در این جهان آکنده از دروغ، هیچ چیز هولناک‌تر از آن نیست که جنایت در لباس فضیلت پیچیده شود، و نسل‌کشی در صحنه‌های عدالت بین‌المللی اجرا شود، آن هم در میان کف زدن پایتخت‌های بزرگ.

این زمانهٔ ذهنیت امپریالیستیِ وحشیانه است، ذهنیتی که نه تنها می‌کشد، بلکه قتل را توجیه می‌کند، آموزش می‌دهد، و آن را به قانون تبدیل می‌کند. همان ذهنیتی که بر روی جمجمه‌های ملت‌ها ایستاده و سپس شیپور اخلاق را بر سر ویرانه‌های شهرهای سوخته به صدا درمی‌آورد، و در کتاب‌های خود می‌نویسد که اگر خون "سفید پوست" نباشد، ریختنش اشکالی ندارد.

این ذهنیتی است که در ملت‌ها چیزی جز ابزار نمی‌بیند، در نقشه‌ها تنها فرصت‌هایی می‌بیند، و در بدن‌ها سوختی برای طمعی سیری‌ناپذیر. کشورها را همانند اسباب‌بازی‌های قدیمی از هم می‌پاشاند و مطابق میلش دوباره می‌چیند، و سپس قربانی را سرزنش می‌کند چون فریاد زده، مقاومت کرده، یا خواسته زندگی کند.

در فلسطین اتفاق می‌افتد که ملتی نابود شود، نه با یک گلوله، بلکه با هزار روش: با گرسنگی، با محاصره، با ترس‌افکنی، با تحریف تاریخ، و با کشتن کودکان در برابر چشم جهان. سپس نمایندهٔ امپراتوری ظاهر می‌شود و می‌گوید: ״این دفاع از خود است״، یا ״این عملیات پیچیده علیه تروریست‌هاست״، یا ״غیرنظامیان سپر انسانی هستند״. این صحنه‌ٔ کدام تئاتر است که در متن آن، نسل‌کشی به زبان دیپلماسی نوشته می‌شود؟

این‌ها نه تنها می‌کشند، بلکه به تو یاد می‌دهند چگونه قتل را توجیه کنی، چگونه خون را با کلمات سفید جلوه دهی، و چگونه قربانی را تنها به این جرم که زیر بمباران نفس کشیده، مجرم معرفی کنی. امپریالیسم جدید فقط با اسب و تانک نمی‌آید، بلکه با صفحه‌ نمایش‌ها، گزارش‌ها، و کنفرانس‌های خبری‌ای می‌آید که جنایت را مهندسی و آرایش می‌کنند.

وحشی‌گری فقط در عمل نیست، بلکه در بی‌تفاوتی پس از آن است، در کنفرانس‌هایی که بر خاکستر خانه‌ها برگزار می‌شوند، در نشست‌های اضطراری که با توصیه‌های رنگ‌باخته پایان می‌یابند، در کمیته‌هایی که به همه چیز دقیق می‌نگرند، جز حقیقت.

در این دوران، نسل‌کشی یک ملت کامل بسیار آسان شده، به شرط آن‌که قاتل، حق وتو داشته باشد، یا متحد او باشد. کافی‌ست جنایت با مُهر ״ائتلاف״ امضا شود، یا توییتی ضمیمه‌اش گردد که ״خشونت از هر دو طرف״را محکوم کند، تا از حافظه‌ها پاک شود.

کدام منطق است که کودک فلسطینی را هدفی مشروع می‌بیند، اما شهرک‌نشین اشغالگر را غیرنظامی مظلوم می‌نامد؟ و کدام عقل است که اشغال را با تجهیزات نظامی پاداش می‌دهد، اما محاصره‌ شده را بابت فریادش تنبیه می‌کند؟ بی‌تردید، این همان ذهنیت امپریالیستی است که آفریقا را مباح دانست، هند را غارت کرد، و جهان عرب را مانند کیکی در یک میهمانی ناپاک تقسیم نمود.

اما تاریخ، چشمی دارد که نمی‌خوابد، و زمین، حافظه‌ای دارد که فراموش نمی‌کند. آن‌چه امروز از کشتارهای موجه و قتل‌عام‌هایی در قاب قانونِ سفارشی صورت می‌گیرد، روزی محاکمه خواهد شد، حتی اگر بر صفحه‌های ابرها باشد. زیرا حق کشته نمی‌شود، حتی اگر هزار توجیه او را ترور کرده باشند.