتماعی و متحد، ستون دین و شریعت اسلامی ضد زن را فرو ریخته و حرمت و کرامت انسانی را به نصف انسان های جامعه بازگردانده است.
- جامعه ما میلیون ها کارگر و جوان بیکار وزحمتکشان محلات فقیر نشین و حاشیه شهرها دارد. محلاتی که منبع و منشا خیزش های مکرر اجتماعی بوده اند.
- جامعه ما جنبش رادیکال دانشجویی با شعار آزادی، برابری و دانشگاه پادگان نیست دارد.
- جامعه ما میلیون ها فرهنگی و بازنشسته دارد که در یک جنبش بهم پیوسته در همه ی این دهه ها دستانشان را از گلوی دولتمردان جنایتکار بر نداشته اند.
- جامعه ایران کردستان انقلابی را دارد که هیچ وقت مشروعیت نظام پلید جمهوری اسلامی را برسمیت نشناخته و یکی از پایگاه های مستحکم و پیشرو دفاع از آزادی و برابری و حاکمیت توده های زحمتکش و الگوی استقامت و پایداری در مقابل رژیم تا دندان مسلح است.
مردم!
زخم دشمنان خارجی و داخلی و تبهکاران در لباس دوست، بر بدن جامعه ما عمیق است. ما تلاش میکنیم مصائب این جنگ را کاهش دهیم. ما مخالفت خود با این جنگ ویرانگر را فریاد میزنیم. ما شبکه های اجتماعی را از کارخانه تا دانشگاه و صفوف زحمتکشان محلات شهرها سازمان میدهیم، ما کمر راست میکنیم! ما امروز دشمنان خود را در لباس دوست در صفوف اپوزیسیون ارتجاعی و مالیخولیایی، همچنان جمهوری اسلامی، علیه مبارزه آزادیخواهانه و برابری طلبانه مان را بهتر شناختیم و دست رد بر سینه شان میزنیم. جامعه ی بپاخاسته ی ما با شعار آزادی، برابری و سوسیالیسم، راه رهایی خود را می پیماید.
اسفند ۱۴٠۴
