تمام جناح های اپوزیسیون بورژوایی و قومی ایران سناریوی احمقانه ی دوران گذار از طریق رژیم چینج درایران را در مخیله ی بیمارگونه ی خود می پرورانند. این تخیلات رذیلانه بر چند فرضیه ی نا ممکن سوار است:
یکم، این است که با تهدیدات اسراییل و امریکا و تحریم های اقتصادی، جمهوری اسلامی دچار فروپاشی می شود و آن ها در یک هرج و مرج محتمل، کرسی های قدرت را تصرف و دوران گذار تخیلی شان را رهبری می کنند.
دوم، این است که جمهوری اسلامی دچار استحاله از درون و واگذاری قدرت از جناحی به جناح دیگر می شود. قرار است مرگ خامنه ای و جابجایی قدرت از بالا این مسیر را هموار کند. قرار است جناح اصلاح طلب و اعتدالگرا و دمکراسی خواهان و لیبرال های منتقد بیت رهبری، با شعار حقوق بشر و دمکراسی و انتخابات آزاد، رضا پهلوی و رجوی و مهتدی و امثالهم را برای شرکت در قدرت و حاکمیت دعوت کنند.
سوم، کودتای نظامیان خواه ارتش یا سپاه کلاه نظامی را جانشین عمامه ی آخوندها کنند. مستشاران امریکایی و اسراییلی به ایران سرازیر شوند و بر سر رضا پهلوی بعنوان "اعلیحضرت بزرگ ارتشتاران" جانشین پدر مخلوع، تاج سلطنت بگذارند.
در سناریوهای پلید اپوزیسیون بورژوایی، دوران گذار یعنی فرستادن مردم انقلابی به خانه، شکست انقلاب، سرکوب مردم، حفظ نهادهای نظامی و اداری رژیم و تداوم نظام تبهکار سرمایه داری. یعنی ادامه ی استثمار طبقه کارگر، تداوم فقر و فلاکت و سرکوب و خفه کردن جامعه... اما این خواب و رویایی تبهکارانه و ممنوعه است!
اپوزیسیون راست ارتجاعی زمانی که از سناریوهای تخیلی خود و از سرسپردگی اربابان خود ناامید و مستاصل می شوند، از مردم میخواهند به خیابان بیایند و رژیم را بیندازند تا ان ها بیایند و دوره پس از سرنگونی را رهبری کنند و حقوق بشر و دمکراسی نوع اربابان خود امثال ترامپ و نتنیاهو را هدیه بیاورند! نفس این ادعای شرم آور توهین به 90 میلیون انسان جامعه ایران است. این ماموران و حلقه بگوشان حکام پلید صهیونیست و ترامپیست فکر می کنند مردم ایران گوسفندند و به چوپان نیاز دارند. مردم را سرباز خود فرض می کنند که بجنگند و کشته شوند و آن ها مدال رهبری و فرماندهی بر سینه بزنند. اما کور خوانده اند.
بدون شک و با قاطعیت میگویم که جمهوری اسلامی نه با تهدیدات نظامی نتنیاهو و ترامپ، نه با استحاله از درون و نه کودتای سپاه سرنگون می شود.
جمهوری اسلامی نه نگران تهدیدات اسراییل و امریکا و فروپاشی از درون و نه استحاله و یا کودتای نظامیانش است. جمهوری اسلامی نزدیک نیم قرن است در شرایط جنگ ها و تحریم و تهدید بار خود را بسته است. اقتصاد و امنیت و سلامت جامعه را گرو گرفته است. قدرت سرکوب را سازمان داده است.
جمهوری اسلامی اما مدت ها است که توان اداره ی معیشت و سلامت و امنیت جامعه را ندارد. این نظام تبهکار تنها در تلاش برای بقای خود است. بقایی به قیمت تحمیل فلاکت مرگبار به جامعه ی ما. تنها کابوس جمهوری اسلامی انقلاب و قیام از پایین طبقه کارگر و توده های محروم و ستمدیده ی زن و مرد و جوان است. جمهوری اسلامی زخم های عمیق اعتصابات کارگری، خیزش های دانشجویی، خیزش سال های 96 و 98 و جنبش آزادی زن در 1401 را بر بدن دارد. کابوس کمونیسم طبقه کارگر و اعتصاب عمومی کارگری و قیام توده ای خواب از چشم قدرتمندان بیت و سپاه و خیل دلواپسان اصلاحات و اعتدالگرایان و لیبرال های منتقد اما مومن به جمهوری اسلامی، ربوده است. جمهوری اسلامی تنها و تنها با انقلاب توده ای و از پایین و میلیونی کارگران و زحمتکشان و زنان و جوانان سرنگون می شود.
سناریوهای تبهکارانه ی اپوزیسیون راست ارتجاعی برای ممانعت از انقلاب و ضد انقلاب مردم سرهم بندی شده اند. این سناریوهای ضد انقلابی، ضد کارگری و ضد مردمی برای تغییراتی روبنایی در بالا، دست به دست شدن قدرت و حفظ نظام بردگی مزدی و تداوم فقر و فلاکت و تبعیض و ستم است. بعلاوه نتیجه ی تلاش مذبوحانه ی این اپوزیسیون اگر با فرض محال دست بالا پیدا کنند، فروپاشی جامعه و مخاطرات جدی بر سر راه رهایی مردم از ستم و سرکوب و تبعیض است.
جمهوری اسلامی و اپوزیسیون بورژوایی دو روی سکه ی ضد انقلاب توده ای و از پایین مردم ایران اند. هر دو در ضدیت و کابوس و ترس از انقلاب شریکند!
شکی نیست و دوست و دشمن اذعان دارند که ایران سوریه و لیبی و عراق نیست. جامعه 90 میلیونی ایران، طبقه کارگر چند ده میلیونی شاغل با دستمزد بخور و نمیر و بیکار و بازنشسته دارد. نصف جمعیت ایران زنان اسیرتبعیض جنسیتی و مردسالاری محض هستند. بخش عظیمی از جامعه ایران را جوانانی تشکیل میدهند که در دانشگاه ها تحصیل کرده و جامعه ی آزاد و شاد و مرفه میخواهند. هفتاد در صد مردم زیر خط فقر، بدون مسکن و اجاره نشین و کپر نشین، محروم از بهداشت و درمان و اسیر بیماری های مرگبار، اسیر زندان و اعدام و سرکوب و تحقیر... زندگی شاد و آزاد و مرفه میخواهند. وقتی از سارینای نوجوان می پرسند شما چه میخواهید، سه انگشتان دستش را میشمارد و میگوید: "رفاه، رفاه، رفاه". این خصلت نمای نسلی از طبقه کارگر و زحمتکشان جامعه ای است که به کم راضی نیست.
طبقه کارگر چند ده میلیونی تجربه چند دهه بیحقوقی محض، گرسنگی، دستمزد ناچیز، قراردادهای موقت و حتی کار بدون قرارداد در پیمانکاری هارا دارد. شلاق خورده، اخراج شده، زندان رفته و رهبرانش روی سکوی مجامع عمومی شعار "کارگران شورا میخواهند" را سر داده اند.
ما کمونیست ها و محافل کارگران سوسیالیست طبقه کارگر چند دهه است بذر آگاهی طبقاتی و سوسیالیسم را کاشته ایم. نقشه ی خشت روی خشت ساختمان حاکمیت شوراهای کارگران و مردم را روی میز طبقه کارگر و جامعه گذاشته ایم. این تجارب در روز و ماه های دوران انقلابی پیشارو، ثمر میدهند. طبقه کارگر و آزادیخواهان و برابری طلبان زن و مرد و جوان با این تجارب، در روزهای قیام هر روز به اندازه چند سال می آموزند و متعالی می شوند.
جمهوری اسلامی تنها و تنها با انقلاب و قیام توده ای از پایین سرنگون می شود. خواست آزادی و رفاه و امنیت و حرمت انسانی جامعه را به انقلاب فرامیخواند. انقلابی برای ریشه کن کردن کل نظام سرمایه و دین با همه ی دستگاه های قدرت اقتصادی و سیاسی و قضایی و نظامی و زندان ها و اعدام و سرکوب.
هدف جامعه ما سرنگونی جمهوری اسلامی با اعتصابات سراسری کارگری و توده ای، انقلاب از پایین و میلیونی مردم و قیام است. برای این امر سرنوشت ساز باید آماده شد. باید متحد شد و سازمان یافت. وظیفه این آمادگی بر عهده ی ما، کارگران کمونیست، رهبران مورد اعتماد جنبش های اجتماعی از جمله جنبش آزادی زن برای برابری کامل زن و مرد و جنبش دانشجویان و جوانان آزادیخواه و برابری طلب است.
با سرنگونی جمهوری اسلامی ما خلا قدرت نخواهیم داشت. نهادهای انقلابی و شوراهای کارگری و مردمی محلات و شهرها در رعد و برق روزهای قیام مثل قارچ می رویند و دولت انقلابی خود را برپا میکنند.
شوراهایی که خود قانون می نویسند و خود اجرا می کنند.
طبقه کارگری که سکان اقتصاد و تولید را در دست دارد با شوراهایش بهتر از هر پروفسور و اقتصاددان بورژوایی بلد است امر تولید را سازمان دهد. تولید نه برای سود سرمایه داران، برای منفعت و رفاه جامعه. شوراهای پزشکان شرافتمند و پرستاران جوان بهتر از هر وزیر و بوروکرات حوزه بهداشت بورژوازی، سازمان بهداشت عمومی و سلامت جامعه را اداره میکنند. شورای رانندگان بخش حمل و نقل شهری و بین شهری، بهتر از هر وزیر و مدیرعامل و بوروکرات های نظام بورژوایی می توانند این بخش را هدایت و رهبری کنند. شوراهای آموزگاران و دانشجویان جوان فارغ التحصیل دانشگاه ها بهتر از هر مدیر و دم و دستگاه فاسد دستگاه آموزش و پروش بورژوازی می توانند امر آموزش و تحصیل از دبستان تا دانشگاه ها را به پیش ببرند...
دوران اولیه ی انقلابی برای جامعه ما دوران گذار انقلابی است. گذار از همه ی دستگاه های سیاسی و نظامی و اداری و پلیسی جمهوری اسلامی به حاکمیت تمام و کمال شوراهای کارگران و مردم. این دوران گذار نه با ادعای فریبکارانه ی حقوق بشر و دمکراسی بورژوایی، تظاهر دروغین به لغو حجاب بجای برابری کامل زن و مرد و شعار ریاکارانه ی لغو اعدام ... است. اپوزیسیون راست ارتجاعی، توطئه های خود را پشت شعارهای فریبنده مخفی می کند. اما برای انقلابیون کارگر و زحمتکش و زن و جوان، دوران گذار انقلابی برای برقراری دمکراسی شورایی، برای جارو کردن از بیخ و بن نظام فاسد و تبهکار سرمایه با همه ی قوانین ضد بشری مثل اعدام، زندان، تبعیض و ستم و نابراری است. برای آزادی و برابری است. برای تمام آزادی، تمام برابری و همه ی قدرت به شوراهای کارگران و مردم است.
مردم انقلابی، انقلابشان را به دوران گذار تخیلی مفسدین اپوزیسیون بورژوایی مدعی رهبری نمی سپارند. این خیال خام احمق های پلشتی مثل سلطنت طلبان و ناسیونالیست های قومی است.
اما دوران گذار انقلابی تا استقرار حاکمیت از پایین و سازماندهی اقتصاد و اداره ی جامعه از طریق کنگره سراسری شوراهای کارگران و مردم، برای انقلاب در پیش جامعه ایران دوران آسان و سرراستی نخواهد بود. ما در این دوران با توطئه ها و خرابکاریهای ضد انقلابیون بقایای جمهوری اسلامی بهمراه اپوزیسیون بورژوایی، قوم پرستان و حامیان خارجی شان روبرو خواهیم شد. در این دوره گذار انقلابی، شوراهای مسلح و تسلیح عمومی جایگزین ارتش حرفه ای و پلیس و دیگر ابزاهای سرکوب بورژوازی خواهد شد. توده های انقلابی کارگر و زحمتکش و زن و جوان می توانند از انقلاب و پیروزیشان دفاع کنند. زمانی که این دوره را با ریشه کن کردن نظام جمهوری اسلامی و خنثی کردن توطئه های ضد انقلابیون از سر گذراندیم، توده های میلیونی سازمانیافته در شوراهای کارگری و مردمی اقتصاد و معیشت و اداره جامعه را سازمان می دهند و قوانین مصوب خود را به اجرا در می اورند.
در حاکمیت شوراها، احزاب چپ و راست و جریاناتی که خود را دمکرات مینامند و سنگ حقوق بشر را به سینه میزنند و نمایش ها "کنفرانس" های پشت سر هم برگذار می کنند، اگر کمر به ضدیت با انقلاب نبندند میتوانند از آزادی بی قید و شرط سیاسی بهره ببرند. میتوانند در شوراها بعنوان اعضای شورا به فعالیت سیاسی بپردازند. میتوانند عقاید خود را در شوراها به محک بگذارند. اما نمی توانند توطئه کنند. نمی توانند به اقدام مسلحانه و ترور دست بزنند. نمی توانند بر فراز سر شوراها نهادهای قدرت موازی تشکیل دهند. همگی باید به قوانین مصوب شوراها تمکین کنند. شوراها قانونی به نام اعدام ندارند. اما توطئه گران را سرجایشان می نشانند. این دوران برای انقلابیون ایران، برای کارگران سوسیالیست و همه ی آزادیخواهان و برابری طلبان به معنای تداوم انقلاب تا برقراری جامعه ی آزاد و برابر و سوسیالیستی است.
زنده باد انقلاب
زنده باد حاکمیت شوراهای کارگران و مردم
زنده باد سوسیالیسم
------
(در ادامه ی این بحث با تفصیل بیشتر به دوره انقلابی، دولت موقت انقلابی و حاکمیت شورایی میپردازم.)
