طبقه کارگر و زمین سفت زیر پای کیفرخواست علیه سرمایه

اجلاس شورای عالی کار برگزار شد. چند سطر منتشره از زبان خانه کارگر بطرز درخشانی تمام موجودیت شورای عالی دستمزد، تشریفات تعیین دستمزد، حرف و حدیث کناری دستمزد و بالاخره داستان ترمیم را خلاصه کرده و حاصل آنرا در قضاوت مشتری خود در کیوسک جراید صبح کشور قرار میدهد: هیچ و پوچ! ("در شورایعالی کار امروز چه گذشت؟"، ایلنا، ٢٨ شهریور ١٤٠۵) 
گناه خبرنگار فلک زده نشریه خانه دولتی و رسمی کارگر چه میتواند باشد که شش ماه بعد از مصوبه ای که تمامی طرف های حکومتی تعیین دستمزد همان موقع و یکصدا بر عدم کفایت  دستمزد مصوب تاکید داشتند؛ در شق القمر جدید به "اجماع برسند". 

بقیه ماجرا دیگر از فرط تکرار بی ارزش است و هر شهروند  ایرانی بنا به تعریف باید "فوت آب" باشد که از رایزنی وزیر کار با دولت هیچ آبی گرم نخواهد شد. هنوز نه جلسه بعدی  معلوم است و نه افزایش دستمزد. تازه افزایش دستمزد را باید به تصویب مجلس و شورای نگهبان رساند که خود داستان دیگری است. 

دستمزدها پایین است و جوابگوی نیازهای پایه توده مزدبگیر نیست. دستمزدها باید فورا  افزایش یابد. اما چرا؟ چگونه؟ و برای تغییر اوضاع یقه چه کسی را باید گرفت؟  بالاخره کسی باید به این ادبیات کثیف و توهین آمیز پایان دهد. دستمزدها توسط ارگان حکومتی پایین مقرر شده است. این اقدام جنایتکارانه است و آگاهانه دارد تعداد بیشماری از مردم کارگر و زحمتکش را به کشتارگاه می سپارد.  مردمی که از ترمیم و اجماع و لفت و لعاب بدون تاریخ و بدون تضمین به جایی نخواهند رسید. خوب میدانند که شش ماه بازی تاکنونی ره به کجا میبرد و سال ١٣٩۵ را تکرار سال قبل و قبل تر رقم خواهد زد. 

دستمزدها همیشه و بدون هر گونه انتظار و بدون نیاز به هر مصوبه بدون وقفه در حال تغییر است تا کمترین سطح ممکن از نعمات جامعه نصیب طبقه کارگر بشود. دستمزدها فقط در بیان پولی مقرر در فیش حقوقی خلاصه نمیشود. بخور و نمیر سفره خانواده کارگری که  جز تلنبار تکرار حسرت و گرسنگی نیست؛ برخورداری از مدرسه، صف بیمارستان، اینکه پدر خانواده چند سال عمر خواهد کرد و چند دندان در دهان خواهند داشت، دخترک کارگری چقدر قد خواهد کشید ... مسکن و هزار کوفت دیگر؛ اینکه تا کی قرار است به حرمت و کرامت کارگری جامعه از طرف نوکرهای قد و نیمقد حکومتی در خانه کارگر و شوراهای  عالی تف انداخته شود ... همه و همه کیفرخواست دستمزد جامعه پنجاه میلیونی مزدبگیران ایران را تشکیل میدهند. شاهکار مهندسین و کارگزاران دستمزدهای زیر خط فقر در ایران آنجاست که علنا در این سطر اعلام شده است:

"نشست بعدی شورایعالی کار با موضوع تعیین میزان ترمیم دستمزد کارگران مشمول قانون کار، به زودی برگزار شود."

تعیین تکلیف قانون کار، که رسما نود درصد از کارگر آن جامعه را از همان دستمزد زیر خط فقر مصوب شورای عالی کار محروم میکند با چه کسی است؟ این تبعیض و این آپارتاید توام با رنگ تند توحش در استثمار و سرکوب و بهره کشی، این تاریخ سراپا از سر پل های شناور در میان وعده های بی سر و ته  چگونه و با کدام کیفر خواست  پایان خواهد گرفت؟

همه چیز بستگی به انتخاب کارگران، بخش های پیشرو، رهبران و آژیتاتورهای طبقه دارد. عمارت حکومتی و طبقه سرمایه در ایران کاغذی و پوشالی است و با یک پف در هم میریزد. میتوان متن خبرگزاری ایلنا را از منظر یک گزارش از موقعیت حکومت سرمایه در ایران و در جلسه "چه باید کرد" رهبران کمونیست کارگری از نظر گذراند. این کاری است که ما در حزب حکمتیست (خط رسمی) در دستور کار خود داریم. 

در یک کلام پاسخ دستمزدها فقط میتواند به همان اندازه نامعلوم، و شناور در میان توافقات و انتظارات و مصلحت های کارگری باشد. همانقدر کار صورت خواهد گرفت که دستمزد میدهید!! قانون و مصوبات و دستمزد و افاضات فرعون مسلک مومیایی  مالیده است. همه چیز در گرو طبقه کارگر و زمین سفت زیر پای سازمان و اراده  متحد کارگران است. این بنوبه خود جز با یک کیفر خواست قاطع و انتقام و خلع ید از سرمایه و حکومت جمهوری اسلامی ممکن نیست. 

۲١ سپتامبر ۲٠۲٦