جز طنز تلخ تاریخ هیچ چیز دیگر نمیتواند توضیح دهد که چگونه حلقه موعود گمشده سازمان کاپیتالیستی جامعه ایران، موجودیت بورس تهران درست در شدیدترین بمبارانها و در اقتصاد درب و داغان یک گام بزرگ به جلو برداشت. هرج و مرج اقتصادی سرمایه حاکم بر ایران، تالار شیشه ای، هرج و مرج بورس را کم داشت، مژدگانی که بالاخره در صفحات اقتصادی جراید و رسانه ها به عرض اندام پرداخت. "بازار" به سخن آمد، روزنامه ها از "بازار سرمایه در وضعیت اضطراری" نوشتند:
"حمله اخیررژیم صهیونیستی و واکنش های متقابل ایران بازارهای مالی کشور راوارد فاز جدیدی از بی ثباتی کرد. در این میان بازار ارز، طلا و سهام هر سه به نوعی با موج خروج سرمایه مواجه شدند. اما آنچه بیش از همه آسیب دید، بازار سرمایه بود، بازاری که از ماه ها قبل نیز بدلیل تردید در سودآوری شرکتها و ضعف جریان نقدینگی، مستعد ریزش بود." (روزنامه صبح "عصر رسانه"، پنج شنبه ۱۹ تیرماه)
بورس تهران موجودیت یافت. اما همانطور که انتظار میرفت تولد بورس همانقدر که با قمپزهای فاز و ثبات و بی ثباتی؛ در عین حال توام با نمایش گانگسترمابانه و باجگیری آشکار از بودجه عمومی بود. گزارش کامل به نقل از روزنامه "عصر رسانه" خواندنی است؛ ماجرا بر سر قوز شصت هزار میلیارد تومان از طرف بورس روی همه قوزهای دیگری است که "سود چرانی" سرمایه از کانال پروپاگاند مواجب بگیران ارگانهای رسانه و نهادهای مدافع سرمایه به کارگر وزحمتکش جامعه تحمیل میکند:
"پس از تشدید بحران در بازار سهام و افزایش فشارهای رسانه ای و کارشناسی نهایتا وزارت اقتصاد و داریی و سازمان بورس طی جلساتی فشرده با بانک مرکزی خط اعتباری معادل شصت همت را برای حمایت از بازار سرمایه مصوب کردند."
در اطلاعیه سازمان بورس این اقدام بعنوان قدم اول معرفی شد و تاکید گردید: "جلسات هماهنگی در سطح بانک مرکزی و سازمان بورس و اوراق بهاداربصورت منظم و مستمر به منظور تدام حمایت حداکثری از بازار سرمایه ادامه خواهد داشت." چند روز بعد کاشف به عمل آمد که وزارت اقتصاد و بانک مرکزی و تمامی تحلیل گران حرف مفت زده و کور خوانده اند: "بازار تغییر محسوسی نداشت و شاخص کل همچنان درمسیر نزولی قرار دارد"! و بلافاصله سر و کله تحلیلگران دیگری از زیر بته پیدا شد که معتقدند کار از بیخ عیب دارد: "تاخیر در واکنش سیاست گذار باعث شده تاثیر روانی و اقتصادی این خط اعتباری تا حد زیادی تضعیف شود"
به این ترتیب با بورس "موضوعات کلیدی" کاملا جدیدی وارد اقتصاد ایران میشود: "یکی از موضوعات کلیدی که در تحلیل وضعیت بازار بورس مطرح است، نه صرفا میزان منابع حمایتی، بلکه زمان بندی، شفافیت اجرا و اعتماد سازی در اجرا است. فعالان بازار معتقدند بازار به جای تزریق مقطعی ، نیازمند برامه ای روشن برای تثبیت وضعیت بازار سهام هستند."
به عبارت دیگر مساله بورس، بازار نیست، مساله اشتهای هردنبیل بازار سرمایه نیست، مساله اصلی آنجاست که: سرمایه گذاران در انتظار "اعتماد" نه "عدد" هستند.
" برخی از کارشناسان با اشاره به ساختار شکننده بازار سرمایه و نبود پشتوانه واقعی برای شاخصها، معتقدند که ریزش اخیر بیش از انکه ناشی از جنگ باشد، بازتابی از واقعیت اقتصادی شرکت ها و نبود چشم انداز اقتصادی روشن است." (همه نقل قولها از "عصر رسانه" - همانجا)
پژواک تهدید بی اعتمادی بورس در گوشهای وزیر اقتصاد
آنسوی شهر تهران در عمارت پاستور در خونسردی شایسته یک وزیر اقتصاد آقای مدنی زاده در ستون بررسی وضعیت بلبشوی بازار و سرمایه نگرانی های بورس تهران جواب میگیرد. مدنی زاده از اولویتهای وزیر اقتصاد چه قبل از جنگ، چه در بحبوحه ویرانی و بمباران و تحریم خبر میدهد:
"اولویت های وزارت اقتصاد؛ واگذاری فعالیتهای اقتصادی به بخش خصوصی
وزیر امور اقتصادی و دراریی بر واگذاری فعالیتهای اقتصادی به مردم و بخش خصوصی واقعی به عنوان اولویت اصلی وزارتخانه تاکید کرد و نقش مدیران کل امور اقتصادی و دارایی استانها را در اجرای سیاستهای کلان اقتصادی کشور کلیدی دانست. ایشان اظهار داشت مدیران کل استانی سفیران وزارتخانه در مناطق مختلف کشور هستند و وظیفه دارند سیاستهای اقتصادی را برای نهادهایی نظیر نمایندگان ولی فقیه، اتاقهای بازرگانی، نمایندگان مجلس، استانداران و سایر اعضای شورای اداری تبیین کنند. " (خبرگزاری تسنیم، ۱۸ تیرماه ۱۴۰۴)
داستان خصوصی سازیها که شامل واگذاری هزاران معدن فرسوده و بی صاحب به کارفرمای فرصت طلب سودجو و وحشی در بهره کشی از معدنکاران بی پناه است باندازه کافی نخ نما و آشنا است. "اولویت" جدید وزارت اقتصاد هم شامل سوبسیدهای بیشتر در قانون کار از رعایت دستمزد و بیمه و ایمنی محیط کار تا وامهای بلاعوض خواهد بود.
اما هنوز باید داستان بورس و اولویت های کذایی وزارت اقتصاد جمهوری اسلامی را در سایه "نعمت" جنگ از نظر گذراند. بخش بزرگی از صنایع بدلایل مختلف نیمه تعطیل هستند و دولت رو به مردم زحمتکش مشغول تولیدات قازورات بی سر و ته در توجیه آب و آرد و سیب زمینی و در آرزوی تعویق اعتراضات و حق طلبی در کار و زندگی آنها است. میتوان با یک سر سوزن واقع بینی جلوی چشم تصور نمود تمام کارشناسان و ساختمان شیشه ای و اولویتهای وزارت اقتصاد چگونه در مقابل شکل گیری اولین اعتصابات کارگری دود میشود و به هوا میرود. "اعتماد سرمایه" و "اخم و تخم بورس در واکنش به اعتصاب دستمزدی کارگران"، ترکمون دیگری بالای وزارت کار و شورای عالی دستمزد... همین را کم داشتیم ...
