عبدالله مهتدی طی گفتگویی با "ایلای لیک" از نشریه "The Free Press" اعلام کرد که مردم ایران به ‌تنهایی نمی توانند خامنه‌ای و کارگزارانش را از قدرت کنار بزنند و برای سرنگونی رژیم به حمایت بین‌المللی و حمایت آمریکایی نیاز دارند و در نهایت می گوید: "آمریکایی‌ها برای  ایران به نیروی زمینی نیاز ندارند. مردم ایران خود نیروی زمینی خواهند بود". مهتدی همچنین در مصاحبه دیگری با یک رسانهٔ آمریکایی گفته بود که حزب او  در صورت دریافت حمایت می‌تواند در زمان مناسب هزاران نفر را مسلح کند.

در شرایطی که تنش‌ها در خاورمیانه بالا گرفته، دولت آمریکا نیز با ارسال ناوها و کشتی‌های جنگی خود به منطقه، به بهانه دشمنی با جمهوری اسلامی و حفظ امنیت منطقه ای، یک فضائی جنگی را به مردم ایران و کل منطقه حاکم کرده است.، مهتدی فراخوان به حمله نظامی میدهد.

در حالیکه جامعه ایران در ماتم، خشم و سوگواری هزاران عزیز از دست رفته و در شوک دستگیری هزاران نفر بسر میبرد و ترس و نگرانی خطر جنگ از سوی ترامپ جامعه فرا گرفته  و جمهوری اسلامی نیز با نعره های جنگ طلبانه در تلاش است تا هر صدای معترضی را خفه کند و مردم آزادیخواه را به عقب براند.

در چنین شرایطی، اپوزیسیون فرصت طلب، جنگ ‌طلبِ ״محور ترامپی״ از جمله عبداله مهتدی در راس باند تبهکارش از که با شیادی عریان خود را نماینده  مردم معرفی می کند، خواستار جنگ و بمباران شهرها و روستاهای ایران می شود تا همچون هیروشیما و ناکازاکی و با قتل عام صدها هزار نفر وعده‌ی "آزادی" ‌دهد و باند تبهکارش بر ویرانه های آن جامعه از سفره تکه تکه شده قدرت سهمی به او برسد.

مهتدی قبلا در گفتگویی با تلویزیون بی بی سی گفته بود که هر جنگی بد نیست و ممکن است سبب خیر شود، همانطور که بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی باعث شد که دولت ژاپن به متحد کنونی آمریکا بدل شود. امروز مهتدی پا را از این فراتر گذاشته و اعلام می کند که در صورت دریافت حمایت (مالی و تسلیحاتی) از دولت آمریکا توانایی آنرا دارد که هزاران مزدور را همچون مزدوران "بلاک واتر" به استخدام دولت آمریکا درآورد تا اگر آمریکا به ایران حمله کرد ״خدای نکرده״ سرباز آمریکایی کشته نشود و در عوض مزدوران خود را برای اجرا کردن سیاستها و دستورات دولت آمریکا به کار بگیرد. 

مهتدی میگوید: "آمریکایی‌ها برای ایران به نیروی زمینی نیاز ندارند. مردم ایران خود نیروی زمینی خواهند بود"! اشتباه نکنید منظور از ״مردم ایران״ مردمی که در تهران و سنندج و شیراز و تبریز و رشت و ... زندگی میکنند نیست چرا که مهتدی نه در کردستان و نه در ایران از چنان پایه و نفوذ اجتمای برخوردار نیست که تضمینی برای بسیج و به حرکت در آوردن مردم در خیابانها برای ״فروپاشی جمهوری اسلامی״ زیر پرچم امریکا-اسرائیل را بدهد. ״مردم ایران״ اسم رمز نیروهای اجیر شده ای چون ״سپاه ملی کرد״ است. 

طرح مهتدی حضور باند خود در این پروژه به عنوان نیروی زمینی در راستای سیاست و طرح پنتاگون برای به کارگیری مزدوران شبه‌نظامی برای به خدمت گرفتن در جنگ است. سالهاست که دولت آمریکا به منظور کم کردن هزینه های مالی ونظامی خود در سراسر جهان این سیاست را به کار گرفته، از شرکت‌هایی چون "بلک‌واتر" در عراق تا مزدورانی که در یوگسلاوی، سیرالیون، افغانستان و کشورهای آمریکای مرکزی، به خدمت گرفته شده اند. نمونه هایی از دخالت مزدوران حرفه ای استخدام شده ای است که در قبال دریافت پول می جنگند و می کشند.

این اعلام آمادگی همزمان تلاشی برای ابراز وجود و قدرتنمایی در مقابل نیروهای رقیبی چون مجاهد و ״ارتش آزادی״‌ و رضا پهلوی و ״گارد جاویدان״ کاغذی او و ۵۰ هزار نیروی ریزشی، که تو زرد از آب در امد، است. اعلام آمادگی در مسابقه به خون کشیدن زندگی مردم در میان نیروهای ارتجاعی و ضد مردمی، از جمهوری اسلامی تا خود مهتدی است.

تاریخ عبداله مهتدی، بعد از اینکه به کمونیسم پشت کرد، سرشار از گردش به راست از ناسیونالیست کرد تا فاشیست کرد و همزمان شکست و ناکامی است. دوره خاتمی که ״گفتگوی تمدنها״ را پیش کشید، مهتدی با عجله به پیشواز آن شتافت و خواستار نشست و مذاکره با جمهوری اسلامی شد، اما کسی تره هم براش خُرد نکرد، پس از جنگ خلیج و به قدرت رسیدن احزاب ناسیونالیست کُرد در کردستان عراق توسط آمریکا فیلش یاد هندوستان کرد و با آرزوی سوار شدن بر تانکهای آمریکا و ״فتح״ کردستان ایران، پروژه ״بازسازی کومه له״ را راه انداخت و باند زحمتکشان را ساخت. بعدها با شکست پروژه هایش چندین بار با وساطت جلال طالبانی با ماموران جمهوری اسلامی مذاکره و طرح کشتن و ترور کمونیستها را به اجرا گذاشت. همچنین این اواخر و در جریان اعتراضات مردم علیه جمهوری اسلامی، همراه با ״مرکز همکاری احزاب کردستانی״ با میانجی گری یک شرکت نروژی مشترکا با جمهوری اسلامی مذاکره و گفتگو کردند.

با شروع خیزش "زن، زندگی، آزادی" با عجله به جورج تاون شتافت تا شاید بتواند در اتوبوس بدون موتور رضا پهلوی پادویی کند. اینبار هم می خواهد پروژه استخدام مزدور و پیاده نظام را برای دولت آمریکا به پیش ببرد.

مهتدی همواره سمبل فرصت طلبی، نان به نرخ روز خوری و همزمان ناکامی است. کسی که به هر دری می زند تا شاید او را در بازی های سیاسی جدی بگیرند. او خوب می داند که یکی از نگرانی های آمریکا در صورت حمله به ایران، مسئله ادامه کاری، هزینه های مالی و انسانی این جنگ، تاثیرات آن بر موقعیت اش در خاورمیانه و در جنگ اقتصادی اش با چین است و همچنین اطلاع دارد که آمریکا و اسرائیل در تلاشند تا نیروهای نیابتی و مزدور خود را در منطقه سازمان و گسترش دهند. به همین منظور چنین پیشنهادی را بر روی میز آنها می گذارد تا شاید روی او و باند تبهکارش حساب باز کنند. البته مهتدی مانند رضا پهلوی خود را به نشنیدن یک سیاست و یک اولویت از طرف رهبر شان ترامپ میزند. این واقعیت که کاندید اول جایگزنی خامنه ای نه رضا پهلوی و مهتدی و ... که در درون رژیم و در درون حاکمیت و از اپوزیسیون درونی حاکمیت است.  

مهتدی می تواند و آزاد است همچون هر جریان قوم پرست، فاشیست و جنگ طلب برای قدرتهای منطقه ای و جهانی مزدوری کند، اما حق و اجازه ندارد شیادانه خود را نماینده میلونها نفر از مردم آزادیخواه در ایران قلمداد کند و برای آینده آنان تصمیم بگیرد و نسخه بپیچد تا در معامله با آمریکا و اسرائیل مردم بی گناه را به گوشت دم توپ جدال دو کمپ ارتجاعی، تبدیل کند و خود پولی به جیب بزند و به قدرت برسد. 

مهتدی یک امر را نمی داند و یا خود را به نادانی می زند و آن اینست که اولا مردم آزادیخواه و برابری طلب در ایران در تمامی این سالها صف خود را از صف جنگ طلبان و اپوزیسیون پرو غرب جدا کرده اند، این را می توان در تمامی بیانیه هایی که از سوی کارگران، معلمان، زنان، دانشجویان، سندیکا، تشکلهای صنفی و بازنشستگان که در مخالفت با جنگ و در محکوم کردن هر نوع دخالت خارجی در سرنوشت مردم و به خون کشاندن ایران را به وضوح می توان دید. ثانیا عبداله مهتدی نه تنها در ایران، بلکه در کردستان فاقد آن اعتبار سیاسی و اجتماعیست که بتواند خود را نماینده مردم بداند، او حتی اگر در روستای خودش هم چنین اراجیفی را بگوید مردم با گوجه گندیده از او استقبال خواهند کرد.

شکی در این نیست که طبقه کارگر، مردم زحمتکش، ستمدیده و آزادیخواه در ایران، برای خلاصی از بختک جمهوری اسلامی روز شماری میکنند، اما آزادی و رهایی خود را نه به دخالت خارجی و حمله نظامی گره بسته اند و نه به جریانات قوم پرست، فاشیست و مرتجعی همچون مهتدی، پهلوی و مجاهد و یا باندهای درونی جمهوری اسلامی، تا به بهانه مبارزه با جمهوری اسلامی با استخدام مزدور، ایران و منطقه را به میدان جنگ، ویرانی و قحطی و گرسنگی بدل کنند و زندگی شان را دستمایه معامله و دست به دست شدن قدرت کنند.

مردم آزادیخواه و برابری طلب ایران خود با تکیه به اتحاد و قدرت خود، می خواهند و می توانند حاکمیت جمهوری اسلامی را به زیر بکشند و برای آینده خود تصمیم بگیرند.

۱۸ فوریه ۲۰۲۶