یک هفته پس از فروکش اعتراضات و با موج عظیم سرکوب هنوز کوچکترین نشانی از التیام زخم عمیق خانواده و بازماندگان کشتار فجیع علیه خیزش دیماه پیدا نیست که جامعه یک بار دیگر در مقابل موتور محرک همان اعتراض قرار میگیرد. معیشت و این بار مشخصا در قالب دستمزدها. 

در ورق زدن روزنامه ها و در مقابل انواع اخبار و گزارش مقامات و دستگاه ها از حیرت میخکوب می شوید که چگونه مطلقا از آمادگی و تدارک برای التیام زخم معیشت خبری نیست. در برنامه های دهه فجر و در استقبال از روز اختصاص یافته به زندگی کارگران،  تمامی صفحات روزنامه کار و کارگر به لاطائلات همیشگی در وصف کرامات کارگر و سنگ زیرین تحمل کارگری در مقابل ظلم و فسق و فساد حکومت. 

لیست طولانی از تشدید محرومیت، کاهش دستمزدها و دریافتی ها، وخامت وضعیت بیمه ها، اوضاع نابسامان  مسکن، افسار گسیخته  تورم، تشدید بهره کشی و شرایط کار و ناامنی اشتغال و ید طولانی اختیارات کارفرما  در کنار انباشت سالهای طولانی از دستمزدهای زیر خط فقر محیط های کارگری را در آستانه انفجار نارضایتی قرار داده است. تنها یک ماه پیش صفحات متعددی از روزنامه ها به صفحات اقتصادی در شرح دستمزدهای فقیرانه، استیصال کارگران و  خطر بزرگ انفجار نارضایتی   اختصاص داشت. از این صفحات و از این دست و دلبازی های رسانه ای خبری نیست. خیلی ساده کسی نیست که دست بدل کارگران بگذارد و مسئولیت دمیدن در این آتش را بعهده بگیرد. 

نیمه بهمن ماه و هیچ اثری از حدس و گمانهای معمول در حاشیه دستمزد را نمیشود سراغ گرفت. کسی نمیداند وزیر کار کجاست و خبری از انبار پیشنهادات معمول  ایشان در چگونگی تعیین دستمزدها نیست. سنگینی  فضای سرکوب خیزش دی ماه نیازی به استدلال ندارد و به علاوه فضای جنگی با آمریکا نیز سایه سنگینی را بدنبال داشته است. 

در دو ماه اخیر با اجتماع پنج هزار نفره کارگران پارس جنوبی و با اجتماع چند باره نفتی ها علیه کار پیمانی مقابل مجلس چشم انداز خوب و امیدوار کننده  در فضای دستمزدی کارگران کمرنگ تر شده است. 

این وضعیت، احتیاط دو جانبه چه از طرف کارگران و چه از طرف دولت و کارفرما نمی تواند زیاد طول بکشد. دستمزدها باید تعیین شود و با وضعیت فعلی اقتصادی و تولیدی و تورم هر رقم پیشنهادی دولت و یا بروال معمول از طرف مجلس منجر به انفجار نارضایتی گسترده خواهد شد. تا آنجا که به طبقه کارگر مربوط میشود هیچ دلیلی برای کوتاه آمدن و به استقبال دستمزدهای محدود رفتن نیست. باید منتظر مراکز اصلی بود و تا آن موقع توقعات و انتظارات کامل و بر حق را علیه شرایط که فقط و فقط و مستقیما ناشی از سکانداری اقتصادی دولت و سودجویی سرمایه داران است حفظ نمود. 

مساله اصلی قبل از هر گونه بحث بر سر دستمزدها و شرایط کار در ابراز خشم و اعتراض علیه سرکوب افسار گسیخته جمعیت بزرگ از هم طبقه ای های ما در اعتراض بر حق آنها برای برخورداری از معیشت و کرامت شایسته است. باید به هر وسیله ممکن خانواده بزرگ کارگری را در آغوش حمایت و همبستگی خود قرار داد. مهم است که نمونه اقدامات خود با از هر طریق با دیگران در میان گذاشته شود. به این معنا تدارک و تمرکز کارگران بر سر دستمزدها از هر سال دیگر مهم تر است.