هفته گذشته اعتراضات علیه سیاست ضد انسانی و حملات خشونت بار نیروهای مسلح اداره کنترل و مهاجرت آمریکا (آیس)، بویژه پس از قتل دو نفر دیگر توسط این نیروها در خیابانهای ایالت مینه‌سوتا، شدت بیشتری به خود گرفت. تظاهرات ها و اکسیون ‌های متعددی در همین رابطه نه تنها در بسیاری از ایالت های آمریکا، بلکه در لندن، پاریس و… نیز برگزار شد.

در حالیکه مقامات دولتی ادعا کردند این قتلها ناشی از "نیاز نیروهای آیس به حفاظت از خود در مقابل این تروریست ها" بوده است، کلیپ‌ها و فیلم‌هایی از خشونت بی دلیل نیروهای نقاب پوش آیس همه جا پخش شد و بی اعتمادی به هیئت حاکمه بمراتب فراگیر تر گردید.

ده‌ها هزار نفر در یک روز کاری هفته در میناپولیس، با پرچم "نه کار، نه مدرسه و نه خرید"، تجمع کرده و یکی از بزرگترین تظاهرات ها علیه سیاست مهاجر ستیزانه را برپا کردند. در این تظاهرات، شعارهای ضد آیس، "دیگر بس است"، "مهاجرین خوش آمدید" و غیره، همراه با سخنرانی نمایندگانی از اتحادیه ها، سازمانهای غیرانتفاعی و غیردولتی محلی برگزار شد. این تظاهرات در ادامه فعالیت گسترده سازمانهای محلی متعددی شکل گرفت که پیش از این برای مقابله با سیاست مهاجر ستیزی فعال بودند. با ورود نیروهای آیس به این ایالت، جوی از وحشت و ترس، همراه با طنین عربده های ترامپ درباره مهاجرین، غالب شده بود. مهاجرانی که صرفاً به دلیل ظاهر خود، نام خانوادگی و یا هر بهانه دیگری مورد خشونت آیس قرار میگیرند، و از ترس بازداشت عملاً خود را در خانه ‌ها حبس کرده بودند.در میناپولیس، شهری که پنج سال و نیم قبل جورج فلوید در آن توسط پلیس کشته شده بود، روحیه ای متفاوت تر نسبت به دیگر نقاط آمریکا وجود داشت. در محله ‌های مختلف شهر، مردم برای حمایت از همسایگان مهاجر خود گرد هم آمدند و به ‌صورت شبکه‌ ای خود را متشکل کردند. فعالان این شبکه‌ ها، انتقال کودکان از مدارس به خانه، خرید مواد غذایی و کالاهای مورد نیاز را سازماندهی کردند. پرستاران و مدد کاران بهداشتی و اجتماعی به خانه های این مهاجران رفتند و از پیگیری کمکهای عمومی گرفته تا انجام زایمان های خانگی و مراقبتهای دیگر را بر عهده گرفتند. این مردم بودند که حفاظت از محله ‌ها و اطلاع رسانی درباره حضور نیروهای آیس را با استفاده از ابزارهای ارتباطی موجود و برنامه ‌هایی نظیر سیگنال سازمان دادند. این حرکت محله محور به محیطهای کار نیز کشیده شد، بطوری‌ که توانست مانع بسیاری از دستگیری ها در محل کار شود. برای سرکوب و برهم زدن این فضای انسانی، دولت نزدیک به سه هزار نیروی نظامی آیس را به این ایالت گسیل کرده بود.

آلکس پرتی یکی از این فعالان بود و قتل او یکی از عوامل تعیین کننده در برگزاری آن تظاهرات و فراخوان اعتصاب عمومی شد. عمق نفرت عمومی در سطح شهر آنقدر قابل توجه بود که اتاق بازرگانی ایالت طی پیامی به دولت ترامپ هشدار داد که این شرایط قابل ادامه نیست و دولت باید دست به "رفع تنش" بزند. اعلام خروج ۷۰۰ نفر از نیروهای آیس توسط ترامپ، در یک روز بعد، در واقع پاسخی به این پیام بود.

در این میان، حزب دمکرات تلاش کرد این اوضاع را به «زیاده ‌روی‌ های» حزب جمهوری‌ خواه، رقیب انتخاباتی خود، نسبت دهد. آنها جلسه ‌ای برای "شنود" با حضور خانواده رِنی گود و دیگر قربانیان "سیاست غیر معقول" ترامپ در کنگره برگزار کردند تا نشان دهند که ترامپ عامل و بانی این شرایط است. مقامات حزب دمکرات به سیل آمار و گزارشها متوسل شدند. ناگهان گزارش‌ های متعددی از این دوره منتشر شد: "معلوم شد" که در ماه پایانی سال ۲۰۲۵، نزدیک به ۷۰ هزار نفر در بازداشتگاه های آیس ثبت شده ‌اند و در همان ماه دسامبر، ۷ نفر دیگر از بازداشت‌ شدگان جان باخته ‌اند. به این ترتیب، در عرض یک سال نخست ریاست‌ جمهوری ترامپ، ۳۲ نفر از بازداشت‌ شدگان آیس جان باخته اند؛ همان تعدادی که بیش از دو دهه پیش، در سال ۲۰۰۴ و در دوران ریاست‌ جمهوری جورج دبلیو بوش، در بازداشتگاه های آیس جان خود را از دست داده بودند.

اما این تبلیغات نه برای افشای عمق فجایع امروز، بلکه در پی لاپوشانی سیاستی است که نه با ترامپ آغاز شده و نه صرفاً سیاست یک حزب، یعنی حزب جمهوریخواه، بوده است.

سیاست اخراج و خارجی ستیزی، دستکم در تاریخ معاصر، بخشی از سیاست کل هیئت حاکمه آمریکا، چه دمکرات و چه جمهوریخواه، بوده است. در دوره اوباما، تنها در سال ۲۰۱۲، نزدیک به نیم میلیون نفر اخراج شدند و در مجموع، بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۶، بیش از ۳ میلیون نفر بطور رسمی از آمریکا اخراج شدند. افزون بر این، حدود ۲ میلیون نفر دیگر نیز در مرزها متوقف و از ورود به این کشور بازگردانده شدند. این دولت حزب دمکرات بود که پنج برابر بیش از دیگر دوره ها اخراجی در زمان ریاست جمهوری خود داشت. آیس، سازمانی که پس از حملات ۱۱ سپتامبر القاعده به آمریکا در سال ۲۰۰۳ تأسیس شد، در تمام این مدت از سوی دولتها، کنگره‌ ها و مجالس سنای آمریکا حمایت و پشتیبانی شده است. آنچه ترامپ در این دوره عیان کرده، جایگاه واقعی و اعلام علنی کارکرد این سازمان و کل اداره مهاجرت امریکاست؛ بدون هیچ محدودیت دیپلماتیک و بدون بزک کردن سیاستهای تفرقه ‌افکنانه و تبعیض آمیزی که همواره جزئی از سیاست هیئت حاکمه این کشور بوده است. شعارهای انتخاباتی ترامپ در این دوره، همچون دوره پیشین ریاست ‌جمهوری ‌اش، اعلام رسمی همان سیاست خارجی ستیزی است که اوباما و بایدن نیز اتخاذ کرده بودند. اعتراضات اخیر در آمریکا، بویژه در مینه‌سوتا، دقیقاً علیه همین سیاست شکل گرفته است.

آنچه این بار متفاوت است، نه سیاستهای این دو حزب، بلکه نمایش عریان چهره کریه بورژوازی و هیئت حاکمه آمریکا در این دوره است. امروز این ترامپ و دولت حزب جمهوریخواه ‌ اند که دیگر قادر نیستند پرچم راست گرایی خود را بر موج اعتراضی و ساختار شکن عمومی بر افرازند. میزان نازل مقبولیت ترامپ، حتی در انواع و اقسام نظرسنجی های رسمی موجود در آمریکا، خود نشان دهنده موقعیت او و در عین حال بن بست حزب دمکرات در این شرایط است.

در حالیکه دولت حاکم، دولتی است که در آن میلیاردرها بدون هیچ واسطه ای، همراه با دوستان و نزدیکان خانوادگی ترامپ، بی هیچ ابایی پستهای اداری و دولتی را در دست گرفته‌ اند و حزب رقیب نیز بدون هیچ آلترناتیو مشخصی صرفاً به نق ‌نق‌ کردن درباره درجه و حدود سیاستهای آنان مشغول است، اکثریت وسیع مردم آمریکا در موقعیتی بمراتب وخیم تر از گذشته زندگی میکنند. آنچه اعتراضات جاری در میناپولیس را رقم میزند، نه انتظار برای انتخابات میان‌ دوره ‌ای پایان سال و جابجایی درصد آرا میان نمایندگان این دو حزب، بلکه پلاکاردهایی است که در تظاهرات دیده میشد: شعرهایی چون "ما اول همسایه‌ ایم و بعد آمریکایی"، "ما همگی مهاجریم"، "تا حق و عدالت خود را نگیریم، به خانه باز نمیگردیم" و….  شعارهایی که نشان دهنده موج انساندوستی و مطالبات واقعی مردم است. مطالباتی که امروز در میان مردم این شهر، با تلاش همه جانبه در شبکه‌ ها و شکلهای محلی، به پیش برده میشود و مسلماً در صورت شکلگیری یک قطب کمونیستی، قادر خواهد بود به چنگ اندازی این دو حزب حاکم پایان دهد و مانع از تبدیل دوباره این نیروی فعال و خلاف جریان به سیاه لشکر انتخاباتی یکی از این دو حزب شود.