فقر و محرومیت دامن اكثریت عظیم جامعه را گرفته است، گرانی سرسام آور و بالا رفتن هر روزه هزینه های زندگی، همراه با بیكاری وسیع كه چون هیولایی حتی بخش شاغل طبقه كارگر در مهمترین مراكز صنعتی را هم تهدید میكند، بلای جان این طبقه شده است. بر اساس آماری كه رسانه های حكومتی از جمله ایلنا از زبان اعضای شورای عالی كار میگویند، با گذشت ۵ ماه از سال جاری قیمت كالاهای ضروری برای زندگی كارگران ۵۰ درصد افزایش یافته است.
این در شرایطی است كه دستمزد كارگران نه تنها افزایش نیافته كه در بسیاری از مراكز دستمزدها با چند ماه تاخیر و نیمه ناتمام پرداخت میشود و نفس پرداخت دستمزدهای ناچیز هم موضوع مبارزه و اعتراضات كارگری در این مدت بوده است. افزایش اجاره مسكن و عدم پرداخت كمك هزینه مسکن، عدم پرداخت سهم كارفرما از بیمه های اجتماعی نیز به مشكلات دیگر اضافه میشوند. كمبود آب و برق نیز خصوصا در محلات كارگری از تهران تا شهرستانها و خصوصا جنوب ایران و مراكز نفتی و معادن با گرمای بالای ۵۰ درجه، گوشه های دیگری از معضلات طبقه كارگر و اقشار محروم جامعه ایران است. عدم امكانات ایمنی كار در كنار مشكلات عدیده كارگران هم كه بلای جان آنها شده است، طبق آمار سازمان پزشك قانونی در سال ۱۴۰۳ حدود دو هزار كارگر به دلیل "حوادث كار" جان باخته و ۲۶ هزار و ۵۰۰ كارگر زخمی شده اند. این اوضاع و عدم رسیدگی دولت و كارفرمایان به بهانه های رایج، مشكلات فراوانی را ایجاد كرده است و در مقابل كارگران فقط وعده هایی را میشنود كه هیچوقت عملی نمیشود.
دوره چند ماهه گذشته و خصوصا بدنبال حمله اسرائیل و جنگ ۱۲ روزه، هم جمهوری اسلامی و هم كارفرمایان، به بهانه ״شرایط جنگی״ و فضای میلیتاریستی حاكم، برای تعرض به زندگی طبقه كارگر و فضای جامعه دست به كار شده اند. جمهوری اسلامی علاوه بر گسترش فضای میلیتاریستی، به بهانه مقابله با اسرائیل، با دستگیری های گسترده و افزایش پستهای كنترل در مراكز و ورود و خروج شهرها، اعدام وسیع زندانیان به بهانه های مختلف و همزمان با تبلیغات وسیع میهن پرستانه، كوشید هر نوع اعتراضی را به بهانه ״تضعیف״ حاكمیت و كشور در مقابل اسرائیل، عقب بزند و تحمیل فقر و گرانی و فضای مختنق جامعه را به بهانه جنگ، مشروع تلقی كند. همزمان در این مدت كارفرمایان بیش از همیشه دستشان برای اخراج كارگران به بهانه تحریم و خطر تعطیلی مراكز كار و تعدیل نیروی كار، باز بوده است. آنها در همكاری كامل با دولت و ارگانهای ضد كارگری حاكمیت، در هر اعتراض و تجمعی فعالین و سازماندهنگان را نشانه رفته اند و با اخراج از كار، تهدید و دستگیری آنها، كوشیده اند اعتصاب و اعتراض كارگران را به شكست بكشانند.
طی همین مدت و علیرغم فضای جنگی و تاثیرات مخرب حمله اسرائیل و در امتداد، تهدیدهای جنگی و خط و نشان كشیدنها حاكمین بر اسرائیل در حمله دوباره به ایران و عر و تیزهای جمهوری اسلامی و مقامات نظامی در مقابل اسرائیل و تلاش هر دو طرف برای ایجاد بیشترین آمادگی نظامی، شاهد موجی از اعتراضات كارگری در مراكز مختلف بوده ایم. سكوت دوره جنگ و فضای سنگین آن علیرغم ادامه فضای میلیتاریستی و تبلیغات طرفین، بدرجه ای كاهش یافته است. ما در همین مدت شاهد اعتصابات و اعتراضات كارگری و بخشهای مختلفی از كارگران ساختمانی و شهرداری ها، تا ترانسپورت و ماشین سازی، معادن، پتروشیمی ها، نفت و گاز و... بوده ایم. اعتصابات كارگران در مراكز نفتی، چه كارگران رسمی و چه قراردادی، در پتروشیمی ها، در معادن و شهرداری ها، بیان فضای اعتراضی در طبقه كارگر و شكست تلاش حاكمیت در ساكت و تسلیم كردن این طبقه به بهانه جنگ با اسرائیل است. اعتراضات این مدت علاوه بر كارگران در این مراكز شامل اعتراضات هر روز پرستاران، بازنشستگان، معلمین، رانندگان كامیون، دانشجویان و حتی كشاورزان و مردم محروم در محلات كارگری بوده است. زندانهای جمهوری اسلامی و اعتراض زندانیان و خانواده های آنها گوشه های دیگری از اعتراضات پایین جامعه به حاكمیت، به تعرضات آنها به زندگی مردم، به فضای سیاسی جامعه و به زندان و اعدام و تهدید بوده است.
طبق برآوردهایی كه شده است تنها در چند ماه گذشته بیش از ۱۵۰ اعتصاب كارگری در ایران روی داده است، بیش از ۲۰ هزار اعتراض و تجمع در بخشهای مختلف در این جامعه انجام گرفته است. كه از جمله بزرگترین آنها اعتصاب و تجمعات كارگران اركان ثالث پتروشیمی رازی است كه دوازده روز را پشت سر گذاشته است. بعلاوه كارگران در پارس جنوبی و علسویه در بخشها و سكوهای مختلف نفت و گاز، اعتراضات و تجمعات زیادی را تا امروز داشته اند. خواست و مطالبات اعتصابات و تجمعات كارگری در این مدت اساسا حول افزایش دستمزدها، حذف پیمانكاران، همسان سازی دستمزد، پرداخت سروقت دستمزدها، بازگشت به كار كارگران اخراجی و آزادی فعالین كارگری دستگیر شده و.... بوده است.
بی تردید دولت و كارفرمایان میكوشند در شرایط كنونی و با توجه به فضای جنگی، بیشترین تعرض را به فضای سیاسی جامعه، به سطح معیشت طبقه كارگر، به دستاوردهای تاكنونی این طبقه و اقشار محروم، سازمان دهند. جمهوری اسلامی میكوشد از این فضا به عنوان فرصتی برای تغییر توازن قوا به نفع خود و عقب راندن طبقه كارگر و اقشار محروم، عقب راندن زنان و نسل جوان و بهبود موقعیت خود در مقابل پایین جامعه استفاده كند. نگرانی اصلی جمهوری اسلامی عروج طبقه كارگر، گسترش اعتصابات و اعتراضات سازمان یافته و متحد كارگری، پیوستن بخشهای معترض جامعه از جمله زنان، اقشار محروم از معلم تا پرستار و مردم محلات كارگر نشین و نسل جوان آزادیخوه به اعتراضات كارگری با پرچم رفاه عمومی، آزادی ها سیاسی، آزادی زن و.... است. حمله اسرائیل به ایران علیرغم اینكه جنگی تحمیلی به جمهوری اسلامی بود و چه حكومت و چه بورژوازی ایران خواهان آنٔ نبودند، اما كوشید از این شرایط و فضای جنگی برای تحكیم موقعیت خود در مقابل پایین جامعه، در مقابل طبقه كارگر و جنبش آزادیخواهانه در جامعه، بیشترین استفاده را ببرند. تلاشی که اعتراضات وسیع در جامعه شکست آنرا به نمایش گذاشت.
نقش و جایگاه فعالین و رهبران كمونیست
تردیدی نیست كه فضای جنگی این دوره به زیان طبقه كارگر، به زیان جنبش حق زن و به زیان مردم محروم جامعه بود. دود این جنگ و ادامه آن بیش از هر كس به چشم ما میرود. تبلیغات ناسیونالیستی و وطن پرستانه این دوره جمهوری اسلامی، مستقیما اتحاد كارگران و همسرنوشتی این طبقه را هدف گرفت. این شرایط بیش از همیشه هوشیاری و تلاش همه جانبه کمونیستها، رهبران عملی و سوسیالیست طبقه کارگر را میطلبد.
بی شك نه موقعیت جمهوری اسلامی و نه توازن قوای كنونی و فضای سیاست در جامعه ایران، سطح هوشیاری جامعه و جنبشهای انقلابی و آزادیخواهانه ، امكان بازگشت به عقب و تحمیل استیصال و تسلیم طبقه كارگر و بخش محروم جامعه و قناعت به وضع موجود را نمیدهد. جامعه ایران عموما و طبقه كارگر و زنان و نسل جوان و اقشار محروم، خودآگاهتر از آنند كه بورژوازی ایران و حكومتش بتوانند، به آرزوی شوم خود، به تحمیل سكومت و قناعت مردم برسند.
اما با این وصف سد بستن در مقابل تعرضات همه جانبه آنها بدون تلاش مستمر و هوشیارانه و نقشه مند ممكن نیست. اعتراضات كارگرئ در این جامعه كم نیست، زنان عملا پروژه های حاكمیت را در تعرض به حق زن، شكست دادند و عقب راندند. بازنشستگان هر روز در گوشه ای از این مملكت تجمع میكنند و صدای اعتراض خود را بلند میكنند. اقشار مختلف جامعه نه تنها ناراضی كه توقع بالایی از زندگی خود دارند و حاضر به عقب نشینی نیستند. اما اعتراضات مختلف و پراكنده ما تا زمانی كه به هم وصل نشود و تا زمانی كه توسط شبكه ای از رهبران و فعالین هوشیار و رادیكال به هم وصل نشود، رهبری و هماهنگ نشود، نمیتواند تحولی جدی و ماندگار در زندگی طبقه كارگر و مردم محروم ایجاد كند. بی تردید مبارزات تا امروز این طبقه و مردم آزادیخواه، دستاوردهای بزرگی داشته است و هراس حاكمیت از ادامه متحدانه این مبارزات است. روشن است كه هیچ دست نجات بخشی در كار نیست و تضمین پیروزی بر جمهوری اسلامی تنها در گرو ایفاه نقش فعالین و رهبران هوشیار و رادیكال و سوسیالیست جامعه است.
در جامعه ای كه تشكلات كارگری جز مواردی محدود بدلیل مقابله پلیس، ممنوع است و پا نگرفته است، نقش شبكه فعالین و فعالین كمونیست طبقه كارگر اساسی است. حتی تشكیل مجامع عمومی كارگری كه ساده ترین ظرف اتحاد و همدلی در یك مركز كارگری است، بدون ایفای نقش و آستین بالا زدن جمعی از فعالین آگاه و با نفوذ ممكن نیست. این شبكه ها در حال حاضر موجوداند، مهم وصل شدن و شكستن سد و موانع پراكندگی كنونی است. جنبش كارگری ایران در این زمینه تجارب گرانبهایی دارد و در یك دهه گذشته الگوهای قابل اتكا و قابل تكثیری را بدست داده است و پیشروی های كرده است. این دوره چه برای حاكمیت و بورژوازی ایران و چه برای جنبش كارگری، دوره ای حساس و جدی است. دوره ای كه این دوصف در مقابل هم با كمترین توهم صف آرایی كرده اند. در این جدال و كشمكش از هیچ طرفی نقطه سازشی ندارد. بورژوازی ایران برای بقا خود و حكومتش، ناچار است علیه طبقه كارگر تعرض كند. طبقه کارگر نیز راه چاره ای جز اتحاد خود و افزایش همكاری، حمایت از مبارزات هم، گسترش روابط و اتصالات به همدیگر و گسترش شبكه های مبارزاتی و محافل كمونیستی خود به عنوان مغز متفكر و هدایت و رهبری كننده را ندارد.
بورژوازی ایران و جمهوری اسلامی به عنوان نماینده او، به توان و قدرت ما، به خطر اتحاد ما و خطر كمونیسم در جنبش كارگری آگاه است. ما کمونیستهای طبقه کارگر هم موقعیت خود و توان و قدرت خود را میشناسیم و پیشروی ما، پس زدن تعرضهای جمهوری اسلامی، در گرو ایفای نقش تاریخی رهبران و فعالین كمونیست این طبقه است. طبقه كارگر و حتی در ابعاد وسیعتر جامعه ایران چشم امید به نقش طبقه كارگر و رهبران رادیكال آن دوخته است. رهبرانی که هر جا پا پیش گذاشته اند از وسیعترین حمایتها برخوردار شده اند.
ما کمونیستها و طبقه کارگر جز پیشروی های بیشتر و پیروزی راهی در مقابل خود نداریم. میتوانیم و باید این دوره را نیز با سربلند سپری كنیم، میتوانیم با اتحاد خود، تعرض بورژوازی و حکومت و دستگاه سرکوب و خفقان آن را سد كنیم، میتوانیم مانع ایجاد یاس و ناامیدی در صفوف جنبش خود شویم و مهمتر از همه میتوانیم به اتکا به قدرت و هوشیاری خود اتحادی گسترده در جامعه بوجود آوریم. میتوانیم و باید تعرض لجام گسیخته بورژوازی و حاکمتیش به زندگی، رفاه، سعادت و امنیت و آزادی لشکر دهها میلیونی خود را عقب برانیم و دستاوردهایی بزرگ و تعیین کننده بدست آوریم. پایان بربریت موجود چه در ایران و چه در ابعاد وسیعتر در گرو نقش هوشیارانه ما است.
