با فرارسیدن زمستان، سرما چون خنجری تیز بر جان کودکان فلسطین فرود می‌آید. کودکانی که نه سقفی بالای سر دارند و نه دیواری برای پناه. آوار سردِ سیمان و آهن شکسته تنها سایه‌ای بر تن نحیفشان می‌اندازد. شب‌ها، در تاریکی‌ای که تنها با صدای هواپیماهای جنگی شکسته می‌شود، آنان با لباس‌های نازک و پای برهنه، به هم می‌چسبند تا اندکی از گرما را میان تن‌های لرزانشان تقسیم کنند.

برخی هنوز باندهای خونی بر بدن دارند؛ زخمی از دیروز که فرصت درمان نیافته، امروز با سرمای استخوان‌سوز می‌تپد. مادران با دستان یخ‌زده، کودکانشان را در آغوش می‌گیرند؛ اما آغوشی که خود خالی از گرماست. نان خشکی اگر پیدا شود، در سرما چون سنگ است، اما همان هم میان چندین نفر تقسیم می‌شود. آب سرد و آلوده، شکم‌های گرسنه را می‌سوزاند.

این صحنه‌ها، حاصل جنگی بی‌پایان است، اما نه تنها ساخته‌ی بمب و گلوله اسرائیل؛ بلکه نتیجه‌ی همدستی و حمایت بی‌شرمانه آمریکا و آلمان است. هر کودکی که با لرز در گوشه‌ای از آوار به خواب می‌رود، هر نوزادی که در سرمای شب بدون پتو جان می‌دهد، سندی است بر شراکت این قدرت‌ها در جنایت.

تصور کنید: کودکی که باید در آغوش گرم مادر بخوابد، حالا در گوشه‌ای سرد، با شیشه‌های شکسته و بوی دود، چشم‌هایش را می‌بندد. خانواده‌ای که باید گرد سفره‌ای بنشینند، حالا در میان آوار به دنبال تکه‌ای زغال برای اندکی گرما می‌گردند. این است واقعیت امروز غزه در زمستان.

اما تاریخ بی‌رحمانه ثبت خواهد کرد: آمریکا، آلمان و همه شریکان این نسل‌کشی، در کنار نتانیاهو، هیتلر زمانه، ایستاده‌اند. و در سوی دیگر، کودکان لرزان، مادران گریان و ملتی که با همه رنج‌ها هنوز زنده‌اند و فریاد می‌زنند 

آتش‌بس تنها یک واژه نیست؛ آتش‌بس یعنی فرصت زنده‌ماندن، یعنی یک شب آرام برای کودکی که از صدای انفجار می‌ترسد، یعنی لقمه‌ای نان برای خانواده‌ای که روزهاست گرسنه مانده است. اما مخالفت آمریکا با آتش‌بس، در حقیقت مخالفت با زندگی است.

هر بار که آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل آتش‌بس را وتو کرد، نه فقط یک رأی سیاسی داد، بلکه فرمان مرگ هزاران کودک و زن و مرد فلسطینی را امضا کرد. این ״نه״ به آتش‌بس، یعنی ״آری״ به ادامه کشتار، ادامه ویرانی بیمارستان‌ها، ادامه بی‌خانمانی میلیون‌ها انسان.

آلمان هم با ارسال سلاح و حمایت آشکار از رژیم اشغالگر اسرائیل، دست‌هایش به خون آغشته است. چگونه کشوری که خود تاریخ هولوکاست را بر دوش می‌کشد، امروز در کنار یک نسل‌کشی دیگر ایستاده است؟ این نه تنها تناقض، که خیانت به حافظۀ بشری است.

سیاستمداران آمریکا و آلمان، با بی‌شرمی تمام، نام ״دموکراسی״ و ״حقوق بشر״ را یدک می‌کشند، در حالی که با سکوت و حمایت خود، بزرگ‌ترین جنایات علیه بشریت را توجیه می‌کنند. آن‌ها می‌دانند هر بمبی که فرو می‌افتد، کودکی را می‌کشد، خانواده‌ای را نابود می‌کند، اما همچنان به جنایتکاران اسلحه، پول و حمایت سیاسی می‌رسانند.

این جنایات بی‌پرده‌اند، عریان‌اند، و دیگر هیچ توجیهی باقی نمانده است. تاریخ ثبت خواهد کرد که آمریکا و آلمان، در کنار اسرائیل، ستون‌های یک نسل‌کشی بودند؛ شریکانی که منافع سیاسی و اقتصادی را بر جان انسان‌ها ترجیح دادند.

 با این همه در سراسر جهان، قلب‌ وجدان های بیدار برای غزه می‌تپند. از خیابان‌های اروپا تا بازارهای آسیا، از میدان‌های آفریقا تا شهرهای آمریکا، مردم دست در دست هم داده‌اند. کمک‌های مالی، دارویی، غذایی و رسانه‌ای چون سیلی جاری شده‌اند، هرچند بارها با سدها و موانع روبه‌رو گشته‌اند.

مرزها بسته می‌شوند، کاروان‌ها متوقف می‌گردند، بوروکراسی و تحریم‌ها راه را سد می‌کنند، اما انسانیت باز هم راهی می‌یابد. 

تلاش‌هایی که حقیقت را به گوش جهانیان می‌رسانند و نشان می‌دهند که نه سرکوب، نه سانسور و نه محاصره نمی‌تواند وجدان بیدار بشر را خاموش کند.

۲۴ سپتامبر ۲۰۲۵