بیش از سه هفته از شروع اعتراضات به افزایش ارزش دلار و گرانی، میگذرد. ده روز شهرهای مختلف ایران شاهد اعتراضاتی توده ای برای رفاه و بهبود معیشت، برای آزادی و خلاصی از جمهوری اسلامی بار دیگر سرها را به طرف مردم در ایران و جدال شان برای آزادی چرخیده شد. اعتراضاتی که به سرعت به صحنه جدال دستگاه سرکوب و نیروهای باند سیاهی و به راه انداختن حمام خون در خیابانها تبدیل شد. اعتراضی که میرفت نوید دور جدیدی از تعرض به فقر و استبداد را بدهد به کابوسی هولناک برای مردم ایران تبدیل شد. 

اعلام رسمی سیاست ״فروپاشی جمهوری اسلامی״، تلاش برای هایجک کردن اعتراضات توده ای، توسط دولت اسرآئیل و سازمان امنیت آن، موساد، فراخوانهای هماهنگ شده با آن توسط اپوزیسیون ارتجاعی، از فراخوان به ״قیام مسلحانه״ تا فراخوان به حمله به موسسات دولتی به امید ״کمک رسانی ترامپ״ و تلاش در عملی کردن این فراخوانها، در کنار حضور گسترده دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی در خیابانها هزاران نفر از مردم بیگناه را قربانی جدال دو دولت ارتجاعی و نیروهای نیابتی آنان کرد. 

روانه کردن ارتش برای سركوب، به نام دفاع از "میهن"، قطع اینترنت، پادگانی کردن شهرها و كشتار و دستگیری و اولین عکس العمل جمهوری اسلامی به این اعتراضات و تلاش برای هایجک کردن‌ آن بود. 

با گذشت سه هفته از این اعتراض و کشتار، هنوز هیچ آمار دقیقی از کشته شدگان و قربانیان این ده روز در دست نیست. اطلاع رسانی قطره چکانی جمهوری اسلامی و افزایش دائمی آمار آن و یا آمار دستگاه تبلیغاتی اپوزیسیون ارتجاعی و دست راستی در غرب، با هدف زمینه سازی برای حمله امریکا، نه قابل اتکا است و نه قابل اعتماد. اما حقیقت غیرقابل انکار قربانی گرفتن هزاران نفر توسط هر دو قطب ارتجاعی از مردم بیگناه، از جوانانی که جز آینده مملو از فقر و فلاکت و خفقان را در مقابل خود نداشتند، جوانانی که با امید رسیدن به رفاه و آزادی به خیابانها آمدند، است.

قربانیانی که در درجه اول جمهوری اسلامی و سپس دولتهای ارتجاعی، پادوهای آنان در اپوزیسیون، از رضا پهلوی و مجاهد تا باندهای فاشیست ״کرد״، ״بلوچ״، ״سنی״ و ...، و میدیای دست راستی است. 

مستقل از میزان قربانیان،‌ این جدال و سرکوب عملا شرایط را برای تحمیل احساس شکست و استیصال به مردم توسط جمهوری اسلامی فراهم کرد. عر و تیزهای جمهوری اسلامی مبنی بر ״پیروزی بر اسرائیل و آمریكا״، تلاش دارد ״قدرت جمهوری اسلامی״ را در مقابل مردم معترض، در مقابل طبقه کارگری که در جدال برای رفاه و‌آزادی پیشروی میکرد و در مقابل جنبشی که عقب نشینی های جدی را به جمهوری اسلامی تحمیل کرده بود، به رخ بکشد. تلاش برای دامن زدن به بی قدرتی، به عدم اعتماد به نفس مردم و به تسلیم کشاندن آنان، در کنار سرکوب و پادگانی و امنیتی کردن زندگی مردم تلاش امروز جمهوری اسلامی است. تبلیغات رسانه های حكومتی امروز از این هم فراتر رفته است و بیشرمانه اعتراضات توده ای و انقلابی شهریور ۱۴۰۱، پس از قتل حكومتی مهسا امینی، را هم به ״توطئه دولتهای اسرائیل و امریكا״ نسبت میدهد.

فضای تبلیغاتی، رسانه ها و پیام سران جمهوری اسلامی، التماس آنها از مردم معترض به‌ آرامش،‌ وعده بهبود اقتصادی و اینكه مردم "حق اعتراض دارند و رسیدگی خواهیم كرد"، جای خود را به تهدید مقابله با "اغتشاشگران و تروریستهای اسرائیل" و "عوامل مزدور" داد. در یک چشم بهم زدن جوان معترض به ״تروریست״ تبدیل شد و جدال مردم با جمهوری اسلامی در تبلیغات حكومتی جای خود را به ״جنگ با اسرائیل و موساد״، ״جنگ با دولت ترامپ״ و سازمان سیا و دفاع از "ایران و امنیت مردم" داد. 

اما این كل ماجرا نیست! جدال دو قطب ارتجاع كه یكی به نام ״مردم ایران״ و ״مقابله با جمهوری اسلامی״ و دیگری به نام ״دفاع از وطن״ و ״مقابله با آمریكا- اسرائیل״ و حمله آنها به ایران و بمباران و… در جریان است،‌ مستقل از تاثیرات مخرب آن بر فضای انقلابی و اعتراضی جامعه ایران علیه جمهوری اسلامی، طیف قابل توجهی از مخالفان حاكمیت را از ترس سوریه ای و لیبی و عراقیزه كردن ایران، برای حفظ وضع موجود در كنار جمهوری اسلامی قرار داد. این حقیقت در جنگ ۱۲ روزه هم اتفاق افتاد و طیفی از مخالفان جمهوری اسلامی به نام "دفاع از وطن در مقابل حمله خارجی"، در كنار حاكمیت قرار گرفتند. عده ای رسما اعلام كردند كه مخالف جمهوری اسلامی هستند و اما حمله و بمباران ایران خط قرمز آنها است و به امثال رضا پهلوی و حامیان اسرائیل و حمله نظامی لقب ״خائن״ و ״وطن فروش״ اعطا كردند.

جمهوری اسلامی مستقل از شرایط حساس كنونی و كشمكش خود با آمریكا- اسرائیل و مستقل از تهدیدات ترامپ و دولت او در حمله به ایران، مستقل از تلاش همه جانبه اسرائیل برای ناامن كردن ایران و راه انداختن جنگهای قومی، مذهبی، ترور و ...، از این شرایط برای وسیعترین حملات به طبقه كارگر و جنبش برابری طلبانه مردم استفاده خواهد كرد. فضای جنگی و تهدید و تبلیغات همه جانبه و زنده بودن خطر حمله به ایران،‌ جنگ جمهوری اسلامی و بورژوازی ایران با طبقه كارگر و بخش محروم جامعه را تسهیل كرده و حكومت ایران روی آن سرمایه گذاری کرده است.

این حقایق شرایط فعالیت ما و جنبش برابری طلبانه در جامعه ایران را به مراتب سخت تر كرده است. ما اكنون عملا در جدال با جمهوری اسلامی وارد دوره ای از جدال مستقیم با اپوزیسیون ارتجاعی شده ایم. اپوزیسیونی كه عملا زیر سیاست آمریكا- اسرائیل به عنوان جریانات باند سیاهی عرض اندام كرده اند. 

جنبش آزادیخواهانه در ایران راهی جز اینكه در جدال خود با جمهوری اسلامی همه جانبه برای كوتاه كردن دست دولتها و عوامل آنها از جامعه ایران بكوشد، ندارد. رضا پهلوی، مجاهد، "جبهه مردمی بلوچستان"،‌ "سپاه ملی كرد"، باند زحمتكشان عبدالله مهتدی و صفی از مرتجعین طرفدار حمله نظامی و تحریمهای وسیع اقتصادی از راست ترین تا چپ ترین آنان، در مقابل جنبش ما صف بسته اند. اینها در کنار جمهوری اسلامی در مقابل جنبش آزادیخواهانه مردم در ایران، در مقابل طبقه کارگر و مردم محرومی که برای آزادی و رفاه تلاش سازمان یافته و رادیکال، در مقابل جنبش رهایی زن قرار گرفته اند. این واقعیتی است که امروز بخش آگاه جامعه به آن واقف است. این نیروها در بعد اجتماعی علیرغم حمایت همه جانبه میدیای "شرافتمند" غربی و… توان زیادی ندارند و نیروی اجتماعی جدی نیستند. مردم محروم، كارگر و زن و جوان معترض و رادیکال این جامعه حول آنها و زیر پرچم ارتجاعی آنان جمع نمیشوند. با این وصف ظرفیت مخرب این جماعت كه اقماری از آنان در همین مدت در تلاش برای بمباران ایران و حتی استفاده از بمب اتم،‌ روی داعش را سفید كرده اند، را نباید دست كم گرفت. ایجاد فضای ناامن، ترور و خون پاشیدن به اعتراضات مردم با اتكا به امكانات مالی، تسلیحاتی،‌ اطلاعاتی و آموزشی دولتی مانند اسرائیل و به كمك میدیای فاسد، را هر گروه فكستنی هم میتواند انجام دهد. اینها در جامعه ای بمباران شده و مردمی آواره و بی خانمان شده و گرسنه و مستاصل میتوانند به راحتی به عنوان داعش، النصرو القاعده های آینده ایران در كنار دهها باند مسلح خود جمهوری اسلامی، ایران را به مراتب بیشتر از لیبی  به میدان كشتار و جنایت به نام ״مذهب״، ״ملت״، ״خاك״ و ״وطن״ كنند.

شانس ما در این اوضاع وجود جنبشی برابری طلبانه و خودآگاه است كه كارگر صنعتی محور آن است. جنبشی كه افق آن آزادی و برابری و سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی با اتكا به نیروی پایین جامعه است. جنبشی كه خواست و مطالبات فوری آن، رفاه و بهداشت عمومی جامعه،‌ تب رایگان،‌ برابری كامل زن و مرد، لغو مجازار اعدام،‌ وسیعترین آزادی های سیاسی،، حقوق كودك و برابری انسانها مستقل از جنسیت، ملیت،‌ مذهب، نژاد و… است. تقویت این جنبش و تلاش برای هر چه متحدتر كردن پایین جامعه حول افق و مطالبات این جنبش،‌ شكل دادن به انواع نهاد و تشكیلاتهای كارگری و مردمی در محل كار و محلات و هر جایی كه ممكن است، گسترش شبكه های و محافل كمونیستی و رادیكال در این جامعه و در این نهادها،‌ پا پیش گذاشتن رهبران رادیكال و سوسیالیست و آگاه جامعه به عنوان سخنگویان جنبش سوسیالیستی طبقه كارگر برای هدایت جنبش اعتراضی، همگی كار  مهم ما است. این تنها راه برای مقابله با جمهوری اسلامی و همزمان كوتاه كردن دست دولتها و نیروهای نیابتی آنها از زندگی و مبارزه مردم ایران است.

تحولات زیر و رو كننده ای در جهان در راه است. جهان در در دل كشمكشهای بزرگ قدرتهای جهانی و منطقه ای، وارد دوره تاریکی شده كه تمام مرزهای اخلاقی بشریت متمدن را زیر پا گذاشته است. دنیایی كه در دل فروپاشی قطب پیروز، ״جهان آزاد״ به رهبری آمریكا، با رئیس جمهور فاشیست و نژاد پرست آن، و مشتی از گانگسترهای نظامی و باندهای جنایتكار جنگی در راس كشورهای مختلف، جنگ و میلیتاریسم و فقر و  تباهی همه جانبه را به بشریت تحمیل كرده است. اما در همین جهان ما شاهد یك بیداری وسیع جهانی از طبقه كارگر و بشریت متمدن، علیه این  توحش و بربریت و جنایت و خونریزی، علیه نسل كشی، علیه این درجه از فقر و بی حقوقی، این درجه از بی رحمی و قصاوت هستیم. ایران در این‌ مدت یكی از مراكز و كشورهای ابستن تحولات انسانی و برابری طلبانه بوده و در سراسر جهان مورد توجه و حمایت بشریت متمدن قرار گرفته است. نباید اجازه داد این نقطه امید توسط دولتهای جنایتكار از جمهوری اسلامی تا قصاب مردم فلسطین و دولت جنایتكار امریكا و پادوهای بی مایه و گوش به فرمان آنها كور شود.

۲۲ ژانویه ۲۰۲۶