غروب نظم جهان یک قطبی میتواند خونین نباشد، قسمت  پنجم  

ناقوس ها مدت ها است به صدا درآمده است! آماده شوید! اشک های بی پایان تان برای کودکان و نوزادان مظلوم فلسطینی قربانی به گل نشستن ماشین کاپیتالیسم جهانی به سرکردگی آمریکا، را پاک کنید و بغض هایی که راه تنفس تان را بسته است قورت دهید! 

کمربندها را سفت ببندید و آستین ها را بالا بزنید! موتور حرکت قطار کارکرد کاپیتالیسم جهانی به لوکومتیورانی ترامپ،  با همه سرنشینان جهانی آن، واگن پشت واگن، از کارگر تا سرمایه دار، از غزه و دمشق تا نیویورک و تهران، از مسکو و پکن تا آنکارا و مکزیک،  برای حرکت به عقب و بازگشت به اخلاقیات و ارزشهای فردی و  اجتماعی  قرن یازده "قرون وسطی" و برای "احضار روح" قدرت اقتصادی سرمایه قرن نوزده، روشن شده و براه افتاده است و همگان را به سوار شدن بر آن فراخوانده است! 

"عوام" و عابرین بیشمار میلیاردی بشر در سراسر کره خاکی، غالبا هراسان و سردرگم، یک پا در رکاب قطار و یک پا بر زمین واقعیات زمانه قرن بیست و یک، از این سو به آن سو بدنبال نوری در انتهای تونل مخوف و ترسناک قصاوت فلج کننده و بی نظیری که در حق فلسطینیان در جریان است و نگران از سرنوشت خود، در نوسان اند! 

کارگران، نیروی کار، مزدبگیران و شهروندان  جوامع بشری در سراسر جهان به گرانی و بیکاری و عواقب جنگ تجاری آمریکا با چین،  تحریم ها و تعرفه ها و حمله افسارگسیخته جملگی حکومت هایشان به سطح معیشت و امنیت شغلی و امنیت جانی و مالی میلیاردها بشر کره خاکی، چشم دوخته و نگران آینده نامعلوم خود است. این جمعیت اصلی و سرنشینان اصلی قطار اند ، که میتوانند تعیین کنند که این قطار به مقصد می رسد یا نه؟  میتوانند تعیین کنند که مسیر آن از گذشته تاریک و تباه کننده به آینده ای روشن و انسانی تغییر خواهد کرد یا نه!  

اما در حال حاضر بارون ها و بارونس ها، دوک ها و دوشس ها،  و لردها و لیدی های  "جهان مدرن" با کنیزکان شان، همان قهرمانان تاریخ پرافتخار "جهان آزاد" استعماری، بردگی سیاهان، آپارتاید نژادی، هیروشیما و ناکازاکی، کوره های آدم سوزی هم طبقه ای هایشان در آلمان، و امروز  حمام خون و از گرسنگی شکنجه کش کردن بیش از دومیلیون فلسطینی ، با چمدان های پول و دارایی های قابل حمل و نقل شان شتابان مشغول اشغال کوپه های درجه یک و ممتاز با سرویس های ویژه،  شتابان در حال سوار شدن هستند. برای اشغال صندلی ها و کرسی ها در این عقبگرد تاریخی، دست  و پای هم را لگد میکنند. صاحبان صنایع و الیت سیاسی و طبقه ممتاز بورژوا، از ایلان ماسک ها و سلبرتی های صنایع هوش مصنوعی و شاهراه های اطلاعاتی و فن آوری جهانی،  کسانی که بدون آن جمعیت کارکن جهانی، سود و  زندگی و هستی و معاش  شان برباد است، این بخش اقلیت و انگلی مشغول شمارش چمدان های پول و سود و ثروت، همان کاخ نشینانی هستند که بدون کوخ نشینان، هیچ و پوچ و موجودیت انگلی شان برباد است. اما اینکه این قطار به مقصد موعود می رسد یا نه، برای همه شرنشینان، از کاخ نشین تا کوخ نشین، سوالی باز است! 

قطار بازگشت به بربریت و تحجری که سالها است با کارناوال و بالماسکه هایی از تهوع آورترین پروپاگاندها و  تبلیغات ریاکارانه "فرهنگی"، سیاسی، نژادپرستانه و قومی و مذهبی علیه مردم فلسطین تزیین شده است، این روزها و پس از رسیدن به اولین بن بست، یعنی "اردوگاه مرگ غزه"،  که به مدت قریب به دوسال آتش آن را گرم نگاه داشتند، تغییر رنگ داده است. 

این روزها ریاکاری و تغییر "لحن" دیپلماسی سران بلوک در حال فروپاشی غرب، از فرانسه و بریتانیا تا اتحادیه اروپا و متحدین شان، به اندازه عمق جنایات شان علیه غزه، تهوع آور و شنیع است. کسانی که پس از  شراکت کامل در تدارکات و کمک رسانی ضدانسالی در نسل کشی از فلسطینیان و ارسال بمب و پول و اسلحه و مدیریت مشترک پروپاگاند سیستماتیک در باب "ضرورت" کارکرد ماشین کشتار جمعی و نسل کشی ارتش فاشیست اسراییل علیه فلسطینیان، امروز از "عظمت" هیولای مخوف مخلوق خودشان، به هراس افتاده اند. 

در بوق و کرنا تبلیغاتی میکنند که: 

·       "فرانسه با به رسمیت شناختن کشور فلسطین، یک تابوی دیپلماتیک را شکست" و "در پی اظهار رسمی امانوئل ماکرون مبنی بر به رسمیت شناختن کشور فلسطین در نشست آتی مجمع عمومی سازمان ملل، پایتخت‌های غربی در اقدامی همسو، گام‌هایی مشابه به جلو برداشتند. بریتانیا، کانادا و پرتغال در عرض چند روز وعدۀ مشابهی دادند و به این ترتیب فضای تازه‌ای در صحنۀ سیاسی جهان پدید آمد که انزوای سیاسی دولت بنیامین نتانیاهو را تشدید کرده است."

·       "کارشناسان بین‌المللی این هفته هشدار دادند که سناریوی «بدترین حالتِ قحطی» در غزه در حال رخ دادن است. حمله نظامی اسرائیل .. که نزدیک به ۲۲ ماه ادامه داشته، امنیت را در منطقه‌ای با حدود ۲ میلیون فلسطینی از بین برده و رساندن امن غذا به مردم گرسنه را تقریباً غیرممکن کرده است."

·       اخیرا در گزارشی، سازمان دیدبان حقوق بشر اعلام کرد که بنیاد توزیع انسان‌دوستانه،  در مرکز «سیستم معیوب و نظامی‌شده‌ توزیع کمک‌ها» قرار دارد که توزیع غذا را به «کشتارهای منظم» تبدیل کرده است. 

·       "از ماه مه تاکنون، صدها نفر هنگام حرکت به سوی مراکز کمک‌رسانی در تیراندازی نیروهای اسرائیلی کشته شدند. این موضوع را شاهدان، منابع درمانی و دفتر حقوق بشر سازمان ملل تأیید کرده‌اند."

·       و بی شرمانه تر اینکه:  "اورزولا فن‌ درلاین، رئیس کمیسیون اروپا و کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا رنجی را که ساکنان غزه می‌کشند «غیرقابل تحمل» و «غیرقابل دفاع» توصیف کرده‌اند." 

و صدالبته هیچیک از این کارشناسان و گزارشگران و  قدرت ها، به بودجه های نظامی، ارسال اسلحه و حتی کاهش بودجه های نجومی که خودشان و حکومت هایشان برای سرپا نگاه داشتن ماشین جنایی  که در اسراییل، آتش "اردوگاه مرگ غزه" را به مدت ۲۲ ماه  گرم و فعال نگاه داشته است، حتی اشاره  ای "دیپلماتیک" نمی کنند. 

بی شرمانه در گرماگرم جهنم غزه که به گفته خودشان "پایانی بر آن در دورنما نیست"، باب بحث در مورد "دولت فلسطینی" را باز کرده اند ! تا یکی دو سال آینده که فلسطینیان  تماما ریشه کن شده باشند، در مجامع شان باب گفتگوهایشان را به جایی برسانند و روابط دیپلماتیک شان را با متحدین سابق و جدید در منطقه، "آب و جارو" کنند! "چاقو دسته خودش را نمی برد"! 

هراس و بن بست مشترک شان در مورد آینده  مبهم و هولناک "پیروزشان"،  پس از ریشه کن شدن تمام فلسطینان که همراه آن نه تنها امکان بقا  هرنوع دولت یهودی - اسراییلی هم  برای همیشه ریشه کن شده است، که پایه های بلوک شان تماما فروپاشیده و همراه آن شیرازه دهها و دهها جامعه انسانی و متمدن هم از هم پاشیده شده است، همگی شان را به این "دلقک بازی"، این دست و پا زدن های "دیپلماتیک" کشانده است.  تصاویر دلخراش نوزادان و کودکانی که در مقابل چشم جهانیان در این جهنم در حال سوختن هستند، تنها و تنها بهانه "عقب نشینی" دیپلماتیک شان است و نه بیشتر. 

"اردوگاه مرگ غزه"، تنها گوشه ای از تصویر دنیا هولناک پس از فروپاشی بلوک غرب، به رهبری هییت حاکمه آمریکا است که جهانی را مرعوب توحش خود کرده است.  اگر فرمان حرکت قطار رو به آینده ، که بسرعت در حال عقب گرد است، در دست قدرت های جنایی حاکم در غرب و بخصوص آمریکا باشد و رقبای شان در قدرت های نظامی و اقتصادی جهان چندقطبی موجود، تنها نیرو و  "قطب مخالف"،  وقتی است که آن کابوس هولناک به واقعیت تبدیل شده است! 

قطار بازگشت به عقب و بربریت قرون وسطی، که ابعاد تخریب و توحش آن فرسنگها از قرون وسطی دهشتناک تر است، نباید به مقصد برسد!  تصویر دنیای امروز، تصویر غیرقابل تغییری نیست و فاکتورهای تغییر، واقعیاتی غیرقابل انکار است. 

لوکوموتیو ران امروز و جانشین "با نزاکت" تر فردای او، قادر نیست سازمان کار و گستردگی و جهانی شدن کاپیتالیسم، سازمان یافتگی جهانی کار و سرمایه را، که به حکم قوانین کور سرمایه شکل گرفته است، سه قرن به عقب براند، تا "عظمت" دوران اولیه سرمایه داری را به آمریکا و غرب برگرداند! قادر نیست عصر هوش مصنوعی و تولید جهانی متکی به فن آوری و  سرمایه جهانی، نیروی کار جهانی و سرعت بارآوری کار انسانی و گردش عظیم سرمایه را، به عصر اختراع ماشین بخار و انقلاب صنعتی "دوران شکوفایی" سرمایه های "ملی" بازگرداند! لازمه  این عقب گرد، بازگرداندن نظام اقتصادی و سیاسی و اجتماعی جوامع امروز، به  عهد بردگی و استعماری  است! 

بازگرداندن نظام اقتصادی به حکم قوانین ابژکتیو و کور سرمایه، و وجود تاریخی میلیاردها فروشنده متوقع نیروی کار در سراسر جهان، ممکن نیست.  هرچند که بازگرداندن نظام های سیاسی و اجتماعی و اخلاقی به قرون وسطی و از آن عقب تر، در سطح نظری و با "نادیده گرفتن" قدرت جنبش های مترقی، میتواند کاملا ممکن باشد. 

مگر نه اینکه  در سالهای پایان قرن بیست و آغاز قرن بیست و یک، بازگشت به روبناهای قرون وسطی و رساندن حق آدمیزاد به زیر خط "حق حشرات"، برای کاپیتالیسم  پیروز در جنگ سرد، ممکن و حکومت های طالبانی ها و خمینی ها ، به "مدلی" در ساختارهای سیاسی کاپیتالیستی تبدیل شد. تا جایی که این تاریخ تجربه شده، و "دستآورد" کاپیتالیسم جهانی و قطب پیروز آن در جنگ سرد، بعنوان یکی از سرمایه های کاپتتالیسم جهانی، در جهان چند قطبی هم وسیعا "در آغوش گرفته شد"!

وضع تعرفه های ترامپ، "جنگ تجاری" آن با رقیب قدرتمند خود، چین، برای سازمان دادن "جنگ غیرممکن اقتصادی" است!  تا بلکه "عظمت گذشته آمریکا به آن باز گردد"  تا "آمریکا دوباره ثروتمند" ترین جهان شود و کلوپ به زور زنده نگاه داشته شده  شان، "بلوک غرب"،  دوباره آقای جهان! تا  عظمت گذشته  اروپا و دوران استعماری، احیا شود! 

وضع تعرفه های ترامپ  که به این منظور صورت گرفته و میگیرد، تا امریکا را متکی به "کار آمریکایی" و" تولید آمریکایی" کند و به موازات آن همه متحدین را متکی به کار و سرمایه و محصولات ملی ساخت وطن کند، در بعد اقتصادی سناریویی سوخته است!  این ریشه، عدم "موفقیت سیاسی" ترامپیسم و در منجلاب جنایات خود گیرکرده فاشیسم یهودی است که به این عقب گرد نیاز دارد! ریشه این بن بست، نه "بی نزاکتی" و "بی اخلافی" و "دیکتاتومنشانه" بودن رفتار ترامپ است و نه ابعاد هولناک جنایات بی پایان نتانیاهو!  اگر چون فاشیسم قرن بیست در اروپا،   قادر به ایجاد کمترین گشایش و رشد اقتصادی بودند، کوره های آدم سوزی شان را نه تنها در غزه که در سراسر خاورمیانه براه می انداختند و به کسی هم پاسخکو نبودند! همانطور که فاشیسم در اروپای قرن بیست کرد!  بن بست امروز شان واقعیتی است که عملا سرنوشت جهانی را رقم زده است! 

همانگونه که سی سال پیش که در آن بدنبال پیروزی بلوک غرب، جهان کاپیتالیستی "بی مزاحمت"، بنام "پیروزی دمکراسی غربی" یا  "بازگشت عظمت روسیه" یا "مدل اقتصاد کمونیسم چینی"، در یک ارکستر مشترک سنفونی کر کننده  گسترش "اقتصاد بازار آزاد" را می نواخت! و  قادر نشدند در مقابل شکل گیری یک "جهان چند قطبی" مانع ایجاد کنند. امروز هم قادر نیستند در مقابل سقوط بلوک غرب و فروپاشی جهان یک قطبی، مانع ایجاد کنند. 

تخریب چندین و چند کشور و خاورمیانه باطلاق شده، تنها و تنها به طول عمر پروسه فروپاشی کمپ شان، افزود. پایان سیر این فروپاشی اما، نباید بتواند همراه خود، جهانی را فروبپاشاند!  

جنگ امروز شان هم برای دمیدن روح در جنازه مومیایی شده "سرمایه های ملی" قرن نوزده و اخلاقیات و ارزشهای قرن یازده، ممکن نیست. اما  میتوان جهانی را در "آرزوی این هیولا" تخریب کرد! میتوان دهها و دهها شهرو کشور را به سرنوشت غزه و عراق و لیبی و سوریه و تبدیل کرد! 

تنها مزاحم، پایین است! که در تمام سی سال گذشته توسط همگی شان سرکوب شد و هرکجا هم سربلند کرد، چون بهار عربی، آن را به منجلاب قومی و مذهبی تبدیل کردند تا کسی، خارج از میدان قدرت های حاکم، "جرات" نکند برای تغییر در سطح قدرت سیاسی، دخالت کند. 

تنها یک جنگ سیاسی و اجتماعی جهانی است که شکل و شمایل فروپاشی بلوک غرب را مشخص میکند.  یک جبهه این جنگ، بشریت متمدنی است که امروز در سنگر سوگ عزه و در تلاش برای پایان دادن به حمام خون عزه، پناه گرفته است تا شاید فرصت و فرجی برای حمله و تعرض پیدا کند. 

به دنیای واقعی باز گردیم. جایی که در ان این قطار قادر نیست روی ریلی که چیده است، حرکت کند! انچه که ناتوان ش میکند، یکم واقعیات اقتصادی است و دوم، میراث تاریخی جنبش های مترقی مردمی و کارگری است که شهروندان جهان، بخصوص در خود کشورهای غربی، تاریخا به ارث برده اند و به سادگی به بردگی گرن نمی گذارند. همان شهروندانی که تا امروز اردوگاه مرگ غزه را برسرشان خراب کرده اند. 

٧ اوت ٢٠٢٥

١٦ مرداد ١٤٠٤

-----

‎* بخش های دیگر مطلب را میتوانید از لینک های زیر دریافت کنید

‎غروب نظم نوین جهانی میتواند خونین نباشد! 

‎قسمت اول:جنبش مقاومت جهانی

https://hekmatist.com/fa/entesharat/articles-all/240125s

‎قسمت دوم: عروج رسمی فاشیسمی شکست خورده! صف بندی های جهانی

https://hekmatist.com/fa/entesharat/articles-all/240208s

‎قسمت سوم: گزینه های "برون رفت از بن بست"  

https://hekmatist.com/fa/entesharat/articles-all/240502s

قسمت چهارم: سوریه و سناریو های پیش رو‌

https://hekmatist.com/fa/entesharat/articles-all/241223s