بعد از تهاجم اسراییل به ایران و جنگ ۱۲ روزه، نتنیاهو و رضا پهلوی در فراخوان های متعدد خواستار شورش و عصیان مردم علیه جمهوری اسلامی شده اند. نتنیاهو میگوید در حمله اش به ایران به اهداف خود نرسیده است. فراخوان به مردم که به خیابان بیایید قرار است به این هدف برآورده نشده ی نتنیاهو کمک کند. نتنیاهو فراخوان به مردم ایران را دنباله و بخشی از تهاجم نظامی خود میداند و میخواهد مردم ایران را به نفع جنگ خود و اهدافش به میدان بکشد.

 اما حمله نظامی اسراییل با مخالفت و انزجار مردم ایران مواجه شد. این تهاجم که قرار بود جمهوری اسلامی را تضعیف کند، در مقابل شرایطی فراهم کرد و بهانه ای به جمهوری اسلامی داد تا جامعه را بیش از پیش میلیتاریزه و سرکوب های خود را تشدید کند و گسترش دهد. بمباران جنایتکارانه ی تهران و دیگر مناطق ایران جان بالغ بر یکهزار انسان را گرفت. آوار ویرانی ها بر سرم مردم فروریخته  و هزاران خانواده، بی مسکن و آواره شدند. اعتراضات کارگری و اجتماعی به عقب رانده شدند چرا که زندگی مردم مختل و زنده ماندن به اولویت اول جامعه تبدیل شد. 

بنا بر این ادعای تضعیف جمهوری اسلامی در مقابل مردم با حمله نظامی اسراییل، پوچ و فریبکارانه است. جمهوری اسلامی تهاجمی تر و حتی طلبکارانه تر علیه مردم وارد میدان شده است. تهاجم رژیم نسل کش اسراییل و امریکا به ایران در واقع به کمک رژیم آمد تا با درندگی بیشتر و عریان  تر به سرکوب جامعه بپردازد.

پاسخ قطعی جامعه ی ما به اسراییل و امریکا، نه تنها پایان یافتن تهدیدات جنگی، بلکه منع هر گونه دخالت خارجی در تحولات اجتماعی ایران است. سرنگونی جمهوری اسلامی تنها و تنها برعهده مردم ایران است. کارگران و زحمتکشان ایران هیچ نفعی در جنگ و ایجاد فضای جنگی و میلیتاریسم ندارند. دخالت های خارجی تا کنونی مثل تحریم ها و حملات نظامی دول خارجی، سرنگونی جمهوری اسلامی را به تعویق می اندازد. توقع این که در میانه جنگ و آتش و خون مردم بپاخیزند، شرورانه و ضد انسانی است.

فراخوان ابلهانه و خنده دار رضا پهلوی هم قرار است  به اهداف نتنیاهو کمک کند. نتنیاهو کلاه بوقی "رهبری" و "پدر ملت" را سر آقا رضا گذاشته و او را در سیرک جنایتکارانه اش به بازی گرفته است. 

فراخوان رضا پهلوی اهانت به جنبش های طبقاتی و اجتماعی در ایران است. جنبش هایی که منتظر هیچ  شخص و جریانی مافوق مردم نیستند و میخواهند سر پای خود و مستقل از رهبران خودخوانده  ی شبیه رضا پهلوی و مریم رجوی با برنامه و نقشه خود، هم معیشت امروزشان را از گلوی جمهوری اسلامی بیرون بکشند و هم برای سرنگونی این بختک سیاه بر جامعه بپا میخیزند. کلاه بوقی رهبری بر سر رضا پهلوی برای طبقه کارگر و زحمتکشان و زنان و جوانان انقلابی ایران خنده دار است. 

پیام و فراخوان ما به جامعه این است که جنبش های طبقه کارگر و زنان و جوانان در ایران راه مستقل خود و با اتکا به اتحاد و تشکل و رهبران عملی خود را می روند. سرنوشت آینده ایران را استبداد سلطنتی به گورستان تاریخ سپرده شده و الگوی مجاهدینی و لیبرال ها و پرچم دروغین دمکراسی خواهان و سیاست تفرقه اندازی قوم پرستان تعیین نمی کنند. آینده در دستان ما است. تاریخ خود را خود می نویسیم. قوانین اداره جامعه را خود می نویسیم. ادعای رهبری و پدرخواندگی و رییس جمهوری خودخوانده و الگوهای تشکیل قدرت و دولت مافوق مردم برای ما مردود است. تغییر و تحول جامعه ایران را طبقه کارگر چند ده میلیونی، زنان برابری طلب و جوانان آزادیخواه رقم می زنند. 

ما بر طبقه کارگر و  حزب کمونیستی و مجامع عمومی و شوراهایش برای رهبری جنبش سرنگونی متکی هستیم. ما متوجهیم که از نظر تاریخی هم محتمل است که استبداد تحت فشار انفجارهای ناگهانی سرنگون شود. ما کمونیست های طبقه کارگر و حزب سیاسی و شوراهایش و زحمتکشان و زنان و جوانان خواهان آزادی و رفاه و خوشبختی، از هر گونه ماجراجویی پرهیز می کنیم. ما برنامه عمل خود را بر مبنای پیشبینی انفجارها پایه گذاری نمی کنیم. ما راه خود را در پیش میگیریم، فعالیت و تلاش منظم خود را انجام میدهیم و کم تر بر حوادث غیرمترقبه حساب می کنیم. در همان حال ما هشیار خواهیم بود که توسط تغییرات تاریخی غافلگیر نشویم.

زنده باد انقلاب

آزادی، برابری، حکومت کارگری