این جمله بمثابه عقل سلیم به جان مردم افتاده است و در عرض کمتر از شش ماه یک میلیون نفر را به ترک بیمه های اجتماعی  کشاننده است. خبر از زبان مدیر کل وصول حق بیمه بیمه های اجتماعی، ابراهیم کشاورز ( سایت خبری سرنویس، نهم آبان1404) گویای واقعیتی است که از چند سال قبل تر یقه  بیمه های اجتماعی را گرفته بود و خبر از بحران جدی در بسیاری زمینه های مهم جامعه داشت.

ترک بیمه های اجتماعی، گذشتن از خیر بیمه های بی کیفیت و پشت کردن به شبکه دروغ پراکنی  اداره بیمه ها کاملا قابل پیش بینی بود. آنچه سر و صدا و واکنش های اخیر را دامن میزند از قول ابراهیم کشاورز، هجوم بزرگ کارگران برای امتناع از پوشش بیمه اجباری است. به عبارت دیگر، اینجا کارگران هستند که از پرداخت حق بیمه سر باز میزنند، همه ریسک بیماری و بازنشستگی را به جان میخرند ، و زیر بار تلکه هفت درصد از دستمزد خود جهت سهم بیمه  نمیروند؛ صف و ساده  امروز هر چه ببیشتر برای کارگران تن دادن به وعده های کذایی بیمه ها کسر شان است. ادامه اظهارات مدیر کل اداره تامین نشان میدهد که حق با کارگران است:

"این پیام ظاهراً ساده، امنیت اجتماعی نسل های آینده را تهدید می کند؛ صندوق های بازنشستگی را به ناترازی شدیدتر می کشاند و اعتماد مردم به آینده خود و خانواده شان را از بین می برد. " (همانجا)

مدیر کل بیمه ها بخوبی واقف است که ناترازی بزرگ صندوق بیمه ناشی از اولا سهم پرداخت نشده کارفرما و سوبسیدهای بی انتهای دولتی در بخشش بدهی های کارفرمایی؛ و ثانیا غارت مداوم صندوق بیمه توسط دولت است. خنده دار آنجاست که  در مقابل موج عظیم نارضایتی علیه وضع اسفبار بیمه ها، در  مقابل اعتراضات مداوم بازنشستگان و به علاوه در مقابل توطئه علیه بیمه قریب یک میلیون کارگر ساختمانی ایشان خود را به تفهمی میزند تا جائیکه:

"مدیر کل نسبت به رها شدن برخی افراد بدون پشتوانه بیمه ای، درمانی، بازنشستگی، ازکارافتادگی و حمایت های قانونی در آینده هشدار داد" .(همان جا)

باندرولهای بزرگ و فراخوان به مردم به سوی خرید طلا واکنش بازاریاب بورس و در شکار خرید طلا هنوز در متقاعد کردن یک میلیون رهگذر تهرانی بمراتب عاقلانه تر و شرافتنمندانه تر از معرکه گیری کارکنان وزارت کار  و سالها چپاول و دروغ و جعل بنگاه بیمه  تامین اجتماعی بکار افتاده است.

ابراهیم کشاورز  در همان گفتگو از پدیده مورد بحث با ذکر  "خزان پنهان امنیت اجتماعی" اسم میبرد. از خود بپرسید این دیگر کیست؟  یکی باید در آن وزارتخانه باشد که ایشان را خواب خرگوشی در خزان و پنهان بیدار کند، مردم از فرط نارضایتی و خشم از جان خود  سیر گشته، عنقریب در تدارک شورش؛ نوبت امنیت اجتماعی ایشان سر از  آتش در عمارت وزارت کار در خواهد آورد.