چشم قریب به هشتاد میلیون انسان ساکن جامعه ایران به آسمان دوخته شده است تا تغییرات جوی و بارشهای معمول فصلی کمبود آب را جبران کند. دو ماه دیگر فقط و فقط دو ماه دیگر تداوم  تحمل مردم، تنها و تنها لنگر و نقطه اطمینان تمامی محافل سیاسی حاکم جمهوری اسلامی برای گذر از بحران آب را تشکیل میدهد.

بحران آب، کابوس تامین آب ایران با هر روز که میگذرد، با هر کند و کاو در حاشیه دلایل و ابعاد این بحران و بخصوص چشم انداز آینده آن به چنبره نفرت انگیزی تبدیل میشود که میتواند باروت تسلی ناپدیر شورشهای مکرر و ویرانگر در آن منطقه قرار بگیرد. انگیزه و زمینه شورشهای  آب در ایران سالهاست که در ان سرزمین خود را به در و دیوار میزند، آب اصفهان و زاینده رود کشمکشهای تک افتاده و اتفاقی نیستند. آب برای نوشیدن، آب برای تندرستی و تمدید حیات، آب برای زمین، برای تامین ملزومات مادی زندگی فردی و اجتماعی چنگ به گلوی کل جامعه انداخته است. 

بحران آب در نفس کمبود آب نیست. کمبود آب و امروز در آستانه قحطی آب، بخودی خود سالها است که بر کل جامعه سایه انداخته است. مشکل آب، در بلاتکلیفی و استیصال حاکم بر کل جامعه و دستگاه حاکم بر جامعه است. دقیقا همین بلاتکلیفی است که تشدید شده، بخش های مختلف بورژوازی را در بهره برداری انگلی و سودجویانه  تغذیه کرده و هر چه بیشتر تفاله آن بر زندگی محرومان جامعه چنگ انداخته است. امروز بدون هیچ اغراق، همه امیدها به یک معجزه برای تامین آب دوخته شده است. مطلقا هیچ کس را در آن جامعه پیدا نمیکنید که به امید تامین آب توسط دستگاه حکومتی سر آرامش بر زمین بگذارد. به این دلیل ساده که هیچ راه حل و چنین عزم و اراده  از طبقه حاکم قابل انتظار نیست و وجود خارجی ندارد. معجزه در تمام پهنه شگرف و باور نکردنی آن برای خود حکومت حاکم آنجاست که  چرا آن مردمان به اراجیف بی سر و ته مسئولان در وعده های آنها از خود  باور نشان میدهند؟ تحمل میکنند، خشم خود را فرو میخورند و هنوز از آشوب نشانی پیدا نیست. 

همه میدانند که بحران آب همان بحران ناتوانی و استنکاف جمهوری اسلامی در پاسخ به استراتژی کارآمد بری تامین آب است. تحریم و محاصره اقتصادی صد البته در شکل گیری و شدت بحران آب مستقیما دخیل بوده است. اما کماکان مساله اصلی آنجاست که مردم در ایران به اندازه کافی فرصت و امکان را در اختیار کل طبقه بورژوازی  حاکم و انواع جناح های آن برای پیدا کردن راه حل قرار داده اند. بیلان امروز، از هر جهت، از بخش حاکم تا اپوزسیون بورژوایی پرو-اسرائیلی، یک بیلان تکان دهنده، با تمام هیبت طبقاتی، یک هشدار بیداری برای طبقه کارگر است. 

در میان آخرین اخبار و تحولات پیام رئیس جمهور اسرائیل و آگهی تبلیغاتی دستگاههای کذایی مرغوب تصفیه آب برای تقویت بازار اپوزسیون پرو-غرب  رذالت را از هواداری بمبارانهای ویرانگر و نقطه زن در جنگ دوازده روزه  به   آلترناتیو رژیم چنج از راه گروکانگیری آب آشامیدنی؛ به مرزهای تازه ای جلو کشید. در مقابل بلاتکلیفی حاکم از طرف مقامات مسئول و مهمتر از آن سیاست رئیس جمهور درسپردن سرنوشت آب به استانداریها فضای سیاسی ایران را هر چه بیشتر به مخاطره کشمکش محافل و اتوریته های محلی رانده است. انتخاب استاندارهای "خودی"؛  با معیار تعلقات مذهبی منطقه، سیاستهای متکی بر منافع و مصالح کارآفرینی محلی، اولویتهای سرمایه و غیره؛ همه و همه آتش بیار خطرناک برای تنش های آب در کل جغرافیای سیاسی ایران خواهند بود.

موجودیت و معیشت طبقه کارگر و توده مردم زحمتکش در بازی خطرناک از طرف نیروهایی به گروگان گرفته شده اند که کوجکترین ارزشی برای منافع و زندگی مردم پایبند نیستند. "آب" میتواند میدان تازه  برای  بازیهای رذیلانه و مسابقه ماجراجویی این نیروها باشد. به این معنا، "آب" یک مساله سیاسی و طبقاتی در جامعه است و جواب سیاسی طبقه کارگر در همه ابعاد آن را در مقابل جامعه قرار داده است. 

"آب" میتواند، و از همه زمینه و  قدرت بسیج برخوردار است که کشمکش بر سر معیشت را مستقیما به یک مبارزه سراسری و عمیقا سیاسی توسط طبقه کارگر  در کل جامعه ارتقاء دهد. واقعیت این است که  چاره قابل باور دیگری در مقابل  "آب" وجود ندارد.