مردم سوریه بعد از بیش از یك دهه بمباران و جنگ، كشتار چند صدهزار نفر از مردم محروم، آوارگی چند میلیون انسان، ویرانی كامل مملكت در جنگی كه دول غربی به نام آزادی آنها به این جامعه تحمیل كردند و پس از گذشت یك سال از قدرت گیری جریان جنایکار اسلامی به رهبری جولانی، هنوز یك روز هم روی خوش زندگی به خود ندیده اند.
دول غربی و دولتهایی دخیل در تحولات سوریه، سالها پیش از حمله به سوریه، تلاش همه جانبه ای كردند كه با تحریكات قومی و مذهبی و سرمایه گذاری بر انشقاقهای كور، این جامعه را به میدان جنگ با میدانداری صدها باند و جریان گانگستری كه بعدا در "ارتش آزاد سوریه" سازمان یافت، تبدیل كنند. جولانی، که تا یکسال در لیست تروریستهای تحت تعقییب غرب قرار داشت، پس از تاجگذاری بعنوان ״ناجی مردم سوریه״ توسط غرب و در راس آن دولت امریكا و پیوستن به کلوپ رهبران "دمكرات" از نوع غربی و خوش خیم، در تلاش است بعنوان ״رهبر منتخب״ مردم سوریه اهداف گذشته خود در جبهه النصر را اینبار در قالبی جدید، در ركاب دولت تركیه و شركای غربی خود و در راس آنها دولت ترامپ، به مردم سوریه حقنه كند. جریانی كه از بانیان اصلی ادامه دشمنی های كور قومی و مذهبی است، در توافق با دولتهای ارتجاعی منطقه و امریکا، آینده مردم سوریه را در پرده ای از ابهام قرار داده است.
مردم کرد زبان در سوریه یکی از قربانیان این توافقات و توطئه اند. مردمی که یکدور با مقاومت خود بویژه در کوبانی دست جانیان داعش به رهبری جولانی ها را از زندگی خود کوتاه کرده بودند، امروز قربانی توافقات و توطئه های مشترک ارتجاع منطقه و جهانی شده اند. نیروها و سازمانهای ناسیونالیست كرد كه تحت عنوان "نیروهای دمكراتیك" سوریه فعالیت میكنند و نیروی ای جدی در عقب راندن داعش بودند و مناطقی را تحت کنترل خود داشتند، دراین مدت تلاش كردند مناطق مهمی از سوریه را در كنترل خود باقی بگذارند. در این مدت این نیرو به كرات از جانب دولت تركیه مورد حمله قرار گرفته و مردم محروم، خصوصا در مناطق كردنشین، بارها بمباران شدند و در تمام این دوره دولت امریكا كه خود را ریاكارانه "حامی كردها" معرفی میكرد و عده ای هم در توهمی مرگبار باورش كرده بودند، در مقابل ارتش تركیه كوچكترین حمایتی از نیروهای "كرد" نكرد.
اكنون نزدیک به ۱۲سال است که "نیروهای دمكراتیك سوریه" به عنوان "متحد" امریكا مناطق مهمی را، علیرغم توطئه هایی كه خصوصا توسط دولت تركیه علیه آنان اعمال شد، در كنترل خود دارند. در یك سال گذشته و پس از توافقات دولت مركزی، به رهبری جولانی، با دولت امریكا، پس ازحضور جولانی در كاخ سفید، رابطه و توازن قوای پیشی میان نیروهای كردستان سوریه و دولت مركزی تماما به نفع دولت مركزی تغییر کرد.
حملات اخیر دولت مركزی به مناطق تحت سلطه "نیروهای دمكراتیك سوریه" پس از چند دوره مذاكره و نرسیدن به توافق، زمانی انجام گرفت كه دولت امریكا رسما با دولت مركزی به توافقاتی دست پیدا کرده اند. "تام بارك"، نماینده ویژه امریكا در امور سوریه اعلام كرد "ماموریت "قسد" پایان یافته" و باید با دولت مركزی به توافق برسند. از نظر امریكا ۱۲ سال گذشته "نیروهای دمكراتیك سوریه" (قسد) ماموریت مقابله و جنگ با داعش را به عهده داشته است و آمریكا در چهارچوب سیاست و اهداف خود در سوریه به آنان احتیاج داشته و از آنان استفاده كرده است و امروز اهداف امریکا از كانال دولت احمدالشرع تامین و دیگر به قسد احتیاجی ندارد و ״ماموریت آنان پایان یافته است״!. به این ترتیب است که "نیروهای دمكراتیك سوریه" در مقابل دولت مركزی و دولت تركیه، به عنوان متحد آن، تنها مانده و جنگ خونینی به آنها تحمیل شد و بخشی از مناطق تحت كنترل خود را از جمله در حلب از داست دادند. آینده این جدال به كجا میرسد و چه تراژدی ای انسانی در انتظار این مردم است را باید دید.
توافقنامه ای كه مدتی پیش طی مذاكره ای با حضور "تام بارك" و مسعود بارزانی و زیر فشار آمریكا به ״نیروهای دمكراتك سوریه״ تحمیل شد و ظاهرا ״مظلوم عبدی״ فرمانده ״نیروهای دمكراتیك سوریه״ نیز آنرا امضا كرده بود، و ظاهرا بعدا از آن پشیمان شدند، در حقیقت تماما پروژه تسلیم این نیرو به دولت مركزی بود. طبق آخرین گزارشات طی چند روز گذشته دولت مركزی و ״نیروهای دمكراتیك سوریه״ با حضور نماینده آمریكا به توافقات اولیه ای دست یافته اند و وعده امتیازاتی به نیروهای "كرد" سوریه داده شده است.
آنچه مسلم است، آینده مردم در كردستان سوریه و نیروهای ناسیونالیست كرد در پرده ای از ابهام قرار گرفته است. ظاهرا دوره نیازدولت امریكا به این نیروها چه در جنگ با داعش و از آن مهمتر با هدف تامین نقش امریکا در تحولات سوریه در متن كشمكشهای جهانی پایان یافته و امروز این اهداف مستقیما از كانال دولت مركزی دنبال و تامین میشود. توافقات كنونی ״نیروهای دمكراتیك سوریه״ با دولت الشرع حتی اگر به سرانجام برسد موقتی و تابعی از تحولات اساسی تر در منطقه و سوریه و تابعی از توازن قوا میان نیروهای داخل سوریه و مهمتر از آن دولتهای مختلف و دخیل در تحولات این كشور است.
در این میان پدیده اسرائیل و تلاش برای جذب ״نیروهای دمكراتیك سوریه״ به عنوان ابزار خود در خدمت استراتژیكی كه در منطقه دنبال میكند، هم ترسناك است و هم قابل توجه. اسرائیل در تلاش است به كمك امریكا به عنوان قدرتمندترین دولت در آینده تحولات خاورمیانه ایفای نقش كند. پیمان ابراهیم و تلاش برای متقاعد كردن یا مجبور كردن كشورهای عربی به گردن نهادن به آن از جانب امریكا و تبدیل اسرائیل به بزرگترین قدرت خاورمیانه سیاستی است كه در دستور ترامپ و اسرآئیل است. دولت اسرائیل برای نیل به این هدف علاوه بر تلاش در نابودی مردم فلسطین و الحاق كامل فلسطین به اسرائیل، میكوشد حریفان منطقه ای خود را تضعیف و بشكند. ایران كاندید اول و تركیه و عربستان كاندیدهای بعدی اند. تلاش و استراتژی اسرائیل سرنگونی جمهوری اسلامی یا دولت تركیه و جایگزینی دولتی دیگر حتی از نوع پادشاهی آن در ایران و حكومتی دیگر و پرو غرب تر در تركیه نیست. مسئله برای اسرائیل تضعیف این کشورها، خرد كردن هریک از آنها به چند كشور كوچكتر با اتكا به جنگی قومی و مذهبی در داخل آنها، یا بحرانی نگاه داشتن دائمی آنان است. اسرائیل بیش از یك دهه است در این راستا روی اپوزیسیون كرد در ایران كار میكند. برداشتن پرچم "دفاع" از كردها توسط دولت اسرائیل چیزی جز تلاش برای سربازگیری از مردم كردزبان، جلب توجه نیروهای ناسیونالیست كرد و تلاش برای تبدیل آنها به نیروی نیابتی خود در خدمت اهداف استراتژیك خود و شكستن و خرد كردن این كشورها نیست.
نیروهای ناسیونالیست كرد در سوریه مدتی است اعلام كرده اند كه با اسرائیل هم تماسهایی داشته اند و دارند. هنوز از میزان ورود و تن دادن آنها به بازی شنیع و خطرناكی كه اسرائیل در سر دارد اطلاعی در دست نیست، اما چنین مسیری بی تردید این احزاب را از احزاب سیاسی مدافع درجه ای از مدنیت، به نیروهایی نیابتی اسرائیل تبدیل خواهد کرد و این پایان عمر این نیر وها بعنوان نیرویی سیاسی و اجتماعی است، چیزی كه پروژه اسرائیل است. ״نیروهای دمكراتیك سوریه״ به دلایلی كه اشاره كردم هم در كردستان سوریه و هم در منطقه بدلیل نقش مهم شان در جنگ با داعش و فراتر از آن در تلاش برای حفاظت از این منطقه در مقابل سناریوی سیاه و خونینی كه به مردم سوریه تحمیل شد، اعتباری كسب كرده اند. "قسد" نیروی جدی و مسلح و كارآزموده ای دارد و برای اسرائیل چه ابزاری از این بهتر كه كشمكش خود در سوریه را از كانال آنها پیش ببرد، كشته هایش را از آنان تامین كند و هزینه های نظامی و مالی آنرا خود به عهده بگیرد.
حقیقت این است كه اگر در تحولات دوره گذشته سوریه، نیروی متمدن، چپ و برابری طلب موجود بود، سیر وقایع میتوانست برای مردم محروم این منطقه و كل سوریه به تلخی امروز نباشد. اگر چنین نیروتی پرچمی انسانی و عدالتخواهانه برای كل مردم محروم در سرتاسر سوریه بلند میكرد، اگر خواهان برابری زن و مرد، خواهان برابری همه انسانها در سوریه، مستقل از قومیت، ملیت، محل تولد و نوع تكلم، مذهب و جنسیت و مستقل از نژاد میبود، اگر خواهان طب رایگان و جدایی دین از دولت و آموزش و پروش و… میبود، اكنون در تمام سوریه چنین نیرویی اتوریته و اعتباری توده ای پیدا میكرد كه قابل حذف نبود چنین نیروی میتوانست در مورد مسئله كرد و حل آنها درخواست رفراندمی از مردم مناطق كرنشین میكرد كه آزادانه با رای خود تصمیم بگیرند كشوری مستقل تشكیل دهند و یا با حقوق متساوی با بقیه مردم در سوریه باقی بمانند. این استراتژی ״نیروهای دمكراتیك سوریه״ و یا ״حزب دمكراتیك كردستان سوریه״ نبود. این جریان پرچم چنین مطالباتی بر نداشت و چنین افقی را در مقابل جامعه نگذاشت. بنا به تعریف هویت ملی و ناسیونالیستی آن نمیتوانست چنین مطالبات و افقی را داشته باشد. این جریان به سیاق همه احزاب ناسیونالیستی کرد در تلاش بود به نام مردم "كرد" از دولت مركزی سهمی بگیرد. تلاش كرد از شكاف دولتها و زیر چتر حمایتی امریکا برای فشار به دولت مركزی در جهت سهم خواهی خود استفاده كند. طبیعی است این افق و استراتژی نمیتواند به پیروزی برسد. متاسفانه سهم مردم محروم كردستان سوریه از این ماجرا جز قربانی شدن چیزی دیگر نیست. آنچه امروز اتفاق افتاده است قابل پیش بینی بود و روشن بود ادعای دولت آمریكا در دفاع از مردم كردستان سوریه و احزاب ناسیونالیست كرد پوچ است، روشن بود که امریکا از این نیرو و از مقاومت مردم کردستان سوریه در خدمت اهداف ارتجاعی خود استفاده میكند و هر زمان احتیاجی به این نیروها نداشت، رهایشان میكند. این سرنوشت بخش اعظم احزاب ناسیونالیست كرد در ایران،عراق و … بوده است و امروز در سوریه درحال تكرار شدن است.
امروز آینده مردم كردستان سوریه در دل جامعه ای جنگی و با حاكم شدن نیرویی تا مغز استخوان ارتجاعی و با افق و استراتژیی محدود احزاب ناسیونالیست كرد، با مخاطرات جدی روبرو است. پایان جنگ و تضمین امنیت مردم كردستان سوریه و كل مردم سوریه، راه را برای تلاشی سراسری و متحد برای آزادی و رهایی مردم در سرتاسر این كشور باز میكند.
