تشکیل سازمان ملل بعد از جنگ جهانی دوم، گامی مثبت در جهت صلح و امنیت جهان قلمداد میشد. کشتار میلیون ها انسان و تخریب شهرها و زیرساخت های کشورهای درگیر در جنگ جهانی حتی حکام بورژوازی بین المللی را وحشت زده کرده بود. در نتیجه دور هم جمع شدند و منشوری نوشتند و سازمانی برایش تشکیل دادند که سازمان ملل متحد نامیده شد. 

تا اینجای کار نیت خیراندیشانه ای به نظر می رسید. اما،

اولا این اقدام هیچوقت سازمان ملل متحد نشد. سازمان دولت های متحد سرمایه داری و یک سازمان بین الدولتی است. چون ملت ها به معنی مردمان کشورهای جهان در این سازمان نه حضور داشتند و نه نمایندگی شدند. دولت های بورژوایی چه تا آنزمان و چه تا امروز نشان دادند که هیچ منفعتی از اکثریت کارگران و زحمتکشان و محرومان جامعه خود را نمایندگی نمی کنند. دولت ها نظام بردگی مزدی، سلب اراده از توده های مردم، تحمیل قوانین و مقررات سیاسی و نظامی و فرهنگی دلبخواهی خود به جوامع بشری و راه اندازی جنگ های منطقه ای و ویرانی چندی کشور جهان را نمایندگی کرده اند. از جنگ بیست ساله ویتنام و کشتار و زخمی شدن میلیون ها انسان این سرزمین و ویرانی شهرها که به شکست بزرگ امریکا انجامید تا جنگ های منطقه ای بسیار دیگر از قبیل جنگ کره، ویتنام، جنگ ایران و عراق، جنگ روسیه و اوکراین، اشغال افغانستان، جنگ و اشغال عراق، سوریه و لیبی، جنگ اسراییل علیه مردم فلسطین، جنگ ایران و اسراییل...

همه ی این جنگ ها را دولت های اعضای سازمان ملل سازمان دادند. دولت های بورژوایی در رقابت بین خود برای تصرف بازار و تحمیل هژمونی خود بر جهان از هیچ جنایت و کشتار و نسل کشی و ویرانگری ابا نکرده اند. 

سازمان ملل هم حتی به منشور اولیه خود پایبند نبوده است. تشکیل شورای امنیت با ۵ عضو اصلی و دارای حق وتو و ده عضو دیگر از جمله ساختار غیر دمکراتیک و قلدری و قدر قدرتی کشورهای بزرگ سرمایه داری در سیستم دمکراسی بورژوایی است.

سازمان ملل در عمل هم تنها ناظر بر تجاوزها، جنگ افروزی ها و پایمالی ״حقوق بشر״ توسط حکام بورژوایی ریز و درشت اعضای خود است. بیش از چند دهه نسل کشی در فلسطین توسط صهیونیست های اسراییل و حامیانش لکه ننگی بر پیشانی این سازمان است که این بربریت را فقط با محکومیت دیپلماتیک پاسخ داده است. 

منشور یا اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل هم تنها کاغذ پاره ای است که هیچ کدام از دولت های عضو به ان ادعاهای حداقلی هم پایبند نیستند. این دولت های عضو سازمان ملل و امضا کننده اعلامیه جهانی حقوق بشر، خود ابزار نقض بدیهی ترین حقوق انسان، اعدام، شکنجه، ترور و سرکوب سیستماتیک مردم کشور خود هستند. 

بنابراین سازمان ملل متحد یک ببر کاغذی، یک طنز تاریخی و نمایش شرم آور لفاظی و اتحاد دولت های سرمایه داری جهان علیه صلح و امنیت و سلامت و معیشت و ازادی و حرمت انسانی مردم جهان در عمل است. 

بعلاوه سازمان ملل و نهادهای سیاسی و نظامی دیگر بورژوازی جهانی مثل ناتو و شانگهای و غیره یک وظیفه بنیادی مستمر و اعلام شده علیه کمونیسم و اتحاد طبقه کارگر برعهده دارند. 

این سوال می تواند مطرح شود که اگر در گوشه ای از جهان یک دولت سوسیالیستی وجود داشت در سازمان ملل شرکت می کرد یا نه؟

مسلما یک دولت سوسیالیستی رابطه دیپلماتیک با کشورهای جهان را قطع نمی کند. شرکت در چنین سازمانی برای یک کشور سوسیالیستی تریبونی برای تعرض به ریاکاری و فریبکاری های دولت های بورژوایی است. برای مثال  فشار بر این سازمان برای جلوگیری از جنگ و سرکوب های سیستماتک مردم و نمونه ی نسل کشی صهیونیست ها در فلسطین و فراخوان به مردم جهان علیه این نسل کشی. نه فقط اعلام موضع و تهدید بلکه در خواست محاکمه قطعی و فوری سران جنایتکار دولت آپارتاید اسراییل... 

اما کمونیست ها و طبقه کارگر نیازمند یک بین الملل کارگری و کمونیستی است که اولین قدم هایش را مارکس ودیگر کمونیست ها و جنبش بزرگ اتحادیه های کارگری در سال ۱۸۶۴ که انترناسیونال اول نامیده شد برداشتند. سپس انترناسیونال کمونیست "کمینترن" از سال ۱۹۱۹ تا ۱۹۴۳ از احزاب کمونیست ۳۰ کشور جهان که منافع طبقه کارگر را نمایندگی می کردند برپا گردید. 

انترناسیونال کمونیستی "کمینترن" سازمان انقلابی بین‌المللی و مرکز رهبری جنبش جهانی طبقه کارگر بود که لنین در آن نقش برجسته ای داشت. اولین کنگره کمینترن در پیام خود به پرولتاریای سراسر جهان طبقه کارگر جهان را به مبارزه جدی و بدست گرفتن قدرت حکومتی فرا خواند. کمونیسم جهان امروز به احیای چنین اتحاد بین المللی طبقه کارگر نیاز دارد! 

مهر ۱۴۰۴- سپتامبر ۲۰۲۵