چندین ماه از طرح ״صلح״ ترامپ و شروع مذاکرات و توافقات میان اسرائیل و حماس و اعلام آتش بس در غزه میگذرد. صلح و آتش بسی که برای مردم غزه به عنوان امکانی برای نجات از بمباران، کشتار و ترور و مرگ هر روزه خود و کودکانشان نگاه میشد. اما واقعیت این است که صلحی برقرار نشده است، طرف اصلی این ماجرا که اسرائیل، عامل اصلی کشتار و جنایات در فلسطین، است حتی یک روز هم از جنایت خود علیه مردم فلسطین باز نایستاده است. تا امروز دولت فاشیست اسرائیل حتی یک ساعت هم به این ״آتش بس״ پایبند نبوده و به هیچ مرجعی هم جوابگو نیست.
در تمام این مدت ما نه تنها شاهد عدم پایبندی اسرائیل، حتی به یک بند از توافقات میان خود و حماس، بودیم نه تنها شاهد حملات روزانه اسرائیل به نوار غزه و شهرهای رفح و خان یونس و ... بودیم، نه تنها شاهد اعمال تروریستی و تیراندازی هر روزه به مردم محروم فلسطین حتی در مناطقی از غزه هستیم که ارتش اسرائیل در آن مستقر است، که شاهد تلاش اسرائیل برای اجرای برنامه های درازمدت خود برای اشغال بقیه سرزمین های فلسطین در کرانه باختری زیر پرچم ״صلح״ هستیم، سیاستی که علیرغم دو سال جنگ و کشتار و نسل کشی نتوانست تمام به اجرا در آورد.
امروز دولت اسرائیل در تلاش است که کرانه باختری را هم به خاک اسرائیل الحاق کند. این تلاش که مدتی پیش از جانب نتانیاهو و بقیه سران این کشور به اشکال مختلف اعلام شد و حتی صدای ترامپ هم در آمد، اخیراً با تصویب لایحه ای از طرف دولت اسرائیل وارد فازی دیگر شده است. طبق اخباری که توسط رسانه های رسمی اعلام شده است، دولت اسرآئیل سندی را به تصویب رسانده که بر اساس آن ״امکان آن را دارد که بخشی از اراضی این منطقه به طور دائم به مالکیت اسرائیل در آید.״ بر اساس این مصوبه ״خرید زمین توسط شهرک نشینان در کرانه باختری تسهیل میشود״، سیاستی که به گفته رادیو ارتش اسرائیل از ١٩٦٧ تا امروز بی سابقه بوده است. این در شرایطی اتفاق می افتد که ״یونسی فوکس״ وزیر کابینه و مشاور نتانیاهو تهدید کرده است که ״اگر حماس از تسلیم سلاحهای خود امتناع کند و تونلها برچیده نشود، نیروهای دفاع اسرائیل ماموریت خود را تکمیل میکنند و حملات به غزه را از سر میگیرند.״ همزمان با این اقدامات و تهدیدهای روزانه علاوه بر اینکه شخص نتانیاهو، از قصابان مردم فلسطین، توسط ترامپ به ״هیئت صلح״ غزه دعوت شده و به آن پیوسته است، دولت ترامپ تصمیم دارد از شبه نظامیان متحد اسرائیل برای سازمان دادن ״نیروی امنیتی غزه״، استفاده کند. دامنه تعرض های دولت اسرائیل به مردم فلسطین چنان وسیع شده است که شهروندان فلسطینی که در شهرهای اسرائیل زندگی میکنند هم در امان نمانده اند. فقط برای نمونه مرکز حقوق بشر ״عدالت״ در اسرائیل نسبت به ״تشدید خطرناک استفاده تل آویو از بازداشتهای اداری (بازداشتهای بدون محاکمه و امنیتی) علیه فلسطینی ها״، هشدار داده است.
بی تردید مردم آزادیخواه در سراسر جهان و صدها میلیون انسانی که طی دو سال و نیم گذشته علیه نسل کشی اسرائیل دست به اعتراض زدند و دولتهای غربی را زیر فشار همه جانبه قرار دادند، خواهان پایان جنگ و نسل کشی هستند. بی تردید هر انسان شرافتمندی که ابتدایی ترین حقوق انسانهارا از جمله حق زندگی امن را براى آنها برسمیت بشناسد از توافق و صلح در فلسطین خوشحال است و به استقبال آن میرود. اما همچنانکه حزب ما از روز اول اعلام کرده، طرح بیست ماده ای ״صلح״ ترامپ نه برای صلح و پایان کشتار مردم فلسطین است و نه براى پاىان اشغال!. طرح ترامپ در حقیقت راهی برای نجات اسرائیل از بن بست و انزوای جهانی و نجات او از شکست و بن بستی است که در آن قرار گرفته است. همزمان طرح ترامپ در کنار فشار بیسابقه دول اروپایی به جنبش جهانی حمایت از مردم فلسطین و تعرض به آزادیهای سیاسی و اجتماعی شهروندان خود و جنایی کردن حمایت از مردم فسلطین و اعتراض به دولت فاشیست اسرائیل، راهی برای پایان دادن به فشار جنبشی جهانی علیه اسرائیل-آمریکا و متحدین و شرکای اسرائیل در نسل کشی مردم فلسطین بود. راهی که اسرائیل را پیروزمند قلمداد کند و شخص ترامپ را به عنوان ״مبتکر و قهرمان״ صلح به جهانیان بفروشد.
طرح ترامپ و شروع به اجرایی کردن آن و اعلام توافقات مختلف، دامنه فشار جهانی به عاملین کشتار را کاهش داد. جنبشی که میرفت از اعتراضات میلیونی و وسیع خیابانی به اعتصابات مهم کارگری در بنادر و ترانسپورت و اسلحه سازی ها و اعتصابات عمومی در کشورهای مختلف تبدیل شود و اسرائیل و کشورهای غربی حامی او را به زانو در آورد، علیرغم فشار سیستماتیک و کاهش موقت دامنه آن، نه فقط از پا نایستاده است که میرود راه پیشروی خود را پیدا کند.
اکنون اسرائیل نه تنها علیه مردم فلسطین و برای نسل کشی و اشغال همه جانبه سرزمینهای آنها در تلاش است، بعلاوه عملی کردن رؤیای خاورمیانه جدید و تبدیل اسرائیل به قدرت اول منطقه را در الویت اصلی خود قرار داده است. پاکسازی فلسطین از مردم آن با اتکا به نسل کشی و ادامه کشتار و اشغال قطعاً قدم اول در مسیری است که اسرائیل به عنوان استراتژی منطقه ای خود گذاشته است. تلاش اسرائیل در سوریه، بمباران و حملات به مراکز زیر ساختی و نظامی این کشور و تلاش برای راه انداختن جنگهای قومی و مذهبی در این کشور پس از سقوط اسد و به قدرت رسیدن الشرع، ادامه حملات روزانه به لبنان به بهانه مبارزه با حزب الله، حمله نظامی به ایران و تحمیل جنگ ١٢ روزه، تلاش همه جانبه برای متقاعد کردن دولت آمریکا برای شروع جنگی همه جانبه با ایران زیر نام ״ خطر ایران هسته ای״ و ״مخاطرات آن برای اسرائیل״، تلاش برای ایجاد نا امنی در ایران و شروع جنگ داخلی و خونین به کمک نیروهای نیابتی و حامی خود به نام ״دفاع״ از مردم ایران و مقابله با جمهوری اسلامی و دهها اقدام بزرگ و کوچک دیگر، حلقه هایی از طرح اسرائیل برای رسیدن به اهداف بلند پروازانه خود در این منطقه است.
دولت اسرائیل نه تنها مسئولیت یک نسل کشی همه جانبه از مردم فلسطین را بر دوش دارد، نه تنها عامل اصلی تباهی زندگی چند میلیون مردم فلسطین است، همزمان عامل اصلی ناامنی در کل خاورمیانه است. نیاز اسرائیل برای بقا و خروج از بن بست، بی تردید به قیمت تحمیل تباهی بیشتر به مردم فلسطین و مردم منطقه است. مقابله با سیاستهای جنگ طلبانه، خطرناک و ماجراجویی های نظامی- امنیتی اسرائیل در منطقه، وظیفه هر نیرویی است که به حفظ مدنیت و تمدن بشری وفادار است.
جنگ طلبی اسرائیل و اعلام نقشه های ارتجاعی خود در فلسطین و کل منطقه، عملاً و رسما رنگ خود را بر جنبشهای سیاسی و احزابش در سراسر جهان زده است. مستقل از دولتهای بزرگ و کوچک جهان که بخشی از آنها در تمام تاریخ، از جمله در دوره حاضر، از حامیان اصلی اسرائیل و از شرکا و همکاران او در کشتار مردم فسلطین بودند، سایر دولتها از چین و روسیه تا دول جهان عرب و ایران و ترکیه که ریاکارانه سنگ ״دفاع״ از مردم فلسطین را به سینه میزننند، همگی بلااستثنا با چرتکه انداختن بر سر منافع زمینی خود، از اقدامی قابل توجه و عملی در حمایت از مردم فسلطین، پرهیز کرده اند. پس از نوار غزه و کرانه باختری، پس از لبنان و سوریه و به خون کشیدن زندگی صدها هزار نفر، کاندید بعدی متحقق کردن نقشه ״خاورمیانه جدید״ اسرائیل ایران و به راه انداختن جنگی خونین در منطقه است. انتخاب ایران و تلاش برای تحمیل جنگی دیگر به مردم ایران و منطقه، سرسوزنی به سیاستهای ارتجاعی جمهوری اسلامی و درجه قساوت او علیه مردم ایران ربط ندارد. نیروهایی که اقدامات جنگ طلبانه اسرائیل و زورگویی های ترامپ و دولتش و احتمال حمله به ایران را، ״نجات مردم ایران״ نام میگذارند نه تنها شیاد اند که بخشی از صورت مسئله و لشکر زمینی اسرائیل و آمریکا در جنگ احتمالی اند.
دفاع از مردم فلسطین و تلاش برای پایان نسل کشی و اشغال توسط اسرائیل نمیتواند به مقابله با کل پروژه اسرائیل در منطقه گره نخورد. دفاع از مردم محروم فلسطین امری مستقل از مقابله با جنگ طلبی اسرائیل در منطقه نیست. این مهم تنها و تنها بر دوش طبقه کارگر و مردم متمدن جهان و همه نیروهایی است که برای زندگی انسانها و ماندگاری تمدن بشری و حق زندگی و امنیت و صلح ارزش قائل اند. تلاش برای حضور قدرتمند مردم متمدن جهان و ورود همه جانبه تر طبقه کارگر به این میدان و در دفاع از صلح، علیه جنگ و حمله نظامی به ایران، در دفاع از مردم فلسطین و پایان اشغال و جنایات اسرائیل، تنها ضامن متوقف کردن ماشین جنگی اسرائیل- آمریکا و شرکای آنها هم در فلسطین است و هم در منطقه.
١٩ فوریه ۲۰۲۶
