معرفی آزاد با کلام من کفایت نمیکند. تصمیم گرفتم ازاد را در مسیر زندگیش تعقیب و به معنایی او را با حرف و عمل خودش بشناسیم.
مقدمتا سوالی که باید از خود بپرسیم این است که چه چیزی مریوان را از زمان کوچ تاریخی تا امروز شهر آزادگان، شهر علیه مردسالاری و خشونت علیه زنان، شهر زنان سرخ پوش، شهر دفاع از حقوق کودکان، شهر حرمت کارگران و کولبران، شهر تئاتر خیابانی، شهر آدم برفی های کودکان، شهر اعتراضات و بیانیه های رادیکال معلمان و کارگران فصلی...، کرد.
پاسخ به روشنی این است: وجود انسان های آزادیخواه، انساندوست و برابری طلب! و نه هیچ چیز دیگر. بدون وجود انسان های راستین، آزاده و آنساندوست، این شهر مرزی، جز شهر تاجران قاچاقچی دولتی و غیر دولتی، شهر معامله گران و تجار حریص، شهر گروه های تبهکار امثال سلفی ضد انسان و انسانیت، شهر عقبماندگی و عفونت عشیرتی و مذهبی و ضدیت با زن و با کارگر و زحمتکش نبود.
آزاد و همراهانش بعنوان انسان های متمدن، انساندوست و آزادیخواه خصلت نمای زیبایی های انسانی این شهراند. به همین دلیل همدردی دوستان و همفکران و همراهان آزاد و احترام به او و زندگی سربلند و با افتخارش از جنوب ایران و هفت تپه تا کردستان، بدرقه ی آزاد بر شانه های مردم مریوان و تجمعات گسترده ی بزرگداشت این جوان محبوب مردم، حکایت از یک زندگی سرفراز و نمونه ی انسانیت، شرافت و آزادیخواهی و برابری طلبی او است. و این در یک کلام نشان داد آزاد کمونیسم اجتماعی را راهنمای کار و زندگی قرار داد و در جای درست تاریخ ایستاد.
ازاد به حکم باور به کمونیسم و جامعه، به همه چیز کار داشت و هیچ چیز را ول نمی کرد. عرصه های دفاع، حمایت، اعتراض، اتحاد و سازماندهی کردن او گسترده است. بگذارید برگ هایی از دفتر زندگی پر بار این انسان آزادیخواه و برابری طلب را ورق بزنیم. او کم می نوشت اما وقتی حرف میزد و یا چیزی ولو کوتاه مینوشت مثل عطر گل زندگی و خار چشم دشمنان زندگی بود!
آزاد هنگام از دست دادن پدرش گفت: "پدرم یک کارگر بود و معلم من". معلم من دردهای پدرم است که دردهای جامعه بود". او با عمل انساندوستانه ی انقلابی و رادیکالیسم کارگری اش در مقابل و علیه این دردها ایستاد!
یکی از نقاط عطف تاریخی مبارزه ی آزاد، سازماندهی "کمیته های مردمی محلات مریوان" بود.
او این کار فوق العاده انسانی را از آغاز و بهمراه دوستانش با این پیام شروع کرد: "اتحاد هر ویروسی را از پا در خواهد آورد." و این یک شعار نبود بلکه اقدام به عمل انقلابی سازماندهی کردن این اتحاد بود. اتحاد برای مقابله با ویروس کرونا تا مقابله با ویروس نظامی تبهکار که جامعه را به فلاکت و سیه روزی کشانده است.
او خطاب به مردم شهر مریوان گفت: "همشهریان! در شرایطی که حسن روحانی آشکارا و چشم در چشم مردم دروغ میگوید که "ما مرگ کرونایی نداریم. ما مرگ بخاطر فقر و بیماری نداریم"، کمیته محلات را در محله سکونت خود تشکیل بدهید! با تشکیل کمیته های محلات تلخی های کرونا و فقر و بیماری را با آگاهی و اتحاد و دخالت در سرنوشت خود تغییر دهید و زندگی را شیرین کنید!"
کمیته های مردمی محلات شهر مریوان از همان آغاز ۱۳ محله شهر را با ۱۸ گروه و فعال اجتماعی مردمی تحت پوشش قرار دادند. فعالین کمیته با ساکنین محلات شهر از زن و مرد و کودک و پیر، ارتباط تنگاتنگی برای همکاری و همفکری داشتند. برای هماهنگی کارها "هیات نمایندگی کمیته های مردمی" را از برجسته ترین فعالین اجتماعی تشکیل دادند.
آزاد خوانچهزر در مصاحبه ای در باره "کمیته مردمی محلات مریوان" علیه کرونا گفت:
"برای مقابله با این ویروس منحوس که به جان جامعه افتاده، میبایستی چارهای میاندیشیدیم که تا درصدی از تلفات و عوارض ناشی از این پاندمی را کم کنیم یا به حداقل برسانیم. در این میان گروه هایی به بهانه اینکه دولت مسئول تامین جان مردم است در خانه نشستند و کسانی دیگر به دنبال جمع آوری امضا و پتيشن رفتند تا شاید بتوانند با کمپینهای مجازی و جمعآوری طومار کاری کرده باشند و از این راه دولت را مجاب به پاسخ گویی کنند."
"ما جمعی از فعالین نام آشنای شهر مریوان دور هم جمع شدیم چون باید برای کنترل وضعیت فاجعه باری که یقهی دنیا را گرفته بود و ماهم از این قاعده مستثنا نبودیم، چارهای میاندیشیدم. ما تجاربی در این زمینهها داشتیم و فورا به سراغ تشکیل "کمیته مردمی محلات" رفتیم."
"ما تصمیم گرفتیم شهر را برای مقابله با این مصیبت آگاه و بسیج و دخیل کنیم. محلات علاوه بر مساله فقر و نداری وگرانی و بیماری که راه چاره اساسی تری دارد، معضلات عدیده ی دیگری هم مثل معضلات اجتماعی، فرهنگی مانند خشونت علیه زن و کودک، معضل بیآبی، بهداشت محلات، مکان تفریحی کودکان... وجود دارند. و ما در زمینه ی مقابله با این آسیب ها بویژه خشونت علیه زن و کودک تجاربی داشتیم."
ازاد در مقابل این سٶال که آیا شما فعالیت در انجمنهایی که در محلات نیستند را قبول دارید؟ پاسخ داد:
"شکی نیست فعالین دلسوز و انسان دوست فراوانی در انجمنهای مختلف وجود دارند که که دارای افکار انسان دوستانهای هستند؛ تلاش فراونی هم انجام میدهند ولی متاسفانه نتوانسته اند تاثیر معناداری برای تغییر جدی داشته باشند، چون در مکان و جای درستش یعنی در دل جامعه و در میان مردم قرار ندارند. من میگویم هر فعالیت و تلاشی را باید در مکانی که معضل وجود دارد سازماندهی کرد. نمیشود برای آگاه سازی و متحد کردن کارگران بروید در کوه و دشت از مشکلات کارگر بگویید و انتظار داشته باشید کارگران آگاه و متحد شوند. مثل این است در یک کارگاه کارگری از حل مشکل ورزشکاران المپیک بگویید! نمیشود با معضلات و مشکلات زنان و کودکان در محافل روشنفکری مقابله کرد آن هم در حالی که زنان و کودکان در محلات هر روز قربانی میشوند. قاعدتا در جامعه ما زنان و کودکان و مشکلات آنها خصوصا در خانه و خانوادههای حاشیه نشین شهرها و بیشتر اتفاقات ناگوار در محلات رخ میدهد. فعالین دلسوز و انساندوست اجتماعی باید خود را در محلات سازمان بدهند و مردمان محله را برای مقابله با معضلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آگاه و بسیج و آماده کنند."
آزاد از فاصله حرف و عمل و روشنفکران چپ بی عمل و در حاشیه جامعه بیزار بود. او معتقد بود روشنفکران چپی که به مارکسیسم گرایش دارند و جهان را تفسیر می کنند اما برای تغییر آن تلاش نمی کنند، با مارکس که گفت، "فلاسفه جهان را تفسیر می کنند ولی اساس بر تغییر جهان است" سنخیتی ندارند.
آزاد در پاسخ به منتقدینی که خود را کمونیست دوآتشه مینامند و می گفتند، شما دارید به جمهوری اسلامی خدمات میدهید. مقابله با کرونا کار رژیم است و یا در بهترین حالت می گفتند کار شما پوپولیستی است و ربطی به کارگر و کمونیسم ندارد... با صراحت و قاطعیت وبدون تعارف گفت:
"شما کمونیسم را نفهمیده یا بد فهمیده اید. شما کمونیسم و جامعه را درک نکرده اید. بعلاوه شما موقعیت شهر و منطقه مریوان را یا نادیده میگیرید یا نمیفهمید. یک شهر مرزی با خصوصیات خود بدون وجود کارخانه و کارگاه های بزرگ که کارگرانش بیکار و به کولبری پناه میبرند تا نانی به سفره خانواده خود بیاورند انهم اگر زیر آوار برف در کوهستان های صعب العبور زمستان مدفون نشده یا گلوله گزمه های رژیم آن ها را به خاک نیندازد. اکثریت عظیم کارگران شاغل این شهر کارگران فصلی و ساختمان هستند که یا در مهاجرت و یا در محل، سالی چند ماه آنهم در نقاط مختلف و پراکنده کار میکنند. شما خشونت علیه زن و کودک را جزئی از ستم و استثمار کارگران بحساب نمی آورید. شما فقر و محرومیت بینوایان را نمی بینید یا چشم پوشی می کنید. در چنین شرایطی محلات شهر مریوان محل تمرکز زندگی همین کارگران و زنان و کودکان بی پناه هستند. شما محل کار و محلات زندگی زحمتکشان را از هم جدا می کنید. این نگرش به جامعه بویژه در شهر و منطقه مریوان نه به کارگر ربط دارد و نه به کمونیسم. "کمونیسم" شما کتاب مقدس آسمانی است که ربطی به زمین ندارد."
آزاد در همان حال اتحاد همسرنوشتان و همراهانش را میستود. او زیر عکسی با رفقایش در طاق بستان نوشت: کرمانشاه به طاق بستان وبیستون پشتش گرمه. ما به رفقایمان چندین برابر!
او در مورد ادامه کاری کمیته مردمی محلات گفت: "کمیته مردمی محله" هرگز از موضوعیت نخواهد افتاد. مگر زمانی که دردهای جامعه یعنی فقر و گرسنگی و بیماری و تبعیض و خشونت و نابرابری از بین برود. بعلاوه اگر رژیم بخواهد با کمیته های مردمی محلات ضدیت و دشمنی کند، با مردم یک شهر درخواهد افتاد. این نقطه قدرت جنبش و مبارزه اجتماعی است."
کمیته های مردمی محلات وظایف خود را به مقابله با ویروس کرونا محدود نکرد. آزاد در یکی از تجمعات مردم شهر خطاب به حاضرین گفت:
"کمیته های آگاه سازی و دخالت مردمی زنان و مردان و کودکان علیه خشونت، تبعیض و نابرابری را در محلات تشکیل دهید"! برای رفع هر مشکل و معضلی بایستی از ابزار و مکانیزمی استفاده کرد که به رفع این مشکلات کمک کند. تا ابزار این کار را نداشته باشید عملا هیچ مشکلی را نمیتوان حل و فصل کرد! و این ابزار "کمیته های مردمی محلات" برای دخالت در امور مربوط به زندگی و مقابله با تبعیض و ستم و فقر و نابرابری است. شما دیدید کمیته های مردمی تان آسیب های مصیبت بار کرونا را تخفیف و به حداقل رساند. شما دیدید تنها در یک فقره کمیته های مردمی محلات مریوان توانستند دولت را به اتمام پروژهی جادهی سنندج مریوان که به جاده مرگ شهرت داشت، در مدت کوتاه 6 ماهه مجبور کند."
در مقابل فرازهای زندگی آزاد یک فرود که از اختیار او خارج بود وجود داشت و آنهم بیماری سرطان بود. زحمتکشان آگاه مریوان با همراهی با آزاد و دیگر آزادگان شهر، ویروس کرونا را در حالی که رژیم تبهکار بیخیال مرگ مردم بود، با کم ترین خسارت شکست دادند. اما ویروس سرطان مثل ویروس فقر و بیکاری و فلاکت، حامیان ویروس اعظم یعنی جمهوری اسلامی برای بقای تبهکاریهایش هستند. جمهوری اسلامی نتوانست آزاد را با تهدید و زندان و شکنجه حتی در حالیکه با بیماری دست و پنجه نرم میکرد، زمین گیر کند. اما سرطان همچون دیگر ویروس های فقر و بیکاری و گرسنگی و فلاکت به کمک جمهوری اسلامی رفت و میرود تا به بقای ننگینش به قیمت تباهی جامعه ادامه دهد.
جمهوری اسلامی آزاد را از پا در نیاورد. اما سرطان کار رژیم را آسان کرد. جمهوری اسلامی مدیون سرطانی است که آزاد را از پای انداخت. بیماری آزاد در آغاز ساده و قابل علاج بود، اما هزینه ی کمر شکن معالجه، گرانی و نداری و زندان بهنگام بیماری او را از پای درآورد. مسبب مرگ این انسان بزرگ و همه ی بیماری های قابل علاج دولت نابکار سرمایه و دین است.
آزاد در آخرین روزهای حیاتش گفت: "این روزها که به دردهای جامعه ام مینگرم خیلی شبیه من است. جامعه ما هم سرطان زده است!"
او درست گفت. این سرطان چیزی جز نظام تبهکارجمهوری اسلامی سرمایه و سود نیست. رژیم شرط ازادی آزاد از زندان را در حالی که با بیماری سرطان دست و پنجه نرم میکرد،پرداخت جزای نقدی گذاشت و از او جریمه نقدی دفاعش از انسانیت گرفت!
اما علاوه بر نقطه عطف زندگی مبارزاتی آزاد، یعنی "سازماندهی کمیته های مردمی محلات مریوان" که مورد توجه فعالین آزادیخواه دیگر شهرهای کردستان و حتی ایران قرار گرفت و تلاش هایی در این زمینه را تجربه کردند، گفتم که او به همه چیز کار داشت. او یک کارگر بود و هر راهی که به منافع کارگران و زحمتکشان زن و مرد کمک میکرد را رفت. مثل حقوق برابر و انسانی زن، کودک، پرستار، معلم، کولبر، محیط زیست جامعه، جنگ های دولت ها، نسل کشی در فلسطین، کشتار جنگ اوکراین...، او در این موارد مقاله ننوشت. تحلیل نکرد. اما صریح و قاطع نشان داد کجای این تاریخ ایستاده است:
آزاد از ناسیونالیسم و قومگرایی و تفرقه در صفوف مردم به نام ملت و قوم و زبان و مذهب و فرهنگ بیزار بود و علیه آن ایستاد:
زمانی که ریبین گوران .جوان مریوانی به دلیل گرفتار شدن در دود آتش جنگلهای هنجیران مریوان در بیمارستان بستری و به کما رفت، خطاب به ناسیونالیست ها که از فداکاری "ریبین" در راه کورد و کردستان حرف میزدند، گفت: "ریبین یک قربانی دیگر است. شرافت داشته باشید. بس کنید. دیگر با تشویق و ترویج مزخرفترین دیدگاه بشر یعنی ناسیونالیسم، جوانان را به کام مرگ نفرستید. دیگر کافیست. بر دوش شریف ترین انسان ها برای خود تفکر عقبمانده ی قومی و بارگاه و تکیه شیوخ ساختید. کافیست. دیگر جوانان را قربانی خواسته های پلیدتان نکنید!"
ازاد در مورد بهداشت و درمان و سلامت جامعه گفت:
"امروز برای گرفتن دارو به دارو خانه مراجعه کردم . شخصی از دکتر داروخانه درخواست کرد که داروی که بهم میدید خارجی باشه .دکتر هم در جواب گفت داروی ایرانی ۲میلیون و خارجی ۱۱ میلیون و تو حق انتخاب داری که کدام را میخواهی. اما او درست نمی گفت. بیمار حق انتخاب ندارد. نمیتواند بجای داروی بنجل ایرانی داروی معالح خارجی را انتخاب کند. بیماران جامعه ما فقط حق یک انتخاب دارند: مرگ!"
او در دفاع از پرستاران گفت:
" این فرشته های نجات تمام زندگیشان را وقف سلامت جامعه کردند، در شرایط کرونا مردند و از یاس ناکارآمدی سیستم سلامت خودکشی کردند. پرستاران و کادر درمان با وجود فشار طاقت فرسای کار، دستمزد های ناچیز و حتی تعویق آن، اضافه کاری و کمبود مرخصی، شبانه روز زندگیشان را وقف سلامت همنوعانشان میکنند. نظام سلامت و فداکاری پرستاران اما گروگان و قربانی سود و اختلاس و فساد افسار گسیخته رژیم است! "
در استقبال از اول مه روز جهانی کارگر نوشت:
"روزی فرامیرسد که اول مه را نوروز طبقه کارگر مینامیم و آن را روز شروع یک تحول تاریخی در سراسر جهان جشن خواهیم گرفت. سازهایتان را کوک کنید. بهترین لباس هایتان را بپوشید. بهترین عطر هایتان را بزنید. روز جهانی کارگر را جشن بگیریم!"
آزاد تقلیل دادن مبارزه زنان را به خواست پوشش اختیاری، نپذیرفت و گفت:
"رهایی زن در گرو رهایی طبقه کارگر است. برای رهایی از نابرابری جنسیتی و طبقاتی این زنان مزدبگیر و کارگران هستند که با اتحاد خود میتوانند نظام پلید سرمایه داری را به زانو در بیاورند. برای این آینده، آگاهی و اتحاد طبقه کارگر اعم از زن و مرد امری حیاتی است. شعار واقعی جنبش برابری زن و مرد، "آزادی، برابری" است!"
او در تشییع جنازه شلیر رسولی که قربانی مردسالاری و ناموس پرستی شد، مردسالاری و مذهب را سرچشمه این فجایع انسانی نامید. شعار زنان در مراسم این بود: "از کردستان تا تهران ستم علیه زنان" . آزاد و همراهانش در کمیته های محلات مریوان و با حمایت جمعی از فعالین اجتماعی بیانیه ای علیه قتل های ناموسی و زن کشی صادر و خشونت علیه زن را علاوه بر خانواده توسط قوانین شرعی جمهوری اسلامی که زن را ملک مرد میخواند محکوم و خواستار پایاد دادن به این جنایات فجیع علیه زن و بشریت شدند.
آزاد خطاب به تجمع زنان مریوان علیه ناامنی زنان نوشت: "اعتراض روح زندگی است. اگر اعتراض نباشد جامعه مرده است. زنده باد زندگی . زنده باد زنان برابربری طلب مریوان!"
آزاد در جنبش اجتماعی ۱۴۰۱ و نقش پیشروانه زنان و دختران جوان، خطاب به دولت گفت:
" ایستگاه های مترو، قطار، اتوبوس، کوچه و خیابان های شهر به کنار، اگر جلو تک تک خانه ها، تفنگچی هایتان را بگذارید، جامعه به عقب بر نخواهد گشت!"
آزاد در باره جنگ های بورژوازی جهان گفت:
"تاریخ جنگ ها عبارت است از جنگ دو سرباز که همدیگر را نمی شناسند و میجنگند برای دو نفر که همدیگر را میشناسند و نمیجنگند. علت وجود گروهکهای تروريستي ارتجاعی در فلسطین و غزه، دولت فاشیستی صهیونیستی اسرائیل است. حاکمان مرتجع فاشیستی اسرائیل مسؤل نسل کشی کودکان و مرددم غزه و فلسطین است".
"میدانید چرا امریکا و ناتو در جنگ اوکراین مستقیما شرکت نمی کنند؟ چون این بار نه با مردم بیدفاع عراق و سوریه و افغانستان ، بلکه با روسیه ی از جنس خود طرف هستند. فلسفه جنگ اوکراین اینجا است که حضرات ناتو و امریکا با روسیه توافق نخواهند کرد تا تسلیحات نظامی خود را به فروش برسانند. متفقین بورژوازی جهان سر منافع خود جنگ دارند و تاوان آن را طبقه کارگر می پردازد. این جنگ ما نیست."
در دفاع از حقوق پناهندگان و مهاجرین گفت:
"با جلوگیری از خروج جنگ زده های غیر اروپایی از مرز لهستان، فاشیست های نژادپرست اروپایی پیامی به فاشیسیست های جهان سومی دادند که شما به گرد پای ما نخواهید رسید ما بهترین فاشیست های متمدنیم."
او در باره دنیای مجازی گفت:
"دنیای مجازی را به دوستان مجازی می سپارم و همچنان با دوستان واقعی همراه میشوم. سلیبریتی های ورزشی، تئاتری، تلویزیونی و مفسرین و تحلیلگران مدافع نظام سرمایه، مانند سوپاپ اطمینان یک دیگ عمل می کنند که هروقت محتوای دیگ به جوش بیاید آن را میکشند بالا تا از انفجار جلوگیری کنند. دادخواه مردم علی دایی، وریا غفوری، مهران مدیری، رامبد جوان، علی کریمی و دیگر لیبرال های فرصت طلب نیستند. داد خواهان مردم، کارگران و فرهنگیان بازداشتی و اخراجی و صف برابری طلبان و آزادیخواهان واقعی زن و مرد هستند. او به اطرافیانش توصیه میکرد: "هرچه بیشتر کتاب بخوانید. در این مورد زیاده روی کنید. بخوانیم تا بهتر بدانیم که هستیم و کجای این جهان ایستادیم!"
آزاد در حمایت از مبارزات کارگران هفت تپه خطاب به دولتمردان ضد انسان گفت:
"ما را نترسانید. وحشت تان را پنهان نکنید. با احکام سنگینی که به کارگران و مدافعان و حامیان آنها می دهید، فکر می کنید ترس و رعب به دل جامعه می نشیند. اما این احکام در واقع نشانه وحشت شما است. و شما روزمره این وحشت را از جامعه و طبقه کارگر دارید! مگر میشود کسانی را ترساند که خواستار نان، رفاه و آزادی هستند. مگر میشود کسانی را ترساند که خواست اداره شورایی دارند. مگر میشود با این احکامتان خانواده های گرسنه ی زیر خط فقر را از مطالبات خود ترساند. اسماعیل بخشی ها و همسرنوشتانش و همراهانی چون امیر حسین ها و صف بزرگ کارگران و مدافعین طبقه کارگر نشان دادند نه جامعه کارگری وحشت کرده و نه متهمین در بند آنها. اما ما به یک ساعت در بند بودن این عزیزان قانع نیستیم.انها را بدون قید و شرط آزاد کنید!". ازاد معتقد بود، اعدام قتل عمد سازماندهی شده دولتی است.
او به امیر حسین محمدی فرد و ساناز الهیاری گردانندگان نشریه گام نوشت: ״اعتصاب غذای خود را بشکنید. جامعه به سلامت شما نیاز دارد. نگذارید اعتصاب غذا جسم تان را بشکند. زندان بوی عسل میدهد. امیر زندان حسین است. حیاط زندان سپیده دارد.زندان بخشی از اسماعیل است. با کارگران چین دیوارها را میسازند و سران ملل گپ میزنند و از آزادی می گویند."
آزاد اکنون در میان ما نیست. اما از تجارب او می آموزیم . می آموزیم که به همه چیز کار داریم. هیچی را ول نمی کنیم. به کارگر، زن، کودک، زحمتکشان و بینوایان، جنگ های بورژوازی، به فلسطین و غزه. اوکراین...
کمونیسم ما کمونیسم اجتماعی است. به همه چیز جامعه کار دارد. رهایی بشریت در گرو انتخاب این نوع کمونیسم است. انتخابی که آزاد و آزادهای مبارز راه رهایی انسان کردند. به احترام آزاد عزیز کلاه از سر بر می داریم و به ادامه راهش متعهدیم!
دی ماه ۱۴۰۴
