جمهوری اسلامی در مقابل وسوسه اسکناسهای حاصل از گرانی بنزین بیشتر از این دوام نیاورد. همه فکر و چاره اندیشی حضرات جز به آسانترین راه ممکن قد نداد. مدتهای طولانی از ارزیابی مخاطرات نه در پشت بلکه جلوی صحنه نشانه وقوف مقامات بر سر عواقب دشوار این تصمیم برای توده مردم است. هر کودک دبستانی میتواند توجیهات و وعده های دروغین مقامات را تشخیص دهد. توجیه و بهانه ها هر چه باشد در جلوی صحنه کمترین نشان از تلاش برای یافتن آلترناتیو دیگر را نمیتوان یافت. مخالفین از صفوف خودشان نقش هنرپیشه دوم در برجسته کردن بزن بهادر نقش اول فیلمی است که به تماشاچیان از قبل قهرمان یکدنده و پیروز را با بلیط سینما فروخته اند.

برای دولت پزشکیان  در درجه اول عقب راندن انتظارات مردم زحمتکمش و توقعاتی است که در میان مردم طبقات محروم زیر فشار خرد کننده  شرایط دشوار جاری و  ناشی از  تحریم و جنگ و گرانی و قحطی  شکل گرفته است. پزشکیان در صحنه بین المللی و در مقابل «بیگانگان» التماس میکند تا او را آدم حساب کنند؛ او در مقابل توده مردم خودی همه پل ها را از پیش خراب کرده است.

تصمیم بنزین دولت توده مردم را با مخاطرات بزرگی روبرو خواهد ساخت. این دولت نه توان، نه ظرفیت آنرا دارد و نه میخواهد نقش سازنده ای را در این مسیر بعهده بگیرد. جمهوری اسلامی از مردم عاصی بیشتر میترسد و امروز دست پیش میگیرد. موج شایعات و دروغ و صحنه سازیهای ناشیانه را برای امروز لازم داشت. مساله نه بنزین است و نه کسر بودجه؛ مساله جمهوری اسلامی نشان بیشترین انسجام در صفوف خود و بیشترین شکاف و ناباوری ممکن در صفوف مردم است.  جمهوری اسلامی روی نا آمادگی، صفوف پراکنده در میان مردم حساب باز کرده و در ادامه با  دهن کجی آشکار در پی پروکاسیون در صفوف مردم و حفظ ابتکار عمل است.
 
این بنزین گیت جمهوری اسلامی برای آن به قیمت سنگینی تمام خواهد شد. همان نیروی بزرگی از توده مردم که در پشت کردن به اتحاد اپوزیسیون راست سلطنت طلب و حمله نظامی اسرائیل -امریکا دندان بهم فشردند؛ دیگر هیچ دلیلی برای انتظار نخواهند داشت. مردم آب ّ و برق و نان  نیاز داشتند، جمهوری اسلامی با مصوبه بنزین،  تنها وسیله همیاری مردم  را از آنها سلب میکند.  

 بنزین گیت جمهوری اسلامی در عمق نکبت بار بازی با شعور مردم است؛ عزت نفس توده کارگر و زحمتکش را تحقیر میکند. این صحنه ها را هیچ مردمی و هیج کجا نپذیرفته اند.  سکانس های این بازی آخرین و بزرگترین نقشه فرار حکومت از سرنوشت نکبت باری خواهد بود که در آن جغرافیا  در غلیان است.