علیرغم هیاهوی تبلیغاتِی رسانه ها اصلی در جهان غرب، فاجعه عظیم انسانی و نسل کشی دولت اسرائیل باعث شده که چهره واقعی دولت ها و قدرت های غربی به عنوان نگهبانان خالص و مخلص نظام سرمایه داری و همدستی تمام و کمال با ماشین کشتار دولت اسرائیل آشکار شود.
در این میان دولت آلمان گوی را از دست شرکای خود ربوده و هر روز رکورد جدیدتری در تعرض به انسانیت رقم میزند. در حالی که مردم جهان فریاد عدالتخواهی برای مردم فلسطین سر میدهند، دولت آلمان با تمام قوا در حال سرکوب هر صدای مخالف، هر حرکت اعتراضی و هر نشان انسانی از همبستگی با مردم غزه است.
دولت آلمان، تحت رهبری ائتلاف حاکم، به صراحت از نسل کشی اسرائیل در غزه حمایت کرده و هرگونه انتقاد از این جنایت را "یهودی ستیزی" قلمداد میکند. اما این سناریوی نخ نما که هدفی جز سرکوب سیستماتیک آزادی بیان و اعتراض صدها هزار نفر از مردم متمدن به نسل کشی در فلسطین ندارد، قادر نیست تا در برابر خیل عظیم افکار مترقی و مردم آزادیخواه در آلمان و سایر نقاط اروپا دوام آورد و جامعه را به قهقرای سکوت و سرکوب بکشاند.
حاکمیت در آلمان سیاست دیگری که در دستور دستگاه سرکوب اش قرار داد این بود که در شهرهای مختلف، تظاهرات در حمایت از مردم فلسطین را ممنوع یا با محدودیت های شدید مواجه کرد. برای مثال، در برلین و فرانکفورت، پلیس با خشونت قرون وسطایی تظاهرکنندگان را مورد هجوم وحشیانه قرار میدهد و سعی در متفرق کردن آنها دارد و صدها نفر را تاکنون بازداشت نموده است که باز با موج عظیم تری از تظاهرکنندگان در دفعات بعدی روبرو میشوند.
در ادامه این سناریو، حمله به فعالان اجتماعی را به امید سرکوب جامعه در پیش گرفته است، ویدویو ها و گزارش های متعدد و اظهارات مردمی از یورش پلیس به خانه ها و محل کار فعالان اجتماعی حکایت دارد. پرونده سازی علیه مدافعان فلسطین، بازداشت های خودسرانه و احضار های مکرر، بخشی از این سیاستِ ارعاب سیستماتیک است.
بازگشت به عصر حجر
پلیس آلمان، که خود را به اصطلاح "حافظ دمکراسی" مینامد، در برخورد با تظاهرات های مدافعین مردم فلسطین و یا تظاهرات های علیه جنگ و نسل کشی از هیچ خشونتی دریغ نمیکند. ضرب و شتم، استفاده از گاز اشک آور و باتوم، و گارد آموزش دیده ضد شورش و بازداشت های جمعی، نشان دهنده رویکرد کاملاً وحشیانه و ضد انسانی پلیس و ساختار فکری هیئت حاکمه این کشور است. ویدئوهای متعددی در شبکه های اجتماعی دست به دست میشوند که نشان میدهد پلیس آلمان با بیرحمی و وقاحت تمام به معترضان مسالمت جو حمله میکند، از جمله آن ضرب و شتم زنان و سالمندان شرکت کننده است. در همان حال رسانه های جریان اصلی آلمان، تحت کنترل دولت، اخبار مربوط به خشونت پلیس را سانسور و جنبش های مردمی را "افراطی" و "خرابکار" معرفی میکنند.
آلمان نه تنها از اسرائیل در گذشته و حال حمایت سیاسی و نظامی کامل را داشته اما به ویژه از ابتدای شروع نسل کشی این حمایت ها را چندین برابر و در راس سیاست و بودجه خود قرار داده، بلکه با سرکوب مخالفان داخلی، تلاش میکند تا فضای بین المللی را برای ادامه جنایت در غزه مساعد نگه دارد. این کشور به اصطلاح مدافع "دمکراسی" یکی از بزرگ ترین تأمین کنندگان سلاح برای اسرائیل است تا با این همکاری مستقیم در کشتار مردم غزه نقش قهرمان در این جهنم را ایفا کند.
دستگاه های تبلیغاتی آلمان، با پوشش جانبدارنه، جنایت های اسرائیل را توجیه می کنند و مخالفت های معترضین داخلی به نسل کشی در فلسطین را به حمایت از "تروریسم" جعل نویسی می کنند.
دولت آلمان به روشنی میداند که جنبش حمایت از مردم بی دفاع فلسطین در برابر ارتش هار و تا دندان مسلح دولت فاشیست اسرائیل و هم پیمانان غربی اش، تنها یک مسئله خارجی نیست، بلکه شعله های آتشی است که در اعتراض به کل نظام سرمایه داری به عنوان مسبب این دنیای سیاه و خونین است. هرچه فشار جهانی بر اسرائیل بیشتر می شود، دولت های غربی مانند آلمان بیشتر وحشت می کنند که مبادا این آگاهی طبقاتی و مبارزه جهانی دامان سیستم خودشان را به عنوان شریک در اوضاع بحرانی داخلی و خارجی کشورهای خودشان بگیرد و در نتیجه با گسترش روز افزون خیل معترضین به ظلم، جنایت، سرکوب، کشتار، بی حقوقی و ... دستگاه سرکوب و پلیس خود را وحشیانه تر و هارتر به میدان می فرستند.
سرکوب دولت آلمان نشان می دهد که "دمکراسی" بورژوایی تنها نقابی برای پوشاندن چهره خشن نظام سرمایه داری است. اما تاریخ ثابت کرده است که هیچ سرکوبی نمیتواند اراده مردم را برای عدالت خاموش کند. وظیفه ماست که این جنایات را افشا کنیم، صفوف مبارزه را متحد سازیم و علیه تمام اشکال ستم، تا برچیدن ساختار گندیده سرمایه داری مبارزه را ادامه دهیم.
زنده باد همبستگی بینالمللی
31 جولای 2025
