پزشکیان رییس جمهور نظام در جلسه ای با اطرافیانش گفت: "من کاری نمی توانم بکنم و نمیدانم، شما بگویید ما چکار کنیم؟"
سوال خوبی است و جواب هم روشن است. تو پزشکیان که خامنه ای زیر بغلت را گرفت و مثل مترسک سر مزرعه ای گذاشت به نام جامعه که نه آب دارد نه برق، نه مسکن، نه نان و گوشت و میوه ی سفره ی 60 میلیون انسان زیر خط فقر. جامعه ای که به زمین سوخته تبدیل شده و منابع و معادن زیر زمین و روی زمینش ملاخور شده است. جامعه ای که نفت و گاز و صنایع و واردات و صادراتش بین سران بیت و سپاه و بسیج و اختلاسگران و مفسدین تقسیم شده است. کشاورزیش به خاک سیاه نشسته است.
تو، پزشکیان و تیم دولتت این ها را میدانستید. اما به دلیل مدالی که به نام رییس جمهوری به سینه ات زده اند از اول کارت تا امروز به یک چیز وفادار مانده اید: " هر چه مقام معظم رهبری بگوید من انجام میدهم". خوب از مقام معظمت بپرس چکار کنی؟ چرا توپ را به زمین مردم میاندازی! ما می فهمیم که مخاطب شما آن چند نفری که کنارتان است، نیست. مخاطب شما جامعه ایران است.
جواب ما و جامعه ایران به سوال شما این است، کنار بروید. اما این فقط راه نجات تو است و برای جامعه بود و نبودت به اعتراف خودت هم پشیزی نمی ارزد. پس نه تنها تو بلکه کل حاکمیتتان از بالا تا پایین قدرت را به مردم واگذار کنید. مردمی که کار تولید و خدمات و بهداشت و آموزش و کشاورزی را برعهده دارند، صلاحیت اداره مملکتشان را دارند. مملکتی که زیر چکمه های شاه و شیخ کمرش خم شده است.
تا زمانی که ثروت و قدرت دست خامنه ای و بیت و سپاه و بنگاه های عظیم مالی و بانک ها و مافیای اقتصادی سازمانیافته و فساد نهادینه باشد جامعه قابل سر پا ایستادن نخواهد بود.
میگویید چکار کنیم؟ کنار بروید و تمام قدرت وتمام ثروت را به نمایندگان واقعی شوراهای کارگران و مردم بسپارید. میدانم این کار را نخواهید کرد. شما و نظام تان تا آخرین رمق و آخرین قطره خون انسان های این جامعه از قدرت و ثروتتان دفاع می کنید.
بنا براین سوال شما جواب واقعی دیگری دارد. جواب این است، طبقه کارگر ایران، زحمتکشان حاشیه شهرها، زنان نصف جامعه، جوانان تحصیلکرده و بیکار و بدون افق، فرهنگیان گرسنه، بازنشستگان اسیر فقر و نداری، پرستارانی که دسته دسته از فشار کار و روحی روانی و فقر خودکشی می کنند، باید آماده شوند شما و کل نظام تان را از قدرت و ثروت خلع ید کنند. راه دیگری وجود ندارد. برای آزادی و نفس کشیدن هوایی آزاد، برای اندازه ای از رفاه و اندازه ای خوشبختی و برای این که بیماران ما از بیماریهای کاملا قابل علاج نمیرند، سالمندان ما که اکثرا کارگران بیکار و حقوق بگیران بازنشسته هستند سال های اخر عمرشان بدون دغدغه ی نان و اب و برق و دارو و در آسایش و ارامش زندگی کنند... برای همه ی این حداقل ها چاره ای نیست جز این که این جامعه، نظام پلید و تبهکار شما را بزیر بکشد. راه واقعی این است شما نباشید. کل نظام تان نباشد.
روشن است نه تو پزشکیان و دولت کارتنی ات استعفا می کنید، نه کثافات مجلس تان خودبخود از صحنه جامعه پاک می شود، نه سرداران سپاه و ارتش تان تفنگ زمین میگذارند. شما تا آخرین قطره خون ما را نمکید کنار نمی روید. شما برای حفظ خودتان حاضرید کرور کرور ما را به گلوله ببندید، زندان و شکنجه کنید.
ما متوهم نیستیم و می دانیم که درگیر یک جنگ نابرابر با نظام شما هستیم. شما تا دندان مسلح اید و پشت سنگرهای قدرت و ثروت و توپ و مسلسل هایتان علیه ما مردم ایستاده اید.
شما زندگی و رفاه و خوشبختی و حرمت انسانی و زندگی کردن را از ما گرفته اید. شما از ما رمقی باقی نگذاشته اید. شما میخواهید بهر قیمت بمانید. جنگ ما با شما به شدت نابرابر و ناعادلانه است. جیب های ما خالی است. سفره های ما خالی است. دست های ما خالی است. و شما جیب هایتان و سفره هایتان و دست هایتان پر است. این را ما می فهمیم.
اما، این را هم میدانیم که شما اقلیتی مفتخور، مفسد، بی شرف و بی وجدان هستید. اقلیتی ترسو که پشت چند لشکر سپاهیان و نیروی انتظامی و لباس شخصی ها و ارتش و زندان و شکنجه و طناب دار علیه ما سنگر گرفته اید. شما اقلیتی ترسو هستید که تنها با اسلحه می توانید از قدرت و ثروت و گاو صندوق ها و کاخ هایتان را که همه ی داراییهای مملکت را تصاحب کردید، دفاع کنید. شما که صاحب قدرت و تمام ثروت جامعه هستید خیلی چیز ها برای از دست دادن دارید. ولی ما اکثریت عظیم بینوایانی هستیم که چیزی برای از دست دادن نداریم. شما هر گونه تشکیلات و سازمان توده ای کارگری و دانشجویی و فرهنگی و زنان را قدغن کرده اید. شما از اتحاد و تشکیلات و رهبران جامعه به شدت می ترسید. وحشت نظام شما در این است که می فهمید، طبقه کارگر و جامعه ی آزادیخواه و انساندوست چاره ای ندارند و خود را در تشکلات توده ای کارگری و مردمی، در مجامع عمومی کارگری و شوراهای مردمی سازمان میدهند. شما از اعتصابات کارگری ولو جدا جدا و پراکنده، از خیزش های توده ای 96 و 98 و جنبش آزادی زن و از اعتراضات اجتماعی که همین امروز علیه فقر و فلاکت و گرسنگی و بی آبی و بی برقی در جریان است، زخمی هستید. شما تیر خلاص دختران جوان و نوجوان و زنان ازادیخواه و برابری طلب بر پیکر کثیف حجاب اجباریتان را دیدید.
جامعه بیشتر از این تحمل زخم های بیشتری بر بدن زندگی تباه شده ی خود ندارد. زخم های کشتار جمعی دهه شصت تان هنوز در جان و روان ما خونریزی می کند. ما چیزی برای از دست دادن نداریم. ولی با پایین کشیدن شما از قدرت به زور اتحاد و تشکیلات و سازمان و رهبری و نقشه ی روشن و خلع ید شما از ثروت، همه چیز را به دست می آوریم. ما انوقت جامعه مان را انطور که میخواهیم میسازیم و اداره می کنیم.
خیلی بدیهی است که جمهوری اسلامی قدرت و ثروت را داوطلبانه واگذار نمی کند. باید قدرت و ثروت را از شما بزور گرفت. آنوقت تو پزشکیان و خدمه و حشمه نظامی و سیاسی و مذهبی تان جواب سوالتان را از ما میگیرید. انوقت مشاهده خواهید کرد که به حاکمیت اقلیتی بر اکثریت جامعه خاتمه داده می شود. خواهید دید نمایندگان کنگره شوراهای مردم نه تاجی بر سردارند و نه عمامه و عبایی بر دوش تا مردم را بفریبند. این نمایندگان منتخب از میان کارگران صنایع بزرگ و کوچک، کارگران معادن، کارگران لکوموتیو ران و اتوبوسران، کارگران خدمات شهری، زنان برابری طلب، جوانان انقلابی و ازادیخواه و بخشی از نمایندگان شوراهای پرستاران، فرهنگیان، بازنشستگان... خواهند بود.
نمایندگانی که حقوق برابر یک کارگر دارند. یعنی من کارگر معدن منتخب کنگره شوراها همان حقوقی را میگیرم که هنگام کار در معدن داشتم. نمایندگانی که قابل عزل و نصب در هر زمانی هستند که شوراهای پایین اراده کنند. این نحوه اداره جامعه ای است که قدرت و ثروت دست کارگران و زحمتکشان و زنان و جوانان و فرهنگیان و بازنشستگانش است. در چنین جامعه ای آثاری از فساد و دزدی و اختلاس و سرکوب نظام های نوع شما باقی نخواهد ماند. وقتی تمام ثروت و داراییهای مملکت دست صاحبان واقعی اش باشد، صرف رفاه و مسکن و بهداشت و آموزش رایگان و امنیت و سعادت جامعه می شود. در چنین نظام برابر، انسانی و سوسیالیستی، نیازی به ارتش حرفه ای، پلیس مخفی، زندان و اعدام نخواهد بود.
ما جامعه ای میسازیم که که از فقر و گرسنگی نمینالد. جامعه ای که سکانش در دست صاحبان واقعیش می افتد. دست تولید کنندگان و سازمان دهندگان تولید، آموزش، بهداشت، درمان، خدمات شهری... می افتد. وقتی جامعه دست خود مردم باشد و آقابالا سر و قیم و وکیل و وصی نداشته باشد، یعنی جامعه سالمی خواهیم داشت. جامعه ای عاری از فقر و بی مسکنی و بی دارویی و در رفاه و خوشبختی و آزادی و حفظ حرمت انسان. جامعه ای برابر برای همه ی انسان ها صرفنظر از ملیت و قوم و نژاد و زبان و دین. جامعه ای که به اقلیت مفتخور و دزد و فاسد و استثمارگر سرمایه دار و اکثریت محروم و بیحقوق و ستمکش تقسیم نمی شود...
جامعه ای که دولتی ندارد مثل تو، پزشکیان که از تامین اب و برق و نان مردم عاجزید، اما برای دنیا خط و نشان می کشید و تهدید می کنید. جامعه ای که مردمانش از دیوار سفارتخانه ها بالا نمی روند. جامعه ای که با هیچ کشوری سر جنگ و خصومت ندارد. نظام شما تنها جامعه ما را ویران و به زمین سوخته تبدیل نکرده، بلکه نکبت نظام شما دامن لبنان، فلسطین، سوریه، عراق، یمن ... را هم گرفته است. نظام شما داراییهای ما را صرف ساخت موشک و برنامه اتمی و زرادخانه نظامی کرده تا فقط هارت و پورت کند و ما را بترساند که گویا این کارها برای امنیت کشور انجام شده است. جامعه ای که 46 سال است یک روز هم امنیت نداشته است. صدها هزار فرزندان ما را در جنگ عراق به کشتن دادید. خانواده هایشان را بدون سرپرست کردید و ده ها هزار زخمی و ناقص العضو ... روی دست جامعه گذاشتید. شما و نیروهای نظامی و امنیتی و دستگاه قضایی و اطلاعاتی تان دسته دسته ما را کشتار جمعی کردید. هر روز و هفته و ماه طناب دارتان برای گردن ما آویزان است.
جمهوری اسلامی شما در ابعاد بین المللی و منطقه ای بخشی از بحران و جنگ و سیاست تبهکارانه ای است که در راسش امریکا و اسراییل و همپالگیهایشان قرار دارند. اگر جامعه دست ما بود، تهران مثل همه پایتخت های کشورهای دنیا از کانادا و استرالیا تا اروپا و خود اسراییل زیر پای میلیون های انسان برای دفاع از مردم غزه و علیه نسل کشی اسراییل می لرزید. آن وقت تهران محرک و مشوق اعتراضات میلیونی کشورهای خاورمیانه و خلیج می بود که آن ها در اسارت سیاست های حکام پلیدشان هستند. نکبت شما جز شعار تو خالی نصیب مردم غزه نکرد. شما هیچ غلطی نکردید. مردم فلسطین بدون جمهوری اسلامی بارشان سبک تر بود. چیزی به نام جهاد اسلامی وجود نداشت. مردم فلسطین بیشتر از نیم قرن است علیه صهیونیست های اشغالگر می جنگد. مردم ستمدیده ی فلسطین زمانی که فقط با سنگ در مقابل نظامیان اشغالگر میجنگید قدرتمند تر از امروز بود که نظام پلید شما بعنوان حامی دروغینش فقط به پروپاگاند و فریبکاری مشغول است.
جامعه ایران و ده ها میلیون کارگر و زن و جوان راه دیگری جز بزیر کشیدن نظام تبهکار شما ندارد.
بلی، تو پزشکیان اگر ذره ای از معرفت و انسانیت بهره برده باشید، جواب ما به سوالتان را باید گرفته باشید. زبان ما را، اهداف ما را، آینده ی مملکت را بدون نظام جمهوری اسلامی باید فهمیده باشید. ولی دریغ از یک جو شرف!
البته تو، پزشکیان هنوز هم اگر استعفا کنید و مدال زنگ زده ی ریاست جمهوری را کنار بگذارید، خیلی بهتر است بروید مثل یک پزشک شرافتمند حتی جان یک بیمار را نجات دهید. خوب میدانید که تو امروز یک ابزار بیخاصیت در خدمت بیت رهبری و سرداران سپاه و نهادهایشان که تا خرخره غرق در ناز و نعمت اند، هستید. قطع شدن آب و برق، تنها گوشه کوچکی از تخریب عظیم جامعه ما است که دستمزد نازل کارگر، حقوق ناچیز پرستار و فرهنگی و بازنشسته، تورم 40 درصدی و گرانی سرسام آور، بی مسکنی و سفره های خالی مردم، تخریب محیط زیست، هوای ناسالم... را به جامعه ما تحمیل کرده است.
نظام جمهوری اسلامی شما تا خرخره غرق در فساد، بحران، هرج و مرج و مجمع الجزایری از مراکز قدرت گوناگون و مافیای ویرانگر است. تو برو، این جواب سوال شما است. تو برو و پاسخ جامعه ی ما را به "مقام معظم رهبری" ات هم بگو. بگو که ما چه میخواهیم و چه می کنیم.
جامعه ای که توانست نظام دیکتاتوری تبهکار شاه با بزرگ ترین ارتش خاورمیانه را به زیر بکشد و به تاریخ ننگین چندهزار ساله سلطان های یال و کوپالدار خط بطلان بکشد، خواهد توانست نظام پلید دین و سرمایه به نام جمهوری اسلامی را هم به زباله دانی تاریخ بسپرد.
آقای پزشکیان! شما و نظام پلیدتان در این نیم صده امتحانتان را پس دادید. ما تا امروز تاوان فقر و گرسنگی و ناامنی جانی و روانی و کشتار جمعی و تحمیل تبعیض جنسیتی و اهانت به زن نصف انسان های جامعه.. را پرداختیم. با کنار رفتن بختک نظام جهنمی جمهوری اسلامی، بشریت و انسانیت و کل جامعه شکوفا می شود. این را جامعه آزاد و برابر و سوسیالیستی بر ویرانه های نظام تبهکار شما، تضمین می کند!
