پارس جنوبی در جستجوی قدم بعدی راه به کجا دارد؟
اجتماع بزرگ و توفنده هجدهم آذر پارس جنوبی را در مقابل سوالات تازه و شوق آور قرار داده است. سوالات و چشم انداز مقابل کارگران پارس جنوبی برای دوستان و دشمنان کارگران میان زمین تا آسمان متفاوت است. این شرایط ویژه در کانال اینستاگرامی سخنگوی انجمن صنفی کارگران بخوبی قابل مشاهده است.
"اعتراض تاریخی ۱۸ آذر نه پایان یک روند، بلکه آغاز دورهای از بازاندیشی در شیوههای کنش صنفی است. اگر سکوت وزارت نفت ادامه یابد، گمانهزنیها درباره ورود اعتراضات به فاز عملیاتیتر، از سطح بحثهای غیررسمی فراتر خواهد رفت و میتواند به تغییر شکل اعتراضات کارگران پیمانکاری پارس جنوبی در هفتههای پیش رو منجر شود"
هشت روز پیش وقتی علیرضا میرغفاری در چند جمله فوق، رو به کارگران پارس جنوبی چگونگی گام بعدی در اعتراضات کارگران پارس جنوبی را در چند جمله ساده مطرح كرد، کمتر کسی میتوانست به صحت و حقانیت آن چشم انداز کمترین تردیدی به خود راه دهد. دو روز پیش باز هم میرغفاری در ادامه همان اظهارات با انتشار یادداشت تازه ای با صراحت علیه "سوء استفاده از متانت کارگران " در سابقه کشمکش های چند ساله نوشت. در فاصله کوتاه، از دیروز گذشته کانال اینستاگرام ایشان به قرق جریان "مستضعفین" (تلویزیون مستضعفین) در آمده است.
اگر دو یادداشت میرغفاری آشکارا گویای پیرو.زی مستقیم کارگران است، پرده از سنگ اندازی و دروغ پردازی سیستماتیک علیه توقعات و حق طلبی کارگران بر میدارد و راه مبارزه مستقیم کارگری را نشان میدهد؛ "مستضعفین" برعکس، تصویر زننده ای از شکست کارگران و تسلیم را بدست میدهد و برای این تصویر تاریخ و توجیه میتراشد. و به همین سیاق اگر تصویر "مستضعفین" گویای توطئه یک جریان منحط در توسل به انواع روشهای پلیسی و بهره گیری از ضعف صف کارگری برای کشاندن کارگران به دام سازشکاری و تسلیم است، بر عکس یادداشت غفاری راه را بر شرافت عمیق طبقه ای باز میکند که همدستی جبهه کارفرما و مقامات و دوایر حکومتی را میشناسد و حق خود فورا و بی کم و کاست میطلبد. امروز پارس جنوبی به یک قطب بی پروا از حق طلبی و امید و خوش بینی سراسری کارگری تبدیل شده؛ و این تازه آغاز کار جنبشی است که با پرچم لغو پیمانکاریها، مبارزات کارگری سراسر صنعت نفت را زیر یک پرچم واحد به هم گره میزند.
هیچ چیز به اندازه ادعا و رجز خوانی "مستضعفین" به عمق ورشکستگی حاکم بر کل اردوگاه بورژوازی و جمهور اسلام آنها نقب نمیزند. نوشته اند:
" اعتراض ۱۸ آذر کارگران پیمانکاری پارس جنوبی، ظرفیت آن را دارد که دستکم دو الگوی مهم در عرصه اعتراضات صنفی ایران بسازد. نخست، برای کارگرانی که با وجود همه ضعفها، نارساییها و حتی انحرافها، همچنان خود را در صف دفاع از انقلاب اسلامی میدانند و تلاش میکنند مطالباتشان را در چارچوبی مسالمتآمیز، منظم و مسئولانه پیگیری کنند. دوم، برای کارگران و مزدبگیرانی در نقاط مختلف کشور که تحت شدیدترین بمباران تبلیغاتی، مدام به سوی مسیرهای خشونتآمیز، سیاسیشده و حتی براندازانه سوق داده میشوند.
برای هر دو طیف، واکنش نظام تصمیمگیری و نهادهای مسئول به این اعتراض، بهمثابه یک «ترازوی» مهم تلقی خواهد شد. سنجهای که نشان میدهد اعتراض صنفی آرام، گسترده و وفادار به چارچوبهای قانونی در ایران، چه پاسخی میگیرد. پاسخ به تجمع تاریخی ۱۸ آذر، فقط پاسخ به کارگران مجتمع پارس جنوبی نیست، بلکه پیامی به تمامی جامعه کارگری کشور است. "
جزئیات ادعاها و روایت فوق اعتراضات بیش از یک دهه پارس جنوبی، را تحریف میکند، نافی مبارزه و پیشرفت و ظرفیت های اعتراضات موجود است. عبور از "سه شنبه های اعتراضی" به اجتماعت هزاران نفره به خار چشم آقایان "مستضعفین" تبدیل شده است؛ شاخ و شانه میکشند. در رتمام دنیا و از دور و نزدیک پیروزی پارس جنوبی با استقبال روبرو شد. بر عکس و دقیقا این تمام سیاست و تمام نقشه ها از طرف مستضعفین و کارگاه تی وی در زیر چتر اسماعیل محمد ولی است که شکست خورد. در هیچ کجا از اجتماع ۱۸ آذر ماه کوچکترین اثری از سازش و شکست و التماس از طرف کارگران مشاهده نشد. پیام ۱۸ آذر تماما کارگری و تماما ستیزه جویانه به سراسر دنیا مخابره گردید. کارفرما و برادران حراست و امنیت کارخانه یقه تلوزیون مستضعفین را گرفته اند، این جریانات در گستاخی همیشگی دنبال مستمسک رو به کارگران هار شده و هیچ چیز جلو دار آنها نیست.
اول: دو الگوی مورد ادعای "تلویزیون مستضعفین" الگوهای شبکه سراسری کمیته های ایادی مسلح حمایت از کارفرمایان، و دفاتر سراسری حمله و تخطئه مبارزات کارگری است که مستقیما در خدمت استثمار و بهره کشی بیرحمانه در پنجاه سال حکومت همواره فعال بوده و حق خواهی کارگری را با عملیات جاسوسی مورد تهدید قرار داده اند.. این حضرات خود را به نفهمی میزنند، هرگز دو راه وجود ند اشته است. راه اول همان راه سازش و تسلیم و شکست که نسخه آن در پیروی از منافع کارفرمایان تدوین شده بود؛ و راه دوم که با راهنمایی حضرات در دام نیروهای امنیتی با انگ "خشونت" و "خرابکاری" و "ساختار شکنی" و "ایادی بیگانه" از هر گونه شانس خودنمایی محروم بودند . مبارزه اقتصادی گویا "سازشکارانه" داستان همه نوکران کافرما علیه همه کارگران آگاه در تمام طول تاریخ بوده است، اما نوع ایرانی مستضعفین برای کسب جایزه متاسفانه باید ابتدا کارآیی عملی لیاقت مورد ادعای خود را اثبات کند.
دوم: این جماعت رسما و علنا در کنار "صف شکست خورده کارگران" عکس میگیرند؛ لیاقت های پنهان خود در هدایت اعتراضات صنفی به کجراه را به رخ میکشند؛ و رو به مقامات امنیتی جمهوری اسلامی لاف میزنند و سهم خود از نوازش و پاداش را میطلبند. تحقیر شعور و تحقیر حق و مطالبات کارگری در سابقه تاریخی آن هر چه باشد؛ چه کسی به این اوباش اجازه داده است که دهها سال اعتراض خونین کارگری در نفت علیه وحوش مجسم در سر تا پای ساختار کارفرمایی صنعت نفت را با کلمات "ضعفها، نارساییها و حتی انحرافها" ماست مالی کنند؟ تلویزیون مستضعفین برای نظام و برای سابقه انقلاب اسلامی خود هر داستانی را سر هم میکند اما سابقه "ضعف و نارسایی و انحراف" در پیمانکاریها علیه کارگران زیادی بیجا است.
پیمان کاری مصداق جنایت مستقیم کل حاکمیت طبقه سرمایه در ایران است و باید فورا لغو شود و همه سابقه تاریخی آن در همه شرکای مستقیم و غیر مستقیم که برای آن عمر خریدند و از ضرب کارگران خارج کردند باید علنی شود.
سوم: نوکر صفتی و هنر پاپوش و سنبل پرونده امنیتی پیش ساخته علیه کارگران آگاه و رزمنده نزد ابواب چمعی شرکای تلویزیون مستضعفین تمامی ندارد. کسی هست به آقایان تفهیم کند، حالا نوبت خود شما با علم و کتل نظم و مسالمت است. جواب بدهید! این حکومت و نظام شما و سیاست کارگری حاکم است که باید جوابگو باشد . این چه وضعی است، درست وقتی کارگران حوصله شان سر میرود و کارفرما در هزیمت و فراری است، یک دو راهی تازه سر هم میشود؟ "ضعف و نارسایی و انحراف" طرف کارفرمایی هر چقدر هم با مزاج نرم و انعطاف پذیر و مسالمت و منظم "تلویزیون مستضعفغین" سازگار باشد اما علم کردن " نظام تصمیمگیری و نهادهای مسئول تازه و یک «ترازوی» کذایی، اب هرزگی از سر مبارک ایشان بالاتر میبرد. این جزعبلات ربطی به مبارزه اقتصادی و ربطی به اعتراض و اعتصاب کارگران ندارد.
چهارم، شکسته نفسی "تلویزیون مستضعفین" با همه یال و کوپال تفتیش پلیسی – اسلامی در خلق اعتراضات سانتی مانتال کارگری که در آن گویا صفوف کارگری در فضای آرام و خانوادگی در صفوف منظم مزین به تصاویر رهبر اتقلاب با ماموران انظباطی از میان خود کارگران، در غیاب هر نشانی از ناگهانی و هیجانی؛ نه زیاده خواهانه و نه ساختار شکنانه، دقیقا در همان چهارچوب لجنزار موجود، دقیقا در همان چهارچوب باب طبع کارفرما در" ادامه همان مطالبات معوقه و اجرایی نشده" ، منطبق با دستورات حراست شعبه عسلویه ... همگی داستان کودکانه سر هم شده و بیشتر از آن شور است که بازی گرفته شود.
اما با همه این توصیفات لازم به توضیح نیست که هارت و پورت ضد کارگری متن "مستضعفین" فقط اعلام پایان فواید تلویزیون کذایی در پارس جنوبی است. پارس جنوبی آنجا ایستاده است که با تکیه به تنه اصلی رادیکال و کارگری حق طلب و نه "مستضعف" خود، تنها راه به جلو را در پیش بگیرد.
بیستم آبان و هجدهم آذر دو احتماع بزرگتر از کارگران نفت سراسر کشور در اجتماعات بزرگ تاریخی عمارت پاستور و بهارستان را در محاصره گرفتند تا همان پیام کارگران پارس جنوبی را در بالاترین سلسله مراتب تالار تصمیم گیری تقویت کنند و به کرسی بنشاند.
دلقک های متخصص التماس اقتصادی کارگری را باید بحال خود گذاشت.
ورق بر میگردد. همه جا از لغو فوری پیمان کاری و تعیین تکلیف حقوق ها میگویند و مینویسند و فریاد میزنند. دیگر از اجتماع پنج هزار کارگردر پارس جنوبی تا اعتراض و اعتصاب متحد صدها هزار کارگر در سراسر جنوب نفت و گاز برای لغو فوری پیمانکاریها بیشتر از یک اراده متحد رهبران کارگری باقی نیست.
