در انتخابات شهرداری نیویورک، بزرگ ترین شهر امریکا، زهران ممدانی که خود را مسلمان و سوسیالیست می نامد با رای بالا برگزیده شد. همزمان در کپنهاگ پایتخت دانمارک حزب چپ سوسیالیست برنده انتخابات شهرداری این شهر شد. چند دهه مدیریت این شهر را حزب سوسیال دمکرات که جناح چپ احزاب بورژوایی را تشکیل میدهد، بر عهده داشت.
میدیای بورژوازی عروج چپ نو به نام سوسیالیست را شکست جناح راست بورژوازی حاکم اعلام کردند و گفتند این پایان یک دوره و آغاز دوره جدید است.
صرفنظر از این که زهران ممدانی شهردار جدید نیویورک و حزب چپ سوسیالیست دانمارک چقدر سوسیالیست اند یا نه، اما این تغییر و تحول به نام سوسیالیسم نشان از ورشکستگی بازار آزاد لجام گسیخته و سنت دمکراسی دروغین بورژوازی حاکم بر جهان است. جهانی که استثمار طبقه کارگر، فقر عمومی، فشار اقتصادی و هزینه های زندگی، بیکاری و تبعیض و ستم اقلیت حاکم بر اکثریت زحمتکشان جامعه، نهادینه و تحمیل شده است. نشان از این است که اکثریت زحمتکشان از بی عدالتی و نابرابری خسته اند و علیه آن برخاسته اند و این خیزش را در رای های خود به جریانی که خود را سوسیالیست می نامد نشان می دهند.
بدون شک هم زهران ممدانی مسلمان و هم حزب چپ سوسیالیست دانمارک فاقد آرمان و افق سوسیالیسم مارکس و جامعه ی آزاد و برابر اند. اما حداقل دریافته اند که برای پاسخ به ورشکستگی نظام تبهکار سرمایه و بازار آزاد افسار گسیخته، چاره ای جز توسل به سوسیالیسم و آویزان شدن به آن نیست.
این نشان از حرمت سوسیالیسم و کمونیسم و برابری طلبی است که بیش از یک قرن پیش مارکس اینطور تعریف کرد: "شبحی بر فراز جهان در گشت و گذار است، شبح کمونیسم!"
بورژوازی همه ی راه های استثمار روزافزون طبقه کارگر و حفظ نظام بردگی مزدی را امتحان کرده است. از چند دهه پیش دولت های بورژوایی از هر گونه مسوولیت آزادی و رفاه و عدالت جامعه شانه خالی کردند و سرنوشت بشر را به بازار آزاد و بیرحم نظام سرمایه و سود سپردند.
بورژوازی غرب که پس از فروپاشی بلوک شرق دمکراسی را پیروز و تنها راه اداره جوامع بشری و ازلی-ابدی معرفی کردند، حساب امروز را نکرده بودند و انتظارش را نداشتند.
زمانی هم سوسیال دمکراسی بعنوان نظام اداره جامعه و برقراری عدالت اجتماعی و "دولت رفاه" برای بشر مطلوب تعریف شد. اما طولی نکشید سوسیال دمکراسی از ارزش های خود دست شست، عقب نشست و در جناح چپ احزاب بورژوایی در پارلمان و دولت قرار گرفت و تسلیم دمکراسی بورژوایی و بازار آزاد و لیبرالیسم نوین گردید. با همزیستی و همگون شدن سوسیال دمکراسی با جناح راست بورژوایی، در واقع سوسیال دمکراسی از محتوای عدالت اجتماعی و رفاه انسان تهی شد.
صرفنظر از این که میدیای بورژوازی درمورد تحولات اخیر که آن را دوران نوین می نامد چه هدفی دارد و قطعا هدفش استقبال از سوسیالیسم حتی در همان حد اسلامی ممدانی و حزب چپ سوسیالیست دانمارک هم نیست، اما بخواهند یا نخواهند جوامع بشر امروز خواهان پایان دادن به یک دوره طولانی یکه تازی نظام سرمایه و سود و تبعیض و استثمار و ستم و نابرابری است. به این معنا انسان بپاخاسته به پایان این دوره نزدیک میشود. دوران جدیدی در حال آغاز است.
نسیم سوسیالیسم در حال وزیدن است. ترامپ و جریان فاشیست بورژوازی امریکا تلاش زیادی کردند و ممدانی را کمونیست نامیدند تا به خیال خود مردم را از کمونیسم بترسانند.
اما نتیجه عکس این تصور باطل بود. بطوریکه ترامپ نماینده ارتجاعی ترین جناح بورژوازی امریکا ناچار شد با ممدانی که دیروز او را او را تهدید می کرد و "کمونیست" نامید، به خوش وبش بنشیند و به پاسخ دندان شکن مردم به لاطائلاتش "ولو به شیوه شرمگینانه و پیچیده در لفاف هزلیات خود"، اعتراف کند.
اکنون که راست ترین جناح بورژوازی حاکم جهان، مجبور به کرنش درمقابل سوسیالیسم شده و پروپاگاند ضد کمونیستی اش دیگر خریدار ندارد، زنان آن فرا رسیده است که طبقه کارگر جهانی و زحمتکشان فرودست سوسیالیسم واقعی را به عنوان آرمان و هدف نهایی و رهایی خود انتخاب کنند.
کارگران و زحمتکشان امریکا در نیویورک بزرگ ترین شهر این کشور در واقع به اسلام ممدانی رای ندادند، بلکه به ادعای سوسیالیست بودن او و شعار عدالت اجتماعی و تامین معیشت و رفاه جامعه رای دادند. به افسار زدن به تعرض لجام گسیخته ی نظام استثمار و کار مزدی... رای دادند.
امروز زمان ان رسیده است که طبقه کارگر و کمونیسمش، سوسیالیسم را انطور که خودمیخواهد تعریف کند و در سنگر پوپولیسم و نقد آبکی نظام پلید سرمایه داری و بازار آزاد از جانب جریانی که خود را سوسیالیست مینامد اما با سوسیالیسم علمی مارکس فاصله عمیق دارد، متوقف نشود. چپ رادیکال از نوع ممدانی و حزب چپ سوسیالیست دانمارک هنوز پاسخ خواست انسان امروز برای رهایی کامل از بردگی مزدی و استثمار و تبعیض و ستم و رقابت میلیاردرها و کارتل ها و مافیای اقتصادی و زخم های این رقابت و جنگ هایشان بر بدن بشریت برای سود بیشتر، نیست.
نسیم سوسیالیسم علمی و واقعی مارکس در حال وزیدن است. میلیاردها انسان تشنه ی آزادی و برابری به دوران نوین طلوع آزادی و برابری قدم میگذارد. سوسیالیسمی که همه ی عفونت های نظام بردگی مزدی و استثمار انسان و حاکمیت سیاه سرمایه و سود و تبعات ویرانگر کاپیتالیسم تبهکار را به گور می سپارد و بر ویرانه ی آن جامعه ی سوسیالیستی ازاد و برابر بنیان میگذارد!
زنده باد سوسیالیسم
آزادی، برابری، حکومت کارگری
